|
| |||
| |||
|
پس يك لايه كم رنگ و پر رنگ با هم نشاندهنده ي يك سال از عمر درخت است . وقتي يك درخت را مي بريم ، دايره هائي را مي بينيم كه داخل همديگر قرار گرفته اند .
| |||
|
|
بنابراين كافي است تعداد لايه هاي پر رنگ را بشماريم يا فرقي نمي كند تعداد لايه هاي روشن را بشماريم تا سن درخت مشخص شود . | ||
|
ولي همانطور كه مي دانيد اين كار درستي نيست كه براي تعيين سن درخت آنرا قطع كنيم . مي شود گفت ما سن درخت را از روي قطر و ارتفاع آن حدس مي زنيم . هرچه قطر يك درخت بيشتر باشد عمرش بيشتر است . | |||
آيا مي دانيد :سال كبيسه چيست ؟
| |
|
جواب آن خيلي ساده است ، هر يك سال 365 روز و 6 ساعت است. يعني اين مدت طول مي كشد تا زمين يك دور كامل به دور خورشيد بچرخد.
در روزهاي قديم تر مردم به اين 6 ساعت اهميتي نمي دادند و يك سال را همان 365 روز محاسبه مي كردند اين كار سبب شد كه كم كم زمان سال تحويل تغيير كند.
يعني چه ؟ يعني اگر براي ما ايرانيان اول فرودين كه اولين روز فصل بهار است آغاز سال نو بود كم كم در طي صدها سال، شروع سال جديد جلو افتاد و به زمستان و بعد هم به تابستان رسيد . و مردم يادگرفتند كه بايد اين 6 ساعت را در تقويم خود محاسبه كنند.
براي همين هر 4 سال كه مي گذرد اين 6 ساعتها را باهم جمع مي كنند كه يك شبانه روز كامل يعني 24 ساعت مي شود براي همين ماه اسفند كه در تقويم شمسي 29 روز است هر 4 سال يكبار ، يك روز به آن افزوده مي شود و 30 روز مي گردد.
سالهايي كه اسفند 30 روز است يعني تعداد روزهاي سال بجاي 365 روز ، 366 روز مي شود . اين سال را، سال كبيسه مي گويند.
پس هر 4 سال يكبار سال كبيسه مي شود و قابل پيش بيني است . يعني اگر سال 1383 سال كبيسه بود سال 1387 هم سال كبيسه خواهد بود
كبيسه به معناي بزرگ است يعني سالي كه تعداد روزهايش از بقيه سالها بيشتر است.
فايده سال كبيسه را همانطور كه گفتيم اين است كه باعث مي شود هميشه در يك موقع خاصي و مشخصي ، سال نو فرا برسد كه براي ما ايرانيان اول فروردين است. |
آيا مي دانيد ،خط بريل چگونه است ؟
| ||
![]() |
افراد نابينا با استفاده از نوع خاصي الفبا بنام بريل قادر به خواندن هستند در بريل براي نشان دادن حروف از نقطه هاي برجسته اي استفاده مي شود كه به صفحه كتاب چسبيده اند . | |
|
فرد نابينا با نوك انگشتان خود اين برجستگيها را لمس كرده و چون هر برجستگي معني خاصي دارد آنها قادر به خواندن مي شوند . در اينجا اين علائم نقطه اي را مي توانيد ببينيد .
| ||
|
| ||
|
| ||
|
آيا مي دانيد ازن چيست و چه فايده اي دارد ؟ | ||
| ||
|
بله زمين هم يك سايبان بنام ازن دارد كه مانع عبور پرتو هاي مضرر خوشيد يعني همان اشعه ماوراي بنفش مي شود اگر اين پرتوها به زمين برسد باعث سرطان پوست و بيماريهاي چشمي مثل آب مرواريد مي شود . تازه به گياهان هم آسيب مي رسد و اگر مقدار پرتوها زياد باشد ، موجودات دريايي ميكروسكوپي كه غذاي ماهيها هستند هم از بين مي رود . پس مي بينيد كه اين اشعه ها خيلي خطرناك هستند .
