تبليغاتX
QUALITY & TRAINING -B N
QUALITY & TRAINING -B N
کیفیت - آموزش - مشاوره : ( کام )
مدیریت و رهبری-خلاقیت، موانع خلاقیت

 

1- مقدمه

آرامش زندگی در گرو برآوردن نیازهاست. نیازها به طور کلی به 5 گروه تقسیم می‌شوند:

نیازهای فیزیولوژیکی

نیاز به امنیت

نیازهای اجتماعی

نیاز به احترام

نیاز به خودیابی

که به ترتیب نیازهای اولی نیازهای رده پایین و نیازهای آخری نیازهای رده بالا به حساب آمده و نیاز به خودیابی حد بالای نیازهاست.

برآورده شدن مناسب نیازها شرط لازم برای به وجود آمدن آمال و آرزوهاست. به عنوان مثال یک فرد گرسنه و آواره هرگز به فکر پرواز بر فراز کوه‌ها نخواهد افتاد. بسیاری نیز معتقدند که خلاقیت در نیاز متولد می‌شود همان گونه که بسیاری از اختراعات بزرگ نه محصول تعریف مشکلی خاص بلکه برای برآورن نیازی خاص به وجود آمده‌اند.

2- اصول اولیه خلاقیت

به طور کلی خلاقیت فرایندی است که طی زمان ادامه داشته و ابتکار، انطباق‌پذیری و تحقق از خصوصیات بارز آن به شمار می‌آیند و می‌تواند جوابگویی برای مشکلات باشد. برخی از محققان اصولی برای مشخص شدن مرزهای خلاقیت تعریف نموده‌اند:

اول اینکه خلاقیت متضمن پاسخ یا مفهومی نو باشد یا آن که احتمال وقوع آن بسیار کم باشد. اما باید توجه داشت که نو بودن و اصالت با آن که شرط لازم خلاقیت است اما کافی نیست. زمانی یک پاسخ را می‌توان بخشی از یک فرایند خلاقیت به شمار آورد که تا اندازه‌ای با واقعیت مطابقت داشته یا اصولاً واقعی باشد.

دوم خلاقیت باید گره‌ای را بگشاید یا با وضعیتی تناسب داشته و یا مقصود معینی را برآورد.

سوم، خلاقیت واقعی مشروط به دوام آن بینش ابتکاری، ارزیابی و تفسیر و رشد آن باشد. در جمله‌ای کوتاه می‌توان اینگونه بیان کرد «خیلی‌ها ایده‌های خوب دارند اما عده کمی آنها را عملی می‌کنند». همچنین یکی از عواملی که معمولاً با خلاقیت مربوط می‌دانند موضوع هوش است.

3- وجوه هوش

یک مبنای طبقه‌بندی، نوع فرایند و یا نحوه عملکرد خاصی است که انجام می‌گیرد. این نوع طبقه‌بندی شامل 5 گروه اصلی از توانش‌های هوشی می‌باشد که عبارتند از:

عوامل شناخت

حافظه

تفکر همگرا

تفکر واگرا

و ارزشیابی

شناخت، کشف و یا کشف دوباره و بازشناسی است. حافظه عبارت از حفظ آن چیزی است که درک شده است. در تفکر واگرا ما در جهات متفاوت تفکر می‌کنیم، گاهی به تفحص می‌پردازیم و گاهی در جستجوی تنوع هستیم در حالی که در تفکر همگرا اطلاعات به یک جواب درست و یا به بهترین جواب شناخته شده و قراردادی منتج می‌گردد. واضح است که یکی از توانشهای تفکر واگرا گوناگونی پاسخهایی است که تولید می‌شود. این نوع تولید تماماً زاده اطلاعات ارائه شده نیست. در اینجاست که مبحث انعطاف‌پذیری در تفکر پیش می‌آید که از مباحث اصلی خلاقیت به شمار می‌آید . با این حال در بررسی افراد خلاق این نتیجه به دست آمده است که اگر چه داشتن حد معینی از هوش لازم است ولی شرط کافی نیست و لزوماً افراد با هوش خلاق نبوده‌اند در حالی که افراد با هوش متوسط می‌توانند افراد خلاق برجسته‌ای باشند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا فطری و می‌توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد.

4- خصوصیات افراد بسیار خلاق

از مطالعه‌ی افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه شده است. البته این خصوصیات شخصیتی آنهاست نه این که با این گونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد:

تمایل به تعریف و تمجید از خود دارند.

اشخاص خلاق مخصوصا خواهان قبول پیچیدگی و حتی بی‌نظمی در دریافت‌های خود هستند بدون آنکه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند. این بدان معنی نیست که آنان فی نفسه بی‌نظمی را دوست دارند بلکه پرمایگی موجود در بی‌نظمی را به کم مایگی نظم ترجیح می‌دهند. تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تند و احمقانه شهرت داشته باشند.

کارهای آنها با اظهار نظر اینکه از موضوع پرت هستند مشخص می‌شود. شوخ‌ طبعی و بذله‌گویی از صفات بارز این افراد است. باید به این افراد کمک کرد که بدون اینکه کینه‌توز و پرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ کنند.

5- عوامل بازدارنده‌ی خلاقیت

تلاش‌های قبل از بلوغ برای حذف خیالبافی

محدودیت‌های بازدارنده‌ی قوه تدبیر و کنجکاوی کودکان

تکیه‌ی بیش از حد به نقش جنسیت؛ تفکر خلاق مستلزم حساسیتی بیش از حد (خصوصیتی کاملاً زنانه) و وابستگی به غیر و اتکای به خود (خصلتی کاملاً مردانه) است. از همین رو یک پسر بسیار خلاق نسبت به سایر همجنسان همسال خود بیشتر دارای صفات زنانه به نظر می‌رسد .

تاکید زیاد بر پیشگیری (نحوه پاسخگویی کودکان به مسایلی که مستلزم چاره‌اندیشی فرد هنگام قرار گرفتن در وضعیتی بن‌بست است نشان می‌دهد که تأکید بر پیشگیری قوه تصور بسیاری از کودکان را از رشد باز داشته است ).

القای ترس و کمرویی

تاکید بر مهارتهای کلامی

خطری که استعداد خلاق فرد را تهدید می‌کند، قضاوت یا ارزیابی تجربه فرد نیست بلکه پیشداوری است که به تبع آن تجارب بسیاری در حوزه دریافت را نمی‌یابند. خطری که آموزشهای معمول چه در خانه و چه در مراکز آموزشی در بردارند این است که نظرات نو و احتمال وقوع اعمال جدید خیلی زود و بیش از اندازه مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

6- عوامل تشدیدکننده خلاقیت و نوآوری

حس درونی تفکر، انسان را قادر می‌سازد شرایطی را که وجود خارجی ندارند، ‌در درون ذهن شبیه‌سازی نماید و‌ به وی این امکان را می‌دهد تا در امکانات یکسان با سایرین برای خود فرصتهای بهتری بیافریند. در واقع امور خلاقیت شاید بیشتر اکتسابی باشد تا فطری و می‌توان با آموزشهایی این توانایی را در خود افزایش داد. مجموعه عواملی که باعث تشدید و ترغیب فرد به نوآوری می‌گردند به عوامل تشدیدکننده تعبیر می‌گردند که خود به دو بخش کلی انگیزه‌ها و ابزارها تقسیم می‌شوند که در اینجا توضیح داده می‌شوند.

6-1- انگیزه‌ها

انگیزه‌های ترغیب کننده به نوآوری، می‌توانند به خصوصیات و زندگی خصوصی افراد مربوط باشد و یا اینکه به اجتماع محل سکونت فرد بستگی داشته باشد که ما در اینجا دلایل بروز هر یک را بررسی می‌کنیم. 

6-1-1- انگیزه‌های بیرونی: به همه انگیزه‌هایی که از جامعه به فرد القاء می‌گردند گفته می‌شود که خود بر اثر موارد زیر ناشی می‌گردند:

بحران‌های جامعه: می‌دانیم سرچشمه خلاقیت نیاز است. اغلب مواقع اگر نیازی در زندگی بشر مشاهده نشود، الزامی به خلاقیت وجود نخواهد داشت. نیازهای بشر معمولاً به طور یکنواخت بروز می‌یابند مگر در شرایطی استثنایی مانند بحران‌های مختلف از جمله بحرانهای طبیعی چون سیل و زلزله و آتشفشان و طوفان و همچنین بلایایی که خود انسان مسب آنهاست که بارزترین آنها جنگ است. نوع و دلیل بروز یک بحران در اینجا مد نظر نیست و آنچه حائز اهمیت است هجوم سیل عظیمی از نیازها پس از وقوع بحران است که می‌تواند در جامعه سبب یک انقلاب فکری در نزد افراد گوناگون گردیده و به شکل نوآوری و خلاقیت بروز نماید.

سطح توقعات جامعه: جامعه‌ای که در آن سیر صعودی پیشرفت حاکم باشد، هر روز از طرف تک تک اعضای خود شاهد خلاقیت و نوآوری است. در این جامعه نوآوری به قشر متفکر و اندیشمند محدود نگردیده و همه مردم را شامل می‌شود بطوریکه حتی تبهکاران نیز در این جامعه هر روز به فکر خلق روشی نو در روند کاری خود می‌باشند.

6-1-2- انگیزه‌های درونی: انگیزه‌هایی که از درون شخص، منشاء می‌گیرند را انگیزه‌های درونی می‌نامند که شامل موارد زیر می‌باشند : استعداد ذاتی فرد: این امر حتی بدون وجود هر گونه محرک خارجی ممکن است آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد و با داشتن هوشی متوسط و آموختن راه‌های افزایش تفکر خلاق، کاملاً قابل دسترسی برای همه نیازهای زندگی می‌باشد.

نیازهای درونی: گاهی اوقات افراد در خود نیرویی احساس می‌کنند که همواره آنان را وا می‌دارد که در جهت کمک به دیگران و ارتقای سطح زندگی در جامعه، دست به نوآوری بزنند. این افراد از هر جنس و سن و شغلی می‌توانند باشند. به عنوان مثال خانمی در آمریکا که از آگهی های تجاری تلویزیون ناراضی بود آنها را مطابق با ذوق خود مجدداً می‌نوشت .

بحران‌های شخصی‌: بحران‌های شخصی نیز مانند بحران‌های جامعه، می‌توانند محرک بسیار قوی در امر نوآوری برای شخص باشند.

 6-2- ابزارها

برخی فاکتورهای تعیین‌کننده برای دستیابی به تفکر خلاق و جود دارند که می‌توان از آنها به عنوان ابزارهای نوآوری یاد کرد. این ابزارها عبارتند از:

اراده

اعتماد به نفس

کمیت

شبیه‌سازی

استمداد از دیگران

مجاورت/ تشابه/ تباین

تغییر دادن

فعالیتهای جنبی و . . .

این عوامل راه‌کارهایی برای آموزش نوآوری و تفکر خلاق ارائه می‌دهند. در آینده‌ی نزدیک این عوامل شرح داده می‌شوند.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 16:53  توسط بابک نظری  | 

چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد ؟

                                  

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید.

تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.

(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ

و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید

3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .

4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.

انگشت شصت نمایانگر والدین است.

انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .

به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید .

سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.

انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند.

آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .

این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید.

انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.

دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم

(همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.

احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.

به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهای عاشق هستند که برای تمام عمر با هم می مانند.

عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

انگشت شصت نشانه والدین است .

انگشت دوم خواهر و برادر .

انگشت وسط خود شما .

انگشت چهارم همسر شما .

و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است.

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 15:30  توسط بابک نظری  | 

10 باور غلط دربارۀ برخی فناوری‏های نو و کهنه !

10 باور غلط دربارۀ برخی فناوری‏های نو و کهنه !


امروزه فناوری زندگی ما را احاطه کرده و نیاز ما به آن گاه به صورت اجباری و گاه اختیاری است اما با حضور این پدیده‏ها در زندگی برداشتهای غلط و باورهای اشتباهی نیز همراه با آن در بین مردم و جوامع رایج شده است. در اینجا ۱۰ مورد از رایجترین باورهای اشتباه را خدمتتان عرض می‏نمایم :

 

۱ – انفجار تلفن همراه

باور غلط : استفاده از تلفن همراه در پمپ بنزین خطر آفرین است.

این باور غلط پس از انتشار ایمیلهایی که در مورد انفجار موبایل بود در میان مردم رایج شد. از مفهوم ایمیلها اینطور بر می‏آمد که از طرف شرکت نفتی شل (Shell Oil) ارسال شده باشد اما شرکت شل این مطلب را انکار نمود. با این وجود علاوه بر اینکه هیچ موردی در رابطه با انفجار یک پمپ بنزین توسط موبایل ثبت نشده است، با بررسی‏هایی که بر روی انواع تلفنهای همراه صورت گرفت اینطور برآمد که هرگز یک تلفن همراه باعث انفجار نمی‏گردد.
Snopes سایتی که به شایعه‏ها و باورهای غلط عوام می‏پردازد اینگونه می‏نویسد : “در اخبار متناوبا اینگونه منتشر می‏شود که یک پمپ بنزین به دلیل استفاده موبایل در آن آتش گرفت و پلیس و آتش نشانی معمولا استفاده از تلفن همراه و آتش گرفتن پمپ بنزین را به هم ربط می‏دهند.” اما علیرغم عدم وجود هرگونه مدرکی دال بر اینکه استفاده از تلفن همراه می‏تواند باعث انفجار در پمپ بنزین گردد، استرالیا و نیوزلند از تابلوهای “عدم استفاده از تلفن همراه” در پمپ بنزین‏های خود استفاده می‏نمایند و جالبتر اینکه در ایالت ایلی‏نویز در آمریکا، این عمل جرم محسوب می‏گردد. (البته ناگفته نماند که در پمپ بنزین‏های ما نیز چنین تابلویی دیده می‏شود).

 

۲ – اولین پرواز به آنطرف اقیانوس اطلس

باور غلط : آقای چارلز لیندبرگ (Charles Lindbergh) اولین کسی است که اقیانوس اطلس را با هواپیما پیموده است.

چارلز لیندبرگ اولین کسی نیست که به آن طرف اقیانوس اطلس پرواز کرده، اگرچه وی برای اولین بار بر روی آن پرواز کرده است. اولین پروازی که به طور کامل اقیانوس اطلس را دربرگرفته است، بین ۸ تا ۳۱ می ۱۹۱۹ توسط هواپیمای NC-4 Navy-Curtiss که کل این سفر ۲۴ روز به طول انجامیده است. این پرواز به خلبانی جان آلکاک و آرتور ویتن براون (John Alcock and Arthur Whitten Brown) توسط هواپیمای دستکاری شدۀ ویکرز ویمی (Vickers Vimy bomber) انجام گرفته است.

 

 

۳ – فرود هواپیما بر روی بزرگراه

تصور غلط : سیستم بزرگراههای آمریکا برای نشست اضطراری هواپیماها نیز آمادگی دارد.

بزرگراههای آمریکا به هیچ وجه برای نشست هواپیماها طرح ریزی نشده‏اند اگرچه در اتوبان‏ها باید به ازای هر ۵ یا ۱۰ مایل یک منطقه برای فرود اضطراری در نظر گرفته شود. اما این سیستم واقعا در قسمتهایی از آلمان و بعدها سوییس در سالهای جنگ جهانی دوم و جنگ سرد ساخته شده‏ است.

 

 

۴ – گوتمبرگ و دستگاه چاپ

باور غلط : آقای یوهانس گوتمبرگ ماشین چاپ را اختراع نموده است.

آقای گوتمبرگ اولین کسی نبوده که دستگاه چاپ را اختراع نموده است بلکه این دستگاهها سالها پیش از آن، به صورت بسیار مبتدی در چین و کره مورد استفاده قرار می‏گرفته است. ممکن است گوتمبرگ خود جداگانه این دستگاه را اختراع کرده باشد. نکته اینجاست که این اختراع تاثیر شگرفی بر فرهنگ شرق داشته است. و اما تصور غلط دیگر درباره گوتمبرگ این است که اولین چاپی که وی منتشر نمود، نسخۀ لاتین کتاب مقدس است که هم اکنون نیز بعضی ها به نام کتاب مقدس گوتمبرگ آنرا می‏خوانند. در حالی که وی فقط به دلیل اینکه تصور می‏نمود که اگر وی این کتاب را به لاتین منتشر کند، بیشتر مورد استقبال قرار خواهد گرفت اما باید دقت داشت که پیش از کتاب مقدسی که وی به زبان لاتین منتشر نموده، کتابها و نسخ چاپی دیگری را در رابطه با کلیسای کاتولیک در دسترس قرار داده بود.

 

 

۵ – کوکی‏ها (Cookies) در اینترنت

تصور اشتباه : کوکی‏ها در اینترنت خطرناک هستند و باید از آنها جلوگیری بعمل آورد.

در واقع کوکی‏ها یک عبارت متنی بسیار کوتاه هستند که پس از بازدید از اکثر سایتهای اینترنتی، در کامپیوتر ما باقی می‏مانند و حاوی اطلاعاتی که رفتار ما را در آن سایت حفظ می‏کند است مثلا رمز ورود به بخشی از آن سایت و … . اگر حفرۀ امنیتی در مرورگر ما وجود نداشته باشد، هیچ خطری در کار نیست و کوکی‏ها هیچ دسترسی به فایلها و تنظیمات سیستم ما نخواهند داشت. تنها چیزی که در مورد کوکی‏ها گاهی نگران کننده می‏شودف رفتار ما در بازدید و بررسی سایتهاست.

 

 

۶ – سیستم عامل مکینتاش و ویروسها

باور غلط : سیستم عامل مکینتاش آلوده به ویروس نمی‏شود.

درحالیکه این درست است که سیستم عاملهای مک تقریبا ویروس نمی‏گیرند اما بازهم حرفهایی برای گفتن وجود دارد. اول اینکه ابرویروسهایی که سیستم مایکروسافت ورد و اکسل را آلوده می‏کنند -  با توجه به اینکه این نرم افزارها برای مک هم قابل استفاده هستند - خطرناک نشان داده‏اند. همچنین اَپل، اخیرا چهار ویروس را برای سیستم عامل‏های مک شناسایی نموده، اگرچه کمتر دیده می‏شوند. دلیل عمده کم بودن تعداد ویروسهایی که می‏توانند سیستم‏های مک را آلوده کنند این است که این سیستم عامل بر پایۀ سیستم یونیکس ساخته شده که معمولا از راه اندازی نرم‏افزارهایی که می‏توانند آلوده کننده باشند، جلوگیری بعمل می‏آورد.

در اینجا لیستی از ویروسهای سیستم عامل مک آمده است.

 

 

۷ – هیتلر و اتوبان

تصور غلط : اتوبان را هیتلر اختراع کرده است.

بسیاری از مردم (بخصوص در آلمان) اینطور تصور می‏نمایند که ایدۀ ساخت اتوبان (در واقع مسیر بزرگ موتور رو) را هیتلر (به همراه نازی‏ها) در آلمان ارائه نموده است (اولین مسیری که اختصاصا برای موتورسوارها در جهان در نظرگرفته شده بود). اما حقیقت این است که اولین اتوبان در سال ۱۹۳۱ توسط کُنراد آدنور، شهردار شهر کلن در آلمان افتتاح شده که این افتتاحیه دو سال قبل از صدراعظم شدن هیتلراست. جالب اینجاست که اولیه‏ترین اتوبان ساخته شده که در واقع یک مسیر موتور روی ساده بوده، در ۲۱ سپتامبر ۱۹۲۴ در میلان در زمان حکومت بنیتو موسولینی بوده است.

 

 

۸ – سرویس بهداشتی هواپیما

باور اشتباه : دستشویی هواپیماها در حین پرواز خالی می‏شود!

نه تنها هواپیماها در حین پرواز این کار را انجام نمی‏دهند، بلکه این غیرممکن است که چنین عملی صورت گیرد. در اینصورت شدت هوای خروجی آنچنان فشاری را وارد خواهد نمود همه چیز را به بیرون می‏کشد. سیستم توالت هواپیماها به این صورت است که آب دستشویی به مخزنی مخصوص وارد شده و تا زمان نشست هواپیما در فرودگاه تخلیه نمی‏گردد. پس با خیال راحت در خیابانها قدم بزنید! شاید برایتان جالب باشد که صدای مکشی که پس از فشردن کلید تخلیه در توالت هواپیما می‏شنوید به این دلیل است که با مصرف مقدار بسیار کمی از آب و با کمک مکش، عملیات تخلیه صورت می‏پذیرد تا از مصرف بیش از حد آب جلوگیری گردد.

 

 

۹ – اولین بازی کامپیوتری

تصور غلط : اولین بازی کامپیوتری، Pong بوده است.

کامپیوترها بیش از آنچه که ما تصور می‏کنیم قدیمی هستند و هنگامی که صحبت از اولین بازی کامپیوتری به میان می‏آید، نام Pong بر زبانها جاری می‏شود. این بازی در سال ۱۹۷۲ توسط شرکت Atari (آتاری) ساخته شد که شامل دو راکت پینگ پنگ بود و یک توپ که باید کنترل می‏گشت و همین بازی اولین بازی موفق در زمینه فروش بود که صنعت ساخت بازی‏های کامپیوتری را پی‏ریزی نمود. اما… ۲۰ سال قبلتر، در سال ۱۹۵۲ بازی دیگری ساخته شده‏ بود. نام این بازی OXO بود و همان بازی ضربدر دایره (tic-tac-toe) خودمان بود که بر روی کامپیوترهای EDSAC  اجرا می‏شد و می‏بایست یک ردیف سه‏تایی از دایره یا ضربدر را درست می‏نمودیم. این بازی توسط آلکساندر داگلاس جهت ارائه به عنوان تز پایان دوره در دانشگاه کمبریج ساخته شده بود. برای اهل فن، این مطلب که اولین بازی کامپیوتری حدود ۶۰ سال پیش ساخته شده متحیر کننده است.

 

 

۱۰ – وب / اینترنت

باور رایج : وب همان اینترنت است.

این باور که بسیاری از مردم وب را همان اینترنت می‏خوانند بسیار رایج است اما اینترنت در سال ۱۹۸۳ وقتی که آرپانت (َArpanet)- جد بزرگ اینترنت امروز- شروع به استفاده از پروتکل TCP/IP نمود، شکل گرفت. وب توسط مردی انگلیسی به نام تیم برنرز لی (Tim Berners-Lee) در سال ۱۹۸۹ ساخته شد. شبکه جهانی وب از سرورها که صفحات را در بر دارند و دریافت کننده‏های بسیاری (مانند Firefox, IE, Apple Safari) که صفحات را نشان می‏دهند ساخته شده است. در واقع اینترنت مجموعه‏ای از فناوری است که موجودیت وب را رقم زده است. اگر اینترنت نبود، وب توانایی بروز خود را به این صورت که شاهد هستیم نداشت؛ اما اگر وب نبود، اینترنت همچنان به موجودیت خود ادامه می‏داد. باید دقت داشت که بسیاری از برنامه‏های تحت شبکه، بدون نیاز به وب کار می‏کنند مانند ایمیل، اف تی پی (FTP)، چت مبتنی بر اینترنت (IRC)، نرم افزارهای پیغام رسان، تل نت (telnet)، تورنت (Torrent) و...

 

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 13:0  توسط بابک نظری  | 

10 درس از فرهنگ تجارت ژاپنی ها
 

10 درس از فرهنگ تجارت ژاپنی ها

 

گرچه اکثر فرهنگ های تجارت کم و بیش متاثر از فرهنگ آمریکایی است، اما به نظر می رسد که فرهنگ ژاپنی دست نخورده تر باقی مانده است.

اکثر تاجران و مهاجران در اولین برخورد خود با ژاپنی ها احساسی ناجور و نامتجانس خواهند داشت، اما معمولاً بیشتر آنها بعد از چند مدت این احساس را ترک کرده و از همکاران ژاپنی خود درس                        می گیرند.  ......

 

این کشور می تواند درس های زیادی در مورد برخوردهای تجاری و کاری به ما بیاموزد. در این مقاله لیستی از 7 درس مهم که می توانیم از ژاپنی ها بگیریم را برای شما تهیه کرده ایم.   

1. معاملات بر پایه ی رابطه های شخصی بنا می شود

در فرهنگ تجارت ژاپنی، غیر معمول نیست که قراردادها بر پایه رابطه های خصوصی و خانوادگی بنا شود. یعنی دو نفر باید از قبل با هم آشناییت داشته و همدیگر را خوب بشناسند. به معنای دیگر، قراردادها از روی احترام و آشناییت متقابل انجام میگیرد. تجارت به طریقی انجام می گیرد که هر طرف از نظر اخلاقی به طرف مقابل متعهد و مسئول باشد.

درس عبرت:

در ژاپن ایجاد رابطه های خوب خصوصی به شما اعتباری می دهد که برای تجارت های بعدی شما بسیار ضروری است. و وقتی توانستید با یک شرکت ژاپنی رابطه ای خوب برقرار کنید، دیگران نیز گرایش بیشتری برای معامله با شما پیدا خواهند کرد.

طریقه ی وفق یافتن:

با راستی و درستی وارد معامله شوید. تا میتوانید سعی کنید تا اطمینان آنها را به خود جلب کرده و با آنها طرح دوستی بریزید.

 

2. گروه گرا باشید و به تصمیمات گروه احترام بگذارید

ژاپن کشوری است که واژه ی "ما" به جای "من" در آن ارزش بسیار بالاتری دارد. آنها قبل از به مرحله ی عمل آوردن هر تصمیم مهمی، آن را به بحث می گذارند. گروه گرایی به جای فردگرایی در این کشور رونق دارد. شما نیز قبل از اینکه بتوانید پیشنهادات خود را مطرح کرده یا به مرحله ی عمل درآورید، باید عضو گروه شوید.

درس عبرت: 

موفقیت کاری گروهی است. هیچ کس به تنهایی موفق نخواهد شد. ژاپنی ها این نکته را دریافته اند و برای همه ی آنها این ضرورت وجود دارد تا به همراه دیگران کار کنند. البته ممکن است روند تصمیم گیری کندتر شود، اما در آخر کار همه تصمیمات خود را ارائه کرده اند، و صدای همه در تصمیم گرفته شده منعکس خواهد شد.

طریقه ی وفق یافتن: 

یکی از راه های اصلی در سیاست این است که صدای دیگران را نیز بشنویم. در تجارت غربی معمولاً کار به این شیوه است که همه ی تصمیمات توسط یک رئیس گرفته می شود و به این نکته توجه نمی شود که آن رئیس برای تصمیم گیری نیاز به مشورت و کمک مدیران زیر دست خود دارد. ژاپنی ها این مسئله را فهمیده اند. برای آنها کار گروهی در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. شما هم تا زمانی که نخواهید در کار تک روی کنید و فقط تصمیمات خود را به اجرا بگذارید نزد آنها احترام دارید. تا جایی که می توانید باید بتوانید با قوانین گروهی آنها خود را سازگار کنید، فقط در اینصورت است که در تجارت با آنها موفق خواهید شد.

3. رک گو نباشید

برخلاف آمریکایی ها که بسیار رک گو و رو راست هستند، ژاپنی ها ترجیح می دهند که همه ی مسائل را رک و رو راست به آنها نگویید و آن مطلب را در لفافه و با اشاره مطرح کنید. همه ی تلاش آنها بر این است که آن نکته و مطلب باعث آزار و ناراحتی کسی نشود و به کسی بر نخورد.

درس عبرت: 

در فرهنگ تجارت ژاپنی اهمیت زیادی به ادب و احترام  داده می شود. آنها تلاش می کنند تا همکاران خودر ا آزرده خاطر نکنند و احترام متقابل را حفظ کنند.

طریقه ی وفق یافتن: 

برای این منظور باید سعی کنید تا قبل از حرف زدن آن را در دهان خود مزه مزه کنید. برای جواب دادن به کسی عجله نکنید و مطلب را خوب بررسی کنید و بعد به زبان بیاورید.

4. وقت شناسی نشانه ی احترام است

 هرچیز که باعث از بین رفتن غرور، شان و اعتبار اجتماعی شود در تجارت و معاملات ژاپنی ها بسیار مضر است. برای این منظور شما باید همه ی توان خود را به کار گیرید تا این احترام حفظ شود. یکی از بهترین راه هایی که نشان می دهد شما برای طرف مقابلتان احترام زیادی قائل هستید، این است که سر قرارها به موقع بروید و وقت شناس باشید.

درس عبرت:

ژاپنی ها اگر ببینند برای وقت آنها ارزش قائل نیستید، آن را بی احترمی تلقی خواهند کرد. این نیز یکی دیگر از خصایصی است که شرقی ها برخلاف غربی ها بر آن استوارند.

طریقه ی وفق یافتن: 

وقت شناسی خصیصه ای است که همه ی ما باید دیر یا زود به آن عادت کنیم. از اینرو، بهتر است تا زمان خود را به گونه ای تنظیم کنید که سر قرار ملاقات های مهم خود به موقع برسید.

5. ارائه ی خدمات به مشتری در اولویت است

اگر به ژاپن سفر کنید، از نزدیک مشاهده خواهید کرد که همه ی کارمندان و مسئولان همه ادارات، برای خدمت به شما بسیار مشتاق و داوطلب خواهند بود. احتمالاً از این مسئله بسیار تعجب خواهید کرد. ژاپنی ها عقیده دارند که رسیدگی به کارهای ارباب رجوع در اولویت همه ی امور است.

درس عبرت: 

برخورد خوب با ارباب رجوع، تعهدی است که همه ی ژاپنی ها عمیقاً در قلب خود احساس می کنند. با اینکار باعث جلب مشتری می شوند و آنها را همیشه از خود راضی نگه میدارند.

طریقه ی وفق یافتن: 

برای این منظور بهتر است کمی در برخوردهای ژاپنی ها با مشتریان خود دقت و توجه کنید. از رفتار آنها کپی کنید تا بتوانید مثل آنها موفق شوید.

6. ارتباط تلفنی مرتب داشته باشید

در ژاپن ترجیح داده می شود که به جای فرستادن نامه، فکس یا ایمیل، مستقیقاً تماس گرفته شود. این به آن دلیل است که ارزش قائل شدن برای وقت طرف مقابل بسیار اهمیت دارد.

درس عبرت: 

با برقراری تماس مداوم خواهید توانست رابطه ی بسیار بهتری با آنها برقرار کنید و اطمینان و احترام آنها را نیز به خود جلب کنید.

طریقه ی وفق یافتن: 

اکثر ما برای تلفن زدن به هم کمی تنبلی می کنیم. این ممکن است به خاطر ضعف ارتباطات کاری ما باشد. شما هم باید بتوانید درست مثل ژاپنی ها ارتباطات تلفنی خود را بیشتر کنید. این مکالمات را کمی           خصوصی تر کنید تا علاقه ی خود را برای برقراری ارتباط با طرف مقابل نشان دهید.

9. مهمان نواز باشید

ژاپن هم مثل اکثر کشورهای آسیایی خصیصه ی هدیه دادن را حفظ کرده است. برای میهمانان خود هدیه تهیه کنید تا بتوانید از این طریق حس مهمان نوازی و علاقه ی خود را به آنها نشان دهید. برای پرداخت صورتحساب تعارف کنید که اینکار نشانه ی احترام است.

درس عبرت: 

مهمان نوازی در تجارت ژاپنی به این معناست که ارتباطات خصوصی مهمتر از رابطه های کاری است.

طریقه ی وفق یافتن: 

با مشتری خود بیش از منبعی برای تجارت رفتار کنید. اول روی رابطه تمرکز کنید، و با اینکار تجارت نیز به موفقیت انجام خواهد شد.

10. از فرهنگ های تجارت آگاه شوید

در این دنیای چند فرهنگی، شناختن فرهنگ تجارت کشورهای دیگر باعث می شود تا در محل کار خود ارزش بیشتری پیدا کنید. تا می توانید با فرهنگ های تجارتی مختلف آگاهی پیدا کنید تا موفقیت شما در معامله با آنها تضمین شود.

 

پايدار باشيد . سرفراز ، سربلند و ايراني باشيد .

|+| نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 16:48  توسط بابک نظری  | 

آسمان كبود- فریدون مشیری

آسمان كبود

 

بهارم دخترم از خواب برخيز

شكر خندي  بزن و شوري برانگيز

گل اقبال من اي غنچه ي  ناز

بهار آمد تو هم با او بياميز

***

بهارم دخترم آغوش واكن

كه از هر گوشه،  گل آغوش وا كرد

زمستان ملال انگيز بگذشت

بهاران خنده بر لب آشنا كرد

***

بهارم، دخترم، صحرا هياهوست

چمن زير پر و بال پرستوست

كبد آسمان همرنگ درياست

كبود چشم تو زيبا تر از اوست

***

بهارم، دخترم، نوروز آمد

تبسم بر رخ مردم كند گل

تماشا كن تبسم هاي او را

تبسم كن كه خود را گم كند گل

***

بهارم، دخترم، دست طبيعت

اگر از ابرها گوهر ببارد

و گر از هر گلش جوشد بهاري

بهاري از تو زيبا تر نيارد

***

بهارم، دخترم، چون خنده ي صبح

اميدي مي دمد در خنده تو

به چشم خويشتن مي بينم از دور

بهار دلكش آينده ي تو !

*****

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 16:40  توسط بابک نظری  | 

زندگی را به تمامی زندگی کن


 


 



 

زندگی را به تمامی زندگی کن

 

 


در دنیا زندگی کن بی آنکه جزئی از آن باشی.
همچون نیلوفری باش در آب،
زندگی در آب بدون غرق شدن در آب!
زندگی به موسیقی نزدیکتر است تا به ریاضیات،
ریاضیات وابسته به ذهن اند،
وزندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند،



زندگی سخت ساده است،
خطر کن،
وارد بازی شو،
چه چیز از دست می دهی؟
با دست های تهی آمده ایم،
وبا دست های تهی خواهیم رفت،
نه چیزی نیست که از دست بدهیم



 

فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند،
تا سر زنده باشیم،
تا ترانه ای زیبا بخوانیم،
وفرصت به پایان خواهد رسید!
آری اینگونه است که هر لحظه غنیمتی است !

