تبليغاتX
QUALITY & TRAINING -B N
QUALITY & TRAINING -B N
کیفیت - آموزش - مشاوره : ( کام )
كارآئي و اثربخشي كيفيت
 
كارآئي و اثربخشي كيفيت

چكيده

كيفيت چيست ؟ منظور از كارآئي و اثربخشي چيست ؟ نقش كيفيت به عنوان پيش برنده تعالي چيست؟ آيا بايد بر كيفيت محصولات تمركز داشت يا بركيفيت فرآيند ؟ از چه ابزارهائي ، در چه مقاطعي و چگونه بايد استفاده نمود تا كيفيت مورد نظر با كارآئي و اثربخشي لازم محقق گردد ؟
پاسخ ساده و كوتاه به اين سوالات مقدور نيست ، زيرا اين موارد ابعاد متعددي را در يك نظام كلان در بر مي گيرند . براي درك موضوع در اين مقاله براساس وقوع چهار انقلاب در تفكر مديريت ( تمركز بر مشتري ، بهبود مستمر ، مشاركت همگاني و شبكه سازي اجتماعي ) ، مسير تكامل كيفيت را در شركت هاي متعالي كه رهبري بازار را در دست دارند ، به تصوير مي كشيم . اين موضوع شامل چهار مفهوم تطبيق كه در بردارندة چهار سطح كيفيت است ، مي باشد . اين چهار تطبيق عبارتند از :

• تطبيق با هزينه
• تطبيق با آخرين نياز
• تطبيق با استاندارد
• تطبيق“با“ بهره برداری


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 16:43  توسط بابک نظری  | 

کیفیت کنترل و کنترل کیفت
واژه کیفیت منشأ سردرگمی‌های زیادی است، زیرا در صحبت‌های روزمره معمولاً بر برتری دلالت دارد که البته بسته به قضاوت شخصی فرد یا گروه کوچک است. در این‌صورت واژه کیفیت دارای نوعی ارزش ذهنی می‌شود که تشریح آن به آسانی ممکن نیست، اما اکثریت مردم باور داشته که آن را می‌فهمند و توان تشخیص آن را دارند. در حال حاضر کیفیت در صنعت، تولید و به‌طور فزاینده در حوزه‌های دیگر بار مفهوم دقیق‌تری دارد که به معنای شناسائی ویژگی‌های یک فرآورده یا نوعی خدمت، به‌گونه‌ای که خواسته‌های مشتری را در سطح قابل قبول برآورده کند، تعبیر می‌شود. در این‌صورت کیفیت نوعی ارزش عینی دارد که قابل اندازه‌گیری و سنجش است. سطح این ارزش تلویحاً براساس توافق بین مشتری و عرضه‌کنندگان مشخص می‌شود.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 16:35  توسط بابک نظری  | 

طراحی بر آزمایشات-معرفي DOE

طراحی بر آزمایشات



در اين سمينار به منظور بهبود كيفيت قطعات و فرآيندها از تكنيك «طراحي آزمايشها» استفاده شده است. روش فوق شامل يكسري آزمايشهايي است كه در آن عوامل يا متغيرهاي ورودي يك فرآيند آگاهانه تغيير داده شده و سپس تغييرات حاصله در خروج فرآيند شناسايي، مدلي براي نشان دادن رابطه بين ورودي و مشخصه كيفي خروجي تعريف مي
گردد. سپس با كمك تكنيك تجزيه و تحليل واريانس براي مدل عوامل مهم شناسايي ميشوند.
بهبود كيفيت به روش «طراحي آزمايشها» زماني مي
تواند موثر واقع گردد كه بخش لاينفكي از چرخه طراحي و توسعه فرآيند و محصول باشد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 9:18  توسط بابک نظری  | 

چگونه بیل گیتس در دفترش کار می‌کند؟ [ از زبان خود بیل گیتس ]

چگونه بیل گیتس در دفترش کار می‌کند؟ [ از زبان خود بیل گیتس ]

بیل گیتس را دیگر همه می‌شناسند. اگر ندانند او رئیس غول‌ نرم‌افزاری دنیا مایکروسافت بوده است حتما درباره ثروت افسانه‌ای او شنیده‌اند و هنوز هم با وجود ابرثروتمندانی چون وارن بافت و کارلوس اسلیم کسی نمی‌تواند تصور کند عنوان پولدارترین مرد جهان لایق کس دیگری جز بیل گیتس باشد.
اما در واقعیت او علاوه بر این که یک گیک فوق‌العاده است شاید بتواند عنوان بزرگترین کارآفرینی که تاریخ به خود دیده است را هم یدک بکشد. روش کاری او این روزها، در کالج‌های کارآفرینی به عنوان یک الگوی فوق‌‌العاده آموزش داده می‌شود.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 9:14  توسط بابک نظری  | 