| ||
|
| ||
|
بايد بدانيم كه ازن يك گاز نامرئي است كه جنس آن از اكسيژن است و اين لايه سرتاسر كره زمين در طبقات بالاي اتمسفر قرار دارد و فاصله آن از سطح زمين 15 تا 40 كيلومتر است . ضخامت اين لايه فقط 3 ميليمتر است . البته ضخامت آن يكنواخت نيست و در استوا كه خورشيد مستقيم مي تابد ضخيمتر و در قطبها نازكتر است .
| ||
![]() | ||
|
برخي از مواد شيمايي باعث سوراخ شدن لايه ازون مي شود و آن را از بين مي برد مثل هيدرو فلوئور كربن كه در برخي از يخچالها بخصوص مدل قديمي وجود دارد و يا و متيل برميد كه در آفت كشهاي كشاورزي استفاده مي شود پس موقع خريدن واكس ها ، رنگ ها ، چسب ها و مواد ترميم كننده رنگ مواظب باشيد و مدلهايي كه باعث آسيب لايه ازن مي شود نخريد . آن ماده متيل كلروفورم است |
|
آيا مي دانيد به چه باراني ، باران كشنده مي گويند ؟ | ||
| ||
|
تمام بارانها كمي اسيدي هستند ، اما آلودگي هوا ، خاصيت اسيدي باران را بيشتر مي كند . اين اسيدهاي قوي سنگ ساختمان ها و مجسمه ها را مي خورند و باعث فرو ريختن آن ها مي شوند . بنابراين به آثار باستاني و بناهاي باستاني كه در معرض اين بارانها هستند صدمه فراواني ايجاد مي شود .
| ||
|
بايد بدانيد كه باران اسيدي به درختان هم صدمه مي زند و با ايجاد تغييرات شيميايي در خاك اطراف ريشه ها ، آ نها را ضعيف مي كند و درختان مقاومت خود را در برابر حملات حشرات و ساير آفتها از دست مي دهند . درختان سوزني بيش از ساير درختان از اين باران اسيدي آسيب مي بينند .
و حتي رودها و درياچه ها نير از باران اسيدي صدمه مي بينند و خيلي از حيوانات دريايي در اثر اين بارانهاي اسيدي از بين رفته اند |
انرژي مثبت و انرژي منفي
متاسفانه همه ما عادت كرديم كه هرچي نيروي منفي هست به سمت خودمون بكشيم و نيروهاي منفي هم از خدا خواسته ميان و تو همه جاي زندگيمون جاي ميگيرند. اين طوري ميشه كه ما اجازه نميديم كه خوبيها و نيروهاي مثبت به سراغمون بيان چون ديگه تو زندگيمون جاي خاي وجود نداره!
بيائيد از امروز- نه از همين لحظه به زندگي مثبت نگاه كنيم. براي خودمون آرزوهاي خوب داشته باشيم. كلمات منفي بكار نبريم. يه موقع هائي تو ذهنمون در مورد كسي منفي مي بافيم. مثلا ميگيم اخلاقش بده- منو دوست نداره- يه روز تنهام ميزاره- توانائي مالي نداره- خوب مسلما همين طور هم ميشه چون ما تو ذهنمون اين رو شكل ميديم بعد جالبه توقع داريم ايجوري نباشه. ولي عزيزم همين پيش مياد چون اين دقيقا همون چيزي كه به زبون اورديم و تو دهنمون ساختيم. مطمئنا فكر منفي ما نميذاره كه اون آدم اخلاقش خوب باشه0 ما رو دوست داشته باشه و ..... . حتي اگه اون آدم خوب هم باشه ما با ذهن منفي كه داريم نميتونيم ببينيم. و چقدر حيف.
براي اينكه مثبت ها به سراغمون بيان بايد مثبت نگاه كنيم. مثبت بخواهيم.
اگه آدمها و كارها و پيش آمدهاي دور و بر ما با روحيه ما نميسازند و بناي ناسازگاري ميزارند بخاطر اينه كه ما هنوز خودمون رو تغيير نداده ايم پس ايراد از ماست. ما هميشه فكر ميكنيم ديگرون مشكل دارند اونها بايد خودشون رو عوض كنند اما نه عزيزم مشكل اينه كه ما بايد خودمون رو تغيير بديم.