مرگ تنها برای کسانی زیباست که،
زیبا زندگی کرده اند!
از زندگی نهراسیده اند،
شهامت زندگی کردن را داشته اند،
کسانی که عشق ورزیده اند،
دست افشانده اند،

و زندگی را جشن گرفته اند،



 

پس،
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن،
که گویی واپسین لحظه است،
و کسی چه می داند؟




شاید آخرین لحظه باشد



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ضريب هوشي بالاتر يعني وفاداري بيشتر زوجين
 

در ابتدا نگاهي مي اندازيم به جفت گيري حيوانات:

به طور کلي در حيوانات نر قوي تر گروه با بيش از يک ماده جفتگيري نموده تا نسل ايجاد شده

 از اين جفتگيري از نظر محتويات ژنتيکي قدرتمند تر و صاحب صفات برتر باشد.
نر قوي تر پس از نزاع با ديگر نر هاي دسته و از پاي در آوردن آنها اقدام به جفتگيري با حيوانات ماده گروه مي نمايد.
هدف نزاع پيش از جفتگيري اينست که مسلما حيوان نر پيروز که 

 در مقايسه با نرهاي بازنده صفات ژنتيکي برتري داشته قادر به انتقال اين صفات به نسل آينده از طريق جفتگيري با ماده ها گردد.

لازم به ذکر است که در حيوانات نيز همانند انسان ها تعداد نر ها بيش از تعداد ماده ها مي باشد.

 اين اختلاف جمعيت در برخي حيوانات مشهود تر از ساير حيوانات است،

 از جمله در زنبور ها و مورچه ها که تعداد کثيري نر تحت عنوان سرباز و تنها يک ماده يا همان ملکه وجود داشته

 که در انتها نيز تنها يکي از نر ها با ماده جفتگيري مي کند و آن نري است که قوي تر و دارنده صفات ژنتيکي

مرغوب تري نسبت به ساير نر ها باشد.
 
در حيوانات از آنجا که قدرت فيزيکي يک معيار اصلي است و توانايي تنازع بقا ارتباط مستقيم

 با قدرت فيزيکي دارد اين گونه جفتگيري از اهميت بسيار بالايي برخوردار مي باشد.
زيرا که فرزندان نر هاي قوي تر به سبب وراثت ژن هاي مرغوب همواره از قدرت فيزيکي بالاتري

در مقايسه با فرزندان نرهاي ضعيف تر برخوردار خواهند بود.
 
شهر نشيني، انسانيت و بدين جهت کاهش اهميت قدرت فيزيکي در جوامع بشري

به طور کلي نياز به چنين روش جفتگيري را از ميان مي برد. 
در مورد انسان ها مسلما انسانيت، شرافت، اصالت، قدرت ذهني و معنوي،

 و ديگر معيار هاي انساني ارزشي بس والا تر از قدرت فيزيکي دارد.

 

درجه هوشي پايين تر ، وفاداري کمتر و تمايل به برقراري روابط جنسي بيشتر

 محققين دانشگاه هاروارد طي تحقيقاتي بر روي درصد موفقيت ازدواج ها نشان داده اند

 که زوجهايي که داراي درجه هوشي بالاتري هستند در روابط زناشويي خود به مراتب موفق تر از ديگر زوج ها مي باشند.

دانشمندان ثابت کرده اند که بي وفايي همسران نسبت به يکديگر، روابط خارج از رابطه زناشويي

 و ابراز علاقه به شخص سوم چه از طرف زن و چه از جانب مرد، در ميان زوج هاي با ضريب هوشي بالا

به مراتب کمتر از زوج هاي با ضريب هوشي متوسط و زوج هاي با ضريب هوشي پايين مشاهده مي شود.
 
دانشمندان نشان داده اند که ميزان وفاداري زوجين به يکديگر رابطه مستقيم و معني داري

 با درجه هوشي زوجين داشته به طوري که زوجين با ضريب هوشي بالا تر به طور چشمگيري

 بيش از زوجين با ضريب هوشي پايين تر به يکديگر وفادار مي باشند.
 

 

ضريب هوشي پايين تر، و عشق و علاقه سطحي تر

عشق و علاقه اي که زوجين به يکديگر نثار مي کنند ارتباط مستقيم و معني داري با ضريب هوشي آنها دارد

 به طوري که زوجين با ضريب هوشي بالاتر ابراز علاقه بيشتري به همسران خود مبزول داشته

و قويا نسبت به روابط خارج از زندگي زناشويي ابراز مخالفت نمودند.
 
از آنجا که انسان اشرف مخلوقات است و روند تکاملي انسان ها بر آن است

که يک فرد را به برترين درجه تکامل معنوي نايل آورد، واضح است که تک همسري

 به عنوان يک اصل در انسان ها پذيرفته مي شود.
انسان هايي که قويا به اين نکته واقفند که انسان اشرف مخلوقات بوده و روند تکاملي اش معنوي است و نه فيزيکي،

در انتخاب زوج بيش از پيش بر معيار هاي معنوي تاکيد داشته و همواره افراد را با درجه انسانيت،

 شرافت، و استعداد ها و توانايي هاي ذهنيشان مي سنجند و عشق و علاقه خود را نثار يک فرد خواهند نمود.
 
دانشمندان در بررسي هاي خود نشان داده اند که چنين افرادي همواره کششي به سوي افراد با ضريب هوشي

 بالا نشان مي دهند، و پر واضح است که اين افراد خود نيز بايد داراي همين صفات باشند

 چرا که همانند هميشه همانند را جذب مي کند و اين است قانون جذب.
 

ضريب هوشي پايين تر و روابط جنسي بيشتر و زود هنگام تر

 

در خصوص ميزان هوش و روابط جنسي قبل از ازدواج مطلعات فراواني انجام گرفته است.

 دانشمندان با ثبت ضريب هوشي افراد و اينکه آيا قبل ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند يا خير،

 به نتايج بسيار جالب توجهي دست يافته اند.
بررسي ها نشان داده اند که درصد افراد با ضريب هوشي پايين تر که پيش از ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند

 به طور قابل توجهي بيش از درصد افراد با ضريب هوشي بالايي است که پيش از ازدواج روابط جنسي را تجربه کرده اند.
 
در يک بررسي که بر روي دختران دانشگاه برکلي، يکي از دانشگاه هاي بسيار معتبر در آمريکا، انجام گرفته است،

نشان داده شده که تنها 20 درصد از اين دختران روابط جنسي را تجربه کرده اند،

حال آنکه اين رقم در چندين دانشگاه ديگر که دانشجويان آن از نظر تحصيلي و ضريب هوشي در جايگاه پايينتري قرار داشتند

بيش از 70 درصد و در برخي ديگر از دانشگاه ها به بيش از 90 درصد نيز مي رسيد.
چنين اختلاف فاحشي به واقع نشان دهنده اينست که افراد با ضريب هوشي بالاتر تمايل کمتري

به برقراري روابط جنسي بيهوده با ديگر افراد نشان مي دهند و اهميت بيشتري براي ارزشهاي معنوي قايلند تا ارزشهاي جسماني.
 
روند کلي چنين است که افراد با ضريب هوشي پايين تر همواره تمايل بيشتري به برقراري روابط جنسي

صرف و به دور از عشق و وفاداري از خود نشان مي دهند و بدين جهت راحت تر از افراد با ضريب هوشي بالاتر

 تن به اينگونه روابط مي دهند.
همچنين در يک بررسي ديگر دانشمندان رابطه ميان رشته تحصيلي و ميزان باکرگي دانشجويان دختر را مورد

 بررسي قرار دادند. بر اين اساس ميزان باکرگي در دانشجوياني که در رشته هايي که نيازمند به ضريب هوشي

 بالاتري هستند مشغول به تحصيل اند بيش از ساير دانشجويان مي باشد.
 
بر اساس اين بررسي ها دانشجويان رشته پزشکي، بيوشيمي، و برخي از گرايش هاي

 مهندسي داراي بالاترين ميزان باکرگي برابر با 83 درصد بودند.
 

درجه هوشي پايين تر در فرزندان حاصل از ازدواج زن و يا مرد مطلقه با يکديگر

 

بررسي ها نشان داده اند که کودکاني که حاصل ار ازدواج زنان و يا مردان مطلقه با يکديگر اند

نسبت به کودکاني که والدين آنها از ابتدا با يکديگر در پيوند زناشويي بوده اند ضريب هوشي پايين تري دارند.

بررسي ها نشان داده اند که در صورتي که فرزندي حاصل از ازدواج زن و مردي باشد که هر دو شان

 يک طلاق را تجربه کرده اند ضريب هوشي اش به مراتب کمتر از فرزندي خواهد بود

 که حاصل از ازدواجي است که در آن تنها يکي از والدين سابقا طلاق را تجربه کرده اند.

 از آنجا که طلاق نشاندهنده حد اقل ميزان وفاداري زن و مرد به يکديگر است،

 چنين نتايجي کاملا قابل انتظار و از نقطه نظر علم ژنتيک قابل اثبات اند.
  
حال که ارتباط ميان ضريب هوشي و تمايل به وفاداري بين زوجين از نقطه نظر علم ژنتيک مورد بررسي قرار گرفته،

مشهود است که اکثريت کساني که تمايل به برقراري روابط جنسي با افراد خارج از پيوند زناشويي را دارند

 مسلما از نظر ارزشهاي معنوي در جايگاه پايين تري نسبت به سايرين قرار داشته

 و ديد آنها بر روي همسرانشان صرفاً ديدي جنسي خواهد بود.
 

 



 

زندگی را به تمامی زندگی کن

 

 


در دنیا زندگی کن بی آنکه جزئی از آن باشی.
همچون نیلوفری باش در آب،
زندگی در آب بدون غرق شدن در آب!
زندگی به موسیقی نزدیکتر است تا به ریاضیات،
ریاضیات وابسته به ذهن اند،
وزندگی در ضربان قلبت ابراز وجود می کند،



زندگی سخت ساده است،
خطر کن،
وارد بازی شو،
چه چیز از دست می دهی؟
با دست های تهی آمده ایم،
وبا دست های تهی خواهیم رفت،
نه چیزی نیست که از دست بدهیم



 

فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند،
تا سر زنده باشیم،
تا ترانه ای زیبا بخوانیم،
وفرصت به پایان خواهد رسید!
آری اینگونه است که هر لحظه غنیمتی است !

مرگ تنها برای کسانی زیباست که،
زیبا زندگی کرده اند!
از زندگی نهراسیده اند،
شهامت زندگی کردن را داشته اند،
کسانی که عشق ورزیده اند،
دست افشانده اند،

و زندگی را جشن گرفته اند،



 

پس،
هر لحظه را به گونه ای زندگی کن،
که گویی واپسین لحظه است،
و کسی چه می داند؟




شاید آخرین لحظه باشد



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 16:26  توسط بابک نظری  | 

خداراشكر

خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.


I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me


____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.

 

I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.

 

I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed .
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.

 

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

 

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.

 

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.

 

I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

 

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

 

I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

 

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

 

I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time
____________ _________ _________ _________ _
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

 

I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them
____________ _________ _________ _________ _

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر
Thanks God Thanks God Thanks God

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 16:18  توسط بابک نظری  | 

درباره هنر ?نه? گفتن

درباره هنر ?نه? گفتن
?نه نمى توانم?

در زندگى هر انسانى شرايطى پيش مى آيدكه ?نه گفتن? مشكل مى شود. براى مثال، فرض كنيد در يك برنامه ريزى دقيق با دوستانتان، تصميم گرفته ايد تعطيلات آخر هفته را به اسكى برويد اما والدينتان مى گويند ترجيح مى دهند اين هفته را با هم و در كنار هم باشيد. رئيس اداره از شما مى خواهد بعد از اتمام ساعت عادى كار، امروز را بيشتر كار كنيد و به منزل نرويد اما شما اصلاً شرايط اضافه كارى نداريد و براى بعد از ساعات كار برنامه هاى ديگرى چيده ايد يا اينكه استاد دانشگاه از شما مى خواهد همراه با او بر روى پروژه تحقيقاتى كار كنيد، شايد هم يك لباس نو خريده ايد و دوستى مى خواهد آن را قرض بگيرد، كسى از شما مى خواهد با او به مسافرت رويد در حاليكه از او خوشتان نمى آيد.
...
اگر دائماً مجبور باشيم تسليم اين درخواستها شويم و با آنها موافقت كنيم و به همين خاطر شديداً احساس ناراحتى داشته باشيم، روزى مى رسد كه از خود بپرسيم ?چرا نمى توانم نه بگويم دليل به هم زدن برنامه هاى شخصيم، با درخواست ديگران چيست؟ و چرا در جايى كه علاقه به ?نه? گفتن دارم با گفتن يك ?بله? شرايط سختى به وجود مى آورم؟?
پاسخ به اين چراها؟
احتمالاً از قطع شدن يا ضعيف شدن ارتباطات دوستانه خود با سايرين وحشت داريد و به همين خاطر از راه پذيرفتن بدون چون و چراى يك درخواست خود را از اين وحشت رها مى كنيد و يا اينكه آنقدر به شخص يا اشخاصى علاقه داريد كه از نه گفتن به آنها احساس گناه مى كنيد در نتيجه ساده ترين راه را اين مى بينيد كه به احساسات خود لطمه بزنيد و دست از خواسته ها و برنامه هاى شخصيتان بكشيد. شايد هم خود را در مقابل سايرين بيشتر از حد متعارف و معمول مسؤول مى بينيد و خوشبختى و موفقيت ايشان را در گرو پذيرش خود مى يابيد!
و به همين خاطر رد اين درخواست را خودخواهى و خودمحورى فرض مى كنيد پس باز هم خود و برنامه هاى خود را قربانى اين درخواست مى كنيد.
گاهى اوقات هم، انجام دادن كارهاى ديگران را از زاويه اى متفاوت مى بينيد و فكر مى كنيد درخواست آنها از شما به معناى مهم و با ارزش بودنتان است و اگر آن را نپذيريد در واقع نبايد هرگز منتظر تكرار چنين شرايطى باشيد.
تمام موارد ذكر شده نمونه هايى از مزاحمتهاى فكرى بود كه پيش از نه گفتن به يك درخواست از ذهن ما شكل مى گيرند.
از چه راههايى مى توان ?نه گفتن? راه ساده تر كرد؟
قدم اول: در قدم اول سدها يا موانعى كه از نظر اخلاقى بر سر راهتان مى بينيد را شناسايى كنيد. براى مثال اگر دوستى مى خواهد نوار كاست مورد نظر شما را امانت بگيرد و از آن استفاده كند اگر به او نه بگوييد چه عواقبى خواهد داشت؟
-
آيا مى ترسيد او هرگز پس از اين ماجرا با شما صحبت نكند.
يا اگر به كارفرمايتان ?نه بگوييد? از كار بركنار مى شويد؟
يا رد درخواست استاد دانشگاه، نمره مناسبى را در پايان ترم، براى شما به همراه ندارد.
قدم دوم، پس از بررسى خطرات احتمالى از بعد منفى آن، با واقع بينى شرايط احتمالى را در ذهن خود ترسيم كنيد.
-
اگر نه بگويم دوستم كمى ناراحت مى شود اما پايه هاى دوستى ما استوارتر از اين است كه با اين مورد خراب شود. از طرفى شايد دوستم به خاطر شنيدن ?نه? صريح و رك من نسبت به دوستى ما اعتماد بيشترى پيدا كند.
-
رئيس اداره حتماً در برابر ?نه? گفتن من كمى ناراحت مى شود. اما اگر ?بله? بگويم و با توجه به فشار روحى ناشى از به هم خوردن برنامه هايم عصبانى و بى حوصله كار كنم عواقب بدترى پيش خواهد آمد.
قدم سوم، قطعاً مطالعه شرايط احتمالى از ديدگاهى منطقيتر و خوش بينانه تر اين امكان را بوجود مى آورد كه عدم پذيرش خود را اعلام كنيم.
در اين مرحله مستقيم و با وضوح كامل ?نه? را بگوييد. اجازه دهيد حركات و رفتار ناشى از مخالفت شما با انجام مسأله مورد نظر با كلامتان هماهنگ باشد، پس بهانه تراشى بى مورد نكنيد و به دنبال توجيه ماجرا نباشيد.
البته از آن جايى كه عادت كرده ايد سالها ?بله? بگوييد و هنر ?نه گفتن? به موقع را نداشته ايد براى موارد اوليه اين تمرين به مشكلاتى برخورد مى كنيد. كه بهتر است براى تمرين اين مهارت! نخست از موارد ساده تر شروع كنيد و به مواردى ?نه? بگوييد كه احتمال خطر و صدمات ناشى از آن كمتر است. به اين ترتيب مى توانيد بعد از مدتى به رئيس يا مافوق خود هم در شريط منطقى نه بگوييد.
قطعاً شروع نه گفتن به افراد خاص ساده تر است مثلاً دوستان نزديك، خانواده يا غريبه ها... با هر كدام راحتتر هستيد با آنها شروع كنيد (البته فراموش نشود نه گفتنى كه دليل منطقى و حساب شده اى داشته باشد، نه مواردى كه از روى تنبيلى، بى حوصلگى و يا عدم پذيرش مسؤوليت است)
راههاى متفاوت يك نه گفتن منطقى و معنى دار:
۱ - استفاده از روش مستقيم و ساده: وقتى شخصى از شما مى خواهد كارى را انجام دهيد كه امكان آن وجود ندارد، خيلى مختصر و به دور از هرگونه دليل تراشى، مخالفت خود را اعلام كنيد.
براى مثال دوستى از شما مى خواهد ناهار را با او صرف كنيد.
اگر امكان اين كار وجود ندارد خيلى ساده بگوييد: نه، نه، متشكرم
روش بازتابى:
1-رضايت و علاقه مندى خود را نسبت به اين پيشنهاد نشان دهيد و به دنبال آن مشخص كنيد در حال حاضر شرايط پذيرش اين درخواست را نداريد.
2-مى دانم كه مى توانيم در حين صرف ناهار مسائل زيادى را با هم حل كنيم و به نقطه نظرات بهترى برسيم. اما شرايط موجود، اجازه نمى دهد ناهار را با هم باشيم.
۳_ گفتن نه همراه با دليل:
دليل كوتاه و واقعى رد تقاضا را بدون پرداختن به حاشيه و ذكر جزئيات، مطرح كنيد.
نمى توانم براى ناهار پيش شما باشم، چون بايد براى فردا كارى را آماده كنم و نياز به وقت دارم
۴- اين هم يك مورد ديگر از نه گفتن.
در اين روش با مطرح كردن پيشنهادى ديگر در واقع حسن نيت خود را به درخواست كننده نشان مى دهيد.
?
نمى توانم امروز، ناهار را با شما باشم اما به نظر شما هفته ديگر براى اين كار مناسب نيست؟!?
۵- نه همراه با پرس و جو براى يافتن كارى ديگر.
راه ديگر اين است كه به درخواست كننده نشان دهيم براى انجام امرى ديگر آمادگى داريم و رد كردن اين مورد خاص به منزله رد تمام موارد ارتباطى نيست.
نمى توانم قول ناهار را بدهم اما اگر كار ديگرى را براى مبادله نظرات پيشنهاد كنيد مى پذيرم.
۶- و اين هم يك نوع از نه گفتن است درست مانند ?نوارى كه سوزنش گير كرده است.? موقعيت ساده و خاص خود را تكرار كنيد. بدون هيچ شرح و توضيح. فقط تكرار
-
نه من نمى توانم با تو ناهار بخورم.
-
اما خواهش مى كنم زياد طول نمى كشد.
-
نه نمى توانم با تو ناهار بخورم.
-
قبول، مهمان من، بيا باهم ناهار بخوريم.
-
نه من نمى توانم با تو ناهار بخورم.
و...
يك نه بگوييد و از عواقب احتمالى بله خلاص شويد.
حتماً داستان كودك عاقلى! را كه با تلاش پى در پى معلم (الف) را نگفت شنيده ايد، او حرف اول را تكرار نكرد تا مجبور نباشد تا آخر حروف الفبا پيش رود.
گاهى اوقات داستان زندگى هم، همين است. خصوصاً در شرايطى كه خداى ناكرده به بيراهه مى رويم. اگر نه اول را با جرأت بگوييم اسير ?بله? همراه با تعارف نمى شويم.
در ضمن اينكه فراموش نكنيد. اگر هميشه ?بله? بگوييد و از نه گفتن پرهيز كنيد. كم كم بله گفتن شما بى معنى مى شود. (شايد به همين خاطر عروس خانمها هيچ وقت بار اول بله نمى گويند و ترجيح مى دهند سر خود را به گل چيدن گرم كنند!
وقتى قلباً دوست داريد نه بگوييد، بله گفتن به شما استرس مى دهد و علايم جسمانى اين عدم پذيرش قلبى را به شكل سردرد، كشيدگى عضلات شانه و به هم ريختگى برنامه خواب خواهيد ديد.
-
در نه گفتن دچار گيجى و سردرگمى نشويد، برخى افراد نه گفتن به خواسته يك نفر را نه گفتن به آن شخص و ارتباط با وى مى دانند. نه گفتن به اين معنا نيست كه شما آن شخص را دوست نداريد فقط مفهوم آن ?رد خواهش اخير او مى باشد.?
-
باز هم تأكيد مى شود كه صادق، آرام و مؤدب نه بگوييد. اين كار به شما كمك خواهد كرد كنترل كارها را به دست گيريد. ديگران از شنيدن ?نه? صادقانه شما خوشحالتر خواهند شد تا اينكه كارى را دودل، بى ميل و با تأخير انجام دهيد.

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 16:7  توسط بابک نظری  | 

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي-PPAP

 

Page 1

 ﻫﺪف :

ﺧﻮدروﺳﺎز ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﻛﻠﻴﻪ ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ و اﻟﺰاﻣﺎت و                

ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي  ﻣﺸﺘﺮي را ﺑﻪ درﺳﺘﻲ درك ﻛﺮده اﺳﺖ   و

ﻓﺮآﻳﻨﺪ، ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲ ﻛﺎﻣﻞ و ﭘﺘﺎﻧﺴﻴﻞ ﻛﺎﻓﻲ و   واﻓﻲ

ﺑﺮاي ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻗﻄﻌﻪ در ﺷﺮاﻳﻂ واﻗﻌﻲ و اﻧﺒﻮه را دارد.

PPAP

ﺑﺮاي ﻛﻠﻴﻪ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن داﺧﻠﻲ و ﺧﺎرﺟﻲ ﻛﻪ ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ اي ، ﻗﻄﻌﺎت

توﻟﻴﺪي ﻳﺎ ﻗﻄﻌﺎت  ﺧﺪﻣﺎت ﭘﺲ از ﻓﺮوش را ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﻛﺎر ﮔﺮﻓﺘﻪ

 ﻣﻲ ﺷﻮد

ﻣﻮادي ﻣﺎﻧﻨﺪ روﻏﻦ و ﮔﺮﻳﺲ را ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ اي ﻣﻲ ﻧﺎﻣﻨﺪ .

PPAP

در ﻣﻮرد ﺗﻤﺎم ﻗﻄﻌﺎت اﻟﺰاﻣﻲ اﺳﺖ ﻣﮕﺮ ﻣﺸﺘﺮي ﻧﺨﻮاﻫﺪ اﻟﺰاﻣﺎت و ﻣﻮارد

PPAP  در اﺧﺘﻴﺎر ش ﻗﺮارﮔﻴﺮد

.

ﻣﺸﺘﺮي ﺑﻪ ﺻﻮرت رﺳﻤﻲ و ﻣﺴﺘﻨﺪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ از اﻟﺰاﻣﺎت

PPAP  ﺻﺮف ﻧﻈﺮ ﻛﻨﺪ

2

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

ﻫﺪف      

ﻗﻄﻌﻪ ﻳﺎ ﻣﺤﺼﻮل ﺟﺪﻳﺪ

 اﺻﻼح روي ﻳﻚ ﻣﻐﺎﻳﺮت ﻛﻪ در ﻗﻄﻌﻪ ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻮده   و ﻗﻄﻌﻪ ارﺳﺎل

 ﻣﻲ ﺷﺪه  ﺗﻐﻴﻴﺮﻣﺤﺼﻮل ﻛﻪ ﺑﺎﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ در ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ ،

 ﻣﻮاد ، وﻳﮋﮔﻴﻬﺎي  ﻣﺤﺼﻮل اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﮔﻴﺮد

ﻫﺮ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﻛﻪ در ﺳﻄﺢ   3  ،  PPAP ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ

ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺫﻳﻞ ﺗﺎﻳﻴﺪﻳﻪ ﺑﮕﻴﺮﺩ

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺑﺎزرﺳﻲ و آزﻣﺎﻳﺸﺎت در  PPAP ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺳﻂ آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎه ﻣﻌﺘﺒﺮ

 و ﻣﺠﻬﺰ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ آﻛﺮودﻳﺘﻪ ﻧﻴﺰ ﺑﺎﺷﺪ

در ﺻﻮرت اﺳﺘﻔﺎده از آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻬﺎي ﻣﺴﺘﻘﻞ و ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﺮاي

 اﻧﺠﺎم آزﻣﻮ ﻧﻬﺎ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﺘﺎﻳﺞ آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻲ را ﻃﻲ ﻳﻚ ﻓﺮم

 ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﻧﺎم آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎه ، ﺗﺎرﻳﺦ آزﻣﺎﻳﺶ و اﺳﺘﺎﻧﺪارد اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪه

 ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮي ارﺳﺎل ﻧﻤﺎﻳﺪ

 وﺟﻮد ﺳﺘﻮن ﺧﺎﻟﻲ در ﻧﺘﺎﻳﺞ آزﻣﺎﻳﺶ ﻋﺪم اﻧﻄﺒﺎق ﺗﻠﻘﻲ ﻣﻲ ﺷﻮد

 ﻛﻠﻴﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﻮاﺑﻖ ﻛﻴﻔﻲ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺑﺎﻳﺪ در ﻓﺎﻳﻞ

PPAP ﻧﮕﻬﺪاري ﺗﺎ ﻗﺎﺑﻞ ارﺳﺎل ﺑﺎﺷﺪ

اﻳﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﺎﻳﺪ ﻟﻴﺴﺖ ﺷﻮد و ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﻄﺢ ارﺳﺎل ﻗﻄﻌﻪﺗﻬﻴﻪ ﺷﻮد

اﺳﺘﺜﻨﺎﻫﺎ و ﻳﺎ اﻧﺤﺮاﻓﺎت از ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻬﺎي PPAP ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺸﺘﺮي ﺗﺄﺋﻴﺪ ﺷﻮد

ﮔﺎﻫﻲ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﻫﺎ از آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎه ﻫﺎي ﻣﺸﺘﺮي اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﻛﻨﺪ

در ﺻﻮرﺗﻴﻜﻪ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻧﺪازه ﮔﻴﺮﻳﻬﺎ ﺧﺎرج از ﻣﺤﺪوده ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه

 ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﻗﻄﻌﺎت را ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮي ارﺳﺎل ﻧﻜﺮده و ﺑﺎﻳﺪ

 اﻗﺪام اﺻﻼﺣﻲ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آﻳﺪ


Page 2

4

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺑﺎﻳﺪ زﻣﺎن ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت از ﻳﻚ ﺗﺎ  8 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﺪاﻗﻞ 300 ﻗﻄﻌﻪ ﭘﺸﺖ

ﺳﺮﻫﻢ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﻮد .

ﺳﺎﺧﺖ در ﻣﺤﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻧﺒﻮه اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ

ﺷﺮاﻳﻂ ﺳﺎﺧﺖ ( اﺑﺰار  ﮔﻴﺞ اﭘﺮاﺗﻮرﻫﺎ و )  دﻗﻴﻘﺎً ﻣﻄﺎﺑﻖ

 ﺷﺮاﻳﻂ اﻧﺒﻮه ﺑﺎﺷﺪ .

ﻫﺮ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺑﺼﻮرت ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ PPAP روي آن اﺟﺮا ﺷﻮد .

اﮔﺮدراﻳﺴﺘﮕﺎه ﻋﻤﻠﻴﺎﺗﻲ ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ ( ﺧﻂ ﻣﻮﻧﺘﺎژ ،اﻳﺴﺘﮕﺎه دوﺗﺎﻳﻲ و ...) دارﻳﻢ

ﻫﺮاﻳﺴﺘﮕﺎه ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ PPAP ﻻزم اﺳﺖ

دوره ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑﺮاي ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪ

5

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺗﻌﺪاد ﻣﻬﻢ ﻧﻴﺴﺖ

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﻴﺮي در ﺷﺮاﻳﻂ ﭘﺎﻳﺪار ﻓﺮآﻳﻨﺪ، در ﺻﻮرت ﻧﻴﺎز ﻣﺸﺘﺮي اﻧﺠﺎم ﺷﻮد .

ﮔﺎﻫﻲ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎري ﻛﻤﻚ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺮاي ﺳﻨﺠﺶ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻓﺮآﻳﻨﺪ

 و ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﺤﺼﻮ ﻻت ﻣﺸﺎﺑﻪ اﺳﺖ .

دوره ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑﺮاي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ اي

 6

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻛﻠﻴﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﺎﻣﻞ :

ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎي اﺟﺰاء

ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎي ﻣﻮﻧﺘﺎژ

اﻧﻔﺠﺎري و

ﺳﻮاﺑﻖ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮي ﻃﺮاﺣﻲ    (  CAD / CAM )

داد ه های  رﻳﺎﺿﻲ

ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎي ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮي

ﺳﻮاﺑﻖ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاي ﻣﺤﺼﻮل ﻗﺎﺑﻞ ﻓﺮوش ﺗﻬﻴﻪ ﺷﻮد .

ﻫﺮ ﺳﺎﺑﻘﻪ اي ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮي ﺑﻪ ﻣﺪارك ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺪﻧﻈﺮ

 ﻗﺮا ر ﮔﻴﺮد .

ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ ﻣﻮاد ﺧﺎم ﺷﺎﻣﻞ :

ﻧﻮع ﻣﻮاد ﺧﺎم

ﻓﺮﻣﻮﻻﺳﻴﻮن

ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎ و ﻣﺮاﺣﻞ ﻓﺮآﻳﻨﺪ

ﻣﺸﺨﺼﺎت ﻣﺤﺼﻮل ﻧﻬﺎﻳﻲ

ﻣﻌﻴﺎرهﺎي ﭘﺬﻳﺮش

ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ

ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ


Page 3

7

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻣﺪارﻛﻲ ﻛﻪ در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ در ﻣﺤﺼﻮل ،ﻗﻄﻌﻪ ﻳﺎ اﺑﺰار اﻋﻤﺎل

ﻣﻲ ﺷﻮد و ﺑﺎﻳﺪ اﻧﻄﺒﺎق ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ﺳﻮاﺑﻖ و ﻣﺤﺼﻮل و ﻋﻤﻞ ﻣﻮﺟﻮد ﺑﺎﺷﺪ

ﻣﺪارك ﻣﺠﺎز ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ

ﻣﺪارك ﻣﺠﺎز ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ

8

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

در ﺻﻮرت ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻮدن

 ﺗﺄﺋﻴﺪ  ﻣﻬﻨﺪﺳﻲﻣﺸﺘﺮي در ﻣﻮرد ﻳﻚ ﻣﺤﺼﻮل ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺗﻮﺳﻂ

ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﺳﻮاﺑﻖ در ﻓﺎﻳﻞ  PPAP ﺑﻮﺟﻮد آﻳﺪ

ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ اي ﻧﻴﺰ ﮔﺎﻫﻲ ﺗﺄﺋﻴﺪ ﻣﺸﺘﺮي را ﻻزم دارد

ﺗﺄﺋﻴﺪ

ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ در ﺻﻮرت ﻟﺰوم

9

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﻛﺎر ﻃﺮاﺣﻲ را اﻧﺠﺎم ﻣﻲ دﻫﺪ

DFMEA ﺟﻬﺖ ﺳﻮاﺑﻖ PPAP ﻻزم اﺳﺖ

آﻧﺎﻟﻴﺰ آﺛﺎر و ﺣﺎﻻت ﺧﺮاﺑﻲ ﺑﺎﻟﻘﻮه ﻃﺮاﺣﻲ


Page 4

4

10

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻤﻮدار ﺟﺮﻳﺎن ﻓﺮآﻳﻨﺪ در ﻓﺮﻣﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﺗﻬﻴﻪ، ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪ اي ﻛﻪ ﺗﺮﺗﻴﺐ

ﻣﺮاﺣﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪ را ﺑﻪ وﺿﻮح ﻧﺸﺎن دﻫﺪ .

در ﻣﻮرد ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻫﺎي ﻓﻠﻪ اي ﻣﻲ ﺗﻮان ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺟﺮﻳﺎن ﻓﺮآﻳﻨﺪ را ﺗﻬﻴﻪ

 ﻧﻤﻮ د .

ﻧﻤﻮدار ﺟﺮﻳﺎن ﻓﺮآﻳﻨﺪ

11

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻣﺪارك ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ

PFMEA

ﺑﺎﻳﺪﺗﻬﻴﻪ ﮔﺮدد

PFMEA

12

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻮاﻫﺪي ﻛﻪ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻬﺎي اﺑﻌﺎدي ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪه ﻃﺮح را اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي

ﻛﺮده ﺑﺎﺷﺪ اراﺋﻪ ﺷﻮد .

ﺗﻄﺎﺑﻖ اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي ﺑﺎ ﻧﺘﺎﻳﺞ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد .

ﻫﺮ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺳﺎﺧﺖ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ اي ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﺪ .

ﺳﻮاﺑﻖ و ﺗﺎرﻳﺨﻬﺎ

ﺳﻄﺢ ﺗﻐﻴﻴﺮات و ﻫﺮ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﺘﻨﺪي ﻛﻪ در ﻣﺪارك ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﻗﻴﺪﻧﺸﺪه

 وﻟﻲ در ﺳﺎﺧﺖ ﻗﻄﻌﺎت ﻟﺤﺎظ ﺷﺪه اﺳﺖ اراﺋﻪ ﮔﺮدد .

ﻳﻚ ﻗﻄﻌﻪ اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي ﺷﺪه ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺎﻫﺪ ﻧﮕﻬﺪاري ﻣﻲ ﺷﻮد .

ﺳﻄﺢ ﺗﻐﻴﻴﺮات

ﺗﺎرﻳﺦ ﺗﺮﺳﻴﻢ ﻧﻘﺸﻪ

ﻧﺎم ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه و ﺷﻤﺎره ﻗﻄﻌﻪ ﻳﺎ ﺷﻤﺎره ﻓﻨﻲ ﺑﺎﻳﺪ روي ﻛﻠﻴﻪ ﻣﺴﺘﻨﺪات

ﺛﺒﺖ ﺷﻮد .

ﻳﻚ ﻛﭙﻲ از ﻣﺪارك ﻓﻮق ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﺟﺪول ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﻫﺎي ارﺳﺎل ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻤﺮاه

 ﻧﺘﺎﻳﺞ اﺑﻌﺎدي ﺿﻤﻴﻤﻪ ﺷﻮد .

ﺗﺎﻛﻴﺪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﺗﻤﺎﻣﻲ اﺑﻌﺎد ﺑﻪ ﺟﺰء اﺑﻌﺎد ﻣﺮﺟﻊ ، ﻣﺸﺨﺼﺎت و وﻳﮋﮔﻴﻬﺎﻳﻲ

ﻛﻪ در ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ و ﻃﺮح ﻛﻨﺘﺮل ﺑﻪ آﻧﻬﺎ اﺷﺎره ﺷﺪه اﺳﺖ .

در ﻳﻚ ﻓﺮﻣﺖ ﻟﻴﺴﺖ و اﻧﺪازه واﻗﻌﻲ ﻛﻨﺎر آﻧﻬﺎ ﺛﺒﺖ ﺷﻮد .

ﻧﺘﺎﻳﺞ اﺑﻌﺎدي


Page 5

5

13

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

ااﻟﺰاﻣﺎت

ﺳﻮاﺑﻖ ﻣﻮاد و ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺴﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮدي ﺑﺮاي ﻣﻮاردي ﻛﻪ ﻃﺮح ﺷﺪه ﻣﺪﻧﻈﺮ اﺳﺖ .

اﻟﺰاﻣﺎت ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ

ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﻳﺎ ﻣﺘﺎﻟﻮژي ﻛﻪ در ﻃﺮح ﻗﻴﺪ ﺷﺪه ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﺖ ﺗﺴﺖ ﻗﺮار ﮔﻴﺮد

ﻣﻘﺪار  / ﺗﻌﺪاد آزﻣﺎﻳﺶ ﺷﺪه و ﻧﺘﺎﻳﺞ واﻗﻌﻲ ﻫﺮ ﺗﺴﺖ و ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ

 ﻛﻪ در ﺣﻴﻦ آزﻣﺎﻳﺶ ﺳﺎﺧﺖ اﻧﺠﺎم و در ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮح ﻣﻮﺟﻮد ﻧﻴﺴﺖ

 ﻃﻲ ﻓﺮﻣﺘﻲ ﻟﻴﺴﺖ ﺷﻮد .

ﺳﻮاﺑﻖ ﻣﻮاد

/

ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺴﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮدي

ﺳﻮاﺑﻖ ﻣﻮاد

/

ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺴﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮدي

14

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺳﻄﺢ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻃﺮاﺣﻲ

ﺗﺎرﻳﺦ و ﻣﻘﺪار ﺗﻐﻴﻴﺮات  ﺗﺎرﻳﺦ اﻧﺠﺎم ﺗﺴﺖﻧﺎم ﭘﻴﻤﺎﻧﻜﺎر ﻓﺮﻋﻲ

 ﺗﻬﻴﻪ ﻛﻨﻨﺪه ﻣﻮاد و در ﺻﻮرﺗﻴﻜﻪ ﻣﺸﺘﺮي ﻟﻴﺴﺖﭘﻴﻤﺎﻧﻜﺎر ﻓﺮﻋﻲ ﻣﻮرد

ﺗﺎﻳﻴﺪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﺪ ﭘﻴﻤﺎﻧﻜﺎر ﻗﻴﺪ ﺷﻮد .

ﺳﻮاﺑﻖ ﻣﻮاد

/

ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺴﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮدي

ﺳﻮاﺑﻖ ﻣﻮاد

15

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻛﻠﻴﻪ ﺗﺴﺘﻬﺎي ﻋﻤﻠﻜﺮدي در ﻃﺮح ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد .

ﺳﻄﺢ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻃﺮاﺣﻲ ، ﺗﺎرﻳﺦ و ﻣﻘﺪار ﺗﻐﻴﻴﺮات

ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﻣﺪارك ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﻣﺠﺎز ﻛﻪ ﺗﺎﻛﻨﻮن در ﺳﻮاﺑﻖ ﻗﻴﺪﻧﺸﺪه اﺳﺖ .

ﺗﺎرﻳﺦ اﻧﺠﺎم ﺗﺴﺖ ﺗﺴﺘﻬﺎ ﺑﺮاي ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮل ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ

 ﺧﻮاﺳﺖ ﻣﺸﺘﺮي اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﮔﻴﺮد .

ﻣﻮارد ﻛﻤﻲ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻓﺮآﻳﻨﺪ را دارﻧﺪ .

اﻣﺎ ﻣﻮارد وﺻﻔﻲ ﭼﻮن اﺣﺘﻴﺎج ﺑﻪ ﺗﻌﺪاد زﻳﺎدي ﻧﻤﻮﻧﻪ دارد

 ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اوﻟﻴﻪ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ ﻗﺮار ﻧﻤﻲ ﮔﻴﺮد

ﺳﻮاﺑﻖ ﻣﻮاد

/ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﺴﺖ ﻋﻤﻠﻜﺮدي


Page 6

6

16

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت  CPK و PPK ﻣﺪﻧﻈﺮ اﺳﺖ .

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﺑﺮاي ﺑﺮرﺳﻲ در زﻣﺎن ﻛﻮﺗﺎه اﺳﺖ اﻳﻦﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻗﺎدر ﺑﻪ

ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﻮاد ، ﻧﻴﺮوي اﻧﺴﺎﻧﻲ ، روش ، ﺗﺠﻬﻴﺰات ،

 ﺳﻴﺴﺘﻢ اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي و ﻣﺤﻴﻂ ﻧﻤﻲ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺗﺠﺰﻳﻪ ﺗﺤﻠﻴﻞ داده ﻫﺎ

ﺑﺮاي ﺗﻬﻴﻪ ﻧﻤﻮدارﻫﺎي ﻛﻨﺘﺮﻟﻲ ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ اﺳﺖ .

ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ از ﻧﻤﻮدارﻫﺎي ﻣﻴﺎﻧﮕﻴﻦ / داﻣﻨﻪ ﺑﺎ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﻴﺮي

 ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﻮد . ﻧﺮﻣﺎل ﺑﻮدن داده ﻫﺎ ،روش ﺟﻤﻊ آوري

 داده ﻫﺎ ، ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﻴﺮي ، ﺗﻌﺪاد داده ﻫﺎ و ﻏﻴﺮه در ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت اﺛﺮ دارد .

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﭘﺎﻳﺪار ﺑﺎﺷﺪ ﻣﻲ ﺗﻮان CPK را ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻧﻤﻮد .

ﺗﺎﻛﻴﺪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﺑﺮاي ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎي ﻧﺎﭘﺎﻳﺪار ﻛﻪ ﺧﺮوﺟﻴﻬﺎي ﻣﻄﺎﺑﻖ

 ﻣﺸﺨﺼﺎت ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه دارﻧﺪ   ppk ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﻲﺷﻮد  .

ﭼﻮن ﺣﺪاﻗﻞ   100 ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻻزم اﺳﺖ در ﺻﻮرت ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻮدن ﺗﻌﺪاد ﻧﻤﻮﻧﻪ

ﻫﺎ  ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮي  ﺗﻤﺎس ﺗﺎ ﻃﺮح ﻣﻨﺎﺳﺒﻲﺗﻬﻴﻪ ﺷﻮد .

ﺷﺎﺧﺼﻬﺎي ﻛﻴﻔﻲ

17

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻣﻮﺟﻮد ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻬﺎي ﻣﺸﺘﺮي را ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ .

ﻣﻘﺪار ﺷﺎﺧﺺ ﺑﺰرگ ﺗﺮ از 67 1/

ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻣﻮﺟﻮد ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل اﺳﺖ اﻣﺎ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮد داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮي ﺗﻤﺎس و ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﻮرد ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎزﻧﮕﺮي ﺷﻮد .

ﻣﻘﺪار ﺷﺎﺧﺺ ﺑﺰرگ ﺗﺮﻣﺴﺎوي از  33 1/ و ﻛﻮﭼﻚ ﺗﺮ ﻣﺴﺎوي از

67  1/ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻧﻴﺴﺖ .

ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺑﺎ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪه ﻣﺸﺘﺮي ﺟﻬﺖ ﺑﺎزﻧﮕﺮي ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﻤﺎس ﺣﺎﺻﻞ ﺷﻮد .

ﻣﻘﺪار ﺷﺎﺧﺺ ﻛﻮﭼﻜﺘﺮ از 33 1/ CPK در ﻣﻮرد ﻓﺮآﻳﻨﺪ

 ﭘﺎﻳﺪار اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﺷﻮد .

ﺷﺎﺧﺼﻬﺎي ﻛﻴﻔﻲ

18

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

در ﺻﻮرﺗﻴﻜﻪ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪار ﺑﻮد ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﺑﺎﻳﺪ ﻗﺒﻞ از ارﺳﺎل

PPAP ﻋﻮاﻣﻞ ﺧﺎص ﺗﻐﻴﻴﺮات و اﻧﺤﺮاﻓﺎت را ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪاري

 ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ را ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ و ارزﻳﺎﺑﻲ و ﺣﺬف ﻧﻤﺎﻳﺪ .

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪار را ﺑﻪ اﻃﻼع ﻣﺸﺘﺮي ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ و ﻗﺒﻞ از اﻳﻨﻜﻪ

PPAP ارﺳﺎل ﺷﻮد ﻃﺮح اﻗﺪام اﺻﻼﺣﻲ را ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي اراﺋﻪ ﻧﻤﺎﻳﺪ .

ﺑﺮاي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ اﮔﺮ ﺳﻮاﺑﻖ ﻗﺒﻠﻲ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪار ﺑﻮده و اﻗﺪاﻣﺎ

ت ﻗﺒﻠﻲ ﻧﻴﺰ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺪاري ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻧﺸﺪه اﻧﺪ ﻃﺮﺣﻬﺎي اﻗﺪاﻣﺎت اﺻﻼﺣﻲ

 ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه و ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻧﻤﻲ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺷﺎﺧﺼﻬﺎي ﻛﻴﻔﻲ


Page 7

7

19

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺗﺎﻣﻴﻦﻛﻨﻨﺪه ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاي ﻣﻌﻴﺎر ﭘﺬﻳﺮش ﻳﻚ ﻃﺮﻓﻪ ﻳﺎﺗﻮزﻳﻊ ﻏﻴﺮ

ﻧﺮﻣﺎل ، ﻣﻌﻴﺎر ﭘﺬﻳﺮش ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﺪ .

ﺷﺎﺧﺼﻬﺎي ﻛﻴﻔﻲ

20

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

در ﺻﻮرﺗﻴﻜﻪ ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻧﺒﺎﺷﺪ اﻃﻼع ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي ﺿﺮوري اﺳﺖ در ﺻﻮ

رﺗﻴﻜﻪ ﺗﺎ ارﺳﺎل ﻣﺪارك  PPAP ﻣﻌﻴﺎر ﭘﺬﻳﺮش ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﺸﻮد .

ﺑﺎﻳﺪ ﻃﺮح اﻗﺪام اﺻﻼﺣﻲ ﺑﺮاي اﺧﺬ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي اراﺋﻪ ﺷﻮد .

ﻃﺮح ﻛﻨﺘﺮل ﺑﻪ ﺑﺎزرﺳﻲ ﺻﺪ در ﺻﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻳﺎﺑﺪ .

اﻗﺪاﻣﺎت ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺟﻬﺖ ﺑﻬﺒﻮد و ﻛﺎﻫﺶ ﻧﻮﺳﺎﻧﺎت اﻧﺠﺎم ﺷﻮد ﺗﺎ PPK و

CPK 1,33 ﺑﺮﺳﺪ و ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﻣﺸﺘﺮي اﺧﺬ ﺷﻮد .

ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﺮاي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ اﺟﺎزه اداﻣﻪ ﻛﺎر داده ﺷﻮد .

ﻣﺜﻞ ﺑﺎزرﺳﻲ ﺻﺪ در ﺻﺪ ، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﻤﻮﻧﻪ ﮔﻴﺮي از ﻓﺮﺁﻳﻨﺪ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ

( ﺑﻬﺮ ﻳﻜﻨﻮاﺧﺖ ) ﺷﺎﺧﺼﻬﺎي ﻛﻴﻔﻲ ﺷﺎﺧﺼﻬﺎي ﻛﻴﻔﻲ 21

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺧﻄﻲ ﺑﻮدن

ﺑﺮاي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ اﺣﺘﻴﺎج ﺑﻪ MSA ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ

 ﺗﻮاﻓﻖ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮي دارد .

ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ

MSA


Page 8

8

22

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻣﺸﺨﺺﻛﺮدن داﻣﻨﻪ ﻛﺎري آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎه

ﻣﺴﺘﻨﺪاﺗﻲﻣﺒﻨﻲ ﺑﺮ ﺗﻄﺎﺑﻖ آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎه ﺑﺎ ﻧﻴﺎزﻫﺎ و

ﺻﻼﺣﻴﺖ آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎه

ﻣﺴﺘﻨﺪ ﺳﺎزي آزﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻬﺎي ذﻳﺼﻼح

23

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻃﺮح ﻛﻨﺘﺮل اراﺋﻪ ﺷﺪه در ﻗﺴﻤﺖ APQP

ﺑﻌﻀﻲ از ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن اﻣﻀﺎء ﻣﺸﺘﺮي را روي ﻃﺮح ﻛﻨﺘﺮل ﺿﺮوري ﻣﻲ داﻧﻨﺪ

ﻃﺮح ﻛﻨﺘﺮل

24

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز ﻃﻲ ﻓﺮم PSW ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮي ارﺳﺎل ﺷﻮد .

ﺑﺮاي ﻫﺮ ﻣﺤﺼﻮل ﻳﺎ ﺣﻔﺮه ، ﻗﺎﻟﺐ ، ﺧﻂ ﺗﻮﻟﻴﺪ ، دﺳﺘﮕﺎه و ……

PSW ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ ﻻزم اﺳﺖ .

ﻣﮕﺮ ﺗﻮاﻓﻖ ﻣﺸﺘﺮي ﺣﺎﺻﻞ ﺷﻮد .

PSW

ﺗﺼﺪﻳﻖ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﺑﺎ ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪه را ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ .

ﻣﺠﻮز ارﺳﺎل ﻗﻄﻌﻪ

Part submission

warrant


Page 9

9

25

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

وزن ﻗﻄﻌﻪ را ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻗﻄﻌﻪ اي ﻛﻪ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ PSW

ارﺳﺎل ﻣﻲ ﺷﻮد اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي و ﺗﺎ ﭼﻬﺎر رﻗﻢ اﻋﺸﺎر ﮔﺰارش ﻛﺮد .

وزن ﻗﻄﻌﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻧﻈﺮ اﺳﺖ .

ﻣﺤﺎﻓﻈﻬﺎ  اﺑﺰار ﻛﻤﻜﻲ ﻣﻮﻧﺘﺎژ و ..

ﻧﺒﺎﻳﺪ در وزن ﻟﺤﺎظ ﺷﻮد .

10 ﻗﻄﻌﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺗﺼﺎدﻓﻲ اﻧﺘﺨﺎب و وزن ﻫﺮ ﻛﺪام ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ

 ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻣﺘﻮﺳﻂ و زن ﮔﺰارش ﺷﻮد .

ﺑﺮاي ﻫﺮ ﻗﺎﻟﺐ اﺑﺰار و ﺧﻂ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺗﻮزﻳﻦ ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ ﻻزم اﺳﺖ .

وزن ﻗﻄﻌﻪ

26

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﮔﺰارش اﻟﺰاﻣﺎت ﻇﺎﻫﺮي ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ ﺗﻬﻴﻪ ﺷﻮد .

اﻃﻼﻋﺎت ﺿﺮوري در  AAR ﺛﺒﺖ و ﺟﻬﺖ اﺧﺬ اﻣﻀﺎء ﺑﺎ ﺗﺎﻳﻴﺪ

 ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮي ارﺳﺎل ﻣﻲ ﺷﻮد AAR ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﻮﺳﻂﺑﻌﻀﻲ

 از ﻣﺸﺘﺮﻳﻬﺎ اﻟﺰام ﻧﺸﻮد .

ﮔﺰارش ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻇﺎﻫﺮي ( AAR )

27

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

ااﻟﺰاﻣﺎت

ﻛﻠﻴﻪ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻬﺎي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮي ﺗﻮاﻓﻖ ﺷﺪه ﺑﺎﻳﺪ در

ﭼﻚ ﻟﻴﺴﺖ ﻛﺎﻣﻞ ﺷﻮد ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﻋﻼﻣﺖ NR ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ.

ﭼﻚ ﻟﻴﺴﺖ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻬﺎي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ


Page 10

10

28

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻗﻄﻌﺎت ﻣﻄﺎﺑﻖ ﻧﻴﺎز ﻣﺸﺘﺮي و اﻟﺰاﻣﺎت ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه ﺗﻬﻴﻪ ﺷﻮد .

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

29

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺮاي ﻣﺪت زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺳﻮاﺑﻖ  PPAP  ﻧﮕﻬﺪاري ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ .

ﺑﺎﻳﺪ ﺣﻔﻆ ﺷﻮد .

در ﺻﻮرت ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺮاي ﻣﺤﺼﻮل ،ﺟﻬﺖ اﺧﺬ ﺗﺎﻳﻴﺪ

 ﻣﺸﺘﺮي ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻗﺒﻠﻲ ﻣﻨﺴﻮخ اﺳﺖ .

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺷﺎﻫﺪ اول ﺗﺎ زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺷﺎﻫﺪ دﻳﮕﺮي ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺮﺟﻊ

 ﻳﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻃﻲ ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ ، ﻃﺮح ﻛﻨﺘﺮل ﻳﺎ ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎي ﭘﺬﻳﺮش

اﻟﺰام ﻧﺸﻮد ﻣﻌﺘﺒﺮ اﺳﺖﻧﻤﻮﻧﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ داﺷﺘﻪ

ﺑﺎﺷﺪ و ﺗﺎرﻳﺦ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﺸﺘﺮي روي آن ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺣﻔﺮه ﻗﺎﻟﺐ   اﺑﺰار ﻗﺎﻟﺐ و

..

ﻳﻚ ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻧﮕﻬﺪاري ﺷﻮد .

در ﺻﻮرت ﺣﺠﻢ ﺑﺎﻻي ﻗﻄﻌﻪ و ﻣﺸﻜﻼت ﻧﮕﻬﺪاري ﻣﻲ ﺗﻮان

ﺑﺎ ﺗﻮاﻓﻖ ﻣﺸﺘﺮي ﺗﻐﻴﻴﺮاﺗﻲ اﻳﺠﺎد ﻛﺮد .

ﻫﺪف از ﻧﮕﻬﺪاري ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﺗﻮﻟﻴﺪ

در ﻣﻮاﻗﻊ ﻣﺸﻜﻮك ﻳﺎ ﻧﺎﻗﺺ اﺳﺖ .

در ﻣﻮرد ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ در ﺻﻮرت ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺧﻮاص ﺑﻪ ﻣﺮور زﻣﺎن ﺳﻮاﺑﻖﺗﻮﻟﻴﺪ

و ﻧﺘﺎﻳﺞ آزﻣﻮن و ﮔﻮاﻫﻲ آﻧﺎﻟﻴﺰ اﺟﺰاء ﻛﻠﻴﺪي ﺣﺘﻤﺎً ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻮﺟﻮد و ﺗﺎﻳﻴﺪ

 ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ.

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺷﺎﻫﺪ

30

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺻﻮرت ﻧﻴﺎز ﻣﺸﺘﺮي ﺑﺎﻳﺪ ﻟﻴﺴﺖ اﺑﺰار ﻛﻤﻜﻲ ﻣﺜﻞ ﮔﻴﺠﻬﺎ و

ﻓﻴﻜﺴﭽﺮﻫﺎ ...و ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه PPAP ارﺳﺎل ﺷﻮد .

ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﺗﻄﺎﺑﻖ اﺑﺰار ﻛﻤﻜﻲ ﺑﺎ اﻟﺰاﻣﺎت اﺑﻌﺎدي را ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻛﻨﺪ .

ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت MSA ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﻟﺰاﻣﺎت ﻣﺸﺘﺮي ﺻﻮرت ﮔﻴﺮد.

اﺑﺰار ﻛﻤﻜﻲ ﺟﻬﺖ ﺑﺮرﺳﻲ


Page 11

11

31

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻟﺰاﻣﺎت

ﺳﻮاﺑﻖ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻬﺎي ﺧﺎص و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﻣﺤﺼﻮل ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﺑﻪﻫﻤﺮاه PPAP

ارﺳﺎل ﺷﻮد .

ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻬﺎي ﺧﺎص ﻣﺸﺘﺮي

32

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻃﻼع رﺳﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي

١. اﺳﺘﻔﺎده از ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻳﺎ ﻣﻮادي ﻏﻴﺮ از آﻧﭽﻪ در ﻗﻄﻌﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﺼﻮل ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺷﺪ ه ﻗﺒﻠﻲ ﺑﻪ ﻛﺎر رﻓﺘﻪ

 ٢. ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑﺎ اﺑﺰار ﺟﺪﻳﺪ  ( ﺑﺠﺰ اﺑﺰار ﻣﺼﺮف ﺷﺪن )

٣. ﺗﻮﻟﻴﺪي ﻛﻪ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺑﺎزﺳﺎزي ﻳﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ در آراﻳﺶ ﺗﺠﻬﻴﺰات ﻳﺎ اﺑﺰار ﻣﻮ ﺟﻮد دارد .

٤. ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺑﺎ اﺑﺰار و ﺗﺠﻬﻴﺰات در ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻳﺎ ﻣﺤﻞ دﻳﮕﺮ و ﻣﺤﻞ ﺟﺪﻳﺪ

٥. ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﭘﻴﻤﺎﻧﻜﺎر ﻓﺮﻋﻲ ﻣﻮاد و ﺧﺪﻣﺎت ﻛﻪ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد

دوام وﻇﻴﻔﻪ و ﺷﻜﻞ ﻣﻮﻧﺘﺎژ ﻣﺤﺼﻮل ﺗﺎﺛﻴﺮي ﻣﻲ ﮔﺬارد .

٦. ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺑﺎ اﺑﺰاري ﻛﻪ ﺑﻴﺶ از 12 ﻣﺎه در ﺧﻂ ﺗﻮﻟﻴﺪ  اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻲ ﺷﻮد. .

٧. ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﻗﻄﻌﺎت و ﻓﺮآﻳﻨﺪﻫﺎي ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ اﺟﺰاء ﻣﺤﺼﻮل ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﺪه ﺿﻤﻦ ا

ﻳﻨﻜﻪ اﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺑﺮ ﻋﻤﻠﻜﺮد دوام  .. ﻣﺤﺼﻮل ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﮕﺬارد .

33

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻃﻼع رﺳﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي

٨. ﻓﻘﻂ ﺑﺮاي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ ﺧﺮﻳﺪ ﻣﻮاد ﺧﺎم ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺎ ﻣﺸﺨﺼﺎت وﻳﮋه از

 ﭘﻴﻤﺎﻧﻜﺎران ﺟﺪﻳﺪ ﻳﺎ ﻣﻮﺟﻮد ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﺷﻜﻞ ﻇﺎﻫﺮي و ﻣﺸﺨﺼﺎت

 وﺻﻔﻲ ﻣﺤﺼﻮل وﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﭽﮕﻮﻧﻪ ﻣﺸﺨﺼﻪ وﺻﻔﻲ ﻗﺒﻼً ﺗﻌﺮﻳﻒ

ﻧﺸﺪه ﺑﺎﺷﺪ .

ﺑﺎزﻧﮕﺮي در ﭘﺎرﻣﺘﺮﻫﺎي ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﺑﻪ ﻏﻴﺮ از ﭘﺎراﻣﺘﺮﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در

PFMEA ذﻛﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ .

ﺗﻐﻴﻴﺮات ﺑﻪ ﻏﻴﺮ از آﻧﭽﻪ در DFMEA ذﻛﺮ ﺷﺪه اﺳﺖ .

٩. ﺗﻐﻴﻴﺮ در روش ﺑﺎزرﺳﻲ و آزﻣﻮن ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﻜﻨﻴﻜﻬﺎي ﺟﺪﻳﺪ

( ﺑﺪون ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻌﻴﺎر ﭘﺬﻳﺮش )


Page 12

12

34

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

ارﺳﺎل ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي

در ﺻﻮرت ﻋﺪم در ﺧﻮاﺳﺖ ﻣﺸﺘﺮي ﻣﺪارك ﺑﺎﻳﺪ ﻗﺎﺑﻞ دﺳﺘﺮس و ارﺳﺎل ﺑﺮاي

 ﻣﺸﺘﺮي ﺑﺎﺷﺪ .

ﻧﺎم ﻓﺮد ﻣﺴﺌﻮل در ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺸﺘﺮي ﺑﺎﻳﺪ در ﻣﺪارك PPAP ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺎﺷﺪ .

در ﻣﻮارد ذﻳﻞ ارﺳﺎل ﻣﺠﺪد PPAP ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﻮد .

١. اﺻﻼح ﻣﻐﺎﻳﺮﺗﻲ ﻛﻪ در ارﺳﺎل ﻗﺒﻠﻲ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ اﺳﺖ .

٢. ﻗﻄﻌﻪ ﺟﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﻗﺒﻼً ﻧﻴﺰ ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮي ﺗﻬﻴﻪ ﻧﺸﺪه اﺳﺖ .

٣. ﺗﻐﻴﻴﺮات در ﺳﻮاﺑﻖ ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻫﺎ و ﻣﻮاد ﻣﺼﺮﻓﻲ

 ﺑﺮاي ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻗﻄﻌﻪ و اﺟﺰا ء ﻗﻄﻌﻪ

٤. ﺑﺮاي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ :

اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژي ﺟﺪﻳﺪي ﻛﻪ ﻗﺒﻼً در

ﻓﺮآﻳﻨﺪ از آن اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ .

35

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻃﻼع رﺳﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي اﻟﺰاﻣﻲ ﻧﻴﺴﺖ

ﻣﻮاردي ﻛﻪ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ اﻃﻼع رﺳﺎﻧﻲ و ﻳﺎ ارﺳﺎل  PWS ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي ﻧﺪارد .

ﻣﺪارك ﺑﺎﻳﺪ اﺻﻼح و ﺑﺎزﻧﮕﺮي و ﻗﺎﺑﻞ دﺳﺘﺮﺳﻲ و ارﺳﺎل ﺑﺎﺷﺪ .

١. اﻃﻼع رﺳﺎﻧﻲ در ﻣﻮاردي ﻛﻪ اﻟﺰاﻣﺎت ﻣﺤﺼﻮل (

ﺷﻜﻞ ، ﻣﻮﻧﺘﺎژ ، وﻇﻴﻔﻪ دوام و ﻋﻤﻠﻜﺮد ) ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ اﻟﺰاﻣﻲ اﺳﺖ .

٢. ﺗﻐﻴﻴﺮات در ﻧﻘﺸﻪ ﻫﺎي اﺟﺰاء ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻴﻤﺎﻧﻜﺎر ﻓﺮﻋﻲ ﻳﺎ ﺗﺎﻣﻴﻦﻛﻨﻨﺪه ا

ﻧﺠﺎم و روي ﺳﻮاﺑﻖ ﻃﺮاﺣﻲ ﻗﻄﻌﻪ ﺗﺎﺛﻴﺮي ﻧﺪارد .

٣. ﺟﺎﺑﺠﺎﻳﻲ اﺑﺰار ﻳﺎ ﺗﺠﻬﻴﺰات داﺧﻠﻲ ﺑﻪ ﻧﺤﻮي ﻛﻪ ﻫﻴﭽﮕﻮﻧﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮي در ﻧﻤﻮ

دار ﺟﺮﻳﺎن ﻓﺮآﻳﻨﺪ ﻧﻤﻲ ﮔﺬارد .

٤. ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﺗﺠﻬﻴﺰات ﺑﻮدن اﻳﻨﻜﻪ ﺟﺮﻳﺎن ﻓﺮاﻳﻨﺪ ﻳﺎ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژي ﺑﺎﻳﺪﺗﻐﻴﻴﺮ

ﻧﻤﺎﻳﺪ .

٥. ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻨﻲ

٦. ﺗﻐﻴﻴﺮ اﭘﺮاﺗﻮر ﺑﺪون ﻫﻴﭻ ﺗﻐﻴﻴﺮي در ﻓﺮآﻳﻨﺪ و ﻧﻤﻮدار ﺟﺮﻳﺎن

٧. ﺗﻐﻴﻴﻴﺮات ﺣﺎﺻﻞ RPN در PFMEA (  ﻛﺎﻫﺶ )

ﺑﺪون ﻫﻴﭻ ﺗﻐﻴﻴﺮي در ﻧﻤﻮدار ﺟﺮﻳﺎن

36

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

اﻃﻼع رﺳﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﺸﺘﺮي اﻟﺰاﻣﻲ ﻧﻴﺴﺖ

٧. ﺑﺮاي ﻣﻮاد ﻓﻠﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ در DFMEA  (  در ﻣﺤﺪوده ﻓﺮﻣﻮﻻﺳﻴﻮن

و ﻃﺮاﺣﻲ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻨﺪي ) ﺑﺮاي ﻣﺤﺼﻮل ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺷﺪه ﺗﻐﻴﻴﺮات در

PFMEA ﺗﻐﻴﻴﺮاﺗﻲ ﻛﻪ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﺸﺨﺼﻲ روي ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻫﺎ

وﻳﮋه ﻧﻤﻲ ﮔﺬارد . (

ﺟﺎﺑﺠﺎ ﻛﺮدن ﻣﻘﺪار ﻫﺪف در ﻣﺤﺪوده وﻳﮋه )

ﺗﻐﻴﻴﺮات در اﺟﺰاء ﻛﺎﻻي ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺷﺪه ﺑﺪون ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﺧﻮاص ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ

 ﻣﺤﺼﻮ ل ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﭘﻴﻤﺎﻧﻜﺎران ﻓﺮﻋﻲ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺷﺪه .

ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﭘﻴﻤﺎﻧﻜﺎران ﻓﺮﻋﻲ در ﻣﺤﻞ ﻳﺎ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻮاد ﺧﺎﻣﻲ ﻛﻪ

 ﻣﺸﺨﺼﻪ وﻳﮋه اي ﻧﺪارﻧﺪ .

ﺧﺮﻳﺪ از ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺟﺪﻳﺪ ﺟﻬﺖ ﻣﻮاد ﺑﺪون ﻣﺸﺨﺼﻪ وﻳﮋه

ﻣﺤﺪود ﻛﺮدن ﻣﺤﺪوده ﻫﺎي ﭘﺬﻳﺮش ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل ﻣﺸﺘﺮي


Page 13

13

37

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

وﺿﻌﻴﺖ ارﺳﺎل ﻗﻄﻌﻪ

ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺸﺘﺮي از وﺿﻌﻴﺖ ارﺳﺎل اﻃﻼع ﺣﺎﺻﻞﻧﻤﺎﻳﺪ .

ﭘﺲ از ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﺸﺘﺮي ، ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﺑﺎﻳﺪ از ﺗﻮﻟﻴﺪ اﻧﺒﻮه و ﺑﺮآورد اﻟﺰاﻣﺎت و

 اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﺸﺘﺮي ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺷﻮد .

38

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

ﺳﻄﻮح ارﺳﺎل

S:

ﻳﻚ ﻧﺴﺨﻪ از اﻳﻦ ﻣﺪارك ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮي ارﺳﺎل،ﻳﻚ ﻧﺴﺨﻪ ﻧﮕﻬﺪاري در

ﻣﺤﻞ ﺳﺎزﻧﺪه  :

ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺪارك ﻣﺬﻛﻮر در ﻣﺤﻞ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﮕﻬﺪاري ، درﺻﻮرت ﻧﻴﺎز ﻣﺸﺘﺮي

ارﺳﺎل ﺷﻮد

39

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

ﺳﻄﻮح ارﺳﺎل

ﺳﻄﺢ :1

ﻓﻘﻂ AAR,PSW

ﺳﻄﺢ 2 :

ﻣﺠﻮزارﺳﺎل ،ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎي ﻣﺤﺼﻮل،داده ﻫﺎي ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﻣﺤﺪود

ﺳﻄﺢ 4 :

ﻣﺠﻮز ارﺳﺎل،ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻬﺎي ﻣﺸﺘﺮي

ﺳﻄﺢ 3 :

ﺳﻄﺢ 5 :

ﻣﺠﻮز ارﺳﺎل ، ﻧﻤﻮﻧﻪ ﻫﺎي ﻣﺤﺼﻮل، داده ﻫﺎي ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﻛﺎﻣﻞ،

ﻧﮕﻬﺪاري در ﻣﺤﻞ ﺳﺎزﻧﺪه


Page 14

14

40

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

وﺿﻌﻴﺖ

PPAP

ﻣﺸﺘﺮي

ﻣﺸﺨﺺ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻗﻄﻌﻪ ﻳﺎ ﻣﻮاد ﻛﻠﻴﻪ ﻣﺸﺨﺼﺎت و اﻟﺰاﻣﺎت ﻣﺸﺘﺮي را ﺗﺎﻣﻴﻦ

ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻟﺬا ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﻣﺠﺎز ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ زﻣﺎﻧﻲ و

 ﺳﻔﺎرش ﻣﺸﺘﺮي اﻗﺪام ﺑﻪ ارﺳﺎل ﻛﻨﺪ

ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻧﻬﺎﻳﻲ

41

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

وﺿﻌﻴﺖ

PPAP

ﻣﺸﺘﺮي

ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻴﺎز ﻣﺸﺘﺮي ﺗﺎ زﻣﺎن ﻣﺤﺪود و ﻣﻌﻴﻦ

ﺗﻌﺪاد ﻣﺤﺪودي ﻗﻄﻌﻪ ارﺳﺎل ﻛﻨﺪ .

ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﻮﻗﺖ ﻓﻘﻂ ﺑﺎﻳﺪ زﻣﺎﻧﻲ ﻣﻮاﻓﻘﺖ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻋﻠﺖ رﻳﺸﻪ اي ﻋﺪم اﻧﻄﺒﺎﻗﻬﺎ

ﻛﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ را ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻧﻤﺎﻳﺪ .

ﻃﺮح اﻗﺪام ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﻮﻗﺖ ﺑﺎ ﺗﻮاﻓﻖ ﻣﺸﺘﺮي ﺗﻬﻴﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد .

ارﺳﺎل PPAP

ﺟﻬﺖ ﻛﺴﺐ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻧﻬﺎﻳﻲ اﻟﺰاﻣﻲ اﺳﺖ

در ﺻﻮرت ارﺳﺎل ﻗﻄﻌﺎت اﺿﺎﻓﻪ ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮي ، ﻣﺤﻤﻮﻟﻪ اﺿﺎﻓﻲ ﺑﻪﺗﺎﻣﻴﻦ

ﻛﻨﻨﺪه ﺑﺮﮔﺸﺖ داده ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ .

ﺗﺎﻳﻴﺪﻣﻮﻗﺖ

42

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

وﺿﻌﻴﺖ

ﻣﺸﺘﺮي

ﻳﻌﻨﻲ ﻣﺤﺼﻮل و ﻣﺪارك PPAP  اﻟﺰاﻣﺎت ﻣﺸﺘﺮي را ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ .

ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺠﺪداً ﻧﻤﻮﻧﻪ و PPAP ﺗﻬﻴﻪ ﺷﻮد

ﻋﺪم ﺗﺎﻳﻴﺪ


Page 15

15

43

ﻓﺮاﻳﻨﺪﺗﺎﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﺎت ﺗﻮﻟﻴﺪي

PPAP

ﻧﮕﻬﺪاري ﺳﻮاﺑﻖ

ﺑﺎﻳﺪ اوﻟﻴﻦ PPAP ﺗﺎ ﻗﻄﻌﻪ ﻓﻌﺎل اﺳﺖ ﺗﺎ ﻳﻚ ﺳﺎل ﺗﻘﻮﻳﻤﻲ ﻧﮕﻬﺪاري ﻣﻲ ﺷﻮد .

ﺑﺎﻳﺪ ﺳﻮاﺑﻖ ﻗﺒﻠﻲ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﻧﮕﻬﺪاري ﺷﻮد .

ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ردﻳﺎﺑﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎزﻧﮕﺮي ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺪارك PPAP ﺷﺪ .

44

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 18:27  توسط بابک نظری  | 

بیش از 200 نوع از کلید های میانبر در ویندوز XP

بیش از 200 نوع از کلید های میانبر در ویندوز XP

Esc  لغو عملیات در حال انجام.
 F1 راهنما.
 F2 در حالت عادی تغییر نام آیتم (های) انتخاب شده . در برنامه های قدیمی تر (معمولا تحت داس)ذخیره فایل جاری.
 F3 جستجو.
F4  باز کردن لیست پایین رونده Address Bar
F5  به روز آوری Refresh
 F6 مانند کلید Tab بین اجزای مختلف پنجره جاری سوییچ می کند.
F10  پرش به منو های اصلی یک پنجره مثلFile,Edit,View,...
 F11 پنجره جاری را تمام صفحه می کند.
PrintScreen  در ویندوز از کل صفحه نمایش یک عکس می گیرد و آن را در حافظه کلیپ بورد قرار       می دهد و ما می توانیم در یک برنامه ویرایش عکس مثل Ms-Paint آن را Paste کنید .
Tab بین اجزای پنجره جاری سوییچ می کند .
 Space در حالت مرورگر اینترنت اکسپلورر صفحه جاری را به پایین می برد .مثل Page Down
 BackSpace در حالت عادی یعنی در مرور ویندوز یک مرحله به بالاتر میرود (معادل Up) و در مرورگر اینترنت اکسپلورر معادل Back است.
 Home رفتن به اول خط در حالت ویرایش متن و رفتن به اول صفحه در حالت مرور.
End  رفتن به آخر خط در حالت ویرایش متن و رفتن به آخر صفحه در حالت مرور.
PageUp  در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به بالا می رود.
 PageDown در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به پایین می رود.

ترکیبات کلید Ctrl :
Ctrl+q  در بعضی از برنامه ها خروج است.
 Ctrl+w در اکثر برنامه هایی که چند فایل را باهم باز می کنند مثل Ms-Word, کلا Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer, ... فایل باز شده جاری را می بندد.
 Ctrl+e جستجو در مسیر جاری.
 Ctrl+r تازه کردن صفحه معادل کلید F5 و Refresh
 Ctrl+y وقتی که یک عمل به عقب باز میگردیم (Undo) این کلید ها یک عمل به جلو می روند (Redo) البته در بعضی برنامه ها معمولا محصولات آفیس مایکروسافت اینگونه هستند .
 Ctrl+i باز کردن قسمت علاقه مندی هاFavorites
 Ctrl+o باز کردن فایل جدید در اکثر برنامه ها ، معادل File>Open
 Ctrl+p پرینت گرفتن در اکثر برنامه ها.
Ctrl+a  انتخاب همه آیتم ها.
 Ctrl+s در اکثر برنامه ها ذخیره فایل جاری .Save
Ctrl+d  در اینترنت اکسپلورر صفحه باز شده جاری را به علاقه مندی ها اضافه می کند (معادل (Favorites>Add to Favorites) و در ویندوز هم آیتم (آیتم های) انتخاب شده را پاک می کند. (ترفندستان.کام)
Ctrl+f  جستجو.
 Ctrl+h معادل History ابته در ویرایشگر نوت پد معادل Find / Replace است
 Ctrl+l در اینترنت اکسپلورر معادل File>Open است.
 Ctrl+z بازگشت به آخرین عملیات انجام شده .Undo
Ctrl+x  انتقال (برش) آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبوردCut.
 Ctrl+c کپی آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبورد.Copy
 Ctrl+v فراخوانی آیتم مورد نظر از حافظه کلیپبورد.Past
 Ctrl+b پنجره سازماندهی علاقه مندیها (Organize Favorites) را باز می کند.
 Ctrl+n در اینترنت اکسپلورر (تقریبا تمامی مرورگرها) یک پنجره جدید باز می کند.
Ctrl+F1  در اکثر برنامه ها ی مختلف راهنمای برنامه را باز می کند .
Ctrl+F4  باز کردن لیست پایین رونده Address Bar در مرورگر اینترنت اکسپلورر و مرورگر ویندوز.
Ctrl+F10  باز کردن منو های بالای پنجره برنامه ها مثل File,Edit,....
Ctrl+BackSpace  موقع ویرایش متن همان کار BackSpace را انجام می دهد با این تفاوت که به جای پاک کردن کاراکتر به کاراکتر کلمه به کلمه پاک می کند.
Ctrl+5  معادل Select All در اکثر ویرایشگر های متنی.
Ctrl+Home  درحالت ویرایش مکان نما را به اول صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+End  درحالت ویرایش مکان نما را به آخر صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+Insert  کپی آیتم(های) انتخاب شده در حافظه کلیپ بورد(Copy).

ترکیبات کلید Alt :
 Alt+A باز کردن منوی علاقه مندی ها و قرار گرفتن بر روی Add to Favorites
 Alt+D انتقال مکان نما به Address Bar
 Alt+F4 بستن پنجره جاری.
Alt+Space Bar  معادل راست کلیک بر روی نوار عنوان پنجره جاری.
 Alt+Esc پیمایش بین پنجره های باز جاری.
Alt+Tab  سوییچ کردن بین پنجره های باز جاری.
 Alt+BackSpace در بعضی از ویرایشگرها معادل Undo عمل می کند (معمولا ویرایشگرهای قدیمی و تحت داس)
 Alt+Home در مرورگر اینترنت اکسپلورر به صفحه خانگی پرش می کند.
Alt+Right Arrow  معادل Forward در مرورگر ویندوز.
 Alt+Left Arrow معادل Back در مرور گر ویندوز.
 Alt+Number ترکیب کلید Alt به همراه زدن یک عدد از قسمت سمت راست صفحه کلید در حالت ویرایش یک کاراکتر معادل کد اسکی عدد وارد شده نمایش می دهد . مثلا اگر Alt را نگه داشته و 789 را وارد کنیم پس از رها کردن کلید Alt این کاراکتر نمایش داده می شود : • .
 Alt+Enter متعلقات (Properties) آیتم(های) انتخاب شده را نمایش می دهد.
 Alt+PrintScreen از پنجره جاری یک عکس تهیه می کند و به حافظه کلیپ بورد انتقال می دهد.

ترکیبات کلید Shift :
Shift+F10  معادل راست کلیک.
 Shift+Del پاک کردن کامل آیتم (های) انتخاب شده .یعنی بدون این که به سطل بازیافت انتقال یابد پاک می شود.
 Shift+tab وارونه کاری که Tab انجام می دهد.
 Shift+Insert فراخوانی اطلاعات از حافظه کلیپبورد (Paste)

ترکیبات WinKey :
خود WinKey باز شدن منوی Start در ویندوز.
WinKey+E  باز کردن My Computer در حالت Folders.
WinKey+R  باز کردن پنجره Run.
 WinKey+U باز کردن پنجره Utility Manager.
 WinKey+D نمایش دسکتاپ معادل Show Desktop
 WinKey+F جستجو.
WinKey+Ctrl+F  جستجوی یک کامپیوتر در شبکه.
 WinKey+L قفل کردن کامپیوتر .یا رفتن به حالت Swich User
 WinKey+M تمامی پنجره های باز را Minimize می کند.
 WinKey+Shift+M تمامی پنجره های Minimize شده را Restore می کند.

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 16:48  توسط بابک نظری  | 

آدم چه جوری باید باشه؟!؟!؟

 

آدم چه جوری باید باشه؟!؟!؟

 

اگه سربزیر و متفكر و توي خودش باشه، ميگن: افسردگي داره‌، روانيه،

سيماش قاطيه!

 

اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: جلفه، دلقكه، هجوه!

 

اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!

 

اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!

 

اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!

 

اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضه‌س، حيف نون و دست و پا چلفتيه!

 

اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه!

 

اگه با عيالات متحده‌ش مشكلي نداشته باشه، ميگن: زن ذليله، زن نگرفته، شوهر كرده!

 

اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، ميگن: انگار كلفت آورده!

 

اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو

مي‌كنه، اهل بند و بسته!

 

اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار مي‌كنه، جون به

عزرائيل نمي‌ده!

 

اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوق‌العاده‌س،

دوست داشتنيه!

 

اگه راست و درست و بي‌كلك باشه، ميگن: هيچي نمي‌شه، به درد لاي جرز مي‌خوره!

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 16:34  توسط بابک نظری  | 

انرژي متمركز، رمز موفقيت در ورزش است

توجه «تحت اختيار گرفتن فكر،‌ به شكل واضح و شفاف، بدون اعتنا به ممكناتي كه خود به خود پيش مي آيند

 يا جريانهاي فكري است. كه با رها كردن چند موضوع جهت پرداختن مؤثر به موضوعات ديگر انجام ميپذيرد». در ورزش، هيچ چيز مهمتر از توجه به موضوع نيست.
    شايد مهمترين تفاوت ما بين بازيهاي بسكتبال، واليبال و فوتبال امروز با بيست سال قبل در حمله هايشان باشد. بيست سال قبل،‌ واليبال يك بازي قابل پيش بيني بود كه اسپكر از يكي از دو محل مقر در زمين حمله ميكرد. اين دو محل در كناره هاي چپ و راست زمين نزديك خط بودند. توپ (براي اسپك) خيلي بلند آماده

 ميشد و هرگز از آن الگو تخطي نميكردند. در اواخر دهه 60 و اوايل دهه 70 وقتي ژاپنيها با حمله چند نفره شان بازي را متحول كردند، اين موضوع تغيير كرد. در اين نوع حمله،‌ مهاجمين از قسمتهاي مختلف تور اسپك ميكردند. در چنين عملي، اسپكرها اغلب وضعيت حمله را تغيير داده و توپهايي با سرعت و ارتفاع متفاوت طلب ميكردند. نتيجه قابل پيش بيني بود. بازيكنان دفاع روي تور در زمان غلط ميپريدند، در مقابل مهاجم كاذب بلند ميشدند، به بازيكنان خودي برخورد ميكردند، و عموماً روي همديگر مي افتادند. تا اين زمان،‌ مدافعين فقط بايد به يك يا دو اسپكر در آن واحد توجه ميكردند. اما حالا با افزايش 3 يا 4 برابر اطلاعات مواجه بودند.
    بعدها وقتي تيم حريف قادر به مطالعه حمله چند نفره شد، بازيكنان خط دفاع ياد گرفتند تا حركات نامربوط و ايضايي را در نظر نگرفته و روي عناصر مهم حمله تمركز كنند.
    پرداخت اطلاعات در ابتدايي ترين شكل خود شامل ذخيره اطلاعات در حافظه، بازيافت اطلاعات از حافظه و انتخاب يك حركت در پاسخ است. شخصي كه محركي را تجربه نموده و بعداً به آن پاسخ ميدهد، بايد توانايي ذخيره حافظه داشته باشد. يعني آن شخص بايد بتواند آن را بازيافت نمايد. بازيافت ما به توانايي تصميم گيري درباره ‌پاسخهاي آتي آن را ميدهد. يك بازيكن خط دفاع هزاران قطعه اطلاعات از حمله و دفاع را انبار كرده است. وقتي حمله ميكند، شايد خط دفاع حريف را ديده و قبل از آن، روش حمله اش را تغيير دهد. اين جا چه اتفاقي افتاد؟ پاسخ ساده است. اطلاعاتي كه قبلاً در مورد تيم مقابل ذخيره شده بودند از حافظه بازيافت شده و براي آغاز يك پاسخ متفاوت اما مناسب استفاده شدند. اين پرداخت اطلاعات در عمل است و مرتباً در زمين ورزش اتفاق مي افتد.
    حافظه داراي يك يا چند سيستم است. تمايز ما بين سيستمهاي حافظه براي سهولت كار بوده و نبايد اين طور تفسير شود كه در مكانهايي متفاوتي از مغز قرار گرفته اند. با به خاطر داشتن اين مطالب اصلي حافظه توضيح داده ميشوند.
    در سيستم حافظه انسان اولين مرحله ذخيره اطلاعات است كه گاهي «بايگاني حسي» ناميده ميشود. اين سيستم ذخيره ميتواند مقدار زيادي از اطلاعات حسي مربوط به يك زمان بسيار كوتاه را قبل از هدر رفتن اكثريت آن، نگه دارد. تصور ميشود اطلاعات قبل از هدر رفتن يا انتقال به يك سيستم ذخيره پايدار به مدت نيم ثانيه در بايگاني حسي باقي ميمانند. به محدوديتهاي بايگاني حسي در مورد داوري واليبال توجه كنيد. حوادث بازي روي تور آنقدر سريع رخ ميدهند كه براي داور تصميم گيري سريع بسيار سخت ميشود.
    در بسكتبال هم وقتي توپ پس از برخورد با يكي از دو بازيكن به خارج ميرود همين وضعيت رخ ميدهد. اطلاعات بايگاني حسي براي پردازش بيشتر به يك سيستم حافظه كوتاه مدت منتقل شده است.
    حافظه كوتاه مدت مركز يا چهار راه پرداخت اطلاعات است. اطلاعات از بايگاني حسي و حافظه درازمدت براي بازگويي به اين جا مي آيند. براي همين وقتي تلفنچي يك شماره تلفن جديد را به ما ميدهد هنگام شماره گيري آن را چندين بار تكرار ميكنيم. يك بازيكن خط دفاع از اين جا براي بازگويي اطلاعات ذخيره شده در حافظه درازمدت استفاده ميكند. بازيكن خط دفاع، درست قبل از بازي، بازيهاي قبلي را از حافظه بازيافت نموده و براي اطمينان خاطر بازگويي ميكند.
    ظرفيت حافظه كوتاه مدت محدود است. براي يك آدم عادي حفظ كردن بيش از هفت كلمه يا شماره مجزا به طور هم زمان، بسيار مشكل است. با اين حال،‌ با تقسيم بندي، حفظ بيش از اينها نيز براي يك نفر مقدور است. تقسيم بندي روندي از تركيب قطعات مجزاي متعدد اطلاعات، در يك قطعه بزرگ است. تقسيمات بزرگتر چنان تركيب شده اند كه به شكل واحدي به خاطر ميآيند. براي يادآوري تقسيمات بزرگتر از لغات يا عبارات كليدي استفاده ميشود. در فوتبال يك شماره يا عبارت براي نمايش مجموعه پيچيده اي از اعمال بازيكنان متعدد مورد استفاده قرار ميگيرد.
    در حالي كه اطلاعات موجود در حافظه كوتاه مدت فقط براي مدت كوتاهي ميمانند، اطلاعات حافظه درازمدت نسبتاً دائمي هستند. هدف سيستم حافظه ذخيره اطلاعات در اينجا است.
    سختي هر حادثه با مقدار اطلاعات رسيده، پاسخ داده شده يا منتقل شده قابل محاسبه است. هر چه اطلاعات رسيده از حادثه بيشتر باشد، مشكلتر تلقي ميشود. مثلاً يك ورزشكار به منبع نوراني سريعتر از چند چراغ چشمكزن پاسخ ميدهد، چون چند چراغ اطلاعات بيشتري روانه ميكنند. دفاع در مقابل يك سانتر بسكتبال كه هميشه قبل از شوت دريبل ميكند نسبت به آن كه قبل از شوت كارهاي مختلفي انجام ميدهند، سادهتر است (چون اطلاعات كمتري روانه ميكند).
    مقدار اطلاعات رسيده از يك حادثه برابر با تعداد سوالاتي است كه براي پيش بيني بايد پرسيد. متناسب با سخت شدن موقعيت اطلاعات رسيده نيز افزايش مييابد. بايد سختي موقعيتهاي ويژه ورزشي به دقت توسط مربي با مقدار اطلاعات رسيده، ارزيابي شود. وقتي مشكل مشخص شد، مربي ميتواند با ورزشكار براي كاهش اطلاعات ارسالي (با تعيين يك وظيفه مشخص) يا افزايش برون ده اطلاعات (يادگيري يك حركت جديد) كار كند.
    وقتي احتمال وقوع حوادث مساويست،‌ تخمين اطلاعات ارسالي نسبتاً ساده است. ولي اگر احتمال حوادث مساوي نباشد، احتساب اطلاعات ارسالي پيچيده است. ورزشكاران بايد ميزان اطلاعاتي را كه حركاتشان به سمت حريف ارسال ميكند، افزايش دهند. هم زمان نيز بايد ياد بگيرند كه ميزان اطلاعات دريافتيشان را كاهش دهند. چگونه؟
    اول، چگونه ميتوان اطلاعات ارسالي را افزايش داد. ياد بگيريد كه احتمال هر كدام از پاسخهايتان را مساوي كنيد. اگر سانتر بسكتبال هستيد، هميشه قبل از شوت كردن دريبل نكنيد. جايگزيني هاي ديگري به وجود آوريد و با نسبت مساوي از هر كدام استفاده كنيد. اگر اسپكر واليبال هستيد، در تمامي انواع مختلف ضربات كسب مهارت كنيد و با نسبت مساوي از هر كدام استفاده نماييد.
    آيا پرتابي هست كه دوست داريد در وضعيتهاي بحراني انجام دهيد؟‌ اگر هست، كدام نوع است؟ عاداتتان چه هستند؟ آيا نوع پرتابها را نشان ميدهيد؟ حتي در ليگ برتر هم بعضي پرتابگران قابل پيشبيني هستند، گر چه بهترينها اين طور نيستند. رويكرد ديگر براي به حداقل رساندن اطلاع استفاده از وضعيت و حيله است. بازيكنان بسكتبال، مشت زنان و واليباليستها اين كار را ميكنند. اگر در مقابل يك بازيكن بسكتبال قرار داريد كه دوست دارد به طرف راست نشان داده و از چپ برود، سمت راست را نگاه كنيد تا نتواند برود.
    بايد پاسخهايتان را پنهان كنيد تا مقاصدتان را تلگراف نزنيد. اگر با اشتباهي دست خود را رو كنيد حريف چه ها كه نخواهد كرد! يك تنيس باز كه ميتواند هشت نوع مختلف ضربه بزند در مقايسه با كسي كه فقط چهار تا بلد است، اطلاعات بيشتري ارسال ميكند. تفاوت ما بين هشت و چهار ضربه، اگر احتمال مساوي داشته باشند، براي بازيكنان حريف مطلب بزرگي خواهد بود.
    ببينيم چگونه ميشود اطلاعات ارسالي را كاهش داد يك راه مطالعه ديگران است. در اكثر ورزشهاي پر تحرك تفاوت اساسي بين موفقيت و شكست «تأخير در پاسخ» است. در بسكتبال مهاجم صاحب توپ ميتواند با ايجاد تأخير در پاسخ وي، دفاع سريعتر از خود را شكست دهد. اگر مهاجم از داخل و بيرون در خطر باشد، يك تهاجم دروغين به سمت سبد به او فرصت لازم را براي يك پرتاب سه امتيازي را خواهد داد. تهاجم دروغين اطلاعات ارسالي را افزايش داده و زمان پاسخ مدافع را كه سعي ميكند جلوي پرتاب را بگيرد،‌ افزايش ميدهد. يك وضعيت تقريباً مشابه در بدمينتون رخ ميدهد، وقتي كه بازيكن مهاجم يك اسمش يا ضربه بلند را نشان ميدهد اما به جاي آن يك ضربه آهسته ميزند.
    واليباليستها در سازماندهي مجدد توجهشان پس از منحرف شدن آن،‌نسبت به غير ورزشكاران سريعتر عمل ميكنند. تنيس بازان تمركز خود را به دليل: (الف) فشار روان شديد خارج از زمين (ب) تحريك كمتر يا بيش از حد قبل و يا حين بازي (ج) پايين بودن قند خون (د) ضعف آمادگي جسماني،‌ از دست داده و از بين رفتن تمركز را تجربه ميكنند.
    
    توجه انتخابي
    توانايي انسان در دور ريختن و يا فراموش كردن اطلاعات حسي نامربوط، و توجه انتخابي به اطلاعات مربوط ارزش بيحسابي دارد.
    هر كدام از ما احساس تحريك بيش از حد منتهي به عدم تمركز را تجربه كرده ايم، اما آيا ميتوانيد تداوم اين حس را در هر ساعت از بيداري تصور كنيد؟ اگر قدرت تمركز روي يك يا دو موضوع را به طور همزمان نداشتيم، نميتوانستيم هيچ كاري بكنيم.
    تمام حوادث ورزشي داراي كليدها يا نشانه هايي هستند كه بايد نسبت به آنها به صورت انتخابي توجه شود. در واليبال، بلوكه كردن بهترين سلاح براي كسب امتياز است. براي استفاده از اين موقعيت دفاعها روي تور بايد به صورت انتخابي به مهاجم مورد نظر توجه كنند و فريب حركات پاسور و ديگر اسپكرها را نخورند.
    وقتي اين صفحه را ميخوانيد در ميان بسياري چيزهاي ديگر به صورت انتخابي به يك چيز توجه كرده ايد.
    قدرت توجه انتخابي به محرك مناسب در اكثريت موقعيتهاي ورزشي نقشي بزرگ دارد. در بسكتبال، ورزشكاران بايد هنگام پرتاب، به جاي مشغول شدن به سروصداي جمعيت روي سبد تمركز كنند. در واليبال، ورزشكاران بايد به جاي فكر كردن به بازي قبلي به زننده سرويس توجه كنند.
    وقتي پاي تلويزيون مشغول تماشاي يك ورزشكار هستيم، ميبينيم كه خيلي وقتها ورزشكاران براي كسب امتياز حقه هايي به كار ميبرند. معمولاً اين حقه ها صحبت از مسائل نامربوط به موضوع هستند.
    براي ورزشكاران حرفه‏اي، توجه انتخابي بسيار مؤثر است. وقتي بسكتباليستهاي حرفهاي به خط پرتاب آزاد ميرسند، به هيچ كس و هيچ چيز اجازه تصرف توجهشان را نميدهند. مربيان به اين روند «تمركز» ميگويند. با اين حال برخي ورزشكاران هيچ گاه راه مقابله با پرت شدن حواس را ياد نميگيرند. هر حادثه كوچك حواسشان را پرت ميكند، يا روي چيزهاي غلط و آنها كه ديگر ارزشي ندارند (مثل دريبل كردن) تمركز ميكنند.
    شكي نيست كه در توجه انتخابي برخي ورزشكاران بهتر از ديگران هستند. با اين حال دليلي ندارد فكر كنيم كه اين مهارت را نميتوان ياد گرفت. كليد دست مربيست كه بايد نشانه هاي مهم را مشخ تمرينهايي را براي توجه انتخابي طراحي كند. يك مثال خوب ميتواند پرتابهايي آزاد در بستكبال باشد.
    كليد البته، تمركز روي سبد است. با اين حال، تعداد محدودي از ورزشكاران با تمرين ا ين را ياد ميگيرند و به ندرت چيزي حواسشان را پرت ميكند. انجام مسابقات دوستانه در حضور تماشاچيان مخالف و موافق به ورزشكار در يادگيري توجه انتخابي كمك ميكند.
    يك بسكتباليست ماهر ميتواند دريبل بزند، با دست ديگر علامت داده، و به يكي از هم تيميها كه به سمت سبد ميرود پاسخ بدهد. راننده اتومبيل ميتواند در آن واحد با يك مسافر صحبت كند، ماشين را براند و دنده عوض كند. چه طور ممكن است؟ فكر انسان ميتواند ما بين چندين موضوع به صورت انتخابي فقط به يكي توجه كند.
    تفاوت فاحش ما بين يك بسكتباليست مبتدي و حرفهاي نياز به فضاي پرداخت اطلاعات است. در يك بازي تقريباً تمام فضاي پرداخت بازيكن مبتدي با دريبل زدن اشغال ميشود. او نميتواند صداي مربي را بشنود، سبد را ببيند، بازيكنان ديگر را ببيند يا هيچ كاري به جز دريبل زدن انجام دهد. به عبارت ديگر، بازيكن حرفهاي نيازمندي توجه به دريبل را آن قدر كاهش داده كه ميتواند تمام نشانه هاي مربوط را حين دريبل زدن ببيند و بشنود.
    به عنوان يك مربي،‌اگر نياز داريد ورزشكارانتان به اطلاعاتي بيش از ظرفيت پرداختشان توجه كنند، به استقبال شكست ميرويد. فضاي پرداخت معادل باهوش نيست.
    براي يك فوتباليست مبتدي، عمل دريبل زدن به تنهايي چنان فضاي پرداخت اطلاعاتي نياز دارد كه جايي براي ديگران باقي نميگذارد. اين ورزشكار قادر به پاس دادن به يار آزاد خودي، ديدن روند بازي يا سد كردن راه حريف نيست. با اين حال به محض خبره شدن در دريبل زدن، بازيكن قادر به انجام همه آنها و حتي بيشتر از آن خواهد بود.
    در بازيهاي تنيس، بايد انتظار داشت كه صحبتهاي داوران هر بازيكني را حسابي گيج كند. بازيكن حرفهاي كه مسائل حاشيه اي را دور ريخته و به بازي توجه كند موفق خواهد بود.
    
    تمركز
    توانايي يك ورزشكار در توجه به محرك مناسب در حين مسابقه «تمركز» نام دارد. در بسكتبال، يك (بازيكن خط دفاع) كه سريع به سمت سبد حركت ميكند بايد محدوده توجه خود را وسيع كرده تا ديگر هم تيمي هايش را كه به سمت سبد ميدوند، ببيند. همين بازيكن وقتي ميخواهد پرتاب آزاد انجام دهد، براي دوري از حواس پرتي به خاطر صداهاي تماشاگران، بايد محدوده توجه خود را كوچك كند.
    بهترين وسيله براي تفهيم محدود كردن توجه، استفاده از نشانه است. نشانه هاي محيط به ورزشكار ميگويند از چه فني استفاده كند. براي هر حركت ورزشي نشانه هاي متعددي وجود دارد. برخي مرتبط بوده و براي كارآيي مطلوب ضروري هستند؛ بقيه نامربوط بوده به كارآيي آسيب ميرسانند. با افزايش هيجان محدوده توجه ورزشكار كوچك ميشود. در يك زمان مناسب محدود كردن توجه تمام نشانه هاي نامربوط را دور ريخته و نشانه هاي مربوط را نگه ميدارد. در اين زمان كارآيي به بهترين وضعيت خود ميرسد. هيجان شديد باعث گيجي ميشود. ورزشكاري كه گيج شده دچار كاهش ناگهاني و چشمگير كارآيي ميشود.
    وقتي يك (بازيكن خط) دفاع تصميم مي‏گيرد پاس به عقب بدهد، براي پيدا كردن هم تيميهايش نياز به محدوده توجه نسبتاً بزرگي دارد. با اين حال، ‌اگر محدوده خيلي بزرگ باشد نشانه هاي نامحدودي مثل سر و صداي جمعيت و مشوقين را هم خواهد گرفت كه باعث كاهش كارآيي خواهد شد.
    يك بسكتباليست براي پاس دادن به مهاجم آزاد بايد محدوده توجه بزرگ و براي پرتاب آزاد، محدوده توجه كوچكي داشته باشد.
    گيج كننده هايي مثل شرايط نامساعد پرواز باعث عدم تمركز خلبان و بنابراين مشكلات پرواز ميشود.
    بولينگ بازها بايد متوجه نشانه هاي بيروني مثل پيكانهاي روي خط و نقاط كف باشند. دوندگان ماراتن بايد متوجه درون بوده به نشانه هاي دروني كه به آنها كمك ميكند توجه كنند، در حالي كه بازيكن خط وسط فوتبال آمريكايي بايد شيوه توجه وسيع خارجي را به كار گيرد.
 آموزش تمركز
    دانش آموزي كه ياد گرفته، در اتاقي كه ديگران تلويزيون تماشا ميكنند، كتاب بخواند داراي ميزان بالايي از تمركز است. براي به حداكثر رساندن كارآيي، ورزشكار بايد توان تمركز و تمركز مجدد بسيار خوبي داشته باشد. گستره توجه با هيجان شديد، محدود ميشود. علت اين كه يك بازيكن جوان خط دفاعي كه در خطر زمين خوردن است نمي‎‎تواند بازيكنان آزاد را ببيند، همين است. يك دفاع با تجربه حتي وقتي رويش خطا مي‎‎شود قادر به پيدا كردن بازيكن آزاد هست. بر عكس، بازيكن بيسبال يا سافتبال بايد هنگام زدن يك توپ در حال حركت با چوب فقط روي يك عنصر تمركز كند.
    
    جمع كردن و توقف فكر
    بسيار مهم است كه ورزشكار در كنار يادگيري شيوه هاي مختلف توجه، ياد بگيرد تا براي توقف افكار منفي و تمركز بر افكار مثبت از توجه استفاده كند. اين بسيار مهم است كه ورزشكار هر موقعيت را به ديد مثبت نگاه كرده و اعتقاد داشته باشد كه موفق خواهد شد. افكار منفي، بايد حذف شده يا با افكار مثبت جايگزين شوند. روند توقف فكر منفي و جايگزيني آن با يك نوع مثبت «توقف فكر» ناميده ميشود.
    اين يكي از اصول روانشناسي است كه هيچ كس نميتواند در آن واحد به بيش از يك فكر بپردازد. در اين مورد مغز بايد يك فكر مثبت را آورده جايگزين فكر منفي كند. وقتي فكر منفي حذف شد ورزشكار بايد توجهش را به خود معطوف كند.
    فكر كنيد در محوطه جريمه ايستادهايد و يك پرتاب آزاد داريد كه باعث برد يا باخت بازي خواهد شد. اين فكرها از ذهن شما عبور خواهند كرد. «اين پرتاب را از دست خواهم داد، ميتوانم اين را حس كنم. سبد خيلي كوچك است، يك كيلومتر فاصله دارد و وحشت كرده ام!» كنترلتان را از دست خواهيد داد.
    براي استفاده موفق از شيوه توقف و جمع كردن فكر ابتدا بايد از اصول توجه انتخابي براي جايگزيني افكار منفي با مثبت استفاده كنيد. بايد به خودتان بگوييد «نه»، من يك پرتابگر حرفهاي هستم، من بهترين فرد در تيم براي پرتاب در اين موقعيت هستم». در اين نقطه توجهتان را به داخل معطوف كرده و سطح هيجانتان را تا حدي تطبيق نموده ايد. بسياري از ورزشكاران اين كار را با يك دم عميق و بازدهم آهسته انجام ميدهند. بعد توجهتان را به حلقه بسكتبال معطوف نموده روي يك پيشنهاد عملي مثلاً «طوري پرتاب كن كه چرخش آن كمي به سمت عقب باشد و بعد از پرتاب حركت قوسي را ادامه بده» تمركز ميكنيد با استفاده از شيوه صحيح توقف و جمع كردن فكر و تمرين در موقعيتهاي مختلف صاحب يك سلاح هميشه آماده براي استفاده مقابل از دست دادن كنترل توجه ميشويد.
    مراحل زير در «توقف و جمع كردن فكر» استفاده ميشوند.
    جاي فكر منفي را كه به ذهنتان مي آيد با يك فكر مثبت عوض كنيد.
    در حالي كه كمي هيجانتان را تطبيق ميكنيد فكرتان را به خود متمركز نماييد.
    روي يك نشانه مرتبط و شكل مناسب اجراي فن تمركز كنيد.
    هر چه سريعتر پس از رسيدن به احساس كنترل، توجه حركت ورزشي مورد نظر را انجام دهيد.
    ياد گرفتن روش توقف و جمع كردن فكر نياز به تمرين دارد. نكتهاي كه بايد بدانيم اين است كه فكرهاي منفي قابل جابه ‎‎جايي بوده و با روند جمع كردن، افكار اشغال كننده توجه را ميتوان كنترل كرد.
    ناكامي در برقراري تمركز مجدد علت شكست بسياري از ورزشكاران بوده است. رابطه چشمگيري بين كارآيي در تيراندازي با كمان و تمركز روي اشتباهات گذشته وجود دارد. ورزشكاري كه به جاي تمركز مجدد روي كارش روي خطاها و اشتباهات تمركز كند عموماً دچار كاهش كارآيي خواهد شد.

|+| نوشته شده در  دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 16:33  توسط بابک نظری  | 

درسهائی از مدیران بزرگ...From Grand Managers

درسهائی از مدیران بزرگ...From Grand Managers

 

 

پنج درس از جان چمبرز(مدیر عامل سیسکو) درباره مدیریت رشد

1. مشتری را در کانون فرهنگ سازمانی خود جای دهید .

درآمد کارکنان سیسکو رابطه مستقیم با میزان خشنودی مشتری دارد.

2. به یکایک کارکنان اختیار دهید . بهره وری بالا می رود و ماندگاری افراد بهتر می شود .

3. با تحول ، شکوفا شوید .

4. کار تیمی نیاز به ارتباط دو جانبه و اعتماد متقابل دارد.

5. مشارکت نیرومند بسازید . تاکید رهبری سازمانی در این دهه ، بر گسترش درونی تملک های موثر ،

و ایجاد نوعی همزیستی بنگاه ها در چارچوب مشارکت در یک مدل افقی است .

 

پنج درس از جرگن شرمپ ( مدیر عامل دیملر کرایسلر) درباره مدیریت ادغام های بسیار کلان

1. مواظب باشید خطرات تساهل بیش از حد باشید .

2. از همان اول کار، موضوعات ناخوشآیند را یه میان آورید .

3.بسیار بهتر است سریع کارکنید ، وگه گاه مرتکب اشتباهی هم بشوید ، تا این که لخت باشید .

