10 درس از فرهنگ تجارت ژاپنی ها
گرچه اکثر فرهنگ های تجارت کم و بیش متاثر از فرهنگ آمریکایی است، اما به نظر می رسد که فرهنگ ژاپنی دست نخورده تر باقی مانده است.
اکثر تاجران و مهاجران در اولین برخورد خود با ژاپنی ها احساسی ناجور و نامتجانس خواهند داشت، اما معمولاً بیشتر آنها بعد از چند مدت این احساس را ترک کرده و از همکاران ژاپنی خود درس می گیرند. ......
این کشور می تواند درس های زیادی در مورد برخوردهای تجاری و کاری به ما بیاموزد. در این مقاله لیستی از 7 درس مهم که می توانیم از ژاپنی ها بگیریم را برای شما تهیه کرده ایم.
1. معاملات بر پایه ی رابطه های شخصی بنا می شود
در فرهنگ تجارت ژاپنی، غیر معمول نیست که قراردادها بر پایه رابطه های خصوصی و خانوادگی بنا شود. یعنی دو نفر باید از قبل با هم آشناییت داشته و همدیگر را خوب بشناسند. به معنای دیگر، قراردادها از روی احترام و آشناییت متقابل انجام میگیرد. تجارت به طریقی انجام می گیرد که هر طرف از نظر اخلاقی به طرف مقابل متعهد و مسئول باشد.
درس عبرت:
در ژاپن ایجاد رابطه های خوب خصوصی به شما اعتباری می دهد که برای تجارت های بعدی شما بسیار ضروری است. و وقتی توانستید با یک شرکت ژاپنی رابطه ای خوب برقرار کنید، دیگران نیز گرایش بیشتری برای معامله با شما پیدا خواهند کرد.
طریقه ی وفق یافتن:
با راستی و درستی وارد معامله شوید. تا میتوانید سعی کنید تا اطمینان آنها را به خود جلب کرده و با آنها طرح دوستی بریزید.
2. گروه گرا باشید و به تصمیمات گروه احترام بگذارید
ژاپن کشوری است که واژه ی "ما" به جای "من" در آن ارزش بسیار بالاتری دارد. آنها قبل از به مرحله ی عمل آوردن هر تصمیم مهمی، آن را به بحث می گذارند. گروه گرایی به جای فردگرایی در این کشور رونق دارد. شما نیز قبل از اینکه بتوانید پیشنهادات خود را مطرح کرده یا به مرحله ی عمل درآورید، باید عضو گروه شوید.
درس عبرت:
موفقیت کاری گروهی است. هیچ کس به تنهایی موفق نخواهد شد. ژاپنی ها این نکته را دریافته اند و برای همه ی آنها این ضرورت وجود دارد تا به همراه دیگران کار کنند. البته ممکن است روند تصمیم گیری کندتر شود، اما در آخر کار همه تصمیمات خود را ارائه کرده اند، و صدای همه در تصمیم گرفته شده منعکس خواهد شد.
طریقه ی وفق یافتن:
یکی از راه های اصلی در سیاست این است که صدای دیگران را نیز بشنویم. در تجارت غربی معمولاً کار به این شیوه است که همه ی تصمیمات توسط یک رئیس گرفته می شود و به این نکته توجه نمی شود که آن رئیس برای تصمیم گیری نیاز به مشورت و کمک مدیران زیر دست خود دارد. ژاپنی ها این مسئله را فهمیده اند. برای آنها کار گروهی در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. شما هم تا زمانی که نخواهید در کار تک روی کنید و فقط تصمیمات خود را به اجرا بگذارید نزد آنها احترام دارید. تا جایی که می توانید باید بتوانید با قوانین گروهی آنها خود را سازگار کنید، فقط در اینصورت است که در تجارت با آنها موفق خواهید شد.
3. رک گو نباشید
برخلاف آمریکایی ها که بسیار رک گو و رو راست هستند، ژاپنی ها ترجیح می دهند که همه ی مسائل را رک و رو راست به آنها نگویید و آن مطلب را در لفافه و با اشاره مطرح کنید. همه ی تلاش آنها بر این است که آن نکته و مطلب باعث آزار و ناراحتی کسی نشود و به کسی بر نخورد.
درس عبرت:
در فرهنگ تجارت ژاپنی اهمیت زیادی به ادب و احترام داده می شود. آنها تلاش می کنند تا همکاران خودر ا آزرده خاطر نکنند و احترام متقابل را حفظ کنند.
طریقه ی وفق یافتن:
برای این منظور باید سعی کنید تا قبل از حرف زدن آن را در دهان خود مزه مزه کنید. برای جواب دادن به کسی عجله نکنید و مطلب را خوب بررسی کنید و بعد به زبان بیاورید.
4. وقت شناسی نشانه ی احترام است
هرچیز که باعث از بین رفتن غرور، شان و اعتبار اجتماعی شود در تجارت و معاملات ژاپنی ها بسیار مضر است. برای این منظور شما باید همه ی توان خود را به کار گیرید تا این احترام حفظ شود. یکی از بهترین راه هایی که نشان می دهد شما برای طرف مقابلتان احترام زیادی قائل هستید، این است که سر قرارها به موقع بروید و وقت شناس باشید.
درس عبرت:
ژاپنی ها اگر ببینند برای وقت آنها ارزش قائل نیستید، آن را بی احترمی تلقی خواهند کرد. این نیز یکی دیگر از خصایصی است که شرقی ها برخلاف غربی ها بر آن استوارند.
طریقه ی وفق یافتن:
وقت شناسی خصیصه ای است که همه ی ما باید دیر یا زود به آن عادت کنیم. از اینرو، بهتر است تا زمان خود را به گونه ای تنظیم کنید که سر قرار ملاقات های مهم خود به موقع برسید.
5. ارائه ی خدمات به مشتری در اولویت است
اگر به ژاپن سفر کنید، از نزدیک مشاهده خواهید کرد که همه ی کارمندان و مسئولان همه ادارات، برای خدمت به شما بسیار مشتاق و داوطلب خواهند بود. احتمالاً از این مسئله بسیار تعجب خواهید کرد. ژاپنی ها عقیده دارند که رسیدگی به کارهای ارباب رجوع در اولویت همه ی امور است.
درس عبرت:
برخورد خوب با ارباب رجوع، تعهدی است که همه ی ژاپنی ها عمیقاً در قلب خود احساس می کنند. با اینکار باعث جلب مشتری می شوند و آنها را همیشه از خود راضی نگه میدارند.
طریقه ی وفق یافتن:
برای این منظور بهتر است کمی در برخوردهای ژاپنی ها با مشتریان خود دقت و توجه کنید. از رفتار آنها کپی کنید تا بتوانید مثل آنها موفق شوید.
6. ارتباط تلفنی مرتب داشته باشید
در ژاپن ترجیح داده می شود که به جای فرستادن نامه، فکس یا ایمیل، مستقیقاً تماس گرفته شود. این به آن دلیل است که ارزش قائل شدن برای وقت طرف مقابل بسیار اهمیت دارد.
درس عبرت:
با برقراری تماس مداوم خواهید توانست رابطه ی بسیار بهتری با آنها برقرار کنید و اطمینان و احترام آنها را نیز به خود جلب کنید.
طریقه ی وفق یافتن:
اکثر ما برای تلفن زدن به هم کمی تنبلی می کنیم. این ممکن است به خاطر ضعف ارتباطات کاری ما باشد. شما هم باید بتوانید درست مثل ژاپنی ها ارتباطات تلفنی خود را بیشتر کنید. این مکالمات را کمی خصوصی تر کنید تا علاقه ی خود را برای برقراری ارتباط با طرف مقابل نشان دهید.
9. مهمان نواز باشید
ژاپن هم مثل اکثر کشورهای آسیایی خصیصه ی هدیه دادن را حفظ کرده است. برای میهمانان خود هدیه تهیه کنید تا بتوانید از این طریق حس مهمان نوازی و علاقه ی خود را به آنها نشان دهید. برای پرداخت صورتحساب تعارف کنید که اینکار نشانه ی احترام است.
درس عبرت:
مهمان نوازی در تجارت ژاپنی به این معناست که ارتباطات خصوصی مهمتر از رابطه های کاری است.
طریقه ی وفق یافتن:
با مشتری خود بیش از منبعی برای تجارت رفتار کنید. اول روی رابطه تمرکز کنید، و با اینکار تجارت نیز به موفقیت انجام خواهد شد.
10. از فرهنگ های تجارت آگاه شوید
در این دنیای چند فرهنگی، شناختن فرهنگ تجارت کشورهای دیگر باعث می شود تا در محل کار خود ارزش بیشتری پیدا کنید. تا می توانید با فرهنگ های تجارتی مختلف آگاهی پیدا کنید تا موفقیت شما در معامله با آنها تضمین شود.
پايدار باشيد . سرفراز ، سربلند و ايراني باشيد .
|
| |||
|
وقتي سعي ميكنيم با تا زدن تكهاي كاغذ، كلاه درست كنيم يا براي ساخت سبد گل، رشتههاي حصير را به هم گره بزنيم، آنچه روي ميدهد كاملا واضح است. وقتي در اين كار موفق نميشويم ميگوييم «يادم نميآيد.» اين گفته فوقالعاده دقيق است. مراحل اصلي كار با كاغذ يا حصير از يادمان رفته است.
به همين ترتيب، وقتي تلاش ميكنيم شعري را به خاطر بياوريم، كلمات به ذهنمان راه نمييابند. ما اغلب با شروعي دوباره ميتوانيم حركتها و كلمات مورد نظرمان را بازيابيم، ما مراحلي را كه به بخش فراموش شده مربوط ميشوند، بارها و بارها بررسي ميكنيم تا اين كه دوباره در ذهنمان ظاهر شود. به اين ترتيب، شرايطي را كه تحت آن شرايط كلاه كاغذي ميساختيم يا شعري را آموختيم دوباره فراهم ميكنيم و بقيه مطالب مربوطه نيز به يادمان ميآيد.
فراموش كردن يك اسم خاص
اسامي خاص به راحتي فراموش ميشوند و آشكار است كه برخي از آنها را از ياد بردهايد. براي اين كه بتوانيد يك اسم خاص را به خاطر بياوريد، هر چه را كه تصور ميكنيد به آن شخص يا شيء مورد نظر مربوط ميشود، بررسي كنيد. سپس حروف الفبا را به آرامي مرور كنيد و بكوشيد آن اسم را تلفظ كنيد. گاهي از سرعت خود در انجام اين كار و رسيدن به نتيجه شگفتزده ميشويد. در مواقع ديگر، از اين كه به اسم مورد نظر خيلي نزديك شدهايد، اما آن را به ياد نميآوريد عصبي ميشويد. هرچند شايد روز بعد بدون اين كه به موضوع فكر كنيد، همان اسم را به ياد آوريد و از اين يادآوري غيرمنتظره تعجب كنيد.
اگر از پيش بدانيد كه بايد افراد را به اسم خطاب كنيد، ميتوانيد به شيوههاي گوناگون امكان موفقيت خود را در اين كار افزايش دهيد. براي مثال، قبل از بردن دوست خود به يك باشگاه، اسامي اعضاي آن باشگاه را بخوانيد و مرور كنيد يا به محض رسيدن به جلسه و قبل از شروع معارفه، اسامي اشخاصي را كه ميبينيد در ذهن خود تكرار كنيد.
شما بسادگي ميتوانيد فراموشكاري خود را با متانت و لطف بپذيريد. هميشه ميتوانيد به پيري خود متوسل شويد. ميتوانيد به دوستي كه نامش را از ياد بردهايد بگوييد كه هميشه نام كساني را فراموش ميكنيد كه بيشتر ميخواهيد به يادشان باشيد و با اين گفته دوست خود را خشنود سازيد. (اگر نگران از ياد بردن نام كساني باشيد كه برايتان اهميت دارند، اين مورد بيشتر مصداق پيدا ميكند.) يا موردي را تعريف كنيد كه كارمندي نام شما را پرسيده و شما آن را فراموش كردهايد.
روش مفيد ديگر آن است كه ضمن دراز كردن دستتان به سوي كسي كه مدتهاست وي را نديدهايد، خود را معرفي نماييد. اين كاري مودبانه است و احتمالا فرد ديگر هم به همين صورت عمل ميكند.