بيا از همين لحظه به همه چيز يه جور ديگه نگاه كنيم. از آدمهاي دور و برمون توقع زياد نداشته باشيم بلكه از خودمون توقع داشته باشيم. ما ميتونيم اين نيروي مثبتمون رو به ديگرون هم منتقل كانيم يعني هديه كنيم تا اونها هم توزندگيشون شاد باشند و لذت ببرند. اگه ما عوض بشيم همه چيز عوض ميشه.
راستي به هم قول بديم كه براي ديگرون زندگي نكنيم- رنگ عوض نكنيم- خودمون و تو اجبارها و باورهاي غلط غرق نكنيم- بلكه بيا با ديگرون زندگي كنيم بهشون زندگي بديم- بهشون فرصت تغئير بديم. حتي واسه اونهائي كه بنظرمون بدند و يه جورهائي واسمون زدند دعاي خير و بركت بفرستيم چون اینجوری از نيروي منفي غالب درونشون (كه خودشون هم ازش خبر ندارند) در امان خواهيم ماند.
اگه ما ديد مثبت داشته باشيم – حتما مثبتها سراغمون ميان. من يه نمونه اش را امروز صبح تو محيط كاريم ديدم و بهم رسيد .
اگه ميشه كه حتما ميشه الان امتحان كن. اخمها تو باز كن با يه لبخند با يه ديد مثبت از همه مهمتر با اتكا به خدائي كه خداي غير ممكن هاس شادي رو به قلبت بيار. اگه از دست كسي ناراحتي قلبت و صاف كن. قلب تو حيفه واسه انباشتن كينه و نفرت. به قلبت و به وجودت ارزش قائل شو. يه خورده فكر كني ميبيني كه ارزشي نداره. تو قوي تر از اين هستي كه اين جور چيزهاي كوچيك و زودگذر روحت و مچاله كنه. يادمون باشه ما ميتونيم با افكار مثبت همه چيز رو تغيير بديم و اون وقته كه منفيها يواشكي خودشون و ميكشند كنار و از چهار چوب زندگيمون غيبشون ميزنه. آدمهاي دور و برمون هم حتما عوض ميشن چون اونها انعكاسي از فكر ما كار ما كلام ما و خود ما هستند.
من به تو نيروي مثبت خودم رو هديه ميكنم. هميشه بخندي- هميشه شاد باشي- هميشه موفق باشي- توهم يادت نره حتما نيروي مثبتتو هديه بده با نگاهت با كلامت- با رفتارت- با انديشه و ديد مثبتت.
(7 اصل مهم موفقيت بيل گيتس)
اصل اول :
در زندگي همه چيز عادلانه نيست ، بهتر است با اين حقيقت كنار بياييد .
اصل دوم :
دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قائل نيست دراين دنيا از شما انتظار ميرود كه قبل از آنكه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد كار مثبتي انجام دهيد .
اصل سوم :
پس از فارغ التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام شدن كسي به شما رقم فوق العاده زيادي پرداخت نخواهد كرد بهمين ترتيب قبل از آنكه بتوانيد به مقام معاون ارشد با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد بايد براي اين مقام و مزايايش زحمت بكشيد .
اصل چهارم:
اگر فكر ميكنيد آموزگارتان سخت گير است در اشتباه هستيد پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد كه رييس شما خيلي سخت گيرتر از آموزگارتان است چون امنيت شغلي آموزگاران را ندارد .
اصل پنجم:
آشپزي در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد پدر بزرگهاي ما براي اين كار اصطلاح ديگري داشتند از نظر آنها اين كار "يك فرصت بود"
اصل ششم:
اگر در كارتان موفق نيستيد والدين خود را ملامت نكنيد از ناليدن دست بكشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد .
اصل هفتم :
قبل از آنكه شما متولد بشويد والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و بقدريكه اكنون به نظر شما ميرسد ، ملال آور نبودند .
نکته های NLP - خاطره های بد را فراموش کنیم
خاطره های بد را فراموش کنیم
اولین کشف بزرگ و در واقع مهم ترین کاری که NLP کرد، کمرنگ کردن تصویرهای ذهنی است . باید پذیرفت که شخصیت ما چیزی غیر از انبوهی از تصویرهای ذهنی نیست . آنچه آموخته ایم ، هر نوع مهارتی که کسب کرده ایم ، و همه ی تجربه های ما به صورت تصویرهایی در ذهن ما بایگانی شده اند .