4. وقتی هوای تغییر از سر افراد بیفتد ، خیلی بیش تر در برابر آن ایستادگی می کنند ، تا هنگامی که انتظارش را دارند.

5. روراست باشید ، چون می دانید چه چیزی روح کارکنان را تازه می کند ؟ صداقت. جداً می گویم .

 منظورم این است که هیچ کس در این دنیا انتظار صداقت ندارد.

 

پنج درس از سانفورد ویل ( کی از دو مدیر عامل سیتی گروپ ) درباره پیروزی ادغام

1. در ادغام ، بیش از حالت عادی ، در تصمیم گیری شتاب کنید. این موجب می شود افراد خوب را از دست ندهید

و در عین حال ، همگان پیام شما را دریافت کنند.

2. طرف مقابل و افراد آن را محترم دارید . با افراد صحبت کنید ، در دسترس باشید ، به پرسش های آنان پاسخ دهید .

اگر افراد به این باور برسند که کار شما در جهت خلق یک سازمان کارامدتر با رشد سریع تر است ، گمان می کنم

خیلی بیش تر مایل باشند خود را برای تغییرات آینده آماده کنند.

3. از اختیار خرید سهام و امتیازهای مشابه برای تشویق کارکنان به مالکیت کمک گیرید تا همه خود را جزیی از

سازمان جدید به شمار آورند.

4. وقتی می خواهید درباره افراد تصمیم بگیرید با آن ها روراست باشید . بسیار مهم است که صداقت به خرج دهید

و از همان اول کار ، تصمیم خود را اعلام کنید .

5. همسران را وارد موضوع کنید... این کار ، نوعی احساس خانوادگی پدید می آورد ... هر چه آن ها درباره استراتژی شما

، و درباره این که شرکت چه می خواهد بکند و دنبال چه هدفی است بیش تر بدانند ، به گمان من پشتیبانی بیش تری از کل خانواده به دست می آید. 

 

پنج درس از تینا براون( مدیر و سردبیر مجله (Talk  درباره بازاریابی

1. به ذوق خود اعتماد کنید . من به همه گوش می دهم ... اما معمولاً به خود بر می گردم ، و می کوشم

با فکر اولم ارتباط برقرار کنم .

2. هویت دیداری نیرومند داشته باشید ... کنار هم گذاشتن خرده ریز این و آن ، دردی دوا نمی کند.

3. مهمانی بدهید . در آغاز نشر یک مجله جدید ، هرچه کار بشود کم است . دنیا بزرگ است . باید با آدم های زیادی ارتباط برقرار کنید .

4. در هزینه کردن و در بسته بندی کالا متفاوت باشید . ظرفیت های جدید پیدا کنید . اگر سرمایه ندارید باید مایه داشته باشید .

5. از ظرفیت های موجود خود به شیوه متفاوت بهره گیرید . مثلاً از نویسنده ها ... راهش این است که ببینید

 چه چیزی آن ها را سر ذوق می آورد ... چنان برخورد کنید که حس کنند می توانند درباره مطلب بنویسند که تا حالا

 نمی توانسته اند.

 

پنج درس از کوین رابرتس ( مدیر عامل ساعتچی اند ساعتچی) درباره تبلیغ در شبکه جهانی

1. یادتان باشد هیچ رسانه ای جانشین دیگری نشده . صحبت یا این یا آن نیست . روزنامه و رادیو با آمدن تلویزیون از

میدان به در نشدند ، تلویزیون هم با آمدن اینترنت به در نخواهد شد .

2. بنگاه های بزرگ حرف از ایجاد رابطه می زنند ، نه فقط انتقال اطلاعات ، تبلیغ در اینترنت باید افسونگر و احساس برانگیز باشد .

3. بنگاه های تبلیغات اینترنتی و بنگاه های سنتی باید به کاری بپردازد که در آن خبره اند . آن ها باید تا مرحله نامزدی جلو بروند؛ اما ازدواج نکنند.

4. از بچه هایی که به دات کام ها پناهنده شدند با آغوش باز استقبال کنید . آن ها زخمی ، اما هوشیارتربر می گردند.

5. این قدر دنبال فناوری نباشید ، شیفته اندیشه باشید . حرف الف نماینده الکترونیک نیست ، نماینده احساس است.

 

پنج درس از مایکل دل(مدیر عامل دل کامپیوتر) در ترقی صنعت خودرو

1. برای کاهش هزینه ارتباطات میان قطعه آوران ، تولید کنندگان ، و نمایندگی های فروش ، از اینترنت کمک بگیرید.

2. عملیات فرعی را به بنگاه های دیگر واگذار کنید .

3. تحول را شتاب دهید ، کارکنان را آماده پذیرش تغیر کنید.

4. دادوستد از راه اینترنت را آزمایش کنید . ببینید هر گاه مشتریان ، از راه هایی که تا کنون سابقه نداشته اطلاعات

مورد نیازشان را به دست آورند ، چه پیش می آید.

5. با کاهش دادن موجودی و دارایی های دیگر ، ببینید چه سرمایه ای آزاد می شود ، توجه کنید که با آن چه می توان کرد.

 

پنج درس از جف بزوس( بنیانگذار و مدیر عامل بنگاه آمازون دات کام) درباره مدیریت زمان در جهان پرهیاهو

1. سه شنبه ها و پنچ شنبه ها جلسه نگذارید . فقط به کارهای خودتان برسید .

2. روزمره گی را بشکنید . به مغازه ها سر بزنید . پایگاه اینترنتی خود را وارسی کنید . از روی داده های ناگهانی پند بگیرید .

3. تند کار کنید ، کژی ها را بعداً پیرایش نمایید . تنها لغزش مرگبار در اینترنت ، کند بودن است .

4. برای آگاهی از خواسته های مشتریان ، از رایانامه زیاد بهره بگیرید .

5. برای سپاس از دیگران وقت بگذارید . این ، هیچ گاه فوری ترین کار شما نیست ، اما در درازمدت ممکن است خیلی مهم باشد.

 

پنج درس از تام فرستون ( مدیر عامل MTV Network ) درباره شکار جوانان گریزپا

1. بازار پژوهی کلید کار است . آن چه در توان دارید انجام دهید .

2. دنبال نسلی که بزرگ شده راه نیفتید . پیش باز آیندگان بروید.

3. کارکنان جوان پرورش دهید که از جان و دل به کار علاقمند باشند .

4. محیط کار را با نشاط کنید ، تا راه ایده ها از پایین به بالا باز شود.

5. خواست جوانان آمریکایی و آلمانی و چینی ، متفاوت است . به سلیقه های محلی بپردازید.

 

پنج درس از امیلی وودز( مدیر عامل J. CREW  ) برای دوام در بازار شلوغ

1. مشکل مشتری را حل کنید : ما اولین کسی بودیم که لباس شنای دو تکه را از نظر اندازه جداگانه به فروش گذاشتیم .

من خودم هنگام بلوغ همیشه با این مشکل روبه رو بودم.

2. از پیروزی یک کالا عنان از کف ندهید ، باعث سرگردانی می شود . حتماً دوست ندارید بعد از یک سال با انبوهی

از پوشاک یک رنگ ، دست به گریبان باشید .

3. از پوشاک کلاسیک رو نگردانید - آن ها را از نو اختراع کنید . برای نمونه ، ما سال هاست پالتو ضخیم و بلند را با

 پارچه ها و رنگ های جدید عرضه می کنیم .

4. با افراد معتمد کار کنید . حجم کار وقتی از اندازه معینی گذشت دیگر نمی توان پای هر برگی را شخصاً امضا کرد.

5. به روز باشید . مطالب به دردخور بخوانید ، فیلم به دردخور ببینید، به موسیقی به دردخور گوش دهید ، وبا جوان ترها

دم خور باشید .

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 15:41  توسط بابک نظری  | 

برای مدیریت رفتار در سازمان بدانیم؛

برای مدیریت رفتار در سازمان بدانیم؛

 

 شادی...Joy

 

  

شاد زيستن يك هنر است

 

 

 

 

 

بيشتر مردم زندگي نمي كنند بلكه فقط با سرعت مي دوند . آنها سعي مي كنند به هدفي دست يابند كه در افقي دور دست قرار گرفته و در گرما گرم تلاش خود به حدي هيجان زده و خسته مي شوند كه تمام مناظر زيباي محيط آرامي كه از آن عبور مي كنند از نظر آنها دور مي ماند و وقتي به خود مي آيند كه پير و فرسوده شده اند و در آن زمان رسيدن يا نرسيدن براي آنها فرقي نمي كند . در مقابل بعضي افراد با وجود مسائل و مشكلات بسيار سرزنده و شادند . اين يك مهارت است كه بعضي از افراد آن را در خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهيد مي توانيد اين مهارت را كسب كنيد و زندگي خود را لبريز از شادي و نشاط كنيد .

افراد شاد با زندگي همراهي مي كنند و آنها به بهترين وجه ممكن با مسائل رو به رو مي شوند و حداكثر تلاش خود را در حل مشكل انجام مي دهند . در طول زمان حل مشكل خود متوجه راه هاي جديدي مي شوند و با كشف آنها انرژي تازه اي كسب مي كنند . به جاي غر زدن پيرامون مشكل به راه حل هاي تازه فكر مي كنند .

به خاطر داشته باشيد كه زندگي نوساني است ميان شب و روز ، تابستان و زمستان . اين نوسان دائمي است . هرگز در هيچ كجا از حركت نايستيد زيرا هر قدر اين نوسان بزرگ تر باشد تجربه شما ژرف تر خواهد بود .

 

*  افراد شاد فقط مثبت نمي انديشند بلكه مثبت عمل مي كنند .

 

انسان ها در حقيقت در نيازهاي كلي خود با هم مشترك هستند ، ولي در شيوه رسيدن به اين نيازها با هم متفاوتند . زيرا ديدگاه ها و باورهاي آنها از زندگي با هم فرق مي كند و چون اين ديدگاه ها و باورها فرمان چرخ زندگي را بر عهده دارند ، براي رسيدن به نيازهاي كلي ، اين چرخ را به مسيرهاي گوناگون حركت مي دهند . گاه اين چرخ به سمت نيازهاي مالي و گاه به طرف نيازهاي معنوي ، هنري و فرهنگي كشيده مي شود .

ديدگاه هاي انسان را نمي شود به آساني ديد ، زيرا در وجود انسان نهفته هستند . از عمل انسان است كه مي شود به ديدگاه هاي او پي برد، چرا كه عمل انسان نماينده ديدگاه ها و باورهاي اوست . براي شاد بودن بايد افكار خود را عوض و ذهنيت منفي را از خود دور كنيد . افراد ، داراي قدرت كنترل مستقيم بر چگونه عمل كردن و چگونه انديشيدن خود هستند . بنابر اين اگر مي خواهيد شخص شادتري باشيد ، شادمانه تر و مهربان تر و با عاطفه تر عمل كنيد .

 

*  انسان هاي شاد آنچه را كه احتياج دارند طلب مي كنند .

 

همان طور كه نعمت ها خود به خود از آسمان به زمين نمي افتند ، از شكايت كردن نيز چيزي عايد اشخاص نمي شود . اگر به ضرب المثل « هر چه بكاريد همان را درو مي كنيد » اعتقاد داريد پس به جاي شكايت كردن به دنبال خواسته ها و عادتهاي قبلي خود برويد . اين انتخاب شماست. مي توانيد به همين روش ادامه بدهيد ، ديگران را متهم كنيد و همچنان چيزي عايدتان نشود يا مي توانيد خيلي راحت آن چه را كه مي خواهيد طلب نموده و در راه رسيدن به آن تلاش كنيد .

 

·         شادها مشتاق تغيير هستند و از تغيير هراسي ندارند .

 

ثابت ماندن و تغيير نكردن مخالف تمام قوانين طبيعت است . اگر تلاش كنيد كه هميشه همه چيز ثابت باشد ، در اين صورت هميشه ناراحت خواهيد بود . اگر اجازه دهيد ترس از تغيير كردن ، شما را متوقف كند با محروم شدن از خواسته هاي خود موافقت كرده ايد . شما مي توانيد بر اين باور باشيد كه تغيير موجب آزار افراد مي شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهيد . يا در عوض مي توانيد تغييرات را با آغوش باز پذيرا باشيد و معتقد باشيد كه وجود آنها به شما كمك خواهد كرد . همه اينها بستگي به اين دارد كه شما تصميم بگيريد كدام عقيده را باور كنيد .

شكست دليلي براي دست كشيدن از هدف نيست . شك تنها يك معني دارد : شما به تمرين و تجربه بيشتري احتياج داريد ، مشتاق اشتباه كردن باشيد و تسليم نشويد . اجازه ندهيد شكست در يك مسأله شما را به گونه اي تحت تأثير قرار بدهد كه همه تلاش هاي خود را ناديده بگيريد .

 

*  افراد شاد فرصت ها را مي شناسند

 

اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستيد و در كنار آن منتظر آينده نيز هستيد قادر خواهيد بود از فرصت ها سود ببريد . اگر با خود خوري غم گذشته را مي خوريد چشمانتان به روي امكانات و فرصت هاي حال بسته خواهد شد و آينده را نيز از دست خواهيد داد . زندگي شاد محصول زندگي كردن در لحظه حال است كه اگر از آن خوب استفاده شود تكيه گاه و ضريب اطميناني براي داشتن آينده اي خوب و فوق العاده است . اشخاص فقط با آنچه كه امروز انجام مي دهند مي توانند آينده خود را تحت تأثير قرار دهند . توجه داشته باشيد زمان به صورت مساوي و يكسان ميان همه تقسيم مي شود و آن را بر خلاف پول و طلا و اجناس ديگر نمي توان پس انداز كرد .

 

*  اشخاص شاد براي آينده برنامه ريزي مي كنند

 

انسان هاي شاد مي دانند كه بايد تسلط داشتن بر زندگي را تمرين كنند و بر زندگي خود كنترل داشته باشند تا بتوانند در برابر احساساتي مانند قرباني بودن يا بي دفاع بودن مقاوم باشند . برنامه ريزي براي درست انجام دادن كارها ضروري است . براي آنچه كه برايتان مهم است برنامه ريزي كنيد و به خاطر داشته باشيد زماني اهداف و برنامه ريزي هاي شما به نتيجه مي رسد كه آنها را به مرحله اجرا درآوريد .

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 15:39  توسط بابک نظری  | 

نقل قول مدیریتی

نقل قول مدیریتی

 Managerial  Passages

 بیان جملات آموزنده ی مدیریتی از بزرگان

 

  

هميشه با ضرب طبل خودتان حركت كنيد. مهم

نيست كه صداي آن چقدر ضعيف يا دور باشد.
  

هنري تورو



 

زندگي مانند دوچرخه سواري است. براي حفظ

تعادل بايد حركت كرد. 

  آلبرت انيشتين

 



 

 


 مسائل را در همان سطح آگاهي كه به وجود

آمده است نمي توان حل كرد.

  آلبرت انيشتين


ما به افرادي كه در ورود به عرصه «غير ممكن»

تخصص دارند نياز داريم. 

  تئودور روتكي


در عـصر تغييرات مـسـتـمر، تنــها

«يــادگيــرندگان» آيـنــده را به ارث خواهند برد.


مابـقي خود را براي زندگي در دنـيايي مجهـز

كـرده اند كه ديگر وجـود نـــــدارد.

   اريك هوفر

 

 

 

 

 

فردا همواره خواهد رسيد و هميشه با روزهاي

ديگر متفاوت خواهد بود.


 فردا ، حتي بزرگ ترين شركت ها نيز در معرض
خطر هستند ، اگر در مورد آينده
 شان نينديشيده


باشند .

 پيتر دراكر

 

 

اگر چيزي را دوست نداري ، آن را تغيير بده و اگر نمي تواني آن

را تغيير دهي طرز فكرت را تغيير بده .

مايا آنجلو

 

انگيزه موتور بهبود است . اگر انگيزه زنده نگه داشته شود

و تغذيه گردد ، كيفيت بوجود خواهد آمد .

دكتر دمينگ

 

تصميم گيري مديريتي معادل با كل فرآيند مديريت است .

هربرت سايمون

 

مديربوروكراتيك از تغيير احساس تهديد و

با عدم قطعيت مضطرب مي شود .

پيتر دراكر

 

يادگيري لذت دارد اين انجام كارهاست

كه لذت را به اوج مي رساند

نوا

درست انجام دادن كارها ، كارائي و انجام

كارهاي درست اثربخشي مي باشد .

پيتر دراكر

 

تغيير مانند دوست است ، بهتر است مانند دوست يابي

 براي آن برنامه داشته باشي ، نه آن كه بگذاري تصادفي از راه برسد .

فيل كراسبي

 

كارآفريني قبول مخاطره و پيگيري فرصت ها و ارضاي

نيازها از طريق نوآوري مي باشد .

استيفن رابينز

 

مشتري سنگ بناي سازمان است

 و بقاي آن را تضمين مي نمايد .

آر . ديويد

 

نبوغ كاري را انجام مي دهد كه ضرورت دارد

 و هوش كاري را كه مي تواند انجام مي دهد .

اون مرديت

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 15:36  توسط بابک نظری  | 

تاریخچه پرچم ایران

تاریخچه پرچم ایران

 بهتر است بدانیم پرچم کشورمان چه جوری به وجود آمده است. مخصوصا حالا که پرچم جدید عراق هم رونمایی شده است ما باید اطلاعاتمان را در این زمینه کامل کنیم که کلاهمان یک روز سر از پس معرکه در نیاورد. این تاریخچه به اولین پرچمهای ایران تا امروز می پردازد!

  بر خلاف اکثر عموم اولین پرچم ایران درفش کاویانی نبود بلکه اثر ذوق کورش کبیر بود. درفش کاویان زمانی درست شد که کاوه آهنگر یک هو قاطی کرد و دودمان هر چی آدم خونخوار که اول اسمش ضحاک بود را بر باد داد. کاوه فریدون را بر تخت شاهی نشاد و فریدون هم که خیلی از برچیده شدن حکومت ضحاک خوشحال بود دستور داد پیشبند کاوه را که بر سر نیزه زده بودند تا مردم را تحریک به قیام کنند طلاکاری کنند . از این به بعد شد درفش کاویانی!.آ کثرا فکر می کنند این پرچم اولین پرچم ایران بوده است.  حالا جالب است که درفش کاویانی را که با لباس آن بنده خدا درست نکردند. آن فقط یک نماد بود. درفشی که از روی آن ساخته شد وبه عنوان پرچم قرار گرفت از دوختن پوست پلنگ به عرض 5 متر و طول 7 متر درست شد!

 تا زمانی که مسلمان ها ایران را گرفتند این پرچم ایران بود ولی مسلمان ها اجازه طرح پردازی را بر روی پرچم ندادند و ایران عملا بدون پرچم شد. پرچم سیاه جامگان و سرخ جامگان فقط یک رنگ داشت که هر چند پرچم الان لیبی هم فقط یک رنگ دارد ولی قبول کنید این دیگر اسمش پرچم نیست. برای همین سلطان محمود که به پادشاهی رسید توی پرچم سیاه سیاه جامگان که طرح ذوق ابومسلم بود یک ماه طلا دوزی کنند. پسرش مسعود که آمد از این سوسول بازی ها خوشش نیامد و دید ماه خیلی رمانتیک است و به دردش نمی خورد رفت سراغ علاقه اصلیش. شکار شیر!

سلطان مسعود که دید خیلی شیر دوست دارد سریعا یک شیر را به جای ماه به پرچم دوخت و از آن زمان تا قبل از انقلاب شیر شد نماد ایران. اگر می خواهید بدانید چطوری به فرانسه نگاه کنید که نشانش خروس است. آن زمان نشان ما شیر بوده است!

در زمان خوارزمشاهیان سکه هایی زده شد که عکس خورشید بر پشت شیر بود. به شخصه فکر می کنم که این به دلیل آیین مهرپرستی ایرانیان آن موقع بوده است که در این آیین خورشید بسیار مقدس بوده است. ولی هنوز تا زمان شاه خورشید باید صبر کنید.

  شاه طهماسب هم یک خورده در این واقعه اختلال ایجاد کرد و چون فکر می کرد که ماه حمل با نشان گوسفند خیلی پربرکت بوده است ( چون خودش متولد ماه حمل بوده است ) گوسفند را جایگزین شیر کرد. در بقیه آن دوران پرچم ایران یک پارچه سبز با مشان شیر و خورشید بود که شیر و خورشید انواع و اقسام حالات مختلف را در این دوران داشته اند. تا این که نادر ، شاه شد!

 نادر شاه چند تا پرچم داشت ولی پرچم ایران را پرچمی سه رنگ قرار داد که از رنگهای پرچم فعلی تشکیل شده بود. در این پرچم که هنوز هم 4 گوش نشده بود و مثلثی بود یک شیر بود که خورشید از پشتش طلوع می کرد و در وسط خورشید عبارت الله الملک به چشم می خورد. این پرچم مادر پرچمهای جدید ایران شد!

  آقا محمد خان که آمد یک سری کارهای اساسی توی پرچم کرد. مثلا پرچم را 4 گوش کرد و به دست شیر ایران یک شمشیر هم داد. به خاطر این که با نادر هم مخالف بود رنگ پرچم را واحدی کرد که در شکل می بینید.

 اما امیر کبیر. وقتی صحبت از امیر کبیر می شود باید بسیار با احترام صحبت کرد. این ایران امروز ساخته دست همان مرد است. هر چی خوبی توی ایران می بینیم یک نقشی در آن به عهده امیر کبیر بوده است.

امیرکبیر دلبستگی ویژه‌ای به نادرشاه داشت و به همین خاطر  پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می‌کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ‌های پرچم نادر را قبول کرد ، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد (بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه. اگر این اتفاق نمی افتاد پرچم الان ما غیر استاندارد حساب می شد) و سراسر زمینه پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی ۱۰ سانتی متر در گوشه بالایی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پایین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباً به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد. در آخر درباره رنگهای بیشتر صحبت می کنیم.

 بعد از انقلاب مشروطه در مجلس برای مخالفت با روحانیون که اسفاده از عکس را حرام می دانستند نمایندگان شیر را نماد حضرت علی اعلام کردند. مشخص است که دیگر هیچ ایرانی جرئت نداشت با نشان حضرت علی مخالفت کند. حضرت علی هم که قربانش بروم یک شمشیر داشت به اسم ذوالفقار پس به دست شیر یک شمشیر هم داده شد. در همان زمانها هم بود که توسط پهلوی ها تاج به پرچم اضافه و برداشته می شد.

این بود تا زمان پیروزی انقلاب ایران که پرچم این جوری شد.این پرچم را هم که می دانید توسط طولش یک و نیم برابر عرضش است. 22 بار الله اکبر در حاشیه ها دارد. یک هیئت 18 نفره این طرح را که توسط حمید ندیمی طراحی شده است تائید کرده اند.

 رنگ پرچم

درباره رنگ پرچم هم که می شود هر برداشتی کرد ولی کلا این ترتیب زیر از همه معتبرتر است:

  • سبز - نشانه خرمی و دوستی
  • سپید - صلح و دوستی (بر گرفته از نشانه زرتشتیان)
  • سرخ - نشان خون از دست رفتگان در راه ایران (شهیدان)

 البته می توانید برای این که بفهمید این سه رنگ در پرچم ایران چقدر قدمت دارند به عکس روی این دیوار که از هخامنشی مانده است و به عنوان پرچم اهورا ( فروهر) الان در موزه لوور نگهداری می شود توجه کنید.

 این سه رنگ امروز جزئی از هویت امروز ماست. در حقیقت پرچم ایران اگر هر احساسی به ایران داشته باشیم باز هم با وجود ما آمیخته شده است و همه ما را با این پرچم می شناسند. یک روز

من ایران را دوست دارم!     

 

 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 15:14  توسط بابک نظری  | 

نیمه چپ مغز --- نیمه راست مغز

 

نیمه چپ مغز ---  نیمه راست مغز

 

 

 

خود آگاهی ما این توانایی  را به ما میبخشد که اندیشه ها یمان را بازیابیم . این امر به ویژه در ایجاد شعار رسالت شخصی کمک میکند زیرا دو موهبت انسانی - تخیل و وجدان -که این توانایی را به ما میبخشد    عمدتا کنشهای سمت راست مغز هستند . ادراک چگونگی دستیابی به گنجاش مغز راست ؛ به شدت بر توانایی آفرینش نخست ما میافزاید .دهه هاست که پژو هشهای بسیاری صورت گرفته اند که نظریه تسلط مغز خوانده میشود . یافته ها اساسا نشان میدهند  که هر نیمه مغز - چپ و راست - گرایش و تخصص در کنشهای متفاوت دارد . نیمه چپ مغز اساسا بیشتر منطقی /شفاهی و نیمه راست بیشتر شهودی و خلاق است . نیمه چپ با کلمات سرو کار دارد و نیمه راست با تصاویر . نیمه چپ با اجزاء و امور ویژه و نیمه راست با کلیات و روابط موجود میان اجزاء . مغز چپ با تجزیه و تحلیل سرو کار دارد که به معنای مجزا ساختن است ؛ و مغز راست با ترکیب که به معنای تلفیق است . مغز چپ با تفکر متوالی سر  و کار دارد؛ و مغز راست با تفکر خود انگیخته و کل نگر . مغز چپ مقید به زمان است ؛ و مغز راست رها از زمان .اگر چه مردم از هر دو سمت مغز استفاده میکنند ؛معمولا در هر فرد یک سمت مسلط است . البته مطلوب این است که توانایی گذری خوب بین دوسمت  مغز پرورش و توسعه یابد تا شخص بتواند وضعیت مورد نیاز را حس کند و آنگاه ابزار مناسبی را که باید با آن سرو کار داشته باشد به کار گیرد . اما مردم این گرایش را دارند که در " منطقه آسوده " آن نیمه از مغز خود که مسلط است باقی بمانند و هر وضعیتی را بر طبق رجحان نیمه راست یا نیمه چپ مغز خود بسنجند . به گفته آبراهام مزلو : (( کسی که خوب میداند چگونه با چکش کار کند ؛همه چیز را میخ میپندارد )). افراد مسلط بر مغز راست و افراد مسلط بر مغز چپ ؛ این گرایش را دارند که به شیوه هایی متفاوت به امور بنگرند .درجهانی زندگی میکنیم که عمدتا مغز چپ مسلط است و سنجش و منطق مورد ستایش قرار میگیرند ؛ و جنبه خلاقتر و شهودی تر و حسی تر و هنرمندانه طبیعت ما، اغلب مقهور میگردد . بسیاری از ما دستیابی به توانایی مغز راست خود را دشوار می یابیم . باید اقرار کرد که این توصیف بیش از اندازه ساده و مختصر شده و بی تردید بررسیهای جدید کنش مغز را روشنتر خواهند ساخت . اما نکته یی که اینجا مد نظر است این است که میتوانیم فرایندهای فکری بسیار گوناگونی را به انجام برسانیم و ندرتا به توانایی خویش دست می یابیم . وقتی به تواناییهای متفاوت مغز پی میبریم ؛میتوانیم آگاهانه از ذهن خود استفاده کنیم تا نیازهای ویژه را به شیوه های موثر تر بر آوریم

 دو راه دستیابی به مغز راست :

  اگر نظریه تسلط مغز را به صورت الگو به کار بریم ؛ آشکار میشود که کیفیت  آفرینش نخست ما به شدت تحت تاثیر توانایی ما در استفاده از مغز راست خلاق مان قرار میگیرد . هر چه بیشتر بتوانیم از گنجایش مغز راست خود استفاده کنیم ؛کامل تر میتوانیم تجسم و ترکیب کنیم و از زمان و اوضاع و شرایط موجود فراتر رویم ، و تصویری   کل نگر از آنچه میخواهیم در زندگی باشیم و به   انجا م برسانیم فرا افکنیم .

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 15:1  توسط بابک نظری  | 

روح سازمان

روح سازمان

 

هیاتی برای یک دوره آموزشی به کارخانه تویوتا ژاپن رفته بودند.آنها تعریف می کنند، ما با مشاهده خطوط تولید ، نظم و انضباط حاکم ،روش کار ، نحوه تولید و ...  چنان به شعف آمده بودیم که به فیلم برداری مشغول شدیم.

اما مدرسمان گفت : فیلم برداری وسپس دیدن آن به شما چیزی نخواهد آموخت و فقط جنبه نمایشی دارد.

شما باید چیزی ورای آنچه  می بینید ، را ببینید !

آنچه قابل روئیت نیست آن روح حاکم بر محیط کار است !

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 15:0  توسط بابک نظری  | 

فیزیولوژی قورباغه - پیتر سنگه

 

 

پیتر سنگه ، یکی از بزرگان علم  مدیریت در عصر اطلاعات و ارتباطات  (موج سوم ) در رابطه با تشخیص واکنش سازمانها در برابر تحولات آینده ،مثال فیزیولوژیک قورباغه را بکار میبرد:

 

بدین شکل که اگر قورباغه ای را در آب خنک قرار داده و آب را روی شعله آتش بگذاریم ، به نحوی که آب به آرامی داغ شود، با داغ شدن تدریجی آب ، قدرت واکنشی قورباغه از بین میرود.!

ماهیچه های قورباغه سست شده و در نهایت با به جوش آمدن آب ، قورباغه به مرگ نزدیک می شود.( حالت انفعالی)

اما اگر آب جوشانده شود و همین قورباغه را یکباره در داخل آب جوش بیندازند سریعا قورباغه با کمک ماهیچه های خود بیرون خواهد جهید  و از مرگ نجات خواهد یافت.

(حالت فعال و اشاره به یادگیری زاینده )

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 13:21  توسط بابک نظری  | 

حساب بانک عاطفی

 

 

 حساب بانک عاطفی

 

  o  همه ما با بانک و حساب بانکی آشناییم،پول خود را در این حساب ذخیره می کنیم و به وقت نیاز از آن برمیداریم .

 o  حساب بانک عاطفی استعاره ایست که نمایانگر میزان اعتمادی است که در ارتباط با دیگران می اندوزیم.

o خوش حسابی در این بانک موجب میشود که دیگران با طیب خاطر با ما ارتباط برقرار کنند.

اگر من در قلب شما حساب بانک عاطفی بگشایم و در آن ادب و مهربانی و صداقت و وفای به عهد بیندوزم ، بهره ام از این حساب ،اعتماد و اطمینان شما خواهد بود .

o هر چه به این اعتماد بیفزایم ، بهره ام در حساب فزونی خواهد یافت و می توانم به وقت نیاز از آن بهره مند شوم.

o حتی اگر مرتکب اشتباهی گردم، این ذخیره اعتماد و عواطف به یاریم شتافته و خطایم را جبران خواهد کرد و حتی اگر ارتباطات روشنی را با شما برقرار نکنم، منظورم را درک خواهید کرد و متخلفم نخواهید خواند.

با افزایش موجودی در این حساب سطح اعتماد و اعتبار فزونی می گیرد و روند ارتباطات ، ساده و موثر و سریع می شود.به عکس-  بی احترامی  ، بی نزاکتی ، بی توجهی ، تهدید ، خودکامگی ، دورنگی و سوء استفاده ، اندوخته این حساب را بی درنگ کاهش داده و در نتیجه سطح اعتماد به شدت سیر نزولی در پیش می گیرد.

با محدود شدن دامنه ارتباطات ،  انسان در حشر و نشر با  دیگران بر روی میدانی از  مین ، گام   بر   می دارد، ناگزیر است بر هر کلمه ای که از زبانش جاری می شود اشراف کامل داشته باشد تا دیگران کوچکترین بهانه ای برای سرکوبی اش نیابند.

مردم با تحمیل  فشار عصبی  در مقابلش  صف آرایی  می کنند و چنگ و دندان نشان می دهند. روابط اعضای  بسیاری  از سیستمها از جمله خانواده ها به علت سپرده ناچیز این حساب از چنین کشمکشهایی سرشار است.

اگر با پس انداز مداوم ،میزان قابل توجهی اعتماد در این حساب ذخیره نشود،ممکن است هر آینه یک زندگی زناشویی از هم بپاشد. اگر چه زن و شوهر برای سازش با مقتضیات ، در زیر یک سقف زندگی می کنند و به گونه ای تحمیلی به هم احترام می گذارند ،اما از نظر احساسی و عاطفی ، فرسنگها با یکدیگر فاصله دارند. گاه روابط به خصومت و حالت تدافعی می گراید، واکنش " جنگ و گریز " به دشنام ، محکم بر هم زدن درها، امتناع از گفتگو و بی تفاوتی کشیده می شود. فشارهای اجتماعی ، روابط زناشویی و حفظ خانه و کاشانه موجب می شود که زن و شوهر با ادامه جنگ سرد به زندگی مشترک خود ادامه دهند.

o گاه این ارتباطات ناموزون به جنگ و ستیز در دادگاه می انجامد . منیت و خود مداری، دو طرف را وا می دارد که مرافعه را سالها در مراجع قضایی پی گیرند و بی وقفه بر قصور و گناه شریک پیشین زندگیشان تآکید ورزند.

o  از سوی دیگر رعایت تعادل بین تولید و قابلیت تولید منجر به صمیمی ترین،رضایت بخش ترین و موثرترین و شادمانه ترین روابط ، بر روی کره خاک می شود. تعادل بین تولید و قابلیت تولید به فانوس یا چراغی می ماند که می توان با بهره مندی از پرتو آن بر تاریکی و ظلمت چیره شده و سره را از ناسره تمیز داد.

o   مداوم ترین روابط انسانها از قبیل زندگی زناشویی مستلزم مداوم ترین پس انداز در حساب بانک عاطفی است . اگر شما بطور ناگهانی با همکلاسی دوران درس  و مدرسه خود که سالیان دراز او را ندیده اید برخورد کنید ، بی درنگ ارتباط احساسی و عاطفی  گذشته را احیاء می کنید، چون  اندوخته پیشین، پس از سالها رکود ، دست نخورده باقی مانده است. در عین حال حفظ این حساب با افرادی که به طور مداوم با ایشان ارتباط دارید مستلزم سرمایه گذاری مستمر است. به بیانی دیگر با تداوم ارتباطات ،بایستی بصورت مداوم و مستمر به اندوخته ها افزود،زیرا  اندوخته های پیشین به مرور  محو و ناپدید می شوند .

o گاه در برخورد روزانه شما با مردم و یا در اثر برداشتی که ایشان از رفتار  شما دارند به طور خودکار و بدون اینکه حتی خودتان متوجه شوید مقدار قابل توجهی از اندوخته حساب  عاطفی شما از گردش خارج می شود. این امر غالبا درمحیط کاری ودر برخورد با همکاران و  یا در  فضای خانه و در روابط با نو جوانان پدید می آید.