لذت ازکار اداری
کار اداری و انسان دو جزء اصلی و تفکیک ناپذیر هستند که باید به گونه‌ای متناسب با یکدیگر برنامه‌ریزی شوند.
نبود تطابق و تناسب میان توانائیهای انسان و نوع کار اداری که انجام می‌دهد یا مسئولیتی که به عهده وی می‌‌باشد، مشکلاتی نظیر خستگی، تشویش، بدخلقی و بی علاقگی را بوجود می‌آورد.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388ساعت 13:0  توسط بابک نظری  | 

تجزيه و تحليل سيستمهاي اندازه گيري MSA

در باره تجزيه و تحلیلهای سیستمهای اندازه گیری

تجزيه و تحليل سيستمهاي اندازه گيري MSA

امروزه ارقام حاصله از اندازه گيري به عناوين مختلف و بيشتر از گذشته مورد استفاده قرار مي گيرد. ارقام حاصله از اندازه گيري ممكن است براي تعيين اينكه ارتباط و همبستگي بين دو يا چند متغير وجود دارد يا خير مورد استفاده قرار گيرد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه 12 مهر1388ساعت 12:43  توسط بابک نظری  | 

The Five Drucker Questions:

 

 

The Five Drucker Questions:

 

1. What is our mission?

Why you do what you do, the organization’s reason for being, its purpose. Says what, in the end, you want  to be remembered for.

“A mission cannot be impersonal, it has to have deep meaning, be something you believe in Something you know is right. A fundamental responsibility of leadership is to make sure that everybody knows the mission, understands it, lives it”

 

2. Who is our Customer?

Those who must be satisfied in order for the organization to achieve results the primary customer is the person whose life is changed through the organization’s work. Supporting customers are volunteers, members, partners, funders, referral sources, employees, and others who must be satisfied.

“Time and again you will have to ask, ‘who is our customer?’ because customers constantly change. The organization that is devoted to results-always with regard for its basic integrity-will adapt and change as they do”

 

3.What does the Customer value?

That which satisfies customers’ needs (physical and psychological well-being), wants (where, when, and how service is provided),and aspirations (desired long-term results).

“The first rule is that there are no irrational customers. Almost without exception, customers behave rationally in terms of their own realities and their own situation leadership should not even try to guess at the answers but should always go to their customers in a systematic quest for those answers”

 

4.What are our results?

The organization’s bottom line. Defined in changed live-people’s behavior, circumstances, health, hopes competence, or capacity. Results are always outside the organization.

“People are no longer interested to know,is it good cause? Instead they ask, what is being achieved? Is this a responsible organization worthy of my investment ? what difference is being made in society, in this community , in the life of individuals?

 

5.What is our plan?

Defines the particular Place you want to be and how you intend to get there. Encompasses mission, vision, goals, objectives,  action steps, a budget, and appraisal.

|+| نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 13:0  توسط بابک نظری  | 

آيا دروغگويي كار درستي است؟

آيا دروغگويي كار درستي است؟

بيشتر مديران، گاهاً ترغيب مي‌شوند به هنگام مذاكره با كاركنان، مشتريان، روسا و حتي ديگر واحدهاي داخلي سازمان به نوعي نيرنگ و خدعه متوسل شوند. آنها با دادن گزارش‌هاي نادرست تعمدي، پنهان‌كردن حقايق مسلم و يا گزافه‌گويي در صدد برمي‌آيند تا ديگران را با خود همراه كنند.

به گمان من انصاف حكم مي‌كند كه بگويم اگر مديري گه گاه به لاف و گزاف متوسل نشود، چشم خود را به روي فرصتهاي موجود در دل قواعد و مقررات موجود بسته و در نتيجه در دادو ستدهاي جاري كسب و كار، كاستي‌ها و محدوديت‌هاي بسياري عايد خود خواهد ساخت.

بسياري از اين لاف‌هاي كسب و كار را مي‌توان شبيه بازي شطرنج دانست. اصول اخلاقي بازي شطرنج با اصول اخلاقي دلخواه در مناسبات انسانها متفاوت است.  اقتضاي بازي در اين است كه به طرف روبرو اعتماد نكني. اين راهبرد بر ادعاي دوستي چشم مي‌پوشد. در شطرنج، نيرنگ تردستانه و پنهان كردن هدف و توانايي‌ها شرط اصلي است. هيچكس اين اصول را در بازي شطرنج مذموم نمي‌داند و هيچ‌كس نبايد در بازي‌هاي كسب و كار نيز آن اصول را مذموم بداند، زيرا معيارهاي درست و نادرست آن با معيارهاي اخلاقي سنتي حاكم در جامعه فرق دارند.

اين حرف به معناي آن نيست كه لازمه راهبردهاي صحيح و قوي در كسب و كار، مغاير بودن آن راهبردها با اصول اخلاقي دلخواه و درست است. چه بسا گاه آن راهبردها با اين اصول همسو باشند كه اگر چنين باشد همه راضي و خشنود خواهند بود.