فراموش كردن آنچه ميخواستيد بگوييد
البته دامنه فراموشي شما به يك كلمه يا اسم محدود نميشود. گاهي ممكن است نقلقولها مفيد باشند؛ اما در صورتي كه شكل درست آنها به ذهن خطور كند.
اگر هنگامي كه همراه ديگران سرود ملي ميخوانيد و بخشي از سرود را فراموش كرديد، ميتوانيد لبهايتان را به گونهاي حركت دهيد كه به نظر بيايد با ديگران همراهيد. اما اگر در افتتاحيه مراسمي از شما بخواهند كه به تنهايي آن را بخوانيد، اين شيوه موثر نخواهد بود. افرادي كه عرق ملي دارند، سرود كشور خود را از روي نوشته نميخوانند. هيچ چيز بجز تمرين كافي موثر نيست.
فراموش كردن آنچه ميخواستيد بگوييد موردي خاص است. در يك گفتگوي مودبانه شما منتظر ميمانيد تا صحبت طرف مقابل تمام شود. سپس متوجه ميشويد چيزي را كه ميخواستيد بگوييد از ياد بردهايد. اگر ديگران متوجه شوند كه شما ميخواستيد چيزي بگوييد، پريشاني و آشفتگيتان بيشتر ميشود. يك راهحل اين است كه حرفتان را در ذهن خود تكرار كنيد. راهحل ديگر اين است كه از امتياز سالخورده بودن استفاده و كلام گوينده را قطع كنيد؛ راهحل ديگر، يادداشت كردن چيزي است كه در نظر داريد بگوييد. (ديگران تصور ميكنند حرفهاي گوينده را مينويسيد).
اگر هنگام صحبت كردن از موضوع اصلي منحرف شويد نيز همين مشكل بروز ميكند. شما مطلبي فرعي را تمام ميكنيد و نميتوانيد علت مطرح كردن آن موضوع يا صحبتهاي قبلي خود را به خاطر آوريد. راهحل ساده آن است كه به مسائل حاشيهاي نپردازيد؛ يعني خودتان كلام خود را قطع نكنيد. هميشه جملههاي طولاني چنين مشكلاتي را ايجاد ميكنند.
وقتي به زباني صحبت ميكنيد كه تسلط چنداني به آن نداريد، احتمال بروز چنين مشكلي زياد است. البته اين مورد مختص سن خاصي نيست. از اين رو بيان كردن يك جمله مركب هميشه اشتباه است. بهترين كار استفاده از جملههاي ساده است. در دوران پيري حتي اگر به زبان مادري خود صحبت كنيد، احتمال بروز چنين مشكلي وجود دارد.
فراموش كردن كاري كه ميخواستيد انجام دهيد
10 دقيقه قبل از ترك خانه گزارش وضع هوا را ميشنويد: احتمال دارد كه پيش از بازگشت شما باران ببارد. به ذهنتان ميرسد كه با خود چتر برداريد. (مفهوم اين جمله كاملا مشخص است: برداشتن چتر به ذهنتان خطور ميكند.) اما هنوز آماده انجام اين كار نيستيد و 10 دقيقه بعد خانه را ترك ميكنيد؛ بدون اين كه چتري با خود برده باشيد. بهترين راهحل چنين مشكلي اين است كه در صورت امكان به محض خطور فكر به ذهنتان آن كار را انجام دهيد؛ چتر را به دستگيره در آويزان كنيد يا آن را كنار كيف دستي يا ساكتان قرار دهيد يا به شيوهاي ديگر فرآيند همراه بردن چتر را آغاز كنيد. از همين روش ميتوانيد براي يادآوري كارهايي استفاده كنيد كه بلافاصله انجام نميشوند. نيمهشب به ذهنتان ميرسد كه زمان ارسال مدارك به سازمان بازنشستگي فرارسيده است. روز بعد فراموش ميكنيد كه مدارك را بفرستيد. به محض اين كه فكري به ذهنتان خطور كرد، آن را عملي كنيد؛ از جا بلند شويد و مدارك بازنشستگي خود را روي ميز صبحانه بگذاريد.
همچنين همين مشكل زماني بروز ميكند كه فكر خوبي در سر داريد و سپس آن را فراموش ميكنيد. اگر اين افكار به طور معمول نيمهشبها به سراغتان ميآيد، يك دفترچه يادداشت يا ضبط صوتي را كنار تختخوابتان قرار دهيد. اگر با فرد ديگري هماتاق هستيد، از قلمي كه چراغ دارد استفاده كنيد. با يك دفتر يادداشت جيبي يا ضبط صوت، ميتوانيد كارهايي را كه ميخواهيد در آينده انجام دهيد به خاطر سپاريد. اين شيوه براي همه افراد، بويژه سالخوردگان، مفيد است. چنين روشي زندگي را شادتر و لذتبخشتر ميكند. به جاي تكيه بر حافظه خود، از يادداشتها استفاده كنيد.
فراموش كردن انجام به موقع كارها
ما بندرت خوردن آسپرين را براي سردرد فراموش ميكنيم؛ اما خيلي پيش ميآيد كه خوردن قرص مربوط به بيماريهاي ناپيدايي مانند فشار خون بالا را از ياد ببريم. تفاوت در چيست؟ ما به 2 دليل آسپرين مصرف ميكنيم: سردرد، خوردن قرص را به ما يادآوري ميكند و وقتي اين كار را ميكنيم، نتيجه سريعي حاصل ميشود، سردرد رفع ميشود. فشار خون بالا يا داروهاي آن، چنين تاثيري ندارند. به طور كلي، اگر ضرورت دارد كه چنين داروهايي را به طور مرتب مصرف كنيم، به 2 چيز نياز داريم: يك يادآوري و يك نتيجه تقويتكننده.
از يك تقويم ديواري بزرگ و تبليغات استفاده كنيد آن را در جايي آويزان كنيد كه هميشه جلوي چشمتان باشد
فرض كنيد بايد قرصي را روزي 2 بار صبح و شب مصرف كنيد. كاري را كه تقربيا هميشه در همان ساعتها انجام ميدهيد، مثل مسواك زدن دندانهايتان در نظر بگيريد. با يك نوار لاستيكي، جعبه قرصتان را به دسته مسواكتان ببنديد. وقتي براي استفاده از مسواك جاقرصي را بر ميداريد، يادتان ميآيد كه بايد قرصتان را بخوريد. به احتمال زياد، بسياري از كارهايتان را هر روز و به طور منظم انجام ميدهيد كارهايي مثل غذا خوردن، شانهزدن موها، لباس پوشيدن و لباس كندن. شما ميتوانيد از اين فعاليتهاي عادي مثل يك ساعت شماطهدار استفاده كنيد تا زمان انجام كارهاي ديگر را به شما يادآوري كنند.
در خصوص نتيجه تقويتكننده، سعي كنيد موفقيت خود را در انجام بموقع كارها ثبت كنيد. يك تقويم و يك قلم مشكي نوكپهن تهيه كنيد. براي مثال، فرض كنيد كه بايد 4 بار در روز قطرهاي را در چشمهايتان بچكانيد. هر بار كه قطره را ميريزيد، يكچهارم فضايي را كه براي هر روز در تقويم در نظر گرفته شده است، سياه كنيد. در پايان روز، اگر ريختن قطره را فراموش نكرده باشيد، همه آن فضا سياه خواهد بود. با گذشت چند روز، ميتوانيد به تقويم سياه شده بنگريد و به خود تبريك بگوييد. به احتمال بسيار زياد، شما به سياه كردن تقويم ادامه خواهيد داد.
فراموش كردن محل قرار دادن چيزهاي گوناگون
«عينك من كجاست؟»، «كليدهاي اضافي ماشين كجاست؟» اين وسايل را هزار جا ممكن است گذاشته باشيد و اگر نتوانيد بخوبي سابق ببينيد، يافتن آنها به مراتب دشوارتر است. شما براي يافتن عينكتان به عينك نياز داريد و حتي وقتي آن را به چشمتان زدهايد نيز در يافتن كليدها با مشكل مواجه ميشويد. انگشتهايتان كه در فضاي تاريك به جستجو ميپردازند نيز بسرعت سابق اشيا را از هم تشخيص نميدهند. از نابينايان بياموزيد. تنها راهحل اين است كه «جاي هر چيزي مشخص باشد و هر چيزي سر جاي خود قرار گيرد.»
يافتن چيزهايي كه بدقت پنهان كردهايد، خيلي دشوارتر است. ميگويند هيچ كس جايي را كه گنجي در آن دفن كرده است فراموش نميكند، اما بسياري از سالخوردگان آرزو ميكنند اي كاش چنين چيزي صحت داشت. شما يك ماه دور از خانه خواهيد بود و چيزهاي باارزشي در خانه داريد كه دوست نداريد به سرقت روند. به جاي اين كه آنها را در بانك بگذاريد، آنها را به زيرزمين يا به اتاق زيرشيرواني ميبريد و با مهارت در ميان جعبهها، چمدانها، لباسها، كتابها و اثاثيه كهنه پنهان ميكنيد. مطمئن هستيد هيچ دزدي وقت خود را صرف گشتن تمام آن خرت و پرتها نخواهد كرد. سپس، وقتي بازميگرديد، خودتان بايد همان مقدار وقت را صرف گشتن كنيد. چون به ياد نميآوريد كه آخرين بار آنها را كجا گذاشتهايد. (در ضمن، سارقان باتجربه محلي را كه افراد بيتجربه تصور ميكنند توجه كسي به آن جلب نميشود و اشياي گرانبهاي خود را در آن مخفي ميكنند، بخوبي ميشناسند.) به احتمال زياد كسي كه گفته بود هيچ كس محلي را كه در آن گنجي را دفن كرده فراموش نميكند، گوشه چشمي به دزدان دريايي داشته است. اما آنها نيز از خطر فراموشكاري آگاهند و نقشه تهيه ميكنند. اگر آنها چنين كاري نميكردند، اين همه داستان درباره گنجهاي مدفون وجود نداشت. شما نيز ميتوانيد به تهيه نقشهاي كه موقعيت گنج شما را نشان دهد و گذاشتن آن نقشه در جايي كه به سهولت بتوانيد آن را بيابيد، اين مشكل را حل كنيد.
مشكل وقتي بدتر ميشود كه فراموش ميكنيد گنجي را مخفي كردهايد. شما قدري بيش از ميزان مورد نيازتان پول نقد داريد و نميخواهيد آن را در خانه رها كنيد. پس چند عدد اسكناس را لاي كتابي در قفسه كتابها ميگذاريد. سالها بعد، كسي كه در يك فروشگاه كتابهاي دست دوم ميپلكد آنها را مييابد. به دنبال نام شما روي صفحه نخست كتاب ميگردد و خدابيامرزي نثارتان ميكند. هرگز فراموش نكنيد كه فراموش كردن بسيار آسان است.
فراموش كردن قرارهاي ملاقات
بايد در زمان خاصي از روز، هفته يا ماه، از بسياري چيزهاي مورد علاقهتان ناهار خوردن با يك دوست يا ديدن يك برنامه تلويزيوني ويژه لذت ببريم، اما تنها در صورتي ميتوانيم لذت ببريم كه آنها را به ياد داشته باشيم و مشكل همين جاست. يك تقويم يا دفتر مخصوص قرار ملاقاتها اين مشكل را حل ميكند، البته به شرطي كه 2 نكته ديگر را به ياد آوريم: 1- قرارهاي خود را ثبت كنيم و 2- به دفتر نگاه كنيم. استفاده مستمر از تقويم ميتواند سهم بزرگي در لذت بردن از زندگي داشته باشد. اما براي بسياري از سالمندان استفاده از آن دشوار است.
براي سهولت كار، نخست از يك تقويم ديواري بزرگ و تبليغات استفاده كنيد. آن را در جايي آويزان كنيد كه هميشه جلوي چشمتان باشد؛ براي مثال، روي ديوار دستشويي. اگر مدام آن را ببينيد. احتمال اين كه به قرارهاي درج شده در آن توجه كنيد، بيشتر ميشود و به ديگر قرارهايي فكر خواهيد كرد كه بايد به اين فهرست اضافه شوند. به اين ترتيب مدام متوجه چيزهايي ميشويد كه بايد ثبت كنيد، نه فقط تعهدات آشكار خود، بلكه فرصتهايي كه بايد در زمان مقرر مورد ملاحظه قرار گيرند. حتي يك نظر اجمالي به ساعتها و روزهاي برنامهريزي دقيقتري براي زندگيتان سوق دهد. وقتي استفاده از دفتر جيبي و يادداشت كردن قرارهاي ملاقات برايتان جا بيفتد، گامي بزرگ براي نيل به يك زندگي لذتبخشتر برداشتهايد.