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 13:21  توسط بابک نظری  | 

ارزشهای رهبری در شرکت خودروسازی فورد
 

 

ارزشهای رهبری

در

شرکت خودروسازی فورد

 

 

 

سخنرانی جناب آقای دکتر نيوی

مدير برنامه های پرورش مديران فورد

در

مجمع ماهانه مديران منابع انسانی  

شرکت ايران خودرو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

((بسمه تعالی))

   ارزش های هر سازمان را می توان خطوط راهنمائی دانست که بسياری

از تصمیمات ، از انتخاب و انتصاب تا ارزیابی عملکرد آنها و از معیارهای تشویق و تنبیه تا دوره ها و برنامه های آموزشی را تحت تاثیر قرار می دهد.

این ارزش ها به مهمترین مقولاتی که سازمان مایل است آنها را به عنوان هنجار معرفی و ترویج کند، تاکید دارند. این ارزش ها را باید شناخت ، درک کرد ، ترویج نمود و به شیوه های مختلف تقویت و مستحکم کرد.

ارزش های رهبری از مهمترین انواع ارزش ها می باشند که رفتارهای مورد انتظار از سطوح مختلف رهبران ، مدیران و سر پرستان را تبیین  می کنند. این ارزش ها را می توان معیار انتخاب مدیر از بین نامزدها ، معیار ارزیابی عملکرد مدیر و مبنای برنامه های آموزش و پرورش مدیران قرار داد.

برای ترویج و تعمیق این ارزش ها در سازمان می توان از ابزارها و شیوه های مختلفی استفاده کرد، اما قطعا هیچیک از آنها به اندازه اعتقاد نظری و التزام عملی مدیران به این ارزش ها کارساز و موثر نیست، به عبارت دیگر مدیران هر سازمان ، با اقدامات ، تصمیمات و رفتارهای خود به ارزش های سازمان  عینیت و تجسم می بخشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  بشر اولیه در ابتدا شکار می کرد و زندگی اش را تامین می نمود. پس از مدت زمانی کشاورزی را کشف کرد.چندین هزار سال کشاورزی مهمترین کار بشر بود.آب و زمین و محیط مهم بودند. قدرت توسط کسانی کنترل می شد که آب و زمین و محیط را در اختیار داشتند. بعد از دوره کشاورزی ، دوره صنعتی آغاز شد. در دوره صنعتی ، تکنولوژی و سرمایه اهمیت یافتند. با تمرکز بر این دو عنصر موفقیت حاصل می شد. شرکت های بزرگی بوجود آمدند مثل فورد ، جنرال الکتریک ، تویوتا و غیره . مهمترین منبع طی دویست سال گذشته تکنولوژی و سرمایه بوده اند. ماشین بیشترین اهمیت را داشت ، نه انسان هایی که در آنجا کار می کردند. اما در چند دهه گذشته تغییرات وسیعی در حال بوجود آمدن است که طی آن به جای تاکید بر تکنولوژی و سرمایه یع عنوان دارائی ، نیروی انسانی به عنوان دارائی شرکت مطرح می شود.یعنی سرمایه شرکت ها انسان ها هستند. اکنون نگاه می کنند که یک شرکت از چه تکنولوژی برخوردار است اما مهمتر از آن نگاه می کنند تا ببینند چه نیروهای انسانی در آنجا مشغول به کارند.

اگر نگاه کنیم قبلا قسمت مالی در یک سازمان اهمیت خاصی داشت اما اکنون دنیا در حال تغییر است یعنی وقتی دارئی شرکت ها از ساختمان و ماشین به سمت  نیروی انسانی میل می کند در در سازمان ها هم بخش منابع انسانی مهمترین قسمت شرکت می شود. در گذشته که نظر مالی حاکم بود ، به ساختمان و ماشین آلات به عنوان سرمایه نگاه می کردند ولی نیروی انسانی را به عنوان مخارج می دانستندو در نتیجه وقتی قرا بود مخارج را کم کنند سعی در کم کردن نیروی انسانی می نمودند . اما اکنون امید این است که تفکر مالی به این سمت تغییر جهت دهد که به نیروی انسانی  به عنوان دارائی و سرمایه نگاه کنند. برای اینکه قسمت حسابداری  به این تفکر برسد ، لازم است مدل فکری ما تغییر یابد تا بدانیم دارائی اصلی شرکت چیست. باید به این درک برسیم که بدانیم این ماشین ها نیستند که محصولات ما را می سازند ، بلکه انسان ها هستند که محصولات را می سازند . شرکت های خوب این را می دانند و تمرکز خود را بر آن قرار داده اند. مثلا شرکت فورد ، پرورش نیروی

 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 13:19  توسط بابک نظری  | 

9 نكته درمورد حفظ شأن و ارزش فردي در محيط كار

9 نكته درمورد حفظ شأن و ارزش فردي در محيط كار


" شان افراد در گرفتن مقام نیست، بلکه در استحقاق آنها در بدست آوردن آن مقام خلاصه می شود."
-- ارسطو

شما به پیشرفت های تحصیلی و شغلی خود افتخار می کنید و مشتاقید تا به عرصه چالش های جدید قدم بگذارید. این چالش ها برای شما موقعیت ها و آزمایشاتی را فراهم می آورند که شخصیت و شان شما را زیر بوته آزمایش خواهد برد. به خاطر داشته باشید: نگه داشتن شان شخصی تماما در اعتماد به نفس، عزت نفس و عدالت خلاصه می شود.
در این قسمت چند نکته وجود دارد که با استفاده از آنها ارزش شخصی و عزت نفستان در محل کار هیچ گاه از بین نخواهد رفت.

1- بدون کوچک کردن خود رئیستان را کارآمد جلوه دهید
زمانی که کارفرمای شما ترفیع رتبه می گیرد برای شما دو موقعیت مختلف پیش می آید، یکی اینکه به شما اهمیت نداده و برایتان خلاء ایجاد کند، و دیگر اینکه چون شما یکی از سرمایه های با ارزش شرکت هستید شما را با خود به بخش جدیدی که منتقل شده است ببرد. تنها کاری که باید بکنید این است که مطمئن شوید که او و دیگران از سهم بزرگی که برای شرکت انجام می دهید، آگاه می شوند. خود را در معرض دید قرار دهید، سودمند واقع شوید و برای قبول مسئولیت های جدید آماده باشید، اما به هیچ وجه چاپلوسی نکنید. به ندرت اتفاق می افتد که یک رهبر پر قدرت اطراف خود را با "بله قربان گو" ها پر کند. به موفقیت های خود افتخار کنید و استعداد ها و توانایی هایتان را بروز دهید.

2- گله و شکایت نکنید
اگر همیشه از کارفرمای خود تقاضای مرخصی کنید و زمانی که به مهلت تحویل پروژه ها نزدیک می شوید از او بخواهید تا وقت بیشتری را در اختیار شما قرار دهد، او به طور حتم از شما منزجر می شود و تاثیر مخالفی بر روی شغل و در نتیجه بر روی عزت نفستان می گذارد. کسانی که دائما در حال گله و شکایت کردن هستند هیچ گاه ترفیع رتبه نمی گیرند. (مدیران همیشه سعی می کنند آنها را به شعبه های دیگر انتقال دهند تا از دستشان راحت شوند.) شما می خواهید رئیستان دوستتان باشد نه دشمنتان؛ پس سعی کنید اسباب ناراحتی و رنجش او را فراهم نسازید. زمانی که میخواهید نزد او بروید مجددا فکر کنید و تمام جوانب گفته های خود را در نظر بگیرید. ارزش خود را با تصمیم گیری های مناسبی که مربوط به حیطه کاری خودتان می شود، حفظ کنید و به دنبال تعریف و تمجید بیهوده از جانب کارفرمایتان نباشید.

3- مطمئن شوید که شرایط کاری مناسب است
آیا شما حقوق کافی دریافت می کنید، و در یک محیط کاری امن مشغول به کار هستید. برای بدست آوردن حقوق خود قد علم کنید و هیچ گاه عزت نفس و ارزش خود را به خاطر فیش حقوقیتان زیر پا نگذارید. باید به راحتی مواردی که برایتان مهم است را با رئیستان در میان بگذارید، مثلا: ساعات فراغت، کاهش ساعات هفتگی کاری، کارکردن در خانه و فرستادن اطلاعات از طریق رایانه. مدعی باشید اما پرخاشگر نباشید؛ و همیشه بر روی فواید و مزایای کارهای خود برای شرکت تاکید داشته باشید. با ارزشی که برای کارفرمایتان قائل هستید و با اتکا به عزت نفس، احتمال پذیرش طرح ها و پیشنهاداتتان را افزایش دهید.

4- همیشه از اکثریت پیروی نکنید
همکاری و تشریک مساعی داشته باشید، اما هیچ گاه اجازه ندهید تا دیگران از شما استفاده کنند. اگر اجازه دهید تا همکارانتان تمام کارها را بر روی سر شما بریزند ارزش و احترامتان پایین می آید و در عوض آنها به وسیله کاری که شما را آنرا به خوبی انجام داده اید افتخار کسب می کنند. بد نیست گاهی استقلال خود را امتحان کنید. اگر همه از ساعت 9 صبح تا 5 بعد از ظهر سر خود را با کارهای غیركاري گرم می کنند لازم نیست که شما هم مشابه آنها عمل کنید. برای مسائل مهم مثل ایمنی در محل کار، حقوق و مزایا خوب است به جمع بپیوندید، اما علاوه بر اینکه در چنین جمع های شرکت می کنید، بهتر است برای افزایش درآمد با مدیریت رودررو صحبت کنید. اگر دوربین های ایمنی در تمام قسمت های محل کار شما برای جلوگیری از تقلب نصب شده و تصور می کنید که این امر به حقوق و استقلال شما آسب می رساند، ارزش آنرا دارد که در مقابل آنها بایستید. پیش از اینکه به دیگران برای محافظت از حقوقشان بپیوندید، تمام جوانب کار خود را در نظر بگیرید.

5- اجازه ندهید تا عنوان دلقک و یا لوده بخش را به شما بدهند
بد نیست که در ساعات بی کاری و اوقات فراغت خود بخندید و شادی کنید اما نباید زیاده روی کنید. ادب مساوی است با ارزش. خنداندن مردم در زمان سخنرانی و یا کنفرانس یک ویژگی شایان ذکر است اما اگر همکارانتان شما را به عنوان دلقک و جوکر بشناسند، هیچ کس شما را جدی نمی گیرد و چیزی نمی گذرد که عزت نفس خود را از دست خواهید داد.

6- مشکلات شخصی را به محل کار نبرید
بلند صحبت کردن با تلفن در محل کار هیچ جایی ندارد. اگر شما جر و بحث دارید و یا برای بخشش از طرف کسی که آنسوی خط تلفن است گریه زاری سر دهید و یا او را ببوسید، باید آنرا در خارج از دفتر کار و به وسیله تلفن همراه انجام دهید. پیش از اینکه بخواهید با هر یک از همکارانتان ارتباط برقرار کنید به تاثیراتی که ممکن است او بر روی مسائل کاری شما بگذارد به دقت فکر کنید. اگر به خاطر کارهایی بدي که با یکی از همکارانتان انجام داده اید، ارتباط خود را با او قطع کرده اید این امر منجر به نابودی شان و ارزش شما خواهد شد، چرا که به زودی تمام کارمندان از تمام مواردی که شما سعی می کنید مخفی نگه دارید، آگاه خواهند شد.

7- جلوی خشم خود را بگیرید و احساساتتان را کنترل کنید
زمانی که یکی از همکاران، کار خود را سر موقع انجام ندهد و تاثیر آن مستقیما بر روی بازده شما تاثیر بگذارد، طبیعی است که شما ناراحت، رنجیده و عصبانی شوید. اما نحوه برخورد شما با قضیه، میزان ادراک شما را برای سایرین روشن می کند. اگر انسان کم طاقتی هستید باید مراقب باشید که در زمان عصبانیت حرکت ناشایستی از شما سرنزند. با کنترل احساسات، ارزش و شان خود را بالا ببرید. اگر چیزی بگویید و یا حرکتی انجام دهید که نباید، سریعا برای نجات ابروی خود عذر خواهی کنید.

8- مراقب آزار و اذیت ها باشید
خط مشی و سیاست های شرکت را به دقت بررسی کنید. اگر همواره از طریق یکی از همکارانتان تحقیر می شوید، و یا یکی از کارمندان ارتباط نا مناسب جنسی با ارباب رجوع برقرار می کند، اعتراض کنید. درست مثل قلدری کردن در حیاط مدرسه، آزارهایی که در محل کار به وقوع می پیوندد، بر روی ارزش و شان شخصی شما تاثیر می گذارد.

9- خلاقیت و توانایی خود را در مدیریت اثبات کنید
ابتکار و نوآوری به عنوان رمز تجارت آینده محسوب می شود. در حین انجام کارهای روزمره دید خود را بر روی تصاویر بزرگتر معطوف کنید. همیشه از فعالیت ها و تغییرات رقبا مطلع باشید. اگر بر اساس غریزه و درک شغلی خود عمل کنید، همیشه رضایت شغلی بیشتری کسب کرده و اعتماد به نفستان افزایش پیدا خواهد کرد. شالوده دانش خود را افزایش داده و از استعدادها و خلاقیت های خود در زمینه رشد شرکت بهره بگیرید.

ارزش های خود را زیر پا نگذارید
مسئولیت رفتار هر کس به عهده خودش می باشد. اگر از شما خواسته شد که یک کار غیر قانونی و یا غیر اخلاقی انجام دهید بر روی تاثیرات دراز مدت آن فکر کنید. رفتاری موقر، با احترام و معزز به همراه درستی و غرور از خود نشان دهید. برای اینکه به شانتان آسیبی وارد نیاید باید در یک آینه به خود نگاه کنید و مطمئن شوید که از روی وجدان کار می کنید و از انجام هر چه در حد توانتان باشد کوتاهی نمی کنید. اگر این موارد را رعایت کنید در پایان هر روز، حس رضایت و موفقیت در انجام کارها به شما دست خواهد داد.

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 13:14  توسط بابک نظری  | 

قانون اصلي براي ارتباطات انساني

قانون اصلي براي ارتباطات انساني

در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد.
براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد.

1- ديگران را با نام صدا بزنيد
اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه يك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميـخته، و بـا سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد.

2- اشتباه خود را بپذيريد
ممكن است تصوركـنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد. بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.

3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد
اندك افرادي در بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، بـنـظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد. ايـن به مـعناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشـويـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري بعمل مي آورد.

4-علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد
"كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.
اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند
به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد آنرا بيان كنيد

5- از ديگران تعريف و تمجيد نماييد
فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد در حقيقت انجام داده آگاهي داريد. "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب است. در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود

6- مراقب حرفهايتان باشيد
اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد

7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد
اگر فـردي لـطفـي به شما كرد، و يا براي انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گرديد كـه بـه اين سـعي و تـلاش آگـاه شويد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد

8- با فكر و با ملاحظه باشيد
هـرگز تـصور نـكيند كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد. پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آوها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه لي گوييد."

9- از خود گذشتگي كنيد
گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاCF خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد

10- متواضع و فروتن باشيد
تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافنق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد

11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد
هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد نسبت به اD4تباه رخ داده، هيـچ چيزي نگوييد

پاكسازي ميدان مين
ــــــ
محيط كاري مي تـواند ميـدان ميـني از اشـخاص زود رنعج و احـساساتـي بـاشــد. داراي خصوصيات خود بودن آن را خنثي نمي كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـيـن بـرخـورد بـا ديـگـــران سياستمدارترين فرد محل كار خـود بـاشـيد. امـروزه، كـارمنــداني كه از روابط انساني به بهترين وجه آگاهي دارند، مناسب ترين افراد براي مديريت محسوب ميگـردند. كـارفرماي شما احتمالا اين موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 13:13  توسط بابک نظری  | 

نمونه ای از :طرح تجاری -BUSINESS PLAN
 

 

   1- مقدمه

   1-1- شرح تجارت :

   شركت ……..يكي از توليد كنندگان …………… مي باشد. توليدات ما در اين بخش شامل مواردي نظير ………. مي باشد.

   با توجه به روند رشد جمعيت و افزايش درخواست خودرو، براي پاسخگويي به اين تقاضا، تطابق با افزايش توليد گروه خودرو سازي و نيز افزايش حجم توليدات محصولات خودرويي، شركت ……… در نظر دارد تا با خريد ماشين آلات جديد، زمينه را براي افزايش توان توليد فراهم نمايد.

   1-2- ساختار تجارت :

   شركت توليدي ……… در تاريخ …………. به شماره ثبت ………. اداره ثبت شركتهاي تهران به ثبت رسيد.   

   مساحت زمين شركت ………. ……… متر مربع مي باشد. كه …………… متر مربع آن به زير بنا اختصاص دارد، در جدول ذيل مساحت سالن توليدي و اداري مشخص شده است :

نام قسمت

مساحت ( متر مربع )

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وضعيت صاحبان سهام و درصد مالكيت آنها

نام سهام دار

درصد سهام

 

 

 

 

 

   1-3- هيأت مديره :

  اعضاي هيأت مديره شركت در حال حاضر عبارتند از :

   1-

  

   1-4- مديريت سازمان :

   مديرعامل مسؤوليت اصلي امور جاري سازمان را برعهده دارد. مديريت سازمان وظيفه ارائه اطلاعات لازم به سازمان درباره اهميت برآوردسازي الزمات مشتري و همچنين الزامات قانوني و دولتي، تعيين خط مشي كيفيت، اجراي بازنگري هاي مديريت، اطمينان از تعريف و آگاهي از اهداف كيفي، توسعه بهبود مستمر و اثر بخش در سازمان، اطمينان از مطابقت اهداف كيفيتي با الزامات محصول و آگاه نمودن اعضاء هيأت مديره از عملكرد سازمان را برعهده دارد. همچنين مسائل مربوط به سود و زيان شركت (طبق ظوابط مصوب) بر عهده مديريت سازمان مي باشد.  

   1-5- اهداف و مأموريت تجارت :

   هدف اصلي شركت  …………..مي باشد.  

   1-6- موقعيت جفرافيايي :

   محل كارخانه واقع در ………………………….. بوده كه استقرار شركت با توجه به نزديكي به شركتهاي خودروسازي بزرگ كشور، قرارگيري در منطقه صنعتي واقع در حومه پايتخت و نيز نزديكي به شهر از موقعيت بسيار خوبي در زمينه هاي حمل و نقل بين شهري جهت جابجايي كالا و نيروي انساني، تأمين انرژي لازم جهت توليد (آب، برق، سوخت و ...)، دسترسي سريع به مراكز خدماتي و سرويسهاي ويژه داخل شهر و غيره، برخوردار مي باشد.

   1-7- جغرافياي بازار :

   شركت …………………………… درصد توليد خود را در سال………….. به محصولات خودرويي گروه ………اختصاص داده است. همچنين اين شركت صنعتي دارد تا بعد از اخذ گواهينامه ISO/TS 16949 بازار توليد محصولات خود را به گروه ايران خودرو نيز توسعه دهد.

  1-8- ديدگاه نسبت به آينده :

   جايگاه…………….به عنوان تأمين كننده …………………. گروه ………….، ايجاب مي نمايد تا طرحهاي گسترش توليدات خود را در درجه اول با سياستهاي كلان گروه سايپا هماهنگ نمايد. افزايش توان توليدي شركت چه از نظر ظرفيت و چه از نظر تنوع محصولات باعث شده تا در كنار توليد محصولات فوق الذكر، بازاريابي به منظور افزايش سهم شركت در بازارهاي هدف و نيز دستيابي به بازارهاي داخلي و خارجي جديد، صورت پذيرد.

       برنامه استراتژيك:

         چشم انداز شركت:

            1- گزينه اول در توليد قطعات .............از ديد خودروسازان داخلي

            2- توسعه و گسترش بازار به خودروسازان معتبر جهاني

    مأموريت:

ضعف ها

قوت ها

  1- ماشين آلات و تجهيزات شركت قديمي و فرسوده مي باشند و طبق

     تكنولوژي روز نيستند.                        

  2- ظرفيت ماشين آلات و تجهيزات محدود مي باشد.

  3- فضاي توليد،انبار و اداري شركت نسبت به توليدات و حجم كاري بسيار محدود مي باشد.

  4- عدم حضور مستقيم و اثربخش مديريت عامل در شركت

  5- تمام امور مربوط به كيفيت محصولات، ماشين آلات، قالب سازي،  تمير قالب و غيره كاملاً وابسته به فرد مي باشد.

  6- پرسنل داراي محيط و زيرساخت مناسب جهت انجام فعاليتهاي خود نمي باشند.

  1- اعتبار شركت و مديران آن در صنعت قالبسازي و توليد قطعات پليمر در داخل كشور

  2- دسترسي به نيروي كار ماهر و فضاي مناسب

  3- استقرار سيستم مديريت كيفيت ISO/TS

  4- كم بودن مسافت بين كارخانه و مشتريان داخلي

  5- استفاده از افراد مجرب در طراحي و ساخت انواع قالبها و به تبع آن توليد انواع قطعات پليمري

تهديدها

فرصت ها

  1- در صورتي كه محصولي از مشتري به دليل مشكلات كيفي عودت داده شود از ليست توليدات آن شركت حذف خواهد شد.

  2- رقباي موجود در بازار كه ديگر منابع توليد قطعات پليمري         مي باشند.

  3- آزاد شدن ورود خودرو و از دست رفتن بازار داخلي

  4- محدود شدن به يك يا دو مشتري كه امكان از دست دادن هر كدام از آنها مي باشد.

  1- امكان افزايش تنوع قطعات توليدي تا حد بسيار بالا

  2- امكان افزايش تعداد مشتريان

  3- ظرفيت مناسب جهت توليد از نظر منابع انساني و انرژي

  4- حمايت دولتمردان از خودروسازان داخلي و جلوگيري از ورود خودرو به داخل كشور

     حفظ سازمان در بازار رقابتي توليد قطعات پليمري و افزايش سهم سازمان از بازار و همچنين شناساندن سازمان به 

   خودروسازان داخلي به عنوان تأمين كننده اول قطعات با كيفيت بالا، قيمت و تنوع توليدي زياد و همچنين توسعه بازار توليد

 

     شركت به خارج از كشور.

     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                 شرايط دروني

 

 

 

 

 

 

           شرايط محيطي

 

قوت ها:

  1- اعتبار شركت و مديران آن در صنعت قالبسازي و توليد قطعات پليمر در داخل كشور

  2- دسترسي به نيروي كار ماهر

  3- كم بودن مسافت بين كارخانه و مشتريان داخلي

  4- استفاده از افراد مجرب در طراحي و ساخت انواع قالبها و به تبع آن توليد انواع قطعات پليمري

  5- استقرار سيستم مديريت كيفيت ISO/TS

 

ضعف ها:

  1- ماشين آلات و تجهيزات شركت قديمي و فرسوده مي باشند.

  2- ظرفيت ماشين آلات و تجهيزات محدود مي باشد.

  3- فضاي توليد، انبار و اداري شركت نسبت به توليدات و حجم كاري بسيار محدود مي باشد.

  4- تمام امور مربوط به كيفيت محصولات، ماشين آلات، قالب سازي، تعمير قالب و غيره كاملاً وابسته به فرد مي باشد.

  5- پرسنل داراي محيط و زيرساخت مناسب جهت انجام فعاليتهاي خود نمي باشند.

 

فرصتها:

  1- امكان افزايش تنوع قطعات توليدي تا حد بسيار بالا

  2- ظرفيت مناسب جهت توليد از نظر منابع انساني و انرژي

  3- حمايت دولتمردان از خودروسازان داخلي و جلوگيري از ورود خودرو به داخل كشور

  4- دسترسي به خدمات آموزشي اثربخش و با هزينه هاي مناسب در داخل كشور

  5- قيمت مناسب زمين و سوله در اين منطقه صنعتي

  6- وجود سازندگان ماشين آلات و تجهيزات توليد معتبر در داخل كشور

 

  1- افرايش تنوع قطعات توليدي شركت با استفاده از نيروي كار ماهر

  2- افزايش تعداد مشتريان داخلي

  3- توسعه بازار تأمين قطعات پليمري به خودرو سازان داخلي

  4- تحويل به موقع قطعات با كيفيت در راستاي كسب اعتبار بيشتر براي افزايش تنوع قطعات

 

  1- خريد و تهيه ماشين آلات و تجهيزات جديد براي شركت

  2- استفاده از وام هاي در نظر گرفته شده از طرف دولتمردان جهت توسعه همه جانبه شركت

  3- تغيير مكان شركت به مكاني با فضاي توليدي و اداري بيشتر

  4- آموزش به افراد ديگر جهت تعميرات ماشين آلات و قالبها و مشكلات و مسائل مربوط به محصولات يا جذب نيروهاي متخصص ديگر

  5- تهيه امكانات ايمني و رفاهي مناسب براي پرسنل توليدي

 

تهديدها:

  1- در صورتي كه محصولي از مشتري به دليل مشكلات كيفي عودت داده شود از ليست توليدات آن شركت حذف خواهد شد.

  2- رقباي موجود در بازار كه ديگر منابع توليد قطعات پليمري مي باشند.

  3- آزاد شدن ورود خودرو و از دست رفتن بازار داخلي

  4- محدود شدن يه يك يا دو مشتري كه امكان از دست دادن هر كدام از آنها مي باشد.

 

  1- تعمير و سرويس قالبها در داخل سازمان در پريودهاي زماني مناسب

  2- بررسي حالات خرابي و اثر آن با تشكيل تيمي از افراد با تجربه و ماهر

  3- ساخت قالبها و به تبع آن توليد قطعات جديد در راستاي كسب اعتبار و سود بيشتر و رقابت در بازار

  4- جلوگيري از رسيدن محصولات نامنطبق به دست مشتري در راستاي نارضايتي آن و بالا رفتن سهم بازار رقبا و ديگر منابع با استفاده از روش هاي آماري و بازرسي هاي منظم

 

  1- بررسي شركت رقيب از نظر ماشين آلات و تجهيزات، تنوع قطعات، تيراژ توليد، نيروهاي متخصص و مشكلات و مسائلي كه سر راه آنها مي باشد و نتيجه گيري مناسب از اين بررسي ها

  2- رفع ضعف ها در راستاي مقاوم سازي سازمان در مقابل تهديدها  

چشم انداز

مأموريت

راهكارهاي بنيادين

اهداف

  1- گزينه اول در توليد قطعات پليمري از ديد خودروسازان داخلي

  1- حفظ سازمان در بازار رقابتي توليد قطعات پليمري و افزايش سهم سازمان از بازار

  1- افزايش تنوع قطعات 

  2- افزايش تعداد مشتريان داخلي

  3- استفاده از وام ها و منابع مالي در دسترس

  4- تحويل به موقع

  5- افزايش رضايت مشتري

  6- افزايش توليد با كيفيت

  1- كاهش قيمت تمام شده

  2- بهينه سازي آموزش

  3- بهينه سازي زمان تحويل

  4- بهينه سازي توليد و كيفيت محصول

  5- افزايش رضايت مشتري

  2- توسعه و گسترش بازار به خودروسازان معتبر جهاني

  2- توسعه بازار توليد شركت به خارج از كشور

  1- بهينه سازي پرسنل

  2- توسعه و گسترش تجهيزات و ماشين آلات و استفاده از تكنولوژي روز

  3- بهبود مداوم سيستم كيفيت

  4- افزايش فضاي توليدي و فضاي ساير قسمت ها

  1- استفاده بهتر از پرسنل با تجربه

  2- افزايش فضاي كلي سازمان

  3- پياده سازي سيستم كيفيت

  4- ايجاد آزمايشگاه

 

   1-9- طرح ها و اهداف كيفيتي :

   طرح ها، اهداف و سياستهاي كلي مديريت شركت ............... را مي توان به 2 بخش كلي تقسيم نمود:

   1-9-1- اهداف بلند مدت(CSF)

   1-9-2- اهداف كوتاه مدت

   1-9-1- اهداف بلند مدت : با توجه به توافق انجام شده در هيأت مديره شركت اهداف كيفيتي بلند مدت سازمان كه در خط مشي كيفيت نيز به آنها اشاره شده به قرار زير مي باشند :

 

   1- كاهش قيمت تمام شده

   2- افزايش توليد با كيفيت

   3- بهينه سازي زمان تحويل

   4- بهينه سازي پرسنل

   5- افزايش رضايت مشتري

   كه به طور مختصر وضعيت كنوني و چشم انداز سالهاي بعد در ذيل توضيح داده شده است :

1-    كاهش قيمت تمام شده:

رديف

عنوان شاخص (KPI)

مقدار مبنا

مقدار هدف

دوره دستيابي

فرآيند هاي مرتبط

1

 

 

 

 

 

2

 

 

 

 

 

3

 

 

 

 

 

4

 

 

 

 

 

2-   بهينه سازي آموزش:

رديف

عنوان شاخص (KPI)

مقدار مبنا

مقدار هدف

دوره دستيابي

فرآيند هاي مرتبط

1

 

 

 

 

 

2

 

 

 

 

 

 

   3- بهينه سازي زمان تحويل:

رديف

عنوان شاخص (KPI)

مقدار مبنا

مقدار هدف

دوره دستيابي

فرآيند هاي مرتبط

1

 

 

 

 

 

2

 

 

 

 

 

 

بهينه سازي توليد و كيفيت محصول :

رديف

عنوان شاخص (KPI)

مقدار مبنا

مقدار هدف

دوره دستيابي

فرآيند هاي مرتبط

1

 

 

 

 

 

2

 

 

 

 

 

3

 

 

 

 

 

4

 

 

 

 

 

5

 

 

 

 

 

6

 

 

 

 

 

7

 

 

 

 

 

8

 

 

 

 

 

9

 

 

 

 

 

10

 

 

 

 

 

11

 

 

 

 

 

 

   5- افزايش رضايت مشتري:

رديف

عنوان شاخص (KPI)

مقدار مبنا

مقدار هدف

دوره دستيابي

فرآيند هاي مرتبط

1

 

 

 

 

 

2

 

 

 

 

 

3

 

 

 

 

 

 

   1-10- توسعه و تحقيقات :

   با توجه به رشد در صنعت خودروسازي، فعاليتهاي تحقيق و توسعه در اين زمان از اهميت ويژه‌اي برخودار است. از عمده فعاليتهاي در دست انجام در اين زمينه مي توان به موارد زير اشاره نمود :

- همكاري در توليد آزمايشي قطعات خودرويي

- تهيه آزمايشگاه براي شركت

   2- وضعيت فعلي و آينده

   2-1- بازرگاني و فروش :

   2-1-1- ساختار سازماني :

   مطالعه امور بازرگاني يك شركت عمدتاً شامل فعاليتهاي مختلفي از جمله خريد، فروش و انواع تحقيقات و مطالعه بازار مي شود. اهميت مطالعه اين امور از آنجا روشن مي شود كه هرگونه اختلال و كوتاهي در انجام خريدها مي تواند باعث بروز مشكلات در توليد شده و نهايتاً به كيفيت يا كميت توليد لطمه وارد نمايد. نقش بازرگاني در شركت ............................از يكسو پيدا كردن مشتريان و ايجاد كار براي شركت بوده و از سوي ديگر تدارك مواد اوليه و ملزومات مورد نياز كارخانه مي باشد. بديهي است داشتن تعداد زيادي سفارش، شركت را قادر مي سازد كه توليد خود را براي يك دوره زماني با تضمين فروش تمام محصولات توليدي، برنامه‌ريزي نمايد.

   در شركت ................. فعاليتهاي بازاريابي و پيدا كردن مشتري، تعريف دقيق نيازمنديهاي مشتري، ارتباط مستمر با مشتري، اطمينان از تأمين كيفيت مورد نظر مشتري، هماهنگي با مشتري در مورد تحويل كالا و كليه امور مربوط به قراردادها، اتخاذ رويه هاي مستند و كامل در امر خريد مواد، قطعات و ملزومات، انتخاب تأمين كنندگان، تعيين مشخصات فني مورد نياز سفارشات خريد، تجزيه و تحليل پيشنهادات از نظر كيفيت، فرآيند تصديق محصولات خريداري شده و غيره برعهده واحد بازرگاني و پشتيباني مي باشد.

 

   2-1-2- موقعيت بين رقبا :

   با توجه به سابقه شركت و كيفيت بالا در زمينه توليد محصولات، ............. در زمينه توليد محصولات خودرويي در حدود ......... سال است كه توليد محصولات خودرويي را به طور گسترده آغاز نموده است و با در اختيار داشتن ماشين آلات مدرن و با ظرفيت توليد بالا، قادر مي باشد كه انواع قطعات ..................... را در تيراژ بالا توليد نمايد.

   2-1-3- برنامه هاي استراتژيك و بازاريابي :

   با توجه به ظرفيت توليد شركت در زمينه توليد قطعات خودرويي، تقويت و فعال نمودن بخش بازاريابي بيشتر احساس مي گردد. در اين راستا فعاليتهاي گسترده اي به شرح ذيل آغاز شده است :

   1- پيدا كردن مشتريان بالقوه :

   سياست توليدي شركت در درجه اول توليد قطعات خودرو ................. مي باشد.

   2- بررسي نيازهاي مشتريان فعلي :

   پرونده مشترياني كه محصولات شركت را خريداري مي نمايند، بررسي گرديده و با آنها وارد مذاكره شده، تا در صورتي‌كه آنها سفارشات ديگري داشته باشند ولي به دلايلي از شركت ........................... تأمين نمي نمايند علت را مشخص كنند. در مواردي كه علت كيفيت محصول باشد، مشخصات مورد نظر مشتري در مورد محصول يا محصولات مصرفي دريافت مي گردد تا توسط تيم فني مورد رسيدگي قرار گيرد. دلايل ديگر مورد تجزيه تحليل قرار گرفته و موانع موجود تا حد امكان مرتفع مي گردد. 

   3- بررسي بازارهاي احتمالي :

   در مورد شركتهايي كه به صورت بالقوه مي توانند مشتري شركت باشند ولي اطلاعات آنها وجود نداشته و شناخته شده        نمي باشد، با در نظر گرفتن برنامه‌اي فشرده، شركت ............................ توان خود را براي جذب اين شركت ها به كار مي برد.  

   2-1-4- مشتريان :

   مشتريان شركت در بخش خودرويي در حال حاضر ......................./ ...................../ ....................... مي باشند. از جمله مشتريان عمده شركت در زمينه قطعات خودرويي مي توان از شركتهايي نظير ........................ نام برد.