این تصویرها از بسیاری جهات به ما کمک می کنند . بدون این تصویرها تقریبا هیچ می شویم . اگر این تصویرهای ذهنی نباشد احتمالا با گیاه فرق چندانی نخواهیم داشت . اما از سوی دیگر برخی از این تصویرها نیز ممکن است مزاحم زندگی ما شوند . در اوایل دهه ی 1970 که اصول اولیه ی NLP کشف شد، به منظور تغییر کیفیت های فرعی تصاویر ذهنی به کار گرفته شد . پس از اینکه مشخص شد که با این شیوه می توان خاطره ها (یا همان تصاویر ذهنی) را دستکاری کرد ، از آن برای کمرنگ کردن یا فراموشی نسبی خاطره های بد استفاده شد . بعدها برای رفع فوبیا (ترس) ، ترک عادتها و رفع وسواس ها از NLP استفاده کردند . این جریان هنوز هم ادامه دارد و هر روز تکنیک های تازه ای برای رفع مشکلات کهنه کشف و ارائه می شود .
تراما چیست ؟
خاطره های تلخ و ضربه ها و آسیب های روانی را اصطلاحا "تراما" می نامند . بعضی از این تراماها ، مثلا حوادث دردناک طبیعی ، عشق شکست خورده ، تصادف های وحشتناک یا مرگ عزیزان ممکن است آثار بسیار بدی بر زندگی افراد بگذارند . ریشه ی بسیاری از ناراحتی های روانی همین خاطره های ناخوشایند هستند . این خاطره ها ممکن است موجب ترس ، افسردگی ، وسواس و امثال آن شوند .
خانمی که از جنس مخالف هراس داشت ، می گفت: "در سن یازده سالگی و در زمانی که داشتم به مدرسه می رفتم ، در یک کوچه ی خلوت پسری به من حمله ور شد . من هراسان برگشتم و خودم را به داخل منزل انداختم . پس از آن واقعه از مردها ترسیدم و تا کنون که 34 سال دارم هنوز ازدواج نکرده ام و هر وقت مردی را می بینم که به من خیره شده است بدنم به لرزه می افتد."
افسردگی ها ، وسواس ها و وسوسه ها هم ممکن است با خاطره های ما مرتبط باشند . لازم به یادآوری است که این عوارض همیشه هم بر اثر خاطره های هولناک پدید نمی آیند ، بلکه نوع تربیت دوران کودکی ، سخنان معلمان و اطرافیان ، فیلمها ، کتابها ، و نظایر آنها هم ممکن است موجب ترس های مرضی و وسواس ها شوند . اما اگر خاطره ی خاصی موجب پیدایش یا تشدید این عوارض شده باشد ، می توان نتیجه گرفت که به احتمال زیاد با کمرنگ کردن آن خاطره ، عوارض ناشی از آن هم بهبود می یابد . در ضمن باید توجه داشت که این راهنمایی ها شما را از مراجعه به روان پزشکان متخصص و معتبر بی نیاز نمی کند ، بلکه اصولا انواع شیوه های روان درمانی در کنار روش های رسمی پزشکی و دارویی است که می تواند نتیجه بخش باشد .
نحوه ی کمرنگ کردن
باید دانست که هیچ خاطره ای را نمی توان از میان برد . خاطره های ما همیشه با ما هستند ، ولو اینکه آنها را فراموش کرده باشیم . خاطره های فراموش شده هم گاهی در اثر بعضی حوادث دوباره در ما زنده می شوند و به یاد می آیند و همین نشان می دهد که هر چند فراموش شده اند ، اما در واقع از میان نرفته اند . از سوی دیگر هدف ما هم نباید این باشد که خاطره ای را به کلی از میان ببریم . همین که آنها را کمرنگ تر کنیم و به اعماق تاریکتر ذهن ببریم کافی است ؛ زیرا در این صورت کمتر در دسترس هستند و آزارندگی آنها به کلی از میان می رود . اگر خاطره ای از میان برود ، بخشی از شخصیت خود هم از میان می رود .