دوست داشتن انسانها ، يعني به آنان اين آزادي را بدهيم كه كسي باشند كه خودشان انتخاب مي كنند و جايي باشند كه خودشان انتخاب مي كنند . عشق يعني به انسانها اجازه بدهيم به ميل خودشان درزندگي ما حضور داشته باشند .
موجودي دفترچه حساب شما نشان دهنده ميزان ثروت شما نيست . ثروت و فراواني ، چيزي است كه در زندگي شما « جريان » دارد و در گردش است .
قانون بذر اين است : صبر+ تلاش=نتيجه شما خرمن خود ر ا بعد از اينكه كار را انجام داديد، درو خواهيد كرد.
وظيفه شما در زندگي تغيير دادن دنيا نيست وظيفه شما تغيير دادن خودتان است ، براي اين كار هيچ راه حل بيروني وجود ندارد بايد تنها به دنبال راه حل هاي دروني باشيد.
زندگي اين گونه پيش مي رود :
ابتدا سنگ ريزه كوچكي به عنوان هشدار به ما اصابت مي كند. وقتي ما آنرا ناديده مي گيريم . يك آجر به ما بر خورد مي كند . آجر را ناديده مي گيريم و بعد با اصابت يك تخته سنگ بزرگ نابود مي شويم. اگر صادقانه به زندگي مان نگاه كنيم مي توانيم جا هايي كه از علايم هشدار دهنده غفلت كرده ايم ببينيم و بعد باز با وقاحت مي پرسيم : چرا من ؟
معمولا بهترين نقطه براي شروع ، همان مكاني است كه الان در آن قرار داريد
قبل از تغيير آدرستان ، به فكر تغيير افكارتان باشيد، وقتي شما تغيير كرديد ، محيط اطرافتان تغيير خواهد كرد . اين يك قانون است.
همه ما ممكن است شكست بخوريم
اما اين شكست نيست كه ما را مي آزارد، بلكه دانستن اين نكته كه همه تلاش خودرا به كار نبرده ايم ما را رنج مي دهد .
انسانهاي شاد نه تنها تغييرات را مي پذيرند، بلكه آن را در آغوش مي گيرند . آنها كساني هستند كه مي گويند : « چرا بايد بخواهم 5 سال آينده ام مثل 5 سال گذشته ام باشد ؟
قانون زندگي اين است كه قدر همه چيز را بدانيد و از آن لذت ببريد ولي به هيچ چيز وابسته نباشيد.
اولين قانون تكامل( Expansion) « نظم و ترتيب » مي باشد. هر چيزي براي رشد و تكامل احتياج به يك نظام دارد. به يك گل نگاه كنيد ، يك پرتقال را نصف كنيد به تقارن ( Symmetry) يك درخت يا يك كندوي عسل توجه كنيد .....در همه آنها نظم و انضباط ( Discipline) وجود دارد.طبيعت آنچه را كه ضروري است نگه مي دارد و خود را از شر چيز هاي به درد نخور( garbage) و اضافي ( muda) خلاص مي كند به اين مي گويند : « سازمان دهي» يا « Organisation »
هر فكري كه باعث آزار و درد شما مي شود . در نهايت چيزي بيشتر از يك فكرنيست . شما مي توانيد آن را عوض كنيد .
رفتن به دنبال آرزوهايتان تضميني براي يك زندگي راحت تر نيست . زندگي حتي دشوارتر هم مي شود . ولي شما يك سفر بيروني را شروع مي كنيد كه خود آغاز يك سفر دروني است. شما فرصت شكوفا شدن را به دست مي آوريد ، فرصت اينكه ببينيد واقعا كيستيد؟
هر مصيبتي در زندگيتان بيشتر از اينكه يك فاجعه باشد ، فرصتي است تا ديدگاه خود را تغيير دهيد .
وقتي بدن شما آسيب مي بيند ، درد به شما ياد آوري مي كند كه احتياج به استراحت داريد ، يا شايد بايد به فكر عوض كردن كفشتان يا پيدا كردن يك راه بهتر باشيد .
وقتي ذهن و فكر شما آسيب مي بيند ، رنج به ياد شما مي آورد كه دست از نگراني بر داريد يا با گذشت تر باشيد يا جور ديگري فكر كنيد . بنابراين:
« درد دشمن شما نيست درد دوست شما ست »
اگر با خودمان صادق باشيم ، مي توانيم همه اتفاقاتي را كه تا به حال برايمان اتفاق افتاده است فهرست كنيم و ببينيم كه چگونه خود ما در به وجود آمدن آنها موثر بوده ايم .
دنيا هميشه ابتدا علايم ظريفي ( gentle signals) به سوي ما مي فرستد و تلنگر ملايمي به ما مي زند. ولي وقتي ما اين علايم را ناديده مي گيريم با يك پتك به ما هشدار مي دهد ! رشد و تكامل آنگاه به دردناكترين شكل صورت مي گيرد كه در مقابل آن مقاومت كنيم .
روي هر چيزي كه تمركز كنيد بسط و توسعه مي يابد . بنابراين در مورد چيزي فكر كنيد كه آنرا مي خواهيد .
براي اينكه مسايل را جور ديگري ببينيد ، نياز به نيروي اراده يا اعتماد به نفس فوق العاده يا عمل جراحي مغز نداريد . تنها بايد شهامت داشته باشيد كه به گونه اي ديگر بينديشيد. باور هاي شما كيفيت زندگي شما را تعيين مي كنند.
دنيا هيچ نور چشمي اي ندارد موفقيت و شادي شما تنها به شناخت قوانين و اصول طبيعي و چگونگي استفاده از آنها بستگي دارد .
زندگي شما در صورتي موفقيت آميز خواهد بود كه مسئوليت كامل همه انتخاب هايتان را بر عهده بگيريد . و انتخاب شغل و حرفه در صدر فهرست انتخاب هاي شما قرار دارد .
ما براي تنبيه شدن آفريده نشده ايم . ما آفريده شده ايم كه بياموزيم .
هر روز را با نيت متعادل و آرام بودن آغاز كنيد . بعضي روز ها تا شب در اين احساس شناورخواهيد بود و بعضي روز ها اين احساس تنها تا موقع صبحانه دوام مي آورد . اگر رسيدن به آرامش ذهني هدف هر روز تان باشد . هر روز بهتر و بهتر خواهيد شد.
ما به اين دنيا آمده ايم تا درس هاي زيادي بياموزيم . دنيا معلم ماست . وقتي نتوانيم در درسي قبول شويم . آن را دوباره و دوباره به ما مي دهند ! همينكه درسي را فرا گرفتيم درس بعدي از راه مي رسد. و اين درس ها هيچوقت تمام نمي شود .
دنيا به تلاش شما پاداش مي دهد نه به بهانه هايي كه مي تراشيد !
روال زندگي مانند حركت امواج است يعني بحران هاي خانوادگي ، كارت دعوت هاي عروسي و خرابي هاي اتوموبيل با هم بر سر ما نازل مي شوند ! وقتي يك ماه را بدون هيچ صورت حسابي سپري كرديد به خودتان بگوييد :
مقداري موجودي براي موج بعدي كنار خواهم گذاشت . و وقتي با موج بعدي روبه رو شديد به خودتان بگوييد : «اين تنها يك موج گذراست »
ماموريت شما در زندگي اين نيست كه مشكل نداشته باشيد . ماموريت شما اين است كه با انگيزه و پر شور باشيد .
جوامع انساني؛ از طفوليت تا پيري
مقدمه
شناخت جوامع انساني از ادوار زيستي و دورههاي حياتي خود، ابزاري مطمئن در راستاي حل مشکلات و اقدامات مؤثر و به هنگام در زمان حدوث بحرانها و مسائل انساني جامعه است تا آنجا که برخي از صاحبنظران عبور از موانع بر سر راه رشد و تعالي جوامع را منوط به شناخت آن مي دانند. اين اصل با يک مثال ايضاح ميگردد؛ هنگامي که به يک داروخانه ميرويد و طلب قرص سرماخوردگي ميکنيد، پزشک داروساز از شما ميپرسد: « بيمار چه سني دارد ؟ آيا کودک يا نوجوان است يا بزرگسال است؟» در مورد اجتماع نيز به همينگونه است، اگر درصدد حل مشکلات جامعه برميآييم، ابتدا بايد بدانيم آن جامعه در چه سيکلي از دوره حياتش قرار دارد. ممکن است آنچه جزو طبيعت آن دروه است و اصلاً مشکل به حساب نميآيد، مشکل قلمداد شود. در اين مقاله به بررسي دورههاي عمر جامعه از بدو تولد تا مرگ آن به صورت مختصر پرداخته شده است تا شايد در راستاي درک بهتر مسائل و مشکلات جامعه گامي هر چند کوتاه برداشته شود.
1ـ ايجاد
اين دوره شامل مراحل قبل از تولد و تولد ميشود. ايجاد يک جامعه جديد مستلزم فروپاشي يک نظام قبلي است که اين فروپاشي ممکن است به صورت طبيعيت يعني احراز عدم کفايت نظام قبلي و فروپاشي تدريجي و يا تغيير تدريجي بدون اينکه ارکان جامعه تغيير يابند باشد يا به نحو غير طبيعي که به دو شيوه کودتا و انقلاب اتفاق ميافتد.غالباً کودتا بار ارزشي دارد و توسط يک عده خاص که بيشتر نظامي هستند (يا داراي قدرت اجتماعي ويژهاي هستند) صورت ميگيرد و اکثراً جامعهي بعد از آن يک جامعه ديکتاتوري خواهد بود. اما انقلاب يک واژه مثبت است به معني براندازي نظام ناکارآمد و ايجاد يک جامعه جديد. انقلاب بيشتر به براندازي اتلاق ميشود که توسط اکثريت صورت ميگيرد لذا حاصل اين نوع براندازي معمولاً جامعهاي مردمگرا است.آنچه بيش از همه در ايجاد يک جامعه لازم و ضروري است سه عنصر است:1ـ ايده و آرمان (آنچه که امروزه به ارزش و تعهد تعبير ميشود)2ـ رهبر و پيشاهنگ3ـ منبع قدرت (که در هنگام ايجاد جامعه، اين منبع قدرت نيروهاي انساني هستند)البته پررنگ نقش آرمان و ايده در شکل دهي عناصر بعدي بسيار پرواضح است گرچه هميشه عوامل تشکيل جوامع محدود به سه عنصر ذکر شده نيست بلکه ميتواند ترکيبي از چند عامل و فاکتور اثر گذار باشد که قطعاً سه عنصر ذکر شده اهميتي در خور دارند.دامهايي که در اين دوره جامعه را تهديد ميکند، را ميتوان به چهار گروه تقسيم کرد:1ـ محو شدن تعهدات بنيانگذاران2ـ مورد ارزيابي قرار نگرفتن مشکلات آينده و اينکه جامعه به چه ميزان توان حل مشکلات را دارا است .3ـ رهبري آسيب پذير و تحت سلطه اغبار4ـ غير واقع بينانه عمل کردن بنيانگذاراندر صورت بروز مشکلات فوق عدم دسترسي به راه حل مناسب، جامعه در بدو تولد سريعاً از بين ميرود.