مثل بازي شطرنج، كسي كه مي‌خواهد در كار برنده باشد، بايد بينش شطرنج بازها را داشته باشد

|+| نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 12:54  توسط بابک نظری  | 

در باره كاركنان چه بگوئیم!؟

 

    در باره كاركنان چه بگوئیم!؟

چرخ سازمان بايد بچرخد و كاركنان نيز بايد در قبال كار و سازمان مسئوليت بپذيرند. تاكيد زياد برروابط كاري موجب مي‌شود، كاركنان دلشان براي خودشان سوخته و به راحتي شانه از زير بار مسئوليت خالي كنند و براي شكست هايشان بهانه جويي نمایند.دغدغه بيش از اندازه در روابط كاري، موجب سستي حس مسئوليت‌پذيري شخصي شده و باعث مي‌شود فرد ديگر به كار و انجام آن فكر نكند.بر این باورم در هر سازماني، براي انجام وظايف محوله" انضباط" ضروري است. اين امر بويژه در مورد " خود انضباطي" مصداق دارد، قدرت اراده، كنترل فردي و مسئوليت پذيري شخص در سازماني كه در خطر حذف از چرخه رقابت مي‌باشد، بيش از هر زمان ديگري ضرورت پیدا می کند.

اگر چه امروزه ظاهراً راضي و خشنود نگه داشتن همه کارکنان، مد روز سازمانها شده است، ولی باید توجه داشته باشیم که تلاش براي راضي  نگه داشتن همه و یا زير سوال بردن اختلافها و تفاوتهای آنان، موجب همساني و ناتواني در رشد کارکنان می گردد. بياييد با كاركنان همانگونه كه هستند، رفتار كنيم و در وصف آنها اغراق نكنيم.

|+| نوشته شده در  شنبه 11 مهر1388ساعت 12:52  توسط بابک نظری  | 

یک داستان کاملاً واقعی!

یک داستان کاملاً واقعی!

 

خانمي طوطي اي خريد . اما روز بعد آن را به مغازه برگرداند . او به صاحب مغازه گفت اين پرنده صحبت نمي كند . صاحب مغازه گفت : « آيا در قفسش آينه اي هست ؟ طوطي ها عاشق آينه هستند ، آن ها تصويرشان را در آينه مي بينند و شروع به صحبت مي كنند .» آن خانم يك آينه خريد و رفت.

 

روز بعد باز آن خانم برگشت . طوطي هنوز صحبت نمي كرد . صاحب مغازه پرسيد : «نردبان چه ؟ آيا در قفسش نردباني هست ؟ طوطي ها عاشق نردبان هستند.» . آن خانم يك نردبان خريد و رفت.

 

اما روز بعد باز هم آن خانم آمد . صاحب مغازه گفت : آيا طوطي شما در قفسش تاب دارد ؟ نه ؟ خب مشكل همين است . به محض اين كه شروع به تاب خوردن كند ، حرف زدنش تحسين همه را بر مي انگيزد . آن خانم با بي ميلي يك تاب خريد و رفت.

 

وقتي كه آن خانم روز بعد وارد مغازه شد ، چهره اش كاملاً تغيير كرده بود . او گفت : «طوطي مرد.»

 

صاحب مغازه شوكه شد و پرسيد : «آيا او حتي يك كلمه هم حرف نزد ؟» آن خانم پاسخ داد :« چرا ، درست قبل از مردنش با صداي ضعيفي گفت آيا در آن مغازه غذايي براي طوطي ها نمي فروختند ؟»

 

نتیجه گیری داستان و اینکه چقدر شبیه این موضوع در سازمانها اتفاق می افتد بر عهده خودتان!

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 17:25  توسط بابک نظری  | 

سازمان منفعل

سازمان منفعل

سازمانهاي منفعل، مكاني دوستانه براي كار و فعاليت هستند: کارکنان صميمي هستند، تعارض سازمانی در پایینترین حد ممکن می باشد و دستيابي به توافق آسان است. البته كاركنان اين سازمانها ضروتاً منفعل نيستند. بلكه اغلب افراد خوش نيتي هستند كه قرباني خط مشي‌ها و فرايندهاي معيوب شده‌اند.

معمولاً تلاشهاي خيالي، ضعيف ‌يا بي‌ذوق سازمان نسبت به تمركز زدايي موجب افزايش سطوح مديريتي مي‌شود كه مبهم‌تر شدن اختيار تصميم‌گيري را دنبال دارد. در نتيجه بعضي مديران بي‌ميلي نشان مي‌دهند و برخي ديگر مسئوليت تصميمات را برعهده نمي‌گيرند و همكاران را به انتقاديا بي اثركردن تصميمات ترغيب مي‌كنند.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 17:24  توسط بابک نظری  |