شاهکار NLP این است که تصویرهای زنده ، پررنگ ، بزرگ ، نزدیک و خود احساس را تبدیل به تصویرهایی می کند که کمرنگ و خاکستری ، کوچک ، دور ، و دیگر احساس هستند و چون تاثیرگذاری آنها اندک است ، لذا شخص را آزار نمی دهند . پس از آن باز هم آن فرد می تواند آن خاطره را برای دیگران تعریف کند اما دیگر دچار هیجان های زاید ، تشنج و اندوه غیر ضروری نمی شود . بلکه با خونسردی و به طوری که انگار آن واقعه برای شخص دیگری اتفاق افتاده است آن را تعریف می کند .
اگر ترس ، اندوه ، افسردگی ، یا هر چیز دیگری بر اثر حادثه ی خاصی پدید آمده باشد ، آن خاطره ی خاص را کمرنگ و کم اثر می کنیم . اگر هم خاطره ای وجود نداشته باشد و یا شخص نتواند آن را به یاد آورد ، ناچار ابتدا خاطره ای را می سازیم و سپس آن خاطره ی ساختگی را کم اثر می کنیم .
فرد جدي نمي تواند بخندد
مشرب خوش، در حكم مغناطيسي است كه همه ي گوشها و اذهان را به خود جلب ميكند. و خنده، زباني جهاني است كه وقتي كلمات از عهده بر نمي آيند، از موانع فرهنگي عبور ميكند. مسلماً «كوزينس» اولين كسي نبود كه از مشرب خوش به عنوان روشي مقابله اي استفاده نمود. انسان از روزي كه احساس كرد اگر خودش را غلغلك بدهد خنده اش ميگيرد، از مشرب خوش استفاده كرده است. يونانيان قديم، مشرب خوش را يك فضيلت ميدانستند. از جمله افلاطون معتقد بود كه مشرب خوش، پرورش دهنده ي روح و روان است و آن را به عنوان عاملي التيام بخش توصيه ميكرد. از يونان باستان بود كه تئاتر و از جمله كمدي شكل گرفت كه تا به امروز نيز ادامه دارد. در بسياري از مذاهب و اديان الهي، به مشرب خوش تأكيد شده است. در واقع مشرب خوش به عنوان دارويي التيام بخش در تمامي فرهنگهاي روي زمين ريشه دوانده است، از بوميان آفريقا گرفته تا سرخپوستان آمريكا، همگي به مشرب خوش بها ميدادند. چنين به نظر ميرسد كه مشرب خوش و ويروسي كه در اثر اين مشرب نابود ميشود، هر دو واگيردار هستند.
دكتر «ريموند مودي»، تحت تأثير قدرت التيام بخشي مشرب خوش و بذله در سال 1978 اقدام به مطالعه كتابهاي مختلفي در همين زمينه نمود. از جمله اطلاعاتي كه به دست آورد مطلبي است كه در ادامه شرح داده ايم.
در سال 1260، يك پزشك روشنفكر و پيشرفته ي فرانسوي به نام «هانري دوموندويل» به رابطه ي مهمي ميان احساسات مثبت و سلامتي پي برد. او به بستگان و دوستان و بيمارانش توصيه ميكرد كه براي آنها لطيفه بگويند، با آنها مزاح كنند و آنها را بخندانند.
پادشاهان اروپايي نيز در سالهاي دور، هميشه كساني را در قصر خود داشتند كه آنها را ميخنداندند. شايد مشهورترين اين بذله گويان، «ريچارد تارلتون» بود كه در دربار ملكه اليزابت اول خدمت ميكرد و ميگويند كه او بيش از گروه پزشكي ملكه، به سلامتي او كمك كرد.
گونه هاي مشرب خوش و شوخ طبعي
به رغم بررسيهاي مختلفي كه درباره ي مشرب خوش به عمل آمده، هنوز ميان كارشناسان، بر سر اين كه مشرب خوش به راستي چيست، وحدت نظري وجود ندارد. در واقع هنوز تعريف واحد و جامعي از آن ارائه نشده است. به اعتقاد اغلب صاحبنظران، مشرب خوش، به خودي خود يك احساس مثبت نيست، اما ميتواند منجر به احساسات خوب شود كه از جمله ي آنها ميتوان به شادي، سعادت، خوشي، عشق، اميد، ايمان و قدرت اراده اشاره كرد مشرب خوش يك رفتار نيست، گر چه ميتواند اقدامات و رفتارهايي از قبيل تبسم و خنده را به وجود آورد. با اين حال ميتوان گفت كه مشرب خوش و بذله، يك ادراك و تصور است؛ به اين علت كه ممكن است كسي از يك حرف بامزه خنده اش بگيرد و ديگري به همان حرف نخندد.