2ـ دوره طفوليت
پس از ايجاد، جامعه وارد دوره طفوليت ميشود، مشخصههاي اين طفل بدين شرح است: فضاي جامعه بسيار صميمي است، سلسله مراتب محدود است و خيلي مورد توجه قرار نميگيرد. جامعه سيستمي براي ارزيابي افراد ندارد لذا غالباً تقسيم مسووليتها بر اساس تواناييها صورت نميپذيرد. افراط و تفريط فراواني در سطح جامعه ديده ميشود. در دورة طفوليت جامعه به دو زير ساخت نياز اساسي دارد: 1ـ زيرساختهاي اقتصادي: که نيازهاي معيشتي افراد جامعه را تأمين ميکند.2 ـ زيرساختهاي انساني: که در تعهد بنيانگذاران خلاصه ميشود، بدين صورت که حضور مستمر و دايمي بنيانگذاران در عرصههاي اجتماعي اين نياز را سامان ميبخشد. در اين دوره مسايلي پيش ميآيد که در صورت لاينحل ماندن موجب اضمحلال جامعه ميگردد. اين مسائل تحت عنوان عوامل مرگ در طفوليت بيان ميگردد: اول اينکه بنيانگذاران احساس خستگي کنند و با آنچه آفريدهاند (جامعه جديد) احساس بيگانگي کنند. دوم، کمبودهاي شديد مالي که مانع ايجاد زيرساختهاي اقتصادي شود، اين دوره از لحاظ اقتصادي يکي از سختترين مراحل رشد اجتماعي است که در صورت عبور موفقيتآميز از آن ديگر نگراني اقتصادي در دورههاي بعدي عمر جامعه مطرح نميباشد.
3ـ رشد سريع
اين مرحلة زماني است که جامعه بر مشکلات مالي فائق آمده است و موفق به ايجاد زيرساختهاي قابل اعتمادي در بخش اقتصاد گرديده است.اين دوره از عمر جامعه آفاتي دارد از آن جمله: پس از اين موفقيتها ممکن است جامعه دچار تجملگرايي شود، بنيانگذاران فکر کنند رسالتشان به پايان رسيده است و به کارهاي حاشيهاي بپردازند و از متن جامعه غافل گردند و يا احياناً از جريانهاي جامعه کنار بکشند و بدون هيچ دخالتي در امور جامعه به نظاره ثمره آن بنشينند و ...آنچه در اين مرحله ممکن است باعث مرگ جامعه شود، ريشه در وابستگي زياد جامعه به بنيانگذارانش دارد، البته اين وابستگي شديد طبيعي است لکن در صورت خروج بنيانگذاران از متن جامعه به هر نحوي چه فوت و چه انزوا، جامعه به انحطاط و مرگ سوق داده ميشود، گرچه پرورش جانشينان سلف و به عبارتي کادر سازي افراد معتقد و راستين که بتوانند با همان انگيزهها و آرمانها حرکت جامعه را رهبري کنند راه پيشگيري از حوادث ناگوار در اين دوره است.
4ـ دوره بلوغ
مهمترين مرحله در سيکل زندگاني جامعه اين دوره است، اين دوره همانند تولد دوباره براي جامعه است و بسي سختتر و صعبتر از دوره ايجاد است. به دو دليل اين دوره بسيار دوره حادثه سازي است؛ اول : تفويض اختيار از بنيانگذاران و زعيمان قبلي جامعه به افراد جديد، دوم : تغيير اهداف اوليه جامعه يا اصلاح آنها .لغزش در هر يک از اين دو موضوع باعث تغيير اساسي در روند رشد جامعه ميشود و بعضاً ممکن است يک جامعه آرمانگرا را به يک جامعه بيبند و بار بدل سازد. لذا آنچه از دقت و ظرافت در بنيانگذاران و رهبران جامعه است بايد معطوف اين تغييرات شود تا روند رو به رشد جامعه به سويي ديگر سوق پيدا نکند. از سوي ديگر در دوره بلوغ، در صورت عدم توافق بين باسابقهها (آنهايي که تاکنون جامعه را به پيش آوردهاند و بسياري از آنها بنيانگذاران جامعه بودهاند) و تازهواردها (آنهايي که در دوره رشد سريع و دوره بلوغ وارد چرخه اجتماعي شدهاند) جدايي صورت ميگيرد.اين خطرناکترين اتفاق ممکن است که در سرنوشت يک جامعه رغم ميخورد. در صورت بروز اين حادثه ديگر راه نجاتي باقي نخواهد ماند و جامعه بلندترين گام را در راه مرگ و نابودياش برداشته است.دام جدايي به اين معناست که در صورت تسلط سابقهدارها بر جامعه، جامعه در دام پيري زودرس گرفتار ميشود و نيز در صورت تسلط تازه واردها بر جامعه، جامعه در تله خلاقيت گرفتار ميآيد، تله خلاقيت يعني به نام نوآوري و خلاقيت تيشه به ريشه و اصل جامعه زده ميشود و اين نهال در راه بلوغ را از بين برمياندازد. در هر دو حالت فوق جامعه به زودي از بين خواهد رفت. اما آنچه موجب دوام و پايداري و ورود به مرحله بعد ميشود، توافق و اتصال سابقهدارها (بنيانگذاران) با تازهواردهاست. آموزش، تربيت و انتقال ارزشها و تجربيات از سوي بنيانگذاران به نسل تازه وارد، موجب استحکام و تثبيت و ترصيص جامعه ميگردد. وفاق و همدلي اين دو نسل در ظاهر جدا از هم، ثمره تبيين و ترسيم چهره حقيقي اجتماع توسط نسل اول و تحصيل و پذيرش و ارج نهادن نسل دوم است. سودمندترين راه براي دشمنان يک جامعه نفوذ در اين دوره است. آنان که هوس انحطاط جوامع سعادت پيشه را دارند، از اين فاصله (فاصله بين نسل اول و دوم) سوء استفاده نموده و با توهمات و تهمتها و سوء ظنها سعي در تخريب هر نسل در نظر ديگري را دارند. کاملترين راه در دفاع و رهايي از اين مهلکه آگاهي و بصيرت است و دانستن اينکه هيچ کس دلسوزتر از پدران نسل دوم براي آنها نيست و از طرف ديگر هيچ وارثي نکوتر از فرزندان نسل اول نيست.
5 ـ دوره تکامل
دوره تکامل مرحلهاي است متعادل در بهترين حالت ممکن يک جامعه، حالتي است بين حداکثر کنترل پذيري و حداکثر انعطاف پذيري، دوره شکوفايي و ثمردهي اجتماع است.مشخصههاي بارز يک جامعه تکامل يافته به شرح زير است:1ـ تفکر اخلاقي و ارزشهاي انساني نهادينه است.2ـ انطباق با تغييرات محيطي مثبت به آساني صورت ميگيرد.3ـ ايستادگي در برابر هجمههاي ناهنجار با تمام ابعاد و توان ميسر ميشود.4ـ جامعه به گونهاي قابل پيشبيني توان خود را افزايش ميدهد.5ـ جامعه داراي ساختاري کارا است.6ـ مشکلات غير قابل پيش بيني به حداقل ممکن ميرسد.7ـ افراد اجتماع همگي از رضايت نسبي برخوردارند.
6ـ دوره ثبات
از اين مرحله به بعد دوره افول جامعه آغاز ميگردد. در اين دوره جامعه قدرتمند است، لکن به تدريج انعطاف پذيري خود را از دست ميدهد و به آرامي در سراشيبي نزول قرار ميگيرد. لازم به تذکر است نبايد تلقي شود که تمامي جوامع لاجرم به اين دوره خواهند رسيد، بلکه ممکن است با تمهيدات آگاهانه و تنظيم ميزان انعطاف پذيري جامعه، از ورود به اين سيکل حياتي جلوگيري کرد.آنچه در اين مرحله حايز اهميت است، اين است که پيري باعث کاهش قابليت انعطاف پذيري ميشود، نبايد اجازه داد که جامعه پا به پيري گذارد.
7ـ دوره اشرافيت
اين دوره از مراحل نزول جامعه به سمت انحطاط است. تجمل گرايي زياد و نوآوري کم از مشخصههاي بارز اين دوره است. ميتوان تجمل گرايي را در لباس مديران و رهبران، فضاي سازمانها ، وضع زندگي افراد اجتماع و... به سهولت رؤيت نمود. زماني جامعه به اين مصبت گرفتار ميشود که رهبران آن در پس موفقيتهاي چشمگير دوره تکامل به خود غره شوند و از رسالت اصلي خويش غافل گردند.آفت تجمل گرايي و اشرافيت، روح تحرک و تکاپويي و خلاقيت و نوآوري را در انسان بيمار ميکند و ماحصل آن چيزي نيست جز ظواهر. توليدات انساني اين دوره تماماً طبل توخالي است، پرورش يافتگان اين دوره حتي توان اداره کردن خود را ندارند، چه رسد به اينکه آينده جامعه در دستان آنها باشد. خوي راحت طلبي و اشرافيت فسادآور است و مانع پيشرفت و حيات جامعه ميشود.
8ـ دوره بروکراسي
در اين دوره که از ديگر مراحل نزولي جامعه به سوي نابودي است، سؤالات افراد اجتماع تغيير ميکند، بجاي اينکه بپرسند: «چه بايد کرد؟» ، ميپرسند: «مقصر کيست؟» کشمکش و درگيري و مبارزه تن به تن بر سر منافع و موقعيتها و پست و مقام زياد ميشود. سوء ظن در جامعه بالا ميگيرد و تمام توجه افراد جامعه به ميدانهاي جنگ داخلي معطوف ميشود، براي انجام کاري مؤثر در جامعه بايد روشهاي پردردسر همراه باکاغذ بازي زيادي طي شود.
9ـ دوره انتهايي : مرگ جامعه
پس از اين جنجالها و مشاجرات سرانجام افراد جامعه با دست خود قبر خويش را مهيا مينمايد و اگر به زودي به فکر نجات خويش و شفاي زخمهايش نيفتد، در گورستان تاريخ دفن ميگردد و جز نامي و شايد کمتر از آن نصيب باقي ماندگان نخواهد شد.
گرچه تک تک افراد و اعضاي جامعه با سعي و کوشش و آگاهي خود ميتوانند در مراحل رشد از بروز آفتهاي انحطاط جلوگيري کنند و از ورود آن به دوره پيري اجتناب ورزند اما نقش مديران و رهبران جوامع انساني حياتيتر و اثر گذارتر است تا آنجا که ميتوان ايشان را اول به دليل عدم فرهنگ سازي و دوم به دليل عدم اتخاذ تصميمهاي به موقع و نجات بخش مؤاخذه نمود.
قرن حاضر، قرن بيست و يک، قرن تغيير الگوهاست. قرني است که بايد در آن تمامي تلاش خود را جهت درک آينده بکار برد. آينده اي که اگر خود آن را رقم نزند، ديگران (رقبا) آن را برايش رقم خواهند زد و اي بسا که آن تقدير، فنا باشد.عده اي معتقدند که يک سلسله قوانين حاکم بر حوزه تجاري فعاليت ها باعث موفقيت يا شکست سازمانها مي گردد که عموماً به عنوان الگوهاي تجاري معرفي مي گردند. اين الگوها به سرعت تغيير مي کنند، تغييري که بعضاً از بنيان و بن، اصول و مباني پارادايم هاي گذشته را دچار تحول مي کند. آنچه بايد دانست اين است که چگونه مي توان از اين تغييرات نهايت استفاده را برد و چه عواملي باعث موفقيت بيش از پيش سازمانها در اين قرن پرتلاطم خواهد بود.اين مقاله نگاهي کوتاه به عوامل موفقيت سازمانهاي تجاري در فضاي رقابتي بازارهاي جهاني دارد گرچه صرف پرداختن به اين عوامل تضمين کننده پيروزي رقابت نيست اما تضمين کننده درستي راه کسب برتري رقابتي است که اين مهم از فاکتورهاي اصلي موفقيت در عرصه تجارت جهاني است.
آينده:
دنياي پسا روي سازمانها، دنيايي پر از رقابت، عصري پرچالش که در آن عموم پارادايم هاي اثرگذار تجاري مورد شک قرار گرفته است، عصري که در آن کميت گرايي توليد به فراموشي سپرده شده و رهبري هزينه در آن با کاهش حقوق و مزاياي نيروي انساني رقم نمي خورد، قرني که فاصله هاي جغرافيايي جاي خود را به دهکده جهاني داده و دروازه هاي بازارهاي بين المللي به روي همه توليدکنندگان و عرضه کنندگان و خريداران گشوده شده است، قرني پرتلاطم که از آن با نام قرن بيست و يک ياد مي شود. در قرن بيست و يک پارادايم هاي تجاري که مبتني انبوهي بر نيروي کار بوده اند جاي خود را به هوشمندي و متخصصين دانش محور داده اند. شايد بتوان گفت در قرن بيست و يکم، سه عامل به عنوان فاکتورهاي طلايي موفقيت براي حضور فعال هر سازمان انتفاعي و غير انتفاعي در تجارت جهاني نقش دارند:1- کيفيت2- ابداع3- آينده نگرياعتقاد به اهميت اين سه کليد، تقريباً در ميان پژوهشگران علم مديريت، همگاني است و مخالفت با آن کار آساني نيست، اما برخي معتقدند که يک يا دو عامل از اين سه بعد مثلث موفقيت براي دستيابي يک سازمان به آن کافي است. اما آنچه تغيير ماهوي اين قرن با قرون گذشته را آشکارتر مي کند ترکيب جدايي ناپذيز اين سه عامل با هم، در موفقيت سازمانهاي تجاري قرن حاضر است و مي توان گفت که اين عوامل هريک نقاط ثقل مثلث برتري رقابتي در عصر کنوني هستند.