   2-1-5- تركيب محصولات :

   محصول (محصولات) انتخاب شده توسط يك شركت توليدي، پايه و اساس كليه كارهاي آن شركت مي باشد. اين محصولات بايد بتوانند در بازار رقابت نموده و براحتي قابل توليد باشند و در مقايسه با روند جهاني توليد محصولات مشابه، در مكان قابل قبولي قرار گيرند. با توجه به اين مي توان گفت كه، در يك طرف محصولاتي قرار مي گيرند كه دقيقاً بر اساس خواسته هاي مشتريان توليد مي شوند. اين نوع محصولات برحسب سفارش، توليد شده و امكان ارائه آن از موجودي انبار وجود ندارد. استراتژي در اين حالت، تأكيد بر تحويل به موقع، كيفيت و امكان ايجاد تغييرات در خط توليد بر اساس نيازهاي مشتريان مي باشد. طرف ديگر محصولاتي قرار مي گيرند كه بسيار استاندارد شده مي باشند و مي توان براي آنها موجودي انبار در نظر گرفت و از موجودي انبار به مشتري تحويل داد. در اين استراتژي كه رقابتي مي باشد، قيمت كالا و در دسترس بودن از اهميت خاصي برخوردار است.

محصولات شركت ....................... را به طور كلي مي توان به صورت زير تقسيم بندي نمود :

   - گروه 1 :

   - گروه 2 :

 

   هر يك ازگروههاي فوق در بخش هاي جداگانه‌اي توليد مي گردند.  

   با توجه به رشد تقاضاي خودرو در كشور، شركت ........................... در نظر دارد كه همگام با اين رشد تقاضا، سهم بيشتري از بازار را به خود اختصاص دهد.

   2-1-7- سيستم فروش :

   2-1- 7-1- مشتري :

   - محصولات خودرويي : مشتري عمده محصولات خودرويي گروه ......................... مي باشد.

   2-1- 7-2- روش فروش :

   - محصولات خودرويي : فروش محصولات خودرويي عمدتاً از طريق انعقاد قرارداد صورت مي پذيرد. بخشي از بهاي اين قرارداد در قالب پيش دريافت مي باشد.

   2-1- 7-3- قيمت فروش :

   - محصولات خودرويي : قيمت فروش با توجه به انحصاري بودن خريدار با سلب اختيار فروش به غير، از طريق انعقاد قرارداد و با قيمت نازل در مقايسه با قيمت تمام شده تعيين مي گردد.

 

   2-1- 7-4- تقاضاي بازار :

   - محصولات خودرويي : با توجه به كنترل بازار توسط خريدار انحصاري، و سلب اختيار بازاريابي در اين زمينه، امكان حضور فعال و بازاريابي در بازار محصولات خودرويي بسيار مشكل مي باشد.

   2-1-8- ميزان فروش :

   فروش سالهاي گذشته شركت و پيش بيني سال آتي به قرار جدول زير مي باشد :

 

جدول ميزان فروش سالهاي گذشته و پيش بيني سال جاري

 

 

 

 

 

 

سال

نام قطعه

شماره فني

تيراژ

قيمت واحد

قيمت كل

.....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      جمع قيمت كل      (كل فروش سال ...)

 

 

.......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      جمع قيمت كل      (كل فروش سال ......)

 

 

..........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      جمع قيمت كل      (كل فروش سال .......)

 

 

.......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      جمع قيمت كل      (كل فروش سال .......)

 

 

 .........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      جمع قيمت كل      (كل فروش سال......)

 

 

.........

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

      جمع قيمت كل      (كل فروش سال .......)

 

 

 

 

2-1-9- فروش/ توليد: نمودار ميزان توليد شده و مقدار فروش در سالهاي گذشته در زير ارائه شده است. همچنين ميزان توليد و فروش پيش بيني شده براي سال .......... در نمودار زير مشخص شده است.

 

   2-1-10- تأمين كنندگان (پيمانكاران فرعي):  

   مواد اوليه شركت از منابع داخلي و خارجي تأمين مي گردد. ازعمده ترين منابع داخلي تأمين كننده مواد اوليه مي توان از شركت ................. نام برد.

   2-2- مالي و اداري:

   2-2-1- ساختار سازماني:  

   بخش مالي و اداري شركت ................. از تركيب ذيل برخوردار مي باشد :

   حسابرسي داخلي مستقيماً زير نظر مدير عامل فعاليت مي نمايد. حسابداري شركت مسؤوليت اداره و برنامه‌ريزي واحد مالي اعم از شاخه حسابداري صنعتي و حسابداري مالي را برعهده دارد. مسؤول مربوطه وظيفه نظارت بر جريانات نقدي و تهيه گزارشات مالي را عهده دار مي باشد.  

   بخش اداري شركت تحت نظر مديريت عامل وظيفه انجام كليه عمليات اداري نظير تشكيل پرونده پرسنل رسيدگي به قرارداد پرسنل و ساير موارد را برعهده دارد.

   2-2-2-  پرسنل:

   خطوط اصلي كار مديريت نيروي انساني را مي توان به شرح زير خلاصه نمود :

   - شناخت دقيق و آگاهي از وضعيت نيروي انساني از طريق سنجش حجم كار، تعيين كيفيت وظايف در قالب مشاغل، عناوين شغلي و غيره.

   - شناخت كمي و كيفي نيروي انساني موجود و روند كاهش و افزايش آن با توجه به برنامه شركت.  

- مقايسه مورد شماره 2 با برنامه هاي شركت با توجه به برنامه هاي انتقالي، جايگزيني، آموزش و غيره و اندازه گيري اثرات آن.

   در حال حاضر شركت داراي 25 نفر پرسنل اداري و توليدي است، كه در بخشهاي مختلف سازمان مشغول به كار مي باشند. تعداد پرسنل بخشهاي مختلف شركت طبق اطلاعات واحد اداري به صورت زير مي باشد :

 واحد توليدي                    

 واحدهاي اداري- ستادي      

 

جدول وضعيت تعداد پرسنل

شــــــــــــــرح

1388

1389

1390

1391

1392

مستقيم توليدي

 

 

 

 

 

غير مستقيم توليدي

 

 

 

 

 

خدماتي

 

 

 

 

 

توزيع و فروش

 

 

 

 

 

اداري

 

 

 

 

 

جمع

 

 

 

 

 

 

 

جدول وضعيت تحصيلات پرسنل

شــــــــــــــرح

1388

1389

1390

1391

1392

فوق ليسانس

 

 

 

 

 

ليسانس

 

 

 

 

 

فوق ديپلم

 

 

 

 

 

ديپلم

 

 

 

 

 

پايينتر از ديپلم

 

 

 

 

 

جمع

 

 

 

 

 

 

   2-2-3- آموزش و انگيزش پرسنل:

   برقراري نظام انگيزش در جهت رفع نيازهاي مادي و معنوي پرسنل شركت مي باشد. همچنين در اين راستا، مديريت شركت ايجاد يك نظام مديريت مشاركتي را به عنوان يك سياست آتي در دستور كار خود قرار داده است. درخصوص مشاركت پرسنل سطوح مختلف سازمان در نحوه عملكرد و بهره وري سازمان، سيستم نظام مشاركت در شركت پياده و درحال اجرا مي باشد، و درخصوص پيشنهادات و مشاركت پرسنل، تشويق هايي (مادي و غير مادي) به منظور افزايش انگيزه پرسنل در نظر گرفته مي شود. در اين راستا شركت از روش هايي براي انگيزه كاركنان جهت توليد محصولات با كيفيت بالا استفاده مي نمايد.

 

 


 

نقدي

كالا

مشاركت در تصميم گيري

ارتقاء مسؤوليت

تسهيلات و امور رفاهي

ميزان استفاده در سازمان

زياد

 

 

 

 

 

متوسط

 

 

 

 

 

كم

 

 

 

 

 

ميزان تأثير

زياد

 

 

 

 

 

متوسط

 

 

 

 

 

كم

 

 

 

 

 

Text Box: ميزان فروش برحسب واحدهاي 1000 تائي در نظر گرفته شده است. مبلغ فروش نيز بطور ميانگين محاسبه شده است.2-3- توليد :

   2-3-1- ساختار سازماني :

   واحد توليد شركت ...................... داراي يك مسؤول مي باشد كه زير نظر مدير توليد فعاليت مي نمايد.

   شركت ................با در دست داشتن پرسنل ماهر و توان توليدي لازم قادر به افزايش همكاري خود با ساير خودرو سازان نيز مي باشد.

 

   2-3-2- ظرفيتهاي توليد :

 

 

 

 

 

   2-3-3- توليد واقعي:

. ميزان توليد هر يك از بخش هاي توليدي 6 سال گذشته طبق جدول ذيل مي باشد.

ميزان توليد شركت

سال

 

بخش توليد

1388

1389

1390

1391

1392

1388

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   2-4-كيفيت

   كيفيت شامل مجموعه عملياتي مي باشد كه در يك واحد توليدي (خدماتي)، جهت تطبيق محصولات (خدمات) ارائه شده با مشخصات مورد نظر انجام مي شود. آنچه كه از نظر داشتن سيستم كنترل كيفيت مناسب براي يك سازمان اهميت دارد را مي توان به صورت زير عنوان نمود :

   - كنترل كيفيت وظيفه اي است كه در ارتباط با بخش هاي مختلف يك سازمان انجام مي شود، لذا همكاري كليه بخش ها در ايجاد يك سيستم مناسب بسيار حائز اهميت مي باشد.

   - كنترل كيفيت بايد به طور جامع، شامل بخش هاي خريد مواد و قطعات، توليد، بازرسي، فروش، طراحي كيفيت، برنامه‌ريزي توليد و غيره باشد. (Total Quality Management)

   - براي حفظ كيفيت بايد استانداردهاي مشخصي جهت مبناي مقايسه در اختيار باشد. اين استاندارد ها باعث صرفه جويي در مصرف نيروي انساني، مواد، انرژي و غيره خواهد شد.

   كيفيت در شرکت ............ از دو مقوله كيفيت محصول و كيفيت سيستم تشكيل شده است.

   2-4-1- كيفيت محصول:

   در شركت ................... وظيفه كنترل كيفيت محصول در كليه مراحل برعهده واحد كيفيت مي باشد، كه وظيفه كنترل و بازرسي مواد و قطعات وارده، كالاي در جريان ساخت و محصول تمام شده را عهده دار مي باشد.

   اين واحد يك مسؤول کنترل كيفيت دارد كه بر اساس نمونه هاي گرفته شده و ماهيت توليد محصولات را كنترل مي نمايد.  فعاليت كنترل كيفيت با توجه به فعاليت شركت مبني بر توليد قطعات خودرو و درجه اطمينان بازرسي ها در اين خصوص، اعمال فاكتورهاي كنترلي، دقت كنترل، ... ، اهميت خاصي پيدا مي كند.

   2-4-2- كيفيت سيستم:

   كنترل كيفيت در شركت ................ توسط واحد كيفيت انجام مي گيرد. مدير مربوطه وظيفه به روز رساني و توزيع مدارك و كنترل سيستم اطلاعاتي شركت در قالب مدارك و مستندات تأييد شده را عهده دار مي باشد.

 

   همچنين مستند سازي، استقرار، اجرا و نگهداري نظامهاي مديريت كيفيت و فعاليتهاي لازم جهت اخذ استانداردهاي بين المللي سيستمي برعهده مدير كيفيت مي باشد.

   باتوجه به رشد و تلاش شركت در جهت معرفي شركت ..................... به عنوان يكي از سازندگان عمده قطعات خودرو، اخذ گواهينامه ISO/TS 16949:2002 در دستور كار شركت به ويژه واحد كيفيت قرار گرفته است، كه اين امر در حال حاضر در مراحل پاياني آن مي باشد و انتظار مي رود تا پايان 6 ماه دوم سال ...............-+ شركت موفق به اخذ گواهينامه فوق گردد.

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 13:7  توسط بابک نظری  | 

چگونه زندگی را ساده بگیریم؟

چگونه زندگی را ساده بگیریم؟

-     به ارزش های خود در زندگی فکر کنید و آن دسته از ارزش هایی را که واقعاً برایتان دارای اهمیت بالایی هستند روی کاغذ بیاورید. چه چیز در زندگی برای شما از بالاترین اهمیت برخوردار است؟ در کنار خانواده بودن؟ برهم زدن ثروتی هنگفت؟ تاثیر گذاشتن بر روی دیگران؟ رسیدن به مقام و منصب بالا؟ خودی نشان دادن؟ خلاقیت و یادگیری ایده های جدید؟ ماجراجویی و سفر کردن به نقاط مختلف دنیا؟ حفظ سلامت جسمانی؟ تخصیص دادن وقت به دوستان؟ اما شما که نمی توانید همه این کارها را با هم انجام دهید. بنابراین بهتر است کارهایی که با ارزش های پایه ای فردیتان متفاوت هستند را حذف کنید.

 

-     لیستی از اهدافی که می خواهید به آنها برسید تهیه کنید. سعی کنید به جای اینکه چند کار را به صورت نصفه نیمه و در آن واحد انجام دهید، یک کار را تمام و کمال انجام دهید. نمی توانید به 24 ساعت موجود در شبانه روز چیزی اضافه کنید، اما می توانید فعالیت های اضافه خود را کم کنید.

 

-     به جای اینکه مرتباً "بله" بگویید، "نه" گفتن را یاد بگیرید. اگر کاری از دستتان بر می آمد انجام دهید، اما گفتن نه را هم تمرین کنید. از قبل برای نه گفتن خود در شرایط مختلف برنامه ریزی کنید. به عنوان مثال می توانید بگویید: "متاسفم ولی نمی توانم این کار را انجام دهم. من قبلاً برای این کار برنامه ریزی کرده ام".

 

-     خود را به دام وسایل ارتباطی گرفتار نکنید. آیا واقعاً لازم است که یک تلفن در دفتر کار، یکی در منزل، موبایل شخصی، موبایل کاری، پیجر، فکس، ایمیل، و تکنولوژی  ICQاینترنتی را یکجا داشته باشید؟

 

-          کارهای کوچک و خرده ریز خود را به کسانی محول کنید که هیچ گونه هدف و اولویت بندی معینی در زندگی خود ندارند.

 

-     وقت خود را صرف جمع کردن پول نکنید بلکه پول خرج کنید تا زمان خود را ذخیره نمایید. لازم نیست دور شهر را بزنید تا از ارزانترین خواروبار فروشی مایحتاج روزانه خود را تهیه و 100 تومان کمتر خرج کنید. ارزش وقت شما خیلی بیشتر از این حرف هاست. حتی می توانید کسی را استخدام کنید تا کارهایی را که به انجام آن تمایلی ندارید برایتان انجام دهد.

 

-          اشتراک خود را در روزنامه هایی که حتی سالی یکبار هم به آنها نگاه نمی کنید، قطع نمایید. در طول روز فقط یک روزنامه بخوانید.

 

-     بیش از اندازه پای تلویزیون ننشینید. فقط برنامه هایی را تماشا کنید که از قبل به دیدن آنها فکر کرده اید. زمانیکه برنامه شروع می شود تلویزیون را روشن کنید و وقتی برنامه تمام شد آن را خاموش نمایید. به هیچ وجه رسیوری برای پخش کانالهایی که هیچ وقت آنها را تماشا نمی کنید خریداری نکنید. اصلاً چه خوب بود اگر می توانستید اعتصاب کنید و اصلاً تلویزیون تماشا نکنید.

 

-     دفتر کار، انباری، و زیر زمین خانه خود را همیشه تمیز و مرتب نگه دارید. اگر برای مدتی از وسیله ای که دارید استفاده نکردید بی جهت آنرا نگه ندارید. اگر هم نمی توانید تصمیم بگیرید که آیا به وسیله ای نیاز دارید یا نه برای آن یک تاریخ انقضا در نظر بگیرید و در موعد مورد نظر آنرا دور بیندازید.

 

-          از کار کردن برای سازمانهایی که به پیشرفت فردی شما و اهمیت نمی دهند خودداری نمایید.

 

-          از تکنولوژی روز بهره بگیرید. قبوض و سایر صورت حساب های خود را اینترنتی پرداخت کنید.

 

-     برای آخر هفته های خود حتماً یک برنامه ریزی منحصر بفرد داشته باشید تا بتوانید ذهن و جسم خود را به طور کلی از کار جدا کنید. با خانواده و سایر افرادی که احساس خوبی در شما ایجاد می کنند بیرون بروید. از برقراری ارتباط با افرادی که شما را ناراحت می کنند و انرژیتان را می گیرند خودداری کنید.

 

-          کیف کوچکتری با خود حمل کنید.. کارت های اعتباری متفاوت را دور بیندازید و تنها یک کارت به همراه داشته باشید.

 

-     هر روز پرینت بانکی خود را چک نکنید. سرمایه گذاری شما در دراز مدت نتیجه می دهد. چک کردن حساب بانکی به صورت روزانه سبب می شود استرس زیادی در شما ایجاد شود و این امکان وجود دارد که تصمیمات غیر ضروری و نادرستی اتخاذ کنید.

 

-     برای خودتان وقت بگذارید. هر روز لحظاتی را به بررسی کیفیت کار فردی در طول روز اختصاص دهید. قدم بزنید، برای آینده خود برنامه ریزی کنید، و به جای فروشگاه به پارک بروید و چرخی بزنید.

 

-     قرض ها و بدهی های خود را پرداخت کنید. اگر خرده حسابی با کسی دارید آنرا تسویه نمایید. کارت های بانکی خود را در جایی قرار دهید که نتوانید به آسانی از آنها استفاده کنید تا تمام قرض های خود را پرداخت نمایید. برای یک ماه کلیه خرج هایی را که می کنید یادداشت نمایید تا ببینید در چه مواردی ولخرجی کرده اید تا بتوانید از ماه آینده هزینه های غیر ضروری خود را حذف کنید. به عنوان مثال به جای اینکه هر روز غذا از رستوران بگیرید بهتر است از خانه برای خود نهار ببرید.

 

-          خانه کوچکتری را اجاره کنید و از سرمایه خود در کارهای دیگر استفاده کنید.

 

-     هر سال یکبار به سفر بروید. برخی از افراد ادعا می کنند که : "ما سه سال است که به مسافرت نرفته ایم" خوب این که مدال افتخار نیست!

 

-          سعی کنید محل کارتان به محل سکونتتان نزدیک باشد تا مجبور نشوید با ماشین سر کار بروید.

 

-           هر روز اندکی با خود خلوت کرده و به خاطر نعمت هایی که دارید متشکر و قدردان باشید.

 

 

خدايا كفر نميگويم ، پريشانم ، چه ميخواهي تو از جانم ؟
مرا بي‌آنكه خود خواهم اسير زندگي كردي.
خداوندا تو مسئولي.خداوندا تو ميداني كه انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است.
چه رنجي ميكشد آنكس كه انسان است و از احساس سرشار است.

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 9:8  توسط بابک نظری  | 

مديريت دانايي؛رويكردي استراتژيك

مديريت دانايي؛رويكردي استراتژيك


چكيده
امروزه سازمانها دريافته اند كه هيچ چيز بــــه اندازه دانايي نمي تواند آنها را در دنياي رقابتي مطلوب قرار دهد. لذا بيش از هر چيز كاركنان سازمان به عنوان صاحبان دانايي و مهمترين سرمايه سازمان مورد توجه قرار گرفته اند، و مديريت دانايي به عنوان ابزاري كه مي تواند دانايي موجود را گردآوري و نظم و پويايي بخشيده و در كل سازمان اشاعه دهد اهميت يافته است. اما تجربه بسياري از شركتها در مورد مديريت دانايي به شكست انجاميده است و اين به آن جهت است كه به مديريت دانايي به عنوان يك امر موقت زودگذر نگريسته شده است. در حالي كه امروزه ضرورت توجه مديريت دانايي به عنوان ابزاري استراتژيك جهت پيشبرد منابع سازمان و موقعيت در عرصه رقابت مطرح است. اين امر بيانگر اين است كه بدون توجه به اصل مديريت دانايي و شناخت سازمان نسبت به آن نمي توان از آن در سازمان بهره گرفت. لذا بايد توجه داشت كه مديريت دانايي يك امر پايان ناپذير است كه همواره سازمان را در تغييرات ياري مي كند و نيازمند پشتيباني و توجه دائمي است. آنچه كه موفقيت آن را به عنوان يك ابزار استراتـژيك مي تواند قطعيت بخشد، اينست كه افـراد بــــه عنوان صاحبان دانايي مورد توجه قرار گيرند و فرايندهاي سازماني به گونه اي باشد كه دانايي به كل سازمان اشاعه يابد. در عين حال، برنامه دانايي بر سلسله مراتب سازماني ارجح تر باشد و همواره شناخت صميمي از بازار و هدف آن وجود داشته باشد كه اين نيازمند پويايي سازمان است و همواره به صورت عملياتي راههايي براي همكاري و مشاركت اجزاي سازمان در مورد مديريت دانايي وجود داشته باشد.

مقدمه
بابررسي و تحليل دانايي واهميت ويژگيهاي آن در حيطه عملكرد سازمانهــــا مي توان دريافت كه برخورداري از دانايي و اطلاعات روزآمد براي ادامه حيات سازمانها به يك ضرورت انكارناپذير تبديل شده است. به خصوص اگر روند تغيير و تحولات دانايي در جامعه به دقت مورد ارزيابي واقع شود. اين نتيجه هم حاصل مي شود كه جامعه فراصنعتي امروز جامعه اي اطلاعاتي است كه در آن به تدريج فناوريهاي نيروافزا جاي خود را به فناوريهاي دانش افزا مي دهند. (احمدپور دارياني، 1381) و در محيط پويا و پيچيده امروزي براي سازمانها ضروري است كه به طور مداوم دانايي جديد را به شكل ايجاد، اعتباربخشي و كاربرد در محصولات و خدمات خود به كار گيرند. بنابراين، مديريت سازمانها بايد با تكيه بر دانايي برتر اتخاذ تصميمات معقول تر در موضوعهاي مهم و بهبود عملكردهاي مبتني بر دانايي را پيدا كنند. از اين رو، مديريت دانايي مقوله اي مهم محســوب مي شود كه در سازمانها به دنبال آن است تا نحوه چگونگي تبديل اطلاعات و دانسته هاي فردي و سازماني را به دانايي و مهارتهاي فردي و گروهي تبيين و روشن سازد. از اين رو، ايجاد محيطي براي اشتراك، انتقال و تقابل دانايي در ميان اعضاي سازمان از اهداف اوليه اي است كه بدين منظور ضروري به نظــــر مي رسد، چرا كه مديريت دانايي مي تواند گستره اي از ويژگيهاي عملكرد سازماني را با قادر ساختن شركت به عملكرد هوشمندانه تر بهبود بخشد. (ويگ 1999)

تاريخچه مديريت دانايي
دورنماي تاريخي از مديريت دانايي امروزي، به اين مطلب اشاره دارد كه مديريت دانايي يك خواسته قديمي بوده است. دانايي شامل دانستن و دلايل دانستن به وسيله فلاسفه غربي به صورت مدون شايد هزار سال قبل ايجاد شده باشد. همچنين فلاسفه شرقي يك مشاركت هم اندازه در تدوين دانايي داشتند اگرچه بيشتر تاكيد آنها بر دريافت هدايتهاي روحاني و زندگي مذهبي بود و بسياري از اين تلاشها به سمت به دست آوردن دريافتهاي مجرد و فرضي از آنچه كه دانايي مورد بحث قرار مي دهد مربوط مي گشت (ويگ، 1999). حتي برخي ديگر از اين هم فراتر رفته اند و معتقدند كه تلاشها و نيروهاي انسانهاي اوليه در محيط ناآشناي زندگي خود براي فهم روابط و بقا، نمونه هاي عملي از جستجوي دانايي و هدايت آن دانايي به سود خود است.

اما تمركز حاضر بر دانايي به طور عمده اغلب بر اثربخشي هاي اقتصادي تاكيد دارد. و اينجاست كه نقش اصلي انسان در سطح مديريت دانايي مطرح مي گردد چرا كه اين واقعيت آشكار شده است كه دستيابي به سطحي از رفتار اثربخش براي رقابت عالي و سطح بالا ضروري است و اين مستلزم اين است كه همه افراد سازمان در نظر گرفته شوند. و ما براي اين كار بايد بين شناخت، انگيزش، رضايت فردي، احساس امنيت و خيلي از عوامل ديگر يكپارچگي و هماهنگي ايجاد كنيم. (دراكر 1998، بالدينگ 1966، كليولند 1980، استوارت 1991). امروزه مديريت دانايي فقط با فشار اقتصادي ايجاد نمي شود بلكه جنبه مهم مديريت دانايي رفتار اثربخش افراد است.

در مديريت دانايي امروز تاكيد براين است كه افراد داراي قدرت فكركردن و تجزيه و تحليل مسائل بشوند و افراد بيشتر داراي وظايف عقلائي باشند تا فعاليتهاي يدي و بايد به كاركنان آزاديهاي فكري داد تا بتوانند در مورد كار خود اظهارنظر كنند. و اين دريافتها در مورد مديريت دانايي به صورت شانسي اتفاق نيفتاده است بلكه براثر كار و تجربه طولاني از دهه 1980 به اين طرف شكل گرفته است.

تعريف: از مديريت دانايي تعاريف مختلفي شده است اما به طور كلي مي توان گفت مديريت دانايي عبارتست از تلاش براي كشف دارايي نهفته در ذهن افراد و تبديل اين گنج پنهان به دارايي سازماني به طوري كه مجموعه وسيعي از افرادي كه در تصميم گيريهاي شركت دخيل هستند بتوانند از آن استفاده كنند. (داونپورت و پروساك 1988). پس مديريت دانايي فرايندي است كه به سازمانها ياري مي كند اطلاعات مهم را بيابند، گزينش و سازماندهي و منتشر كنند و تخصصي است كه براي فعاليتهايي چون درك مشكلات، آموختن پويا و تصميم گيري ضروري است.

مديريت دانايي اين امكان را به ســـازمان مي دهد كه دانايي جديد را به شكل ايجاد، اعتبار و بخش كاربرد به خدمت بگيرند و بدين ترتيب گستره اي از ويژگيهاي سازماني را با قادرساختن شركت به عملكرد هوشمندانه تر بهبود بخشد.

رويكردهاي متفاوت به مديريت دانايي (دانش)
در محيطهاي پرهرج و مرج و بي نظم سازماني، چگونگي توجه به مديريت دانايي توسط سازمانها خالي از لطف نيست. در اغلب سازمانها و بنگاهها چهار نوع استراتژي مديريت دانايي وجود دارد (شكل 1)، برخي از سازمانها رويكردي انسان مدار (فردمدار) را در سازمان اتخاذ مي كنند كه طي آن دانايي بين افراد تقسيم مي شود تا در جهت همكاري و يگانگــي آموزشي و تخصيص تواناييهاي دانش مدارانه به كار رود. برخي از سازمانهاي ديگر رويكرد مديريت فناوري اطلاعات را، جهت كسب فناوري اطلاعات در كنترل و تخصيص دانايي و يا تنها در جهت اطلاعات به كار مي گيرند. ديگر سازمانها نيز يك رويكرد اثربخشي تجاري را در نظر دارند كه به واسطه آن، از هر طريق ممكن جهت بهبود عمليات تجاري و اثربخشي كلي در نظر مي گيرند و در نهايت هنوز هم برخي از سازمانها وجود دارند كه بر سرمايــــه گذاري عقلاني متمركزند تا به واسطه آن به ايجاد و ساخت دانايي كلي جهت ارتقاي عملكرد تجاري و ارزشهاي اقتصادي نائل شوند.(ويگ، 1999)



بنگاههايي با فعاليتهاي استثنايي در حال خلق محيطهاي حساس، دانش مدار، با تمركز پويا و توجه متداول در جهت متقاعد ساختن سرمايه گذاري عقلاني - رقابتي براي كسب موفقيت دراز مدت و در نتيجه اعتباري و پايداري سازماني تلاش مي كنند. آنها اطمينان مي دهند كه سرمايه گذاري عقلاني را به طور مطلوب در سازمان به كار بندند و خاطرنشان مي كنند كه منبع حياتي و پشتيباني كننده رفتار اثربخش نيروي انساني، نيازمند حفظ و نگهداري عملكرد مطلوب و پيوسته سازماني است.

مديريت دانايي و تامين اهداف راهبردي، فني و عملياتي را به طور اثربخش مدنظر دارد و خواهان كاربرد فوايد آن در موقعيتهاي سازماني است. باوجود اين، رويكردها و عقايد متفاوتي در اين زمينه وجود دارد و هنوز افكار و عقايد پيچيده در مورد ماهيت دانايي و چگونگي استفاده از آن در سازمانها در پرده اي از ابهام قرار دارد.

اصول مديريت دانايي: بسياري از بنگاههاي تجاري و شركتها، دانايي و اطلاعات كاركنان خود را منبع و سرمايه بسيار ارزشمندي در نظر مي گيرند. اگرچه صحت اين امر محرز است اما چارچوبهاي سازماني اندكي وجود دارد كه فعاليت مديريت دانايي را به طور عملياتي برروي طيف وسيعي از فعاليتها مدنظر قـــرار مي دهند. بنابراين، مديريت دانايي به ندرت در سطح فلسفي و فني (به دليل گستردگي طيف اين مقولات)مورد توجه قرار مي گيرند. بااندكي بحث عملي در مورد ماهيت دانايــي مي توان آن را اداره كرد و اجراي آن را در سازمان به صورت اثربخش تر انجام داد. مديريت دانايي در تجارت، شكل مقتضي تري از گفتگوست كه ارتباط كمتري با فنون دارد و به جاي آن سطوح بالاي اصول مديريت دانايي را به خود اختصاص مي دهد. وقتي يك سازمان در مورد اصول هماهنگ با مديريت دانايي تصميم گيري مي كند، اصول مرتبط و به هم پيوسته را ايجاد مي كند كه طرحهاي ســـازماني خود را براساس اين اصول اجرا مي كند (داونپورت، 1998). بايد خاطرنشان كرد كه هريك از اصول مديريت دانايي، برخــي از زمينه هاي اين مقوله را مورد بحث قرار مي دهد كه اين اصول عبارتند از:

مديريت دانايي امري گران و پرهزينه: دانايي يك دارايي است، اما مديريت اثربخش نيازمند سرمايه گذاري در ديگر دارائيها هم هست. بسياري از فعاليتهاي تخصصي مديريت دانايي وجود دارد كه نيازمند سرمايه گذاري مالي و نيروي انساني است كه شامل موارد زير است:

كسب دانش دانش، مثل به وجود آوردن اسناد و انتقال آن اسناد به رايانه؛
ارزش اضافي دانايي از طريق ويرايشگري، طبقه بندي و كنارگذاردن اطلاعات زائد و اضافي (هرس كردن اطلاعات)؛
رويكردهاي طبقه بندي شده توسعه دانايي؛
توسعه كاربردها و زيرساختهاي فناوري اطلاعات براي تخصيص دانايي و اطلاعات؛
آموزش كاركنان جهت ارتقاي خلاقيت، هماهنگي و استفاده از دانش.
اثربخشي مديريت دانايي نيازمند راه حلهاي مختلف است: امور پرسنلي در سازمانها بسيار پرهزينه است، اما نيروي انساني باوجود چنين هزينه اي به انجام وظيفه در سازمان مي پردازد. هنگامي كه ما فهم دانايي را در سازمان جستجو مي كنيم، آن را در يك بستر وسيعي كه از ديگر عناصر اطلاعاتي تشكيل شده است. در نظـر مي گيريم و يا ممكن است بااشكال مختلف بدون ساختاري در دانايي محوري تركيب شده باشد. دانايي و اطلاعات انواعي دارد كه ما براي بهبود عملكرد سازماني بايد از آنها استفاده كنيم.

مديريت دانايي نيازمند به مديران دانايي محور است: دانايي به صورت مطلوب نمي تواند به تنهايي اداره شود به جز اينكه گروههاي سازماني براي انجام وظايف خود، وظايف شغلي مشخصي داشته باشند. در ميان وظايف گروهها ممكن است جمع آوري و طبقه بندي دانايي وجود داشته باشد و يا زيرساختهاي فناوري دانش مدار و نيز نظارت همراه بااستفاده از دانايي مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين، تمامي كاركردها و نقشهاي مديريتي بر محوريت دانايي قرار مي گيرد كه همواره در جستجو و كنترل دانايي خواهد بود. در اين ميان وظيفه مدير تنها ايجاد تسهيلات و تقسيم آنها در بين نيروي انساني سازمان به منظور استفاده از دانايي است.

در مديريت دانايي فوايد برنامه ها بيش از سلسله مراتب سازماني است: مديريت دانايي سعي براين دارد كه به خلق الگوهاي سلسله مراتبي براي دانايي اقدام كند. مثل دايره المعارف دانايي انگليسي كه به جمع آوري، طبقه بندي دانايي پرداخته است. اما اغلب سازمانها ترجيح مي دهند با بازار دانايي و اطلاعات كار كنند و به آساني اطلاعاتي در مورد مصرف كنندگان كسب كنند. اين پراكندگي دانايي و اطلاعات و توضيح و تشريح آن در يك چارچوب، غيرمنطقي به نظر مي رسد، اما در مقايسه با الگوهاي فرضي دانايي محور بيشترين كمك و مساعدت را به مصرف كننده مي كند تا از طريق آن در مديريت دانايي محور به بهترين فهم از نيازهاي مصرف كنندگان پي ببرد، كه تنها از اين طريق ما مي توانيم مديريت دانايي بدون نقصي را اجرا كنيم. مديران دانايي محور مي توانند از تجربه مديران اطلاعاتي نيز كمك بگيرند، كه مدلها و الگوهاي پيچيده اطلاعاتي كه ايجادكننده ساختار آينده است را به خوبي تشخيص دهند. بنابراين، مديران دانايي محور بايد تمامي اهتمام خود را در برنامه ريزي باتوجه به نيازمنديهاي بازار صورت دهند تا به موفقيت دست يابند.

كاربرد دانايي فعاليت غيرطبيعي: اگر دانايي و اطلاعات منابع ارزشمندي هستند، چرا آنها را توسعه ندهيم؟ اگر كار ما توليد دانايي است چرا ما كار خود را در يك موقيت ريسك پذير قرار ندهيم؟ بعضي اوقات ما از اينكـــــه نمي توانيم دانايي و اطلاعات را در عمل اجرا كنيم متعجب مي شويم، اما ما مي توانيم مديريت دانايي را بااين فرض به كار ببريم كه تمايل طبيعي براي توسعه دانايي ما وجود دارد و نيز علاوه بر آن بينشي را اتخاذ كنيم كه از سوي ديگران نسبت به دانايي و آگاهي ما ظن و ترديد وجود دارد. به منظور استفاده سيستم از دانايي و اخذ يا جستجوي دانايي از ديگران، نه تنها تهديدكننده نيست بلكه بايد تمامي سعي خود را در ايجاد انگيزه به منظور انجام اين قبيل كارها جامه عمل بپوشانيم. بنابراين، مدير دانايي محور تمامي سعي خود را در كسب دانايي و اطلاعات جهت ارتقاي عملكرد سازمان خود به كار مي برد.