با اين حال، با توجه به بعضي از تعاريفي كه درباره ي مشرب خوش ارائه شده، ميتوان گفت كه مشرب خوش داراي دو جنبه ي اصولي است كه به زبان ساده نوعي بده و بستان هستند. يكي آن كه بذله و مشرب خوش را ميتوان جذب نمود يا آن را تجربه كرد و ديگر اين كه ميتوان آن را ابراز كرد و با ديگران در ميان گذاشت. هر كسي به گونه اي داراي مشرب خوش است، هر چند ممكن است كسي با توجه به تجارب خود منكر اين كيفيت باشد. در ميان كساني كه درباره ي مشرب خوش مطالعه كرده اند. «مك گي» به سه عاملي اشاره ميكند كه بايد وجود داشته باشند تا مشرب خوش شكل بگيرد:
1- منبعي كه بتواند محرك بالقوه اي به حساب آيد.
2- شناختي كه بتواند اين بذله يا مشرب را درك كند.
3- پاسخي كه خنده دار بودن رفتار يا گفتار را نشان دهد.
انواع بذله و مشرب خوش
بذله گويي و زدن حرفهاي بامزه و نشان دادن مشرب خوش، انواع مختلفي دارد كه در بسياري از موارد با يكديگر همپوشي هايي پيدا ميكنند. در ادامه ي مطلب، به انواع بذله ها اشاره كرده ايم.
1- تقليد و اداي كسي را درآوردن: ميتوان با تقليد از كسي يا چيزي سبب خنده شد. ثابت شده است كه اين رفتار ميتواند در برخورد و مقابله با استرس مفيد واقع گردد، مشروط بر آن كه به عزت نفس خدشه اي وارد نكند. برخورد مبالغه آميز با رفتارها و ويژگيهاي شخصيتي، نمونه هايي هستند كه ميتوان به آن اشاره كرد.
2- طنز: در حالي كه تقليد و طنزگويي وجوه مشترك فراوان دارند، طنز معمولاً حالت نوشته دارد كه اشكالات اجتماعي و شخصي را بيان ميكند.
3- دلقك بازي: در روزگار گذشته، بسياري از بازيگران سينما با ادا درآوردن و با دلقك بازي درصدد خنداندن اشخاص بودند. سر خوردن روي پوست موز، پرتاب كردن بشقاب خامه و بستني به صورت ديگران نمونه هايي بود كه براي خنداندن ديگران از آن استفاده ميشد.
4- مسخره بازي: نوع ديگر مشرب خوش و بذله، مسخره بازي و رفتارهاي چرند است. مثل اين كه فيلمي تهيه كنيم كه در آن مثلاً پلنگ بستني بفروشد، يا گاوها پشت فرمان اتومبيل رانندگي كنند.
|
|
5- رويدادهاي شگفت انگيز، طنز و طعنه: اشاره به دو رويدادي است كه به اتفاق، بذله اي را ميسازند. مثل اين كه كسي براي شما پاكتي بفرستد، آن را باز كنيد و ببينيد كه يك اسكناس يك صد دلاري به شما هديه كرده است و لحظه اي بعد پاكت ديگري به دستتان برسد كه نشان بدهد مبلغ يك صد دلار از حساب بانكي شما برداشت شده است.
6- ايهام و جناس: صحبتها و رفتارهاي بامزه اي هستند كه به شكلي مدبرانه، در قالب ايهام بيان ميشوند. استفاده از يك كلمه با معاني مختلف، نمونهاي است كه ميتوان به آن اشاره كرد.
7- زخم زبان و تمسخر: زخم زبان، نوعي بذله گويي است كه با خود، نيشي به همراه دارد و در واقع خشمي را بيان ميكند. در واقع ميتوان گفت كه زخم زبان نوعي انتقام كلامي است. كسي كه زخم زبان ميزند، ميخواهد به طرزي اجتماع پسند، منظور و ناراحتي خود را بيان كند. خيليها پس از آن كه حرفشان را در قالب زخم زبان زدند، ميگويند: «شوخي ميكنم.»