کيفيت:
قاعده اصلي هرم موفقيت در دنياي شديداً رقابتي امروز، کيفيت است، برتري کيفي پايه و اساس هر توليدي در بازارهاي پيچيده عصر حاضر است تا حدي که مي توان قرن بيست و يکم را قرن کيفيت ناميد. بسياري از پژوهشگران نيز اهميت کيفيت و مديريت جامع کيفيت را بيشتر از ساير عوامل مي دانند (دمينگ، جوران و...) و بر اين باورند که کيفيت برتر موجب نداعي معناي جديدي از رقابت در بازارهاي جهاني شده است.اما آنچه در آينده اندکي دچار تغيير خواهد شد شيوه نگرش به کيفيت است. شايد بتوان گفت کمتر از يک دهه آينده نقش کيفيت برتر تغيير کرده و ديگر به عنوان مزيت رقابتي پايدار مطرح نخواهد بود بلکه تنها جواز ورود به بازار قلمداد مي گردد.اگر سازماني در رقابت تجاري اجزاء کيفيت برتر را نداشته باشد (کنترل آماري فرآيند، تحقيق و توسعه مداوم، توليد ناب، کنترل کيفيت نهايي، توانايي انجام بهينه کار در کوتاهترين زمان و مديريت جامع کيفيت و...) بهتر است اصلاً وارد بازارهاي جهاني نشوند زيرا در عصري به رقابت پرداخته اند که کيفيت داشتن محصولات مجوز ورود به اين بازارهاست.
نوآوري:
ابداع و نوآوري يکي ديگر از عوامل موفقيت در فعاليت هاي تجاري است به نحوي که شايد بتوان گفت ابداع و نوآوري تنها راه کسب برتري نسبي در عرصه رقابت است زيرا که کپي برداري از توليدات ساير رقبا قطعاً مزيتي براي توليد کنندگان پيرو ندارد.ابداع در کنار کيفيت برتر –که ژاپني ها به خوبي از آنها بهره گرفته اند- ترکيبي بسيار قوي براي ورود به بازارهاي جهاني است.تلاطم بسيار زياد قرن بيست و يک باعث شده است تا تقريباً هيچگاه يک سازمان نتواند رهبري و پيشگامي بازار رقابت جهاني را در دست بگيرد. عموماً در هر صنعتي، پنج رتبه اول مدام تغيير خواهد کرد و جاي خود را با هم عوض مي کنند، اما حضور فعال در اين پنج مقام، آن چيزي است که اکثر سازمانهاي وارد شونده به رقابت تجاري به دنبال آن هستند چرا که حضور در مکاني پايين تر از اين رتبه، آن سازمان ها را وادار مي سازد تا محصول خود را (که به نوعي تقليد از محصول ديگران است) به قيمتي ارائه دهند که از رهبران آن صنعت (پنج مقام اول) پيشي نگيرد و واضح است تقريباً هيچگاه نمي توان هزينه هاي لازم براي تحقيق و توسعه را که راه را براي رسيدن به سطوح بالاي نوع آوري و ابداع هموار مي سازد، بدست آورد.تحقيق و توسعه (R&D) و تحقيقات بازار که نياز سنجي و بررسي تمايل مشتريان به محصولات جديد و توليد انواع آزمايشگاهي نمونه محصول را برعهده دارد، همواره سررشته برتري در حوزه نوآوري و ابداع را در دست داشته است و هزينه نمودن در اين زمينه را سرمايه گذاري براي آينده و رمز موفقيت در تجارت بايد دانست.
آينده نگري:
پيش بيني و آينده نگري، سازمانها را مجهز به اطلاعاتي مي کند که بتوانند در زمان مناسب، جايگاه مناسب خود را به کمک محصول ابداعي و با کيفيتي برتر پيدا کنند.چه بسيار ايده هاي بزرگي که ديرتر از موعد به ذهن رسيدند و چه بسيار ايده هايي که زودتر از زمان خود ارائه شدند، آينده نگري اين قدرت را به سازمانها مي دهد تا ايده هاي خود را به موقع و در زمان مناسب ارائه کنند تا نه نارس باشد و نه تاريخ گذشته.پيش بيني و آينده نگري آخرين جزء عوامل کليدي موفقيت سازمانهاي تجاري در دنياي کاملاً رقابتي قرن بيست و يک است. اين عامل به سازمانها اين امکان را مي دهد تا نيازهاي مشتريان خود را پيش بيني نمايند، محصولاتي ابداع کنند که بتواند اين نيازها را برآورده سازد و به بهترين کيفيت و در وقت مناسب عرضه شود. کتاب "شوک آينده" اثر تافلر به همگان ثابت کرد که چرا آينده نگري اهميت ويژه اي دارد و چگونه مي توان عواقب تغييرات ناشي از گذر حال به آينده را –چه مثبت و چه منفي- قبل از وقوع آنها درک نمود. اين تغييرات، در الگوها و قوانين حاکم بر فعاليت هاي تجاري نيز تاثير گذار است و گرايشها و روندهاي جديدي را بوجود مي آورد.آينده نگري قدرت ديدن همه چيز، پيش از به وقوع پيوستن آنهاست، چنانکه برخي از دانشمندان لازمه مديريت در عصر آشوب (قرن حاضر) را آينده نگري مي دانند. همه سازمانها به جاي حل مشکل پس از وقوع آن، به دنبال راهي باشند تا بتوانند مشکلات بالقوه را قبل از وقوعشان پيش بيني نمايند و از حادث شدن آنها جلوگيري نمايند. البته پيش بيني دقيق، زاييده تحقيق و بررسي استراتژيک است. بررسي استراتژيک سازمانهاي تجاري را قادر مي سازد تا آينده ممکن را ببينند و هرگاه که ممکن ها را درک کنند، مي توانند پيش بيني کنند. قدرت پيش بيني به دنبال يک بررسي استراتژيک مناسب بوجود مي آيد، البته برخي از پيش بيني ها، پيش بيني هاي علمي هستند که از کنار هم چيني اصول پذيرفته شده علمي پديد مي آيند اما بايد به خاطر داشت که در بازارهاي تجارت جهاني مهم ترين جزء پيش بيني، هنر پيش بيني و هنري نگريستن به موضوعات مي باشد. سازمانهاي تجاري همانند يک هنرمند با تمرين و ممارست مي توانند قدرت خود را در پيش بيني و آينده نگري، به طرز مؤثري افزايش دهند و اين قدرت پرورش يافته مي تواند نگرش ايشان را نسبت به قرن پيش رو تغيير دهد.
هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده اید . جبران خلیل جبران
جستجوی حقیقت دیوانگی مطلق است ، چه موقعیکه به حقیقت رسیدید ممکن نیست به کسی بگویید و دشمن شما نشود . برنارد روسن پی یر
با مشکلات می جنگیم که به آسایش برسیم ، وقتی به آسایش رسیدیم آسایش را غیر قابل تحمل می دانیم .بروکس آدامز
هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن غافل بوده اید . جبران خلیل جبران
جستجوی حقیقت دیوانگی مطلق است ، چه موقعیکه به حقیقت رسیدید ممکن نیست به کسی بگویید و دشمن شما نشود . برنارد روسن پی یر
با مشکلات می جنگیم که به آسایش برسیم ، وقتی به آسایش رسیدیم آسایش را غیر قابل تحمل می دانیم .بروکس آدامز
خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز . فردریش نیچه
انسان هر چه بالاتر برود احتمال ديده شدن وصله ي شلوارش بيشتر مي شود. اديسون
انسان هنوز خارق العاده ترين كامپيوتر است . كندي
انسان هيچ وقت بيش تر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است . لاروشفوكولد
شباهنگام برای خانواده و نزدیکانت نامه بنویس و در روز برای اربابان و سرپرستان . اُرد بزرگ
بشر به خوشبختی خیلی زود عادت می کند و چون خیلی زود عادت می کند خیلی زود هم فراموش می کند که خوشبخت است . آندره مصورا
گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی دیگر ، معرکه این جهان گذارا است . اُرد بزرگ
آدم شجاع یکبار می میرد ولی ترسو هزار بار . الین چانک
حافظه پروندۀ تخیل و گنجینۀ عقل دفتر ثبت وجدان و مخزن اندیشه است . بازیل
یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی . بایزید بسطامی
قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند . جبران خلیل جبران
در هستی جنبش حشرات هم چهار چوبی دارد . ارد بزرگ
تمام دنیای پهناور را بگردید ، دری بر روی آدم بی پول گشاده نخواهید یافت . هانری استانتون
خرد ، آدمی را گرانبهاترین چیز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد تا در نظر پادشاه گرامی ، و پیوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر این نیز نداشت دیگر درخور زنده ماندن نیست ، و بهتر است که مرگ وی را دریابد . بزرگمهر
انساني كه قادر به آفرينندگي نيست طالب نابود ساختن است . اريش فروم
مرد آزاده پيوسته مي كوشد كه در گفتار آهسته و در كردار خود كردار خود تند و سريع باشد . كنفوسيوس
یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است . اُرد بزرگ
آزادی تلاش خردمندانۀ آدمی در جستجوی علت حادثه هاست . هربرت مارکوزه
وقتی همه نیروهای جسمی و ذهنی متمرکز شوند توانایی فرد برای حل مشکلات به طور حیرت انگیزی چند برابر می شود . نرمن وینسنت پیل
اگر در کارتان در حال پیشرفت نیستید و بهتر نمی شوید ، پس دارید بدتر می شوید . نت رایلی
حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست خنده دار است زیرا همه چیز طبق خواست قدرت ما است . فردریش نیچه
انسان بزرگتر از یک جهان و بزرگتر از مجموعۀ جهانهاست ، در اتحاد جان با تن رازی بیش از راز آفرینش جهان نهفته است . هنری گیلر
مسرات حقيقي در اثرازدواج بدست ميآيد . لویی پاستور
دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود . اُرد بزرگ
مردان بزرگ تاریخ سرنوشت ملتها را تعیین می کنند . اشپنگلر
نصیحت جبران خلیل جبران به زوج های جوان به هنگام شادی :و همگام نغنمه ساز کنید و پای بکوبید و شادمان باشید ، اما امان دهید که هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها .
چون تارهای عود که تنهایند هر کدام ، اما به کار یک ترانه ی واحد در ارتعاش . جبران خلیل جبران
دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر . بزرگمهر
شادمانی اسطوره ايست که در جستجويش هستيم . جبران خلیل جبران
هیچ چیز به اندازه تمرکز انرژی روی تعداد محدودی از هدف ها به زندگی تان توان و نیروی بیشتر نمی دهد . نیدو کیوبین
اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد . جبران خلیل جبران
صداقت نخستين بخش كتاب عشق است . توماس جفرسون
بدترين خوانندگان کتاب آنانی اند كه چون «سربازان غارتگر» عمل مي كنند، يعني از هر جا كه دستشان برسد تكه يي بر مي دارند . فردریش نیچه
میدان جنگ فرصت مطالعه به کسی نمی دهد ، هرکس هر چه می داند باید به کار برد . جواهر لعل نهرو
شما تبدیل به همانی می شوید که تجسم می کنید . جیم کتکارت
هر آرزویی بدون پژوهش و تلاش ، به سرانجام نخواهد رسید . اُرد بزرگ
جایی هست که جز تو هیچ کس آن را پر کند و کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست. اسکاول شین
فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . اُرد بزرگ
ميان آدميان چيزي نيست جز ديوار هايي كه خود ساخته اند . تولستوي
گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند . نادر شاه افشار
پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن آرمان و خواسته ای هویدا است . اُرد بزرگ
توانگر راستین کسی است که آز در دلش راه نیافته است . بزرگمهر
برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند . فردریش نیچه
گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند .
به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند . جبران خلیل جبران
زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد . واشنگتن ایروینگ
الگوی انسانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . اُرد بزرگ
باور کردن دروغیکه انسان صد بار شنیده آسان تر از حقیقتی است انسان حتی یکدفعه هم آن را نشنیده است . جان کایزل
به گذشتۀ خود هرگز نمی اندیشم مگر آنکه بخواهم از آن نتیجه ای بگیرم . جواهر لعل نهرو
هنگامی که همه مانند یکدیگر می اندیشند، در واقع کسی نمی اندیشد. والتر لیمپن
گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست راه سخت کوهستان را برگزینیم . اُرد بزرگ
بوزینه در برابر انسان چیست ؟ چیزی خنده آور یا چیزی مایهء شرم دردناک.
روزگاری کفران خدا بزرگترین کفران بود. اما خدا مرد و در پی آن این کفرگویان نیز بمردند.
براستی انسان رودی است آلوده. دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفت.
آن ساعت که می گویید : چه سود از دادگری ام که خویش را همچون شعله و ذغال نمی بینم . حال آنکه دادگر همچون شعله است و ذغال.
چه سود از رحم ام ؟ مگر رحم همان صلیبی نیست که بر آن آن دوستار بشر را میخکوب کرده اند؟
اما رحم من کجا و به صلیب کشیده شدن کجا ... . فردریش نیچه
مردان كامياب غالبا از شكست ميوه ي پيروزي چيده اند . گوته
مبارزه با مواد مخدر، فقر و گرسنگی برای جوانی فرهیخته و روشن بین به همان کارآمدی تلاش برای ارتقای سطح زندگی و احترام گذاشتن به حقوق و اموال یکدیگر، نیست.. وین دایر
انسان در موقعیکه تمام دارایی خود را از دست بدهد تمام دوستان از میان می روند . وتوشن
بخشیدن تخت و اورنگ به خویشاوندان ، از زبونی است . اُرد بزرگ
آنكه پرنده نيست نبايد بر پرتگاهها آشيان سازد . نيچه
آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند . تاگور
مردان مقاوم و باتجربه هميشه فرصت دارند كه كارها را از اول شروع كنند . گوته
مرد با اراده مردي است كه شخصيت انفرادي خود را در اجتماع گم نمي كند و شجاعت آن را دارد كه عقايد خاص خود را ابراز دارد اسكار وايلد
پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد . اُرد بزرگ
خشمگین شدن انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است . والتر پوپ
یاد گیری مداوم حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است که در آن فعالیت می کنید . هر روز چیز جدیدی بیاموزید . برایان تریسی
هر فعالیت یا عدم فعالیتی مستلزم انتخابی است بین آنچه بیشتر اهمیت دارد و آنچه کمتر اهمیت دارد . برایان تریسی
بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فردریش نیچه
جایگاه ارزیابی و نقد شما بر کارکرد دیگران ، می تواند آغازگاه نخستین گام شما برای سازندگی باشد . ارد بزرگ
ای مهر مادری که مقدس ترین محبت ها هستی ، از وصف عظمت آسمانی تو زبان زمینی ما عاجز است . وباهاروف
سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا . جیمز بادید
دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید . چارلی چاپلین
شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید . جبران خلیل جبران
برخلاف ‹‹انديشه هاي مدرن›› درباره ي زن و مرد، آموزش واقعي در مورد رابطه ي جنس ها را بايد در فرهنگ هاي شرقي يافت . فردریش نیچه
از ستایش و عیب جویی مردمان ، هیچکدام را نباید محک حقیقت شمرد ولی از هردوی آنها می توان به عنوان محک برای شخص خود استفاده کرد . واتلی
آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند . ویلیام آلن وایت
میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند . اُرد بزرگ
اگر می توانستید شگفتی های دل تان را در برابر معجزه های هر روزه زندگی ماندگار سازید، دردهای خویش را از شادی های تان کمتر شگفت انگیز نمی یافتید، و اگر فصل های دلتان را پذیرا شوید بدانگونه که فصل های کشتزارهای تان را پذیرا هستید، آنگاه زمستان های اندو ه خویش را با خوش دلی به نظاره می نشستید . جبران خلیل جبران
هوش و استعداد خود را پرورش ده ولی نه از راه مطالعه صرف بلکه به وسیله تفکر توام با عمل ، تمايل اکثر فضلا به مطالعه شبيه تلمبه است ، خالي بودن مغزهاي خودشان موجب می شود که افکار مردم ديگر را به سوي خود بکشند؛ هرکس زياد مطالعه کند به تدريج قدرت تفکر را از دست می دهد. شوپنهاور
اگر باخردی ، هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و درونش پاکیزه و نیک باشد . بزرگمهر
امیدوار مباش دیگران همراهیت کنند ، تنها به درمان دردهای روزگار خویش بیاندیش . اُرد بزرگ
با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی . اِریک کِستنِر
مردم دنیا همچون دیوانگان کور و کر ، به جان هم می افتند و یکدیگر را ندیده و نشناخته می درند و بر این دیوانگی نام جنگ افتخار می گذارند . ویلیام تن
انسان باید بهتر و شریرتر شود : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرانسان نیاز است . فردریش نیچه
پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! . جبران خلیل جبران
سیستم اطلاعاتی كیفیت از جمله موضوعاتی است كه تعداد مقالات نوشته شده با این عنوان بسیار نادر میباشد و حتی در اینترنت و مجلات لاتین نیز كمتر منبعی با این عنوان دیده میشود. واقعیت این است كه علیرغم نام كیفیت در این عنوان،معنای كیفیت بسیار جامعتر از مواردی است كه در سیستمهای كنترل و تضمین كیفیت با آنها روبهرو میشویم.
سیستم اطلاعاتی كیفیت(QIS): سیستم اطلاعاتی كیفیت، یك سیستم هوشمند متكی بر علوم آماری است كه مزیت شناسایی فرصتهای پیشرفت در سازمان، شناسایی مشكلات ریشهای، ایجاد عملیات اصلاحی مؤثر و جلوگیری از رخداد مشكلات بالقوه را برای سازمان به ارمغان میآورد.
در حقیقت،QIS یك سیستم مدیریت اطلاعات مختلف با سطح عملكردی بالا در كلیه حوزههای تجارت میباشد كه با استفاده از منابع مختلف موجود در سازمان، نمایی منحصر بفرد از وضعیت پردازشها، محصولات، كیفیت و محیط ارائه می دهد .
به عبارتی دیگر، درست مثل سیستمهای اطلاعاتی مدیریت ، QIS یك سیستم كامپیوتری است كه قابلیت ذخیرهسازی و پردازش مقادیر بالای اطلاعات و بهرهبرداری از آنها را بر عهده دارد. یك سیستم اطلاعات مدیریت، اطلاعات مربوط به فروش، پیشبینی فروش، سفارشهای خرید، طرحهای تولیدی، اطلاعات موجودی و غیره را شامل میشود. بر اساس اطلاعات MIS، گزارشهای مفیدی در زمینه تأمین نیازمندیهای اطلاعاتی مدیریت (تخمینهای مالی و تصمیمگیریهای مؤثر و به موقع)، توسط QIS تهیه میشود. منتها نكته ویژهای كه در QIS مطرح میشود، این است كه برخلاف سیستم اطلاعاتی مدیریت، یك سیستم اطلاعاتی كیفیت، بر مدار دادههای مرتبط با كیفیت استوار است. مفهوم كیفیت در اینجا به معنای تمامیت آن نكاتی است كه برای یك مدیر ارشد، میانی و یا عملیاتی اهمیت دارد. تمام آنچه برای یك مدیر اهمیت دارد و تمام معیارهایی كه مدیر بر مبنای آنها، به اداره سیستم تحت حیطه خود و تصمیمگیری در موارد خاص میپردازد،عملاً توسطQIS مشخص میشود (حتی اگر به ظاهر QIS ای موجود نباشد، درست مثل ایزو كه پیش از ظهور آن، تا حدودی از نظر مفهومی و اجرایی توسط بعضی سازمانها رعایت می شد). فرض بگیرید مدیر سازمانی هستید و قسمتی از كنترلهای آماری خود را به بخش خاصی مثل حسابداری واگذار كردهاید و آنها مسؤول گزارش دادن در بازههای زمانی خاص به شما میباشند. همین طور واحد دیگری مثل فروش، تولید و غیره مسؤول گزارشدهی به شما در موارد مورد نظر هستند. هر یك از این گزارشها به عنوان یكی از اجزای سیستم QIS شما محسوب میشوند. با این تعاریف میتوان در یك كلام QIS را چنین تعریف كرد : QIS=MIS+TQM
وظایف كلیدی QIS چیست؟
1ـ جمعآوری و ذخیرهسازی اطلاعات از انواع منابع عملیاتی سازمان؛
2ـ تعریف مشكلات كلیدی و عملیات اصلاحكننده عیوب (یادگیری از مشكلات گذشته و كمك به تولید راهحلهای جلوگیریكننده از مشكلات بالقوه).
3ـ پشتیبانی از فعالیتهای مدیریت كیفیت، مانند بهبود مستمر.
سیستم اطلاعاتی كیفیت از جمله موضوعاتی است كه تعداد مقالات نوشته شده با این عنوان بسیار نادر میباشد و حتی در اینترنت و مجلات لاتین نیز كمتر منبعی با این عنوان دیده میشود. واقعیت این است كه علیرغم نام كیفیت در این عنوان،معنای كیفیت بسیار جامعتر از مواردی است كه در سیستمهای كنترل و تضمین كیفیت با آنها روبهرو میشویم.
سیستم اطلاعاتی كیفیت(QIS): سیستم اطلاعاتی كیفیت، یك سیستم هوشمند متكی بر علوم آماری است كه مزیت شناسایی فرصتهای پیشرفت در سازمان، شناسایی مشكلات ریشهای، ایجاد عملیات اصلاحی مؤثر و جلوگیری از رخداد مشكلات بالقوه را برای سازمان به ارمغان میآورد.
در حقیقت،QIS یك سیستم مدیریت اطلاعات مختلف با سطح عملكردی بالا در كلیه حوزههای تجارت میباشد كه با استفاده از منابع مختلف موجود در سازمان، نمایی منحصر بفرد از وضعیت پردازشها، محصولات، كیفیت و محیط ارائه می دهد .
به عبارتی دیگر، درست مثل سیستمهای اطلاعاتی مدیریت ، QIS یك سیستم كامپیوتری است كه قابلیت ذخیرهسازی و پردازش مقادیر بالای اطلاعات و بهرهبرداری از آنها را بر عهده دارد. یك سیستم اطلاعات مدیریت، اطلاعات مربوط به فروش، پیشبینی فروش، سفارشهای خرید، طرحهای تولیدی، اطلاعات موجودی و غیره را شامل میشود. بر اساس اطلاعات MIS، گزارشهای مفیدی در زمینه تأمین نیازمندیهای اطلاعاتی مدیریت (تخمینهای مالی و تصمیمگیریهای مؤثر و به موقع)، توسط QIS تهیه میشود. منتها نكته ویژهای كه در QIS مطرح میشود، این است كه برخلاف سیستم اطلاعاتی مدیریت، یك سیستم اطلاعاتی كیفیت، بر مدار دادههای مرتبط با كیفیت استوار است. مفهوم كیفیت در اینجا به معنای تمامیت آن نكاتی است كه برای یك مدیر ارشد، میانی و یا عملیاتی اهمیت دارد. تمام آنچه برای یك مدیر اهمیت دارد و تمام معیارهایی كه مدیر بر مبنای آنها، به اداره سیستم تحت حیطه خود و تصمیمگیری در موارد خاص میپردازد،عملاً توسطQIS مشخص میشود (حتی اگر به ظاهر QIS ای موجود نباشد، درست مثل ایزو كه پیش از ظهور آن، تا حدودی از نظر مفهومی و اجرایی توسط بعضی سازمانها رعایت می شد). فرض بگیرید مدیر سازمانی هستید و قسمتی از كنترلهای آماری خود را به بخش خاصی مثل حسابداری واگذار كردهاید و آنها مسؤول گزارش دادن در بازههای زمانی خاص به شما میباشند. همین طور واحد دیگری مثل فروش، تولید و غیره مسؤول گزارشدهی به شما در موارد مورد نظر هستند. هر یك از این گزارشها به عنوان یكی از اجزای سیستم QIS شما محسوب میشوند. با این تعاریف میتوان در یك كلام QIS را چنین تعریف كرد : QIS=MIS+TQM
وظایف كلیدی QIS چیست؟
1ـ جمعآوری و ذخیرهسازی اطلاعات از انواع منابع عملیاتی سازمان؛
2ـ تعریف مشكلات كلیدی و عملیات اصلاحكننده عیوب (یادگیری از مشكلات گذشته و كمك به تولید راهحلهای جلوگیریكننده از مشكلات بالقوه).