8- طنز تلخ: و بالاخره ميتوان به طنز تلخ اشاره كرد كه معمولاً به شكلي با حادثه ي مرگ در ارتباط است. بعضيها به طنز تلخ «لاس زدن با موضوع مرگ» ميگويند. توجه داشته باشيد كه مرگ، يكي از هراسهاي انسان است و معمولاً سعي ميشود با حرفهاي خنده دار با آن برخورد شود تا از شدت نگراني ناشي از آن بكاهد.
شوخ طبعي
درست همان طور كه صاحبنظران به انواع مختلف مشرب خوش و بذله توجه كرده اند، ميتوان به انواع مختلف شوخ طبعيها نيز اشاره كرد. همه به شكلي و در زمينهاي شوخ طبعي دارند، اما ياد دادن شوخ طبعي به ديگران ساده نيست. دكتر «ريموند مودي» در كتاب «خنده بعد از خنده» به چهار نوع شوخ طبعي اشاره كرده است:
1- مرسوم و سنتي: در نظام شوخ طبعي مرسوم و متعارف، دو يا چند نفر موضوع مضحك و خنده داري پيدا ميكنند، به اتفاق درباره اش حرف ميزنند و ميخندند.
2- شوخي و شوخ طبعي در مهمانيها: در بسياري از مهمانيها كساني پيدا ميشوند كه نقل محفل ميشوند و با حرفها و حركات خنده دار خود ديگران را ميخندانند. لطيفه و مزاحگويي در مجالس و مهمانيها، نمونه اي است كه ميتوان به آن اشاره كرد.
3- شوخ طبعي خلاق: نمونه اش را در كساني مييابيم كه كارشان نوشتن بذله و لطيفه است. اين اشخاص اغلب بسيار بانمك، خوش مشرب وبه شدت خلاق هستند. اينها ميتوانند در هر مطلب و هر موضوعي نكته ي بامزه اي پيدا كنند.
4- آزاده و ورزشكار: و بالاخره به كساني بر ميخوريم كه ميتوانند به كارهاي خودشان بخندند و از انسان بودن خودشان لذت ببرند. آنها با خنديدن به اشكالات و عيوب خود، اغلب در موقعيت شادي به سر ميبرند.
مراحل استفاده از مزاح درماني
1- بياموزيد كه زندگي را بيش از اندازه جدي نگيريد: سرپرستار بخش سرطان يكي از بيمارستانهاي بزرگ، به كمك بنياد “هايت”، مأموريت يافت تا در بخش سرطان بيمارستاني كه در آن كار ميكرد از مشرب خوش براي كمك به درمان بيماران سرطاني استفاده كند. او ميگويد: «در طبقه اي كه من در آن كار ميكنم، از سياست به خصوصي پيروي ميكنيم. ما ميگوييم كارتان را جدي بگيريد اما به خودتان سخت نگيريد.» او معتقد است كه بايد به خودتان بيش از كارتان بها بدهيد.
2- براي هر روز خود يك موضوع فرح بخش در نظر بگيريد: اگر خوب نگاه كنيد، ميبينيد همواره در پيرامونتان موضوعهاي مضحك و خنده دار هست كه ميتوانيد به آنها بخنديد. البته مواقعي هست كه خنديدن درست و مطلوب نيست. در لحظات و مواقع جدي، خنده و مزاح ميتواند بيادبي تلقي شود. از اين رو به هنگام خنديدن و مزاح كردن، رعايت احتياط را بكنيد.
3- قوه ي تخيل و خلاقيت خود را افزايش دهيد: مشرب خوش و مزاح كردن و لطيفه گفتن، هميشه اقدامي خلاق است. به اين موضوع توجه كافي داشته باشيد.
الف_ براي افزايش قوه ي تخيل خود بيشتر كتاب بخوانيد و كمتر تلويزيون تماشا كنيد.
ب_ هر زمان كه ميتوانيد داستان يا لطيفه اي بنويسيد
ج_ با بچه ها بازي كنيد. بچه ها از قوه ي تخيل بسيار زيادي برخوردارند. ممكن است برخي از تخيلات آنها به شما هم منتقل شود.
د_ به سياحت و كشف و اكتشاف بها بدهيد. كارهاي شجاعانه بكنيد. به موزه برويد و هنرهاي زيبا را تماشا كنيد.
ه_ چيزي از خود خلق كنيد. كتاب آشپزي بخريد و آشپزي كنيد. براي روز تولد امسالتان، شخصاً هديه اي بسازيد. برنامه بريزيد و به اكناف دنيا سفر كنيد. سرگرمي و تفريح جديدي را شروع كنيد. دنيا را به مكان بهتري براي زندگي تبديل كنيد.
4- به هنگام توصيف يك ماجرا، يا يك حكايت، از روشهاي مبالغه آميز استفاده كنيد: از استعاره ها استفاده كنيد. استفاده مبالغه آميز از استعاره ميتواند توليد خنده بكند.
5- يك كتابخانه از مزاحها و شوخيها تهيه كنيد: يكي از لازمه هاي مقابله، استفاده از منابع موجود است كه ميتواند شامل همه چيز بشود. براي لطيفه درماني، منابع، شامل استفاده ي همه جانبه از كتابها، نوارها، ويديوها و حتي اسباب بازيها و مثلاً تفنگهاي آبپاش ميشود. بخشي از اتاق يا منزلتان را به كتابخانه اي براي شوخي درماني اختصاص دهيد.
ميتوانيد دفترچه اي بخريد و درآن هر لطيفه اي را كه به نظرتان جالب ميرسد يادداشت كنيد. سواي مطالب نوشتني، ميتوانيد از كارتونها، نوشته هاي جالب، روزنامه ها، اشعار عاشقانه و عكسهاي مختلف استفاده نماييد.
6- از انواع مشربهاي خوش استفاده كنيد: لطيفه گفتن و بذله گويي، تنها يك اقدام براي داشتن مشرب خوش است، هر چند اولين مطلبي است كه با شنيدن موضوع مشرب خوش به ياد آن ميافتيم. اما مشرب خوش، تنها محدود به گفتن لطيفه نيست. هر چه دسترسي به انواع مطالب شوخ طبعانه بيشتر باشد، بهتر ميتوان از اين ابزار براي مقابله با استرس استفاده نمود. از جمله ساير روشهاي رسيدن به مشرب خوش ميتوان به سينما، تئاتر، كتابها، موسيقي، تلويزيون و كمدي اشاره كرد. مشرب خوش و سرگرمي، در ضمن بسيار سازگار هستند، هر چند ممكن است هميشه با هم يكي نباشند. سعي كنيد و گوش به زنگ باشيد تا انواع اشكال شوخ طبعي را به زندگيتان راه دهيد.
7- به شبكه ي شوخ طبعي دسترسي داشته باشيد: بارها اتفاق ميافتد كه در جريان زندگي روزانه، روحيه تان را از دست ميدهيد. به اين لحظات توجه داشته باشيد. اغلب آنها زودگذر هستند و ميتوانيد فكري به حالشان بكنيد. اما اگر افسردگي و احساس كسالت طولانيتر شد، احتمالاً لازم است كه از افراد ديگر و كساني كه ميتوانند در اين زمينه به شما كمك كنند، مساعدت بگيريد. همه ي ما، كساني را ميشناسيم كه ميتوانند ما را بخندانند. حتي گاه، وقتي اسم اين اشخاص را ميشنويم و يا به زبان ميآوريم، خندهم ان ميگيرد. از سوي ديگر تا حد امكان از معاشرت با اشخاص بدبين و بدخلق خودداري نماييد. مجبور نيستيد با كشتي آنها به اعماق درياها برويد.
8- بر عزت نفس خود بيفزاييد: خنديدن در شرايطي كه عزت نفس پايين است، دشوار مينمايد. مواقعي هست كه همه ي ما خودمان را چاق، زشت، يا احمق و خرفت ارزيابي ميكنيم. در اين مواقع مسلماً خنديدن و مزاح كردن دشوار ميشود. در اينجا بد نيست كه به قانون اينشتين توجه كنيد كه همه چيز را نسبي ميداند. حقايق را از افسانه ها جدا كنيد. همه روزه به خودتان تأييدهاي مثبت بدهيد. خودتان را دوست بداريد و بر توانمنديهاي خود ارج بگذاريد.
نويسنده: دكتربرايان لوك سيوارد