3ـ پشتیبانی از فعالیتهای مدیریت كیفیت، مانند بهبود مستمر.
مزیت سیستم اطلاعاتی كیفیت : QIS از آنجا كه سیستم QIS، در یاری رساندن به سازمانهای كوچك، متبحر است، تأمینگر راهحلهای تخصصی متناسب با بودجه و ساختارIT سازمان میباشد.
بر مبنای تجارب گسترده انجام شده در تضمین كیفیت، سیستمهای مختلفی طراحی شدهاند كه ویژگی مشخص آنها «root-cause-driven» میباشد.
كلیه دادههایی كه سیستم جمعآوری میكند و یا گزارشهایی كه ارائه میدهد، نه تنها اطلاعات مربوط به وضعیت سازمان را نمایش میدهد، بلكه نمایانگر روندی برای بهبود مستمر محصولات، خدمات و پردازشهای عملكردی میباشد.
سیستم QIS قادر خواهد بود كه موارد زیر را تأمین نماید:
1ـ تعریف كیفیت عملكرد جاری
2ـ تعریف فرصتهای عمده بهبود
3ـ شناسایی مشكلات ریشهای
قدرت منحصر به فرد QIS ، توانایی این سیستم در موارد زیر است:
1ـ بررسی اطلاعات گذشته
2ـ بهبود مستمر
3ـ پیشگویی عملكرد آینده
4ـ تهیه گزارش (آنچه از گذشته آموختهایم)، به منظور جلوگیری از وقوع مشكلات محتمل
Qis تسهیلات مختلفی را برای دریافت اطلاعات هم از طریق keyboard و هم سایر گزینهها مثل،scanner های online، سیستمهای كنترل فرایند و سیستمهای تولید، ارائه میدهد.
تواناییهای آماری QIS، دادهها را به فرمهای گوناگونی كه واقعیتهایی را برای تصمیمگیری در كلیه سطوح فراهم میسازد، تبدیل میكند.
ابزارهای QIS شامل مجموعهای از چارتهای كنترل فرایند آماری (مبتنی بر spc)، به همراه آلارمهای كنترل فرایندspc، آنالیز كوتاهمدت نتایج مطابقتها و عدم تطابقات محصول، آنالیز میانمدت محصول و فرایند، آنالیز بلندمدت ثبات فرایند،كاهش تغییرات و بهبود فرایند است. البته همه گزارشهای فوق جهت تضمین فهم سریع و كامل نتایج سیستم موجود، به صورت كاملاً گرافیكی و نیزon_line میباشند.
QIS های موجود : در حال حاضر دو نوع كاربرد (Application) نرمافزاری تضمین كیفیت در بازار وجود دارد:
1ـ نرمافزارهای نوعیMRPII ، مانند BPCS یا PeopleSoft؛
2ـ نرمافزارهای آماری (SPC، كنترل فرایند آماری)، مانند MINITAB؛
متأسفانه این كاربردهای نرمافزاری، به عنوان یك سیستم اطلاعاتی كیفیت، عملكرد مشخصی ندارند.
نرم افزار MRPII كه نیازمندیهایMRP را برآورده كرده و از نقطه نظر كیفیت، تنها مقادیر غیر مورد انتظار سیستم را نمایان میسازد، بسیاری از جوانب سیستم عملیاتی و پردازشها را مورد توجه قرار نمیدهد. یك اشكال بسیار مهم این نوع نرمافزارها این است كه بسیاری از جوانب كیفی سیستم را در نظر نمیگیرد و تنها به بررسی و گزارشدهی در مورد وضعیت كنونی سیستم، بدون ارائه راهحل میپردازد.
در یك كلام این نوع نرمافزارها به اندازه كافی كه هم وضعیت را نمایش دهند و هم راهحل ارائه دهند، هوشمند نیستند.
به همان صورت نرمافزارspc نیز تنها بر محاسبات آماری توجه دارد.
این نرمافزار در حقیقت یك سیستم اطلاعاتی نیست و درست مثل MRPII قابلیت تعریف و طراحی فرصتهای بهبود را (با توجه به مشكلات گذشته سیستم) ندارد
طراحی QIS : آنچه ما در طراحیQIS مد نظر داریم، در حقیقت طراحی یك سیستم اطلاعاتی است كه وضعیت سیستم را از نظر كیفیت به طور یكپارچه و به صورت بهروز، به مدیر و تحلیلگران سیستم نشان دهد.
طراحی QIS را مثل تمام سیستمهای اطلاعاتی، از چند منظر میتوان انجام داد:
میتوان مثل سایر سیستمهای اطلاعاتی كه 5 زیرسیستم (سیستم اطلاعات حسابداری، سیستم اطلاعات مدیریت، سیستم پشتیبانی تصمیمگیری، سیستم اتوماسیون اداری، سیستم هوشمند ) را جزء ذاتی سیستمهای اطلاعاتی میدانند،طراحی QIS را نیز بر مبنای همین نگرش قرار داد. هر چند شكی نیست كه رعایت این دید در تمامی سیستمهای اطلاعاتی ضروری است، اما آنچه در طراحی، مهمترین گام را تشكیل میدهد، تعیین یك مدل كلی برای QIS هاست. مراحل طراحی سیستم اطلاعاتی كیفیت عبارتند از:
فاز 1) امكانسنجی (كه حتی شامل DFD جزیی نیز میشود)
مرحله 0: امكانسنجی
آمادگی برای مرحله امكانسنجی: تعیین چهارچوب پروژه
تعریف مسأله: در آن مقایسهای بین نیازمندیها و وضعیت موجود به عمل میآید
انتخاب گزینههای امكانسنجی
ارائه گزارش امكانسنجی
فاز 2) تحلیل نیازها: این فاز نیازمندیهایی را كه سیستم جدید باید جوابگوی آنها باشد (مسیر بقیه پروژه) مشخص میكند
مرحله 1: بررسی محیط فعلی (همان فعالیتهای امكانسنجی منتها با شرح جزییات بیشتر)
پیریزی چهارچوب تحلیل
بررسی و تعریف نیازها (نیازمندیهای سیستم جدید)
بررسی فرایندهای موجود
بررسی دادههای موجود
ترسیم تصویر منطقی خدمات موجود
ارائه نتایج بررسی
مرحله 2: گزینهیابی سیستم كاری (BSO(BUSINESS SYSTEM OPTIONS)ـ در مرحله قبل، نیازمندیها عنوان میشوند و در این مرحله، فهرستی از گزینههایی كه قابل اجرا هستند و قابل برآوردهسازی نیازهای كاربران ارائه میشود.
تعریف گزینههای سیستم كاری (برآورد هزینه، برنامه زمانبندی، محدودیتهای فنی، سازمان فیزیكی، آموزش نیازمندیها، منافع و تأثیرات بر روی سازمان)
انتخاب گزینههای سیستم كاری
تعریف نیازها
فاز 3 ) تعیین مشخصات نیازمندیها(تعریف كامل نیازمندیها)
مرحله 3: تعریف نیازمندیها (نقطه عطف نیازمندیها)
تعریف سیستم پردازش مورد نیاز
توسعه مدل داده مورد نیاز
استخراج كاركردهای سیستم
بهكرد مدل داده مورد نیاز
تهیه نمونههای مشخصات
توسعه مشخصات پردازش
تأیید اهداف سیستم
ارائه مشخصات نیازمندیها
فاز 4) مشخصات سیستم منطقی
مرحله 4: گزینههای فنی سیستم (به همراه مرحله بعد به صورت موازی انجام میشود)
تعریف گزینههای فنی (محیطی كه سیستم در آن كار خواهد كرد. پیكرهبندی سختافزاری و نرمافزاری، راهبردهای توسعه، روابط درونسازمانی، كاركرد سیستم)
انتخاب گزینههای فنی
تعریف فاز طراحی فیزیكی
مرحله 5: طراحی منطقی (كه به مدل طراحی پایگاه داده تبدیل خواهد شد)
تعریف محاورههای كاربر
تعریف پردازشهای بهنگامسازی
ارائه طراحی منطقی سیستم جدید
فاز 5) طراحی فیزیكی
مرحله 6: طراحی فیزیكی
آمادگی برای طراحی فیزیكی
ارائه طراحی فیزیكی داده
ارائه نقشه كاركرد اجزای سیستم
بهینه كردن طراحی فیزیكی داده
تكمیل مشخصات كاركردی
منسجم كردن واسط پردازش داده
ارائه طراحی فیزیكی
ارائه مدلی برای QIS
بر مبنای مطالب فوق، دانستید كه عملاً سیستم QIS یك سیستم نرمافزاری است كه به صورت یك بسته نرمافزاری (Package) توسط شركتها خریده میشود. بنابراین هر سیستمی بر مبنای یك نگاه خاص طراحی و اجرا شده است.
اما آیا سیستمQIS شركتA نیازمندیهای سازمان شما را برآورده خواهد ساخت؟ چطور میتوان فهمید كه این سیستم مورد نظر شماست؟ اگر تصمیم بر طراحی یك QIS خاص برای سازمان داشته باشید، بر چه اساسی باید فازهای طراحی سیستم را طی كنید؟ اینجاست كه وجود مدلی جامع برای كلیه QIS ها ضروری است.
بر مبنای تحقیقات انجام شده، كلیه نیازمندیهای QIS را میتوان در قالب 7 زیرسیستم قرار داد كه عبارتند از:
1-SPC.NET(Statistical process control.net)
2-DCS(Document control system)
3-GMS(Gauge management system)
4-PCMS(production condition monitoring management system)
5-TMS(Training management system)
6-SMIS(Supplier management information system)
7-COQS(Cost of quality system )
|
|
|
ده روش برای بهبود مهارتهای بین فردی امروزه خیلی از افراد اعم از زن یا مرد شاغل هستند و ساعت زیادی از وقت خود را در محیط کار می گذرانند پس موفقیت در محیط کار و داشتن وجه ای مناسب و آرامش در محیط کار برایشان بسیار مهم است .اهمیت مهارتهای بین فردی در محیط کار را دستکم نگیرید. اینکه همکاران، چه تصویری از شما در ذهن دارند، نقش بزرگی را در شادمانی و نشاط روزانه در محیط کار و مهمتر از آن در موفقیت و کارایی شغلی شما دارد. اگر نتوانید با اطرافیان، ارتباط موثر و خوبی برقرار کنید ، با وجود همهی این قابلیتها، در زندگی شخصی و حرفهای با مشکل روبه رو میشوید. اگر شاغل هم نباشید می توانید از این مهارت ها در ارتباطات خانوادگی خود استفاده کنید.با به کارگیری توصیههای موجود در این مقاله ، میتوانید مهارتهای اجتماعی خودتان را ارتقاء دهید؛ می توانید با همکاران، صمیمیتر شده و در نهایت با رعایت این توصیهها میتوانید در دنیای کاری امروز، موفق شوید: 1- لبخند بزنید: افراد، کمتر دور شخص اخمو، جمع میشوند. اگر میخواهید با همکاران خود رابطهی شاد و دوستانهای داشته باشید، سعی کنید همیشه نگرش مثبت و خوبی نسبت به کار و زندگی داشته باشید. اغلب وقتها لبخند بزنید ، با این کار به دیگران، انرژی مثبت منتقل میکنید. همیشه به دنبال یافتن یک نکته یا ویژگی مثبت در دیگران باشید و به آنان بگویید که چه ویژگیهای خوبی دارند. سخاوتمند باشید و با کلمههای محبتآمیز، دیگران را تشویق کنید. 2- قدرشناس باشید: همیشه به دنبال یافتن یک نکته یا ویژگی مثبت در دیگران باشید و به آنان بگویید که چه ویژگیهای خوبی دارند. سخاوتمند باشید و با کلمههای محبتآمیز، دیگران را تشویق کنید. وقتی کارمندی را صدا میزنید تا به اتاق شما بیاید ، به او خوش آمد بگویید تا احساس خوبی داشته باشد . اگر دیگران بدانند که قدردان آنان هستید ، آنگاه بهترین کارهایی را که دوست دارید ، برای شما انجام میدهند.
3- به دیگران توجه کنید: به آنچه در زندگی دیگران اتفاق میافتد ، توجه کنید. رویدادهای مهم شادیبخش (تاریخ تولد ، ازدواج) دیگران را به آنان تبریک بگویید و در شرایط ناگوار مانند بیماری و فوت عزیزان، با آنان همدردی کنید. با افراد، تماس چشمی برقرار کنید و با حالت صمیمیت ، دیگران را در صورت امکان به اسم کوچک صدا بزنید. به نظرهای افراد گوش داده و به آنان اهمیت بدهید. 4- گوش دادن موثر را تمرین کنید: گوش دادن، روشی است که میخواهید به دیگران نشان دهید که بهطور واقعی نظرهای آنان را میشنوید. «گوش دادن موثر» یعنی به زبان خودتان، آنچه را که دیگران میگویند، بازگو کنید. وقتی به حرفهای همکاران خود، دقیق گوش میدهید، آنان شما را تحسین میکنند. 5- افراد را دور هم جمع کنید: محیطی به وجود آورید که دیگران به کار گروهی تشویق شوند. با همهی افراد به عدالت و مساوی رفتار کنید و از تبعیض و پارتیبازی خودداری کنید.
6- تضادها را حل کنید: وقتی افراد ، دور هم جمع میشوند ، اگر تضادی به وجود آمد ، آن را حل کنید. یاد بگیرید یک میانجی خوب باشید. اگر همکاران، راجع به مسائل کاری، جروبحث کردند ، جلسهای با حضور آنان برگزار کنید و مشکلها را حل کنید. اگر اینچنین نقش رهبری را ایفا کردید ، مورد احترام و تحسین اطرافیان قرار میگیرید. یک ارتباطگر روشن و شفاف، کمتر با همکاران خود ، دچار سوءتفاهم و اختلاف میشود. نفوذ کلام و بلاغت، نشان از فراست، هوش و بلوغ فکری شما میدهد و این ارتباطی به سن شما ندارد. 7- ارتباط شفاف برقرار کنید: توجه خاصی به آنچه که میگویید و اینکه چطور میگویید ، داشته باشید. یک ارتباطگر روشن و شفاف، کمتر با همکاران خود ، دچار سوءتفاهم و اختلاف میشود. نفوذ کلام و بلاغت، نشان از فراست، هوش و بلوغ فکری شما میدهد و این ارتباطی به سن شما ندارد. اگر به آنچه که میگویید ، توجه نکنید ، دیگران نیز به حرفها و عقیدههایتان اهمیتی نمیدهند.
8- شوخ طبع باشید: نترسید از این که با دیگران، شوخی و بذلهگویی میکنید. بسیاری از افراد ، گرد کسانی جمع میشوند که بتوانند شادی را برای آنان فراهم کنند و لبخند بر لبانشان بنشانند.اما اینکار را از حد نگذرانید تا به شخصیتتان لطمه نزند و البته مراقب حد ارتباط با نامحرم نیز باشید.
9- از دریچهی چشم دیگران به موضوعها بنگرید: همدلی به معنی این است که : خودتان را جای دیگران بگذارید و احساس آنان را درک کنید و سعی کنید حادثهها را از چشمانداز دیگران ببینید. شما میتوانید با حس کردن هیجانهای خودتان، وضعیت روانی خود را حفظ کنید . در حالی که اگر از درک هیجانهای دیگران، غافل شوید ، نمیتوانید توجه آنان را جلب کنید. افرادی که از شناخت، درک هیجانها و احساسهای دیگران عاجزند ، در ابراز همدلی با دیگران نیز ناتوانند.
10- شکایت نکنید و نق نزنید: هیچچیز بدتر از یک شاکی یا نقزن حرفهای نیست. اگر به سادگی راجع به هر موضوعی عصبانی شوید ، دیگر روز خوشی برای شما باقی نمیماند. سعی کنید همیشه نسبت به اطرافیان، گذشت داشته باشید و موضوعها را آسان بگیرید تا از این طریق، بر اعتبار و محبوبیت خود نزد دیگران بیفزایید |
اين يكي از موثرترين متن هايي بوده كه من در طول زندگيم خوندم وتوصيه ميكنم از دستش نديد!!!
زندگینامه آنتونی رابینز
آنتونی رابینز (Antony robinz) در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد.. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید.
گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت. سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست. به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.
موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.
پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.
او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.
در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ کلامی » و « روش های انجام بهینه کارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.
در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به کمتر از نصف برساند، بلکه درصد قبولی شرکت کنندگان را که تا آن زمان به طور متوسط ۷۰% بود، به ۱۰۰% افزایش داد. قابل توجه اینکه خود وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.
این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید که از طرفی مشرف به دریا بود.. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.
رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.
تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا کرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال ۱۹۹۱ بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است . با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریکی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و کشورهای متعدد مسافرت کرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شرکت کردند. از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افکار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش » او که بخش کوچکی از محتوای سمینارهای او را تشکیل
می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شرکت کنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب کرد.
اجرای سمینارها و برنامه های تلویزیونی نامبرده شده تا این زمان همچنان ادامه دارد و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می کنند.
علاقه ی خاص رابینز به این است تا با کمک به افراد ، جهان را جای بهتری برای زیستن بسازد ، و به افراد جامعه کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط خود را باافراد جامعه بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند زندگی خود بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.
رابینز، در سال ۱۹۸۶، در حالی که بیش از ۲۵ سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در کتابش به نام « به سوی کامیابی » به رشته تحریر کشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشکار ساخت. این کتاب در ۱۹۸۷، عنوان پرفروش ترین کتاب را به خود اختصاص داد.
در سال ۱۹۹۱ کتاب دیگری به نام بسوی کامیابی ۲ ( نیروی عظیم درون را فعال کنید ) به رشته تحریر در آورد. این کتاب نیز مانند کتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین کتاب سال انتخاب شد.. سال ۱۳۷۱ این دو کتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده کرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت که به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.
خود او در پشت جلد کتاب بسوی کامیابی چنین می نویسد: â€� شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی کامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری کاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید کلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.
می توانید به کمک پنج کلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور کنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور کنید.â€�
آقای رابینز، در حال حاضر ۳۵ سال دارد و با همسر و فرزندانش در« دلماکالیفرنیا » زندگی می کند. رابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.
نام رابینز همواره با کلمه ی موفقیت توأم بوده. اگر در شغل خود موفق نیستید ، اگر در روابط خود مشکلاتی دارید، اگر کسب و کار جدیدی را آغاز نموده اید، اگر در یک سردرگمی در برنامه ریزی برای زندگی روبرو هستید، کارهایتان روی کاغذ می مانند و به عمل تبدیل نمی شوند، بهتر است همین حالا با رابینز آغاز کنید .
پوكا يوكي چيست:
پوكا يوكي در حقيقت يك نوع بازرسي صد در صد است اما با تفاوت بسيار زياد نسبت به بازرسيهاي معمولي. در روشهاي جاري بازرسي محصول معمولاً يك ايستگاه كاملا جدا كه هيچگونه ارتباطي به فرآيند ساخت ندارد تعريف و بازرسي مطلق آن انجام ميشود در صورتي كه در روش پوكا يوكي فرآيند بازرسي جزئي از فرآيند ساخت است.
براي روشن شدن بهتر مطلب فرض كنيد ميخواهيم پنج سوراخ به ابعاد مختلف در ورقي به ابعاد 22×20 سانتي متر پانچ نمائيم. در اين فرآيند معمولا با دو مشكل موجه هستيم، اول اينكه به خاطر تفاوت بسيار كم در ابعاد ورق جهت پانچ سوراخها اشتباه شود، دوم اينكه ورق بدرستي در محل خود استقرار نيافته باشد. اگر در اين فرآيند از روش معمول بازرسي استفاده كنيم همواره با قطعات نامنطبقي موجه هستيم كه يا بايد دور ريخته شوند يا روي آنها دوباره كاري انجام پذيرد.
با اسفاده از تكنيكهاي پوكايوكي فرآيند بگونهاي طراحي ميگردد كه امكان بروز اشتباه وجود نداشته باشد. با ساخت يك جيگ فيكسچر سه طرفه و قرار دادن يك سنسور در انتهاي آن امكان بوجود آمدن خطا از بين ميرود. جيگ و فيكسچر و سنسور مذكور در حقيقت بازرسيهائي هستند كه در فرآيند گنجانيده شدهاند.
مثالهائي از تكنيك پوكايوكي كه در زندگي روزمره مورد استفاده قرار گرفته است:
· اتوي اتوماتيك كه پس از چند دقيقه بدون استاده ماندن خاموش ميشود.
· نوارهاي صوتي و تصويري كه با اضافه كردن كليدي روي آن امكان ضبط اتفاقي از بين ميردو.
· سه شاخه يا سوكت تلفن كه امكان اتصال سيم به پريز برق وجود ندادر.
· گرمكنهاي الكتريكي كه در صورت افتادن خاموش ميشود.
- در صفحات بعدي مثالهاي مصور از كاربدر پوكايوكي آورده شده است.
- شات دان (SHUTDOWN)
شات دان در مواردي كاربرد دارد كه فرآيند دچار اشتباه شده و قطعه معيوب توليد شده و با قطع فرآيند و يا خاموش شدن دستگاه از ادامه توليد قطعات نامنطبق جلوگيري بعمل ميآيد. از معايب اين روش پايين آمدن راندمان توليد است.
- اخطار (WARNING)
در حالت اخطار با استفاده از علائم هشدار دهنده به اپراتور و يا استفاده كننده اطلاع داده ميشود كه اتفاقي افتاده و يا در حال اتفاق افتادن است.
براي مثال در خودروهاي جديد در صورتي كه درب ماشين بطور كامل بسته نشود و يا راننده فراموش كند كه كمربند ايمني خود را ببندد از علائم هشدار دهنده نوري و يا صوتي استفاده شده است. در اين روش انجام كار تضمين شده نيست و بستگي به عكسالعمل اپراتور و يا استفاده كننده دارد.
- هشدارهاي حسي (SENSORY ALERT)
روش هشدارهاي حسي مشابه روش اخطار ميباشد. با اين تفاوت كه اپراتور را با استفاده از حواس پنجگانه بينائي، چشائي، شنوايي، بويائي و لامسه خود مشكل را حس كرده و اقدامات لازم را به عمل ميآورد. به عنوان مثال در فرآيند شمارش و بستهبندي تخم مرغ ز كارتون و شانههاي سيتائي استفاده ميشود.
همانگونه كه مشخص است شانههاي سيتائي كه شمارش نموده و در صورتي كه يك و يا چند حفره درون شانه خالي باشد اپراتور با استفاده از حس بينائي مشكل را متوجه شده و خطا را برطرف مينمايد.
– روشهاي انجام پديده ضد خطا كدامند.
براي استفاده از پديده ضد خطا سه روش اصلي وجود دارد:
1- روش برخورد (CONTACT METHOD)، فيزيكي يا از طريق انرژي:
در اين روش با استفاده از يك وسيله حسي از بروز خطا جلوگيري ميشود (سوئيچهاي محدود كننده براي برخورد فيزيكي و پرتوهاي الكترونيكي براي برخورد از طريق انرژي)
2- روش مقدار ثابت. (FIXED VALUE METHOD)
براي مثال دستگاه نقطه چوش را به شماره انداز وصل ميكنيم كه به ازاي هر بار تماس يك شماره اضافه ميشود پس از رسيدن به عدد تعيين شده دستگاه قطع ميشود.
3- روش حركت مرحلهاي (MOTION - STEP)
در اين روش ميخواهيم مطمئن شويم كه مراحل مختلف كار روي قطعه انجام شده است به اين ترتيب اگر يكي از مراحل فراموش شود مرحله بعدي خود به خود انجام نميشود.