مديريت دانايي به معني بهبود فرايند دانايي كاري: فرايند مديريت دانايي امري اساسي است و بايد آن را هدفمند سازيم. اما دانايي توليد مي شود و به طور موثر در فرايندهاي دانايي ويژه شغلي به كار خواهد رفت. اين فرايند ويژه براساس تحقيق بارز از طراحي توليد و توسعه و نيز فرايند سوداگرايي به منظور تعيين قيمت، كاربرد دارد. اگر بخواهيم مديريت دانايي را به طور واقعي بهبود بخشيم، ابتدا بايد فرايندهاي اساسي و بنيادي بازار تجاري را در اين عوامل بهبود بخشيم و به طور كلي اغلب رويكردهاي بهبود اثربخشي، رويـــه اي مياني در دو سوي طيف طراحي مجدد يا مهندسي مجدد فرايندها در نظر گرفته مي شود كه طي آن نيروي كار دانايي محور به صورت مستقل بــه طراحي فرايند اطلاعاتي مي پردازد.

ثروت و دارايي دانايي تنها آغازگر هستند: اگر دارايي و ثروت براي دانايي كافي باشد، بايد در بيرون و خـــــارج از سيستم سازماني، كتابخانه هاي ملي بسياري داشته باشيم. ثروت و دارايي امري حياتي است اما مديريت دانايي اثربخش نيازمند توجه و پشتيباني است. توجه در مديريت دانايي را مي توان جاري بودن و دانش در عصر اطلاعاتي جديد دانست. بدين منظور، مصرف كنندگان دانايي بايد به دانايي توجه كننـد. زيرا آنها بايــد بيش از يك دريافت كننده منفعل باشند. به منظور حضور فعالان نيروي انساني در كسب دانايي و اطلاعات، ما اطلاعات را از طريق خلاصه كردن و نيز گزارش آن به ديگران و يا از طريق ايفاي نقش در بازارها براساس مزيت و فايده دانايي ارائه مي كنيم و يا از طريق دريافت دانايي و اطلاعات از طريق تعامل تنگاتنگ بــا فراهم كننده اطلاعات (منبع اطلاعاتي) انجام مي دهيم. اين امر بخصوص وقتي كه دانايي دريافــت شده ضمني باشد، بسيار مهم به نظر مي رسد.

مديريت دانايي امري پايان ناپذير: ممكن است مديران دانايي مدار احساس كنند كه اگر آنها تنها مي توانستند دانايي موجود در سازمان خود را تحت نظارت درآورند، كار خود را بااثربخشي انجام مي دهند. باوجود اين، وظايف مديريت دانايي هرگز پاياني نخواهد داشت. همانند مديريت منابع انساني يا مديريت مالي هرگز زمان آن نخواهد رسيد كه دانايي تمام و كمال كنترل و مديريت شود. دليل آن اين است كه مديريت دانايي هرگز پاياني نخواهد داشت، زيرا كه تقسيم بندي دانايي مورد نياز، هميشه در حال تغيير و تحول است. فناوري جديد، رويكردهاي مديريتي نو و اهميت مشتري هميشه بايد در مديريت دانايي مدنظر قرار گيرند. شركتها، راهبردها، ساختارهاي سازماني و كالا و خدمـــــات خود را تغيير مي دهند و به تغيير مداوم اين عوامل براساس نيازهاي محيطي تاكيد دارند. مديران جديد، نيازمند دانش جديد هستند.

مديريت دانايي نيازمند پيمان دانايي محور: در اغلب سازمانها مشخص نيست كه چه كسي استفاده درستي از دانايي كــاركنان در سازمان مي كند و اين سوال مطرح مي شود كه آيا دانايي كاركنان مربوط به خود كاركنان است يا اين دانايي عاريتي است؟

بسياري از سازمانها اطلاعات را در سيستم خود به كار مي برند، در نهايت توسعه دانايي در سازمان نيز فوايد بسياري را در پي خواهد داشت. كاركنان سازماني امروزي، همواره جذب كارها و سازمانهاي جديد مي شوند و فاصله زندگي كاري و زندگي خانوادگي بسيار كم و ناچيز شده است و كارمندان قراردادي بسيار زيادي در سازمانها وجود دارند. اگر دانايي تنها يك منبع ارزشمند سازمانها در نظر گرفته شود، مي توان انتظار داشت كه شاهد توجه بيشتري به برسميت يافتن مديريت دانايي در سازمانها باشيم. ما از اصول چنين استنباط مي كنيم كه مديريت دانـــايي در سازمانها به زمينه ها و مشكلات مدير مواجه خواهند شد واين نوآوريها با مقاومت روبرو خواهند شد. امروزه، مديريت دانايي و اصول آن بسيار تغييرپذيرند زيرا با مخالفتهاي بسياري مواجه مي شود. بهترين خبر بيش از هرخبر ديگر اين است كه مديريت دانايي محور، همواره در حال ترقي و پيشرفت باشد.

مديريت دانايي يك ابزار استراتژيك: هدف اوليه هر برنامه مديريت دانايي در سازمانها حمايت از كسب اهداف راهبردهاي تجاري است. به عبارت ديگر، نقطه شروع براي مديريت دانايي، فهم اهداف موجود سازمانهاست. اخيراً مك كنسي تحقيقي را پيرامون 40 شركت در امريكا، اروپا و ژاپن انجام داده است كه نتايج آن حاكي از اين است كـــه اغلب تفكر اجراي مديريت دانايي و پروژه هاي فناوري اطلاعات اموري هستند كه سازمانهاي امروزي دست به گريبان آن هستند. (هوسپيــــن و همكاران، 2001). بيشتر پروژه هاي مديريت دانايي با شكست روبرو مي شوند كه دليل آن ترس شركتها از پـــــروژه هاي فناوري اطلاعات است كه آينده اي مبهم دارند. به منظور موفقيت در مديريت دانايي نبايد مديريت دانايي محور را به عنوان فرايند پايان پذير در نظر گرفت، بلكه بايد آن را به عنوان نيروي كسب اهداف واقعي تجاري در نظر داشت. راهبردهاي دانايي و نوآوريهاي مديريت دانايي امور مستقلي هستند و به استراتژي هاي تجاري ارتباطي ندارند. اين امور به نتايجي منجر خواهند شد كه به صورت مرحله اي در نظر گرفته مي شوند و مراحل آن عبارتند از توانايي بنيادي شناخت دانايي در جهت موفقيت تجاري، رهبري دانايي محور، برنامه ريزي دانايي محور، شناخت شكافهاي دانايي و دانش، تعريف و به كاربردن نوآوريها در برطرف ساختن اين شكافها.

مراحل كليدي مديريت دانايي: اولين مرحله مديريت دانايي، كسب اهداف استراتژيك تجاري است. مرحله بعد از آن، شناخت توانائيهاي دانايي و اطلاعات در كسب اهداف تجاري است كه اين امر به وسيله دانايي ابتكاري ارائه مي گردد مانند شناخت توانائيهاي موجود دانش، اطلاعات و اينكه كجا اين توانائيها كسب خواهند شد. دانايي ابتكاري و طرح و برنامه قادر به شناخت سرمايه دانشي سازمان هستند و اينكه كجا و از چه طريقي اين دانايي كسب خواهد شد. شكافهاي دانايي و شناخت راهبردها و ابداعـــــات در برطرف ساختن اين شكاف مي تواند شامل مراحل زير باشد:

1 - اجراي مناسب ابزارهاي اطلاعاتي كه از دانايي همــــاهنگ و منسجم حمايت و به جمع آوري آن اقــــدام مي كند كه شامل مصرف كنندگان و مشاركت كنندگان مي شود.

2 - تشكيل شرح وظايف كلي كه به وسيله هر متخصص در هريك از توانائيهاي حرفه اي مديريت دانايي انجام مي گيرد؛

3 - شناسايي بهترين اقدامات، مطالعات موردي و مانند آن از منابع داخلي و خارجي؛

4 - تقسيم فرايندهاي تعريف شده مطلوب مديريت دانايي و اجراي اين فرايندها؛

5 - برنامه هاي يادگيري منسجم و مداوم جهت نيروي انساني (هاري هارن، 2002).
آنچه كه موجب چالش در مديريت دانايي مي شود اين حقيقت است كه در اغلب سازمانهاي امروزي، همان طور كه مراحل آن دربالا ذكر شد، زمان فعاليت مشخص نيست و نيازمند به طراحي مجدد پايه هاي دانايي دارد. بعضي سازمانها نيازمند پركاري بيشتر در مشاركت مصرف كنندگان يا نيازهاي بازار هستند تا همواره در مقابل رقباي خود در بازار تجاري قرار گيرند.

مديريت دانايي اثربخش قادر خواهد بود به سازمانها چابكي و تصميمات غيررسمي تجاري خوبي ارائه كند. هدف كليدي و حياتي مديريت دانايي اين است كه به واسطه آن سازمان قادر خواهد بود باافراد كارآمد در يك زمان مناسب يك رويه پويا و تيمي را براي تصميم گيري به موقع در سازمان اتخاذ كند. يك برنامه سازمان مديريت دانايي محور بايد همانند ارگانيسم موجود زنده باشد كه همواره به صورت روزآمد سعي دارد مشكلات موجود در مديريت دانايي را مرتفع سازد.

عوامل بنيادي موفقيت در مديريت دانايي: عوامل بنيادي در مديريت دانايي حيطه اي وسيع را در بر مي گيرد كه در چهار طبقه قرار مي گيرند يعني مردم، فرايندها، فناوري و تعهدات استراتژيك. تمامي چهار عامل، عواملي هستند كه سازمانهاي يادگيرنده را ايجاد مي كنند و نتايج تجاري آن مديريت دانايي را به همراه خواهد داشت. سازمانهايي كه به طور متداول مديريت دانايي را درنظر دارند، به اين نتيجه رسيده اند كه به كار گرفتن فــــرايندها و فناوري اطلاعات در سازمان آسان تر از حفظ تعهد استراتژيك و اجزاي آن است كه اين امـر مـــي تواند چالشهاي بزرگتري را شكل دهد.

فناوري اطلاعات : فناوري مديريت دانــايي، راه حلهايي را به صورت عملياتي فــــراهم مي سازد تا مشاركت و همكاري اجزاي سازمان را در مديريت دانايي ايجاد كند. ابزارهاي مديريت دانايـي مي توانند منابع قدرتمنـــدي را فراهــم كنند كه كاركنان و مصرف كنندگان و مشاركت كنندگان بتوانند به تبادل اطلاعات بپردازند و دانايي تقسيم شده افراد سازمان را هدايت كند تا سازمان بتواند از اين راه بهتر تصميم بگيرد. -

فرايندها: شامل فرايندهاي استاندارد شده اي براي تقسيم دانش، مديريت محتوا و افراد در اقدامات ارتباطي، اجراي پروژه ها براساس دانايي و دانايي محوري، روش شناسي و استانداردها جهت جمع آوري اطلاعات در مطالعات موردي و غيره مي شود. اين امر بسيار اساسي است كه فرايندها به سادگي و روشني ممكن است به وسيله كاركنان در سازمان جريان يابد. -

مردم : بزرگترين چالش در مديريت دانايي اطمينان از مشاركت كاركنان استفاده از دانايي در كسب نتايج تجاري است. در بسياري از سازمانها، تغيير در روشهاي سنتي، فرهنگ سازماني از رويكرد ذخيره و اندوختن دانايي به رويكرد مشاركت دانايي محور وايجاد جو اعتماد در سازمان از مهمترين فعاليتهاي مديريت دانايي است. عنصر كليدي موفقيت در مديريت دانايي فراهم ساختن قابليت تشخيـــص اعتبار براي نيروي انساني در حوزه هاي مورد نظر تخصصي شان است كه مديران دانايي محور نبايد آن را از نظر دور دارند.
- تعهد استراتژيك : مديريت استراتژيك نقش كليدي در ارتقاي رفتارهاي مطلوب از طريق ثبات و پايداري ارتباط در سازمان صورت مي دهد. اهميت استراتژيك براي كسب دانايي امري بديهي است. موفقيت اساسي در مديريت دانايي براي مديران سطوح بالاي سازمان، بهبود حفظ تعهد استراتژيك در مديريت دانايي است.

نوآوريهاي مديريت دانايي در چندين سازمان با شكست روبرو شده است زيرا در اين سازمانها مديريت دانايي امري زودگذر و در يك مدت زمان كوتاه مورد تــــوجه قرار مي گيرد. هدف از مديريت دانايي، حمايت از كسب اهداف تجاري است و تخصيص دانايي و مشاركت در آن به خوبي نياز به تشويق و تشخيص در سطح كاركنان و نيازسنجي اطلاعات در سطح افراد سازماني و سطح كلان سازمان دارد و مهمترين اقدام براي آگاهي از كاركردهاي دانايي محور در سازمان به حساب مي آيد. حفظ تعهد استراتژيك و انسجام فرهنگي، موجب استنتاج عملكردهاي دانـــايي مداري كه امري حياتي براي موفقيت مديران سازمان است، در نظر گرفته مي شود.

نتيجه گيري

امروزه مديريت دانايي به يك ضرورت انكارناپذير تبديل شده است به طوري كه سازمانها براي رقابت و حفظ بقا بدون مديريت دانايي تقريباً منفعل هستند. اما در به كارگيري فرايند مديريت دانايي براي بهبود عملكردها لازمست كه سازمانها اولاً نوع استفاده از مديريت دانايي را براي خود مشخص كنند و يا به عبارت ديگر، استراتژي به كارگيري مديريت دانايي را مشخص سازند. دوماَ: آشنايي بااصول مــديريت در تعيين ديدگاهها ضروري به نظر مي رسد موفقيت آميز باشد، اما نكته آخر كه در مديريت دانايي بايد مورد توجه قرار بگيرد اينست كه مديريت به صورت يك راهبرد موثر براي سازمانها عمل كند و اولين نكته اينست كه اهداف مديريت دانايي در همخواني بااهداف سازمانها روشن باشد و ديگر اينكه به مديريت دانايي به صورت يك فرايند نگريسته شود كه كل سازمان را در اختيار دارد و بااتمام يك پروژه، اين فرايند پايان نمي پذيرد بلكه شـــروعي مي شود براي موقعيت بعدي. توجه به افراد سازمان به عنوان كساني كه صاحبان دانايي هستند و مهم ترين سرمايه سازماني محسوب مي شوند حائز اهميت است اين آن چيزي است كه در طول تاريخ مديريت دانايي بر آن تاكيد شده است.

منابع و مآخذ:
احمدپور دارياني، محمود (1381)، كارآفريني: تعاريف، نظريات، الگوها، تهران: نشر مولف.
1 -
DAVEN PORT, THOMAS, & OTHER(1998) SUCCESSFUL KNOWLEDGE MANAGEMENT PROJECT, SOLAN MANAGEMENT REVIEW.
2 -
DAVEN PORT, THOMAS. (1998). SOME PRINCIPLES OF KNOWLEDGE MANAGEMENT, GRADUATE SCHOOL OF BUSINESS, UNIVERSITY OF TEXAS AT AUSTIN.

3 -
HARIHARAN, ARUN. 2002, KNOWLEDGE MANAGEMENT: STRATEGIC TOOL. JOURNAL OF KNOWLEDGE MANAGEMENT PRACTICE.

4 -
HUSCHILD, S. LICHT, T, STEIN, W,2001CREATING A KNOWLEDGE CULTURE”, MC.KINSEY QUARTERLY. NO 4.

5 -
WIIG. KARL, 1999 “KNOWLEDGE MANAGEMENT: AN EMERGING DISCIPLINE ROOTED, IN ALONG HISTORY. EUROPEAN MANAGEMENT JOURNAL.

6 -
WIIG. KARL. 1999 “SUCCESSFUL KNOWLEDGE MANAGEMENT”. EUROPEAN MANAGEMENT JOURNAL.


 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 9:6  توسط بابک نظری  | 

مراحل مختلف هيپنوتيزم

مراحل مختلف هيپنوتيزم

به نام خدا

در كشور ما هر وقت نامي از هيپنوتيزم برده مي شود، فورا هاله اي از رمز و راز، اعمال جادوگري و فريبكاري براي اكثر مردم تداعي مي شود. البته نمي توان مردم را بخاطر چنين طرز تفكري بازخواست كرد چون نمايش هاي هيپنوتيزورهاي صحنه و يا افراد سودجويي كه در گذشته موجب تفريح و يا احيانا فريب عده اي از مردم شده اند، باعث گرديده اذهان عمومي نسبت به كلمه (هيپنوتيزم) حساسيت شديد پيدا كند. ولي امروزه، هيپنوتيزم از قالب نمايش صحنه و سحر و جادوگري بيرون آمده و بصورت يك حقيقت علمي به اثبات رسيده و بعنوان وسيله اي مهم و موثر در خدمت دانش هاي گوناگون چون: پزشكي، قضايي، تربيتي و غيره درآمده است.

 

حال به تشريح درجات مختلف هيپنوتيزم مي پردازيم.

كارشناسان هيپنوتيزم هر يك درجات مختلفي براي آن قائل شده اند. با اين حال ،می توان هيپنوتيزم را به 4 مرحله كلي تقسيم كرد كه به ترتيب عبارتند از:

1-       سوگژيستف(مرحله فاعلي)

2-       كانالپسي(انجماد عضلات)

3-       سومنامبول(خوابگردي)

4-       لتارژي(مرگ كاذب)

 

البته هر يك از اين مراحل داراي دو درجه سبك و عميق است و هر چقدر سوژه به عمق بيشتر و درجات بالاتري از هيپنوز فرو رود ، تاثير تلقينات بيشتر مي شود. ولي براي موثر بودن تلقينات يك عمق متوسط نيز كافي است و پذيرش يك تلقين توسط سوژه بستگي به سيستم مغزي او دارد. با اين همه براي اغلب سوژه ها مرحله دوم (كاتالپسي) جهت ارائه تلقينات سلامتي مناسب است. ولي اگر بتوان سوژه را تا مرحله سومنامبول برد ،تلقينات بيشتر اثر مي كند.

ادامه دارد...

حالت لتارژي(مرگ كاذب)

پس از سومنامبول، نوبت به خواب لتارژي مي رسد.

در مرحله سبك اين حالت، سوژه جز صداي عامل هيچ صداي ديگري را نمي شنود و هر عضوي از بدن وي را كه فشار مختصري دهيم بلافاصله خشك مي شود. سوژه در اين حالت احساس سنگيني و لختي بسيار زيادي مي كند و چنان بي حس مي شود كه اگر دست يا پايش را قطع كنند، حس نمي كند.

در مرحله عميق اين خواب، پريسپري(كالبد مثالي) سوژه از جسم وي خارج مي شود و بدن سوژه چنان سنگين و خشك مي گردد كه نمي توان هيچيك از اعضا را حركت داد. در اين حالت مي توان انوار سفيدي را كه همان پريسپري سوژه مي باشد، اطراف او مشاهده كرد و اگر به هر جاي بدن سوژه سوزن فرو كنيم چيزي حس نمي كند، ولي اگر به پريسپري وي وارد آوريم، به شدت احساس درد مي كند.

در اين خواب، سوژه فرقي با مرده ندارد بطوريكه اعمال اصلي بدنش مثل نبض، قلب و تنفس از عمل باز ايستاده و در رگهايش خون به گردش در نمي آيد. به همين علت به اين حالت، مرگ كاذب مي گويند. البته پريسپري سوژه به جسم حلول كرده و دوباره به وضع عادي بر مي گردد.

چون بهترين حالت هيپنوز، حالت سومنامبول است و افراد خيلي مستعد و كمي را مي توان به خواب لتارژي برد، هيپنوتيزورها معمولا سعي مي كنند سوژه را تا مرحله سومنامبول ببرند.

در اينجا ذكر 2 نكته ضروري است:

اولا، شايد براي عده اي اين سوال پيش بيايد كه چرا مثلا در مرحله كاتاليپسي، عامل دست يا تمام بدن سوژه را با تلقين منقبض و خشك مي كند؟

جواب اين است كه در تمام مراحل هيپنوتيزم، دادن تلقينات مختلف مثل سبكي يا خشك شدن دست، چشم و ديگر اعضا براي عميق تر شدن هيپنوز و خلسه سوژه و در نتيجه تاثير بيشتر تلقينات است و پس از ايجاد يك حالت مثل سنگيني چشمها، هيپنوتيزور با تلقين معكوس چشمهاي سوژه را به حالت عادي بر مي گرداند.

ثانيا، در هيچكدام از مراحل، حتي مرحله بسيار عميق هيپنوز، عامل نمي تواند سوژه را به كار خلافي وادار كند و اگر زياد اصرار ورزد، سوژه از حالت هيپنوز خارج شده و بيدار مي شود.

 

حالت سومنامبول(خوابگردی)

به نام خدا

 

چنانچه تلقينات ادامه يابد، خواب سومنامبول در سوژه پديد مي آيد كه بهترين نوع خواب هيپنوتيزم است و ارزش درماني و تلقيني بسيار زيادي دارد.

در مرحله اول اين حالت، سوژه، صداهاي اطراف را ضعيف مي شنود و بر اعمال خود آگاهي اندك دارد و كاملا تحت تاثير القائات عامل قرار دارد. در سومنامبول، سوژه مي تواند تصاوير ذهني را كاملا تجسم كند و بر آنها تمركز نمايد و در هر نقطه از بدن او ميتوان بي حسي موضعي ايجاد كرد. مثلا اگر در بازوي سوژه سوزن فرو كنيم، نه احساس درد مي كند و نه خون مي آيد.

در مرجله دوم اين حالت، حواس سوژه بسيار قوي مي گردد و قادر است با چشمان بسته مطلبي را بخواند يا مشغول نوشتن شود. همچنين عضلات، چنان قدرتي پيدا مي كنند كه سوژه، مي تواند بدون خستگي به مدت زيادي كارهاي سخت انجام دهد. سوژه در اين نوع خواب چنان تحت تاثير تلقينات عامل قرار مي گيرد كه دچار واقعيت پنداري مي شود. مثلا اگر گفته شود كه الان شيري به او حمله مي كند، شيري را تصور نموده و دچار وحشت مي شود. يا مي توان در وي احساسات مختلف را بوجود آورد. بعنوان مثال با تلقين سرما، شروع به لرزيدن و يا گرما، شروع به عرق ريختن نمايد. در اين مرحله، سوژه، با چشمان باز نيز قادر است بدون ديدن اطراف خود، تنها تلقين عامل را پيش رو ببيند و تصور كند.

در اين حالت، سوژه، مي تواند خاطرات سالهاي گذشته خويش را بياد بياورد كه به آن سير قهقرايي يا در اصطلاح هيپرآمنزي گفته مي شود و در كشف علت بيماريهاي روحي و درمان آن نقش بسزايي دارد. همچنين مي توان خاطرات رنج آور و منفي را نيز از ضمير سوژه پاك نمود كه به آن فراموشي و يا اصطلاحا آمنزي گفته مي شود. اگر شخصي از خاطره اي رنج ببرد معمولا پس از ايجاد آمتري، احساس راحتي و سبكي مي كند(شخصا اين عمل را بر روي يكي از سوژه هايم كه گاهي اوقات از خاطره اي به شدت رنج مي برد انجام دادم كه باعث شگفتي زياد وي شده بود).

معمولا پس از اين حالت از هيپنوتيزم، سوژه، كارهايي را كه طي خواب مصنوعي انجام داده بخاطر نمي آورد. با تربيت و تمرين بر سوژه هاي مستعد، مي توان آنها را به روشن بيني نيز رساند، بدين معني كه از گذشته، حال و آينده خبر دهند. البته معدودي از افراد مي توانند به اين درجه از هيپنوز برسند. افرادي كه در خواب راه مي روند يا حرف مي زنند براحتي به خواب سومنامبول مي روند كه اصطلاحا به آنها مديوم گفته مي شود.

حالت کاتالپسی(انجماد عضلات)

بعد از سوگژيستف، حالت كاتالپسي يا انجماد عضلات در سوژه پديد مي آيد. مي توان اين حالت را شبيه به زماني كه شخصي بشدت از يك چيز مي ترسد و تحت تاثير قرار مي گيرد، دانست كه در اين وضع ناگهان تمام بدن، خشك و منقبض مي گردد طوريكه شخص نمي تواند هيچ يك از اعضاي بدن خود را حركت دهد. و به همين دليل براي ايجاد اين خواب در سوژه، مي توان از نور قوي استفاده كرد.

در حالت سبك كاتالپسي مي توان با تلقين، يكي از اعضاي بدن سوژه را مثل دست يا پا بحالت خشك و منقبض شده درآورد، بطوريكه اگر دستش را بالا بياورد چنان خشك شود كه قادر به پائين آوردن آن نباشد. در ورزشهاي رزمي اين حالت موثرترين راه جهت شكستن اجسام سخت است.

در مرحله عميق كاتالپسي، تمام اعضاي بدن سوژه چنان خشك و منقبض مي گردد كه مي توان مانند پلي، سر وي را روي صندلي و پاهايش را روي صندلي ديگر گذاشت و حتي يك نفر نيز مي تواند روي شكم سوژه بايستد بدون اينكه بدن سوژه خم شود.تلقينات سلامت و بهبودي تا حد زيادي در اين حالت از هيپنوز تاثير دارند و اكثر افراد را ميتوان به اين مرحله برد.

حالت سوگژيتسف(ٍSubjective)

وقتيكه تمركز سوژه توسط هيپنوتيزور تثبيت گردد و چشمهاي سوژه بسته شود، اين حالت پديد مي آيد. در اين حالت، سوژه، صداهاي اطراف را بوضوح مي شنود و حتي مي تواند صحبت كند، ولي تحت نفوذ عامل(هيپنوتيزور) قرار دارد و نمي تواند بدون دستور او كاري انجام دهد.

سوژه در درجه سبك اين مرحله، احساس سنگيني و ريلاكس

بودن  مي كند و آرامش دارد. در درجه عميق اين حالت با تلقينات عامل، سوژه قادر به باز كردن چشمهايش نيست و در اين وضع، احساس سنگيني و ريلاكس زيادي مي نمايد.

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:49  توسط بابک نظری  | 

نوابغ چگونه مي‌انديشند؟

نوابغ چگونه مي‌انديشند؟

هشت استراتژی مورد استفاده ابرخلاقان

فاينمن، فيزيكدان معروف و نابغه، معتقد بود كه از طريق آموزش‌هاي 

مدرسه‌اي و دانشگاهي مي‌توانيم به مردم ياد بدهيم كه همچون نوابغ بيانديشند

نوشته: مايكل ميكالكو

 

 

ساليان سال، پژوهشگران بسياري كوشيده‌اند تا از طريق تحليل‌هاي آماري، نبوغ را مطالعه كرده و به كمك انبوهي از داده‌ها و اطلاعات، معماي نبوغ را روشن نمايند. هاولوك اليس، در سال 1904 طبق مطالعاتي كه روي نوابغ انجام داد، به اين نتيجه رسيد كه اكثر نوابغ پدراني بالاي 30 سال و مادراني زير 25 سال داشته‌اند و عموماً در كودكي، بيمار و رنجور بوده‌اند. پژوهشگران ديگري نيز مدعي بوده‌اند كه بسياري از نوابغ، يا مجرد بوده‌اند (همچون دِكارت)، يا يتيم بوده‌اند (همچون ديكنز)، و يا مادر نداشته‌اند (همچون داروين). نهايت امر، انبوه داده‌ها و اطلاعات نيز چيزي را روشن نكرد. دانش‌پژوهان نيز كوشيدند تا ارتباط بين هوش و نبوغ را بسنجند. نتيجه اين بود كه هوش، نمي‌تواند به تنهايي موجب نبوغ گردد. ضريب هوشي (IQ) بسياري از فيزيكدانان به مراتب بالاتر از ريچارد فاينمن (برنده جايزه نوبل) است، در حاليكه او با ضريب هوشي حدود 122 نبوغي شگفت‌انگيز از خود نشان داد. نابغه كسي نيست كه در آزمون‌هاي دانشگاهي رتبه‌ي اول را كسب مي‌كند، يا ضريب هوشي فوق‌العاده بالايي دارد. بعد از مطالعات روانشناسي جوي گولفورد (در دهه 1960)، كه به‌خاطر رويكرد علمي خود به خلاقيت معروف شده است، روانشناسان به اين نتيجه رسيدند كه خلاقيت و هوش ماهيت‌هاي متـفاوتي دارند. انسان مي‌تواند بـسيار بـاهوش باشـد ولي خـلاق نباشد و به‌عكس مي‌تواند بسيار خلاق باشد ولي چندان باهوش نباشد.

اكثر افرادِ نسبتاً باهوش مي‌توانند پاسخ متعارفِ يك مسأله يا  سوال را بيابند. مثلاً اگر از ما بپرسند "نصف 13 چقدر مي‌شود؟"، اكثرمان بي‌درنگ پاسخ مي‌دهيم شش‌ونيم. شما هم احتمالاً چند ثانيه‌اي ذهنتان معطوف به محاسبه جواب شد و بعد باز به متن بازگشته‌ايد.

تفكر آفرينشگر در برابر تفكر بازآفرين

عموماً ما به روش بازآفريني ـ يعني برمبناي مسايل مشابهي كه در گذشته با آن‌ها مواجه شده‌ايم ـ تفكر مي‌كنيم. زماني كه با مسأله‌اي روبرو مي‌شويم، آن را به قالبي مي‌بريم كه قبلاً جواب داده است. از خود مي‌پرسيم: "براي حل اين مسأله، چه چيزي را قبلاً در زندگي، تحصيل يا كار خود آموخته‌ام؟"، سپس به روشي تحليلي، مطمئن‌ترين روش را كه در تجربيات گذشته‌مان جواب داده است، انتخاب كرده و بقيه را حذف مي‌نماييم. آنگاه در چارچوبي كاملاً مشخص به حل مسأله مي‌پردازيم. از آنجايي كه براساس تجربيات خـود، به درسـتي و منطـقي‌بودن گـام‌هاي روش خـود مطـمئـنيم، مغرورانه به درستي نتيجه‌گيري‌مان نيز معتقديم. در مقابل، نوابغ به روشي آفرينشگرانه مي‌انديشند نه بازآفرين. آن‌ها وقتي با مسأله‌اي مواجه مي‌شوند، به جاي اينكه بپرسند "چه روشي را ديگران تا به‌حال براي حل اين مسأله به من آموخته‌اند؟" از خود مي‌پرسند: "به چند روش مي‌توانم به آن نگاه كنم؟"، "چگونه مي‌توانم به روشي نو به آن بنگرم؟" و "به چند روش مختلف مي‌توانم آن را حل كنم؟"، آن‌ها با پاسخ‌هايي بسيار متفاوت، بعضاً غيرمتعارف و حتي منحصربه‌فرد، به مسأله جواب مي‌دهند. يك متفكر آفرينشگر (در پاسخ به سوالي كه بيان كرديم)، ممكن است بگويد سيزده (thirteen) را به روش‌هاي مختلف مي‌توان بيان كرد و به راههاي مختلف نيز مي‌توان آن را نصف كرد، مثلاً:

5/6

3 و 1 =  3 | 1

4s = THIR TEEN

2 و 11 = II | XI

8 = XIII

همان‌طور كه مشاهده مي‌كنيد، با بيان عدد 13 در قالب‌هاي مختلف، مي‌توان پاسخ داد كه يك‌دوم سيزده، مي‌تواند 5/6، 1 و3، 4، 11 و 2، 8 يا خيلي چيزهاي ديگر باشد.

با تفكر آفرينشگرانه، شما به آفرينش تمامي رويكردهايي قابل‌ تصور مي‌پردازيد و كمرنگ‌ترين رويكردها را همچون واضح‌ترين رويكردها، مدنظر قرار مي‌دهيد. در واقع اراده و تلاش براي كشف تمامي روش‌هاي ممكن ـ حتي بعد از اينكه راهي مطمئن و قطعي پيدا شده باشد ـ بسيار مهم است. از انشتين پرسيدند، فرق تو با يك فرد معمولي (متوسط) چيست؟ او گفت اگر از فردي معمولي بخواهيد سوزني را در انبار كاه بيابد، او با اولين سوزني كه مي‌يابد كار را پايان مي‌دهد و زحمت جستجوي كل انبار كاه براي يافتن تمامي سوزن‌هاي ممكن را به خود نمي‌دهد. اما من تمام انبار را مي‌گردم تا هم ه‌ي سوزن‌هاي ممكن را پيدا كنم!

هرگاه فاينمن ـ فيزيكدان ـ در مسأله‌اي در مي‌ماند، راهبردهاي فكري جديدي ابداع مي‌كرد. او متوجه شده بود كه راز نبوغش در اين توانايي اوست كه مي‌تواند بدون توجه به انديشه متفكران گذشته نسبت به يك مسأله، روش‌هاي تازه‌اي را براي انديشيدن بيافريند. او در برخورد با يك مسأله بسيار "راحت" برخورد مي‌كرد و در صورتي كه جواب خود را از يك راه به‌دست نمي‌آورد، به‌راحتي چندين راه ديگر را در نظر مي‌گرفت تا بهرحال راهي بيابد كه تصوراتش را به حركت در آورد. او به‌طرز شگفت‌انگيزي، آفرينشگر بود.

فاينمن پيشنهاد كرد به‌جاي آموزش "تفكر بازآفرين" در مدارس، تفكر آفرينشگري ياد داده شود. او معتقد بود يك استفاده‌كننده موفقِ رياضيات، كسي است كه بتواند راههاي جديدِ انديشيدن براي شرايط موردنظر را ابداع كند. او اعتقاد داشت حتي اگر روش‌هاي سنتي براي حل يك مسأله، كاملاً شناخته شده باشند، بهتر است هر كس از راه خود و يا از راهي جديد، به‌دنبال حل مسأله برود.

معمولاً مسأله "? = 3 + 29" را به اين دليل براي بچه‌هاي پيش از كلاس سوم دبستان مناسب نمي‌دانند، كه نيازمند جمع پيشرفته (انتقال ارقام) است؛ ولي فاينمن معتقد بود كه بـچه‌هـاي سال‌هاي آغازين دبستان هم مي‌توانند با دنبال كردن: 30، 31 و 32، مسأله را حل نمايند. در واقع يك بچه مي‌تواند با نوشتن اعداد روي يك خط و شمردن فضاهاي خالي بين آن‌ها به جواب برسد ـ روشي كه مي‌تواند براي فهم اندازه‌گيري‌ها و كسرها نيز مناسب باشد. يك فرد مي‌تواند با نوشتن اعداد بزرگتر در يك ستون و انتقال دهگان به ستون بعدي، اين كار را انجام دهد يا از انگشتان خود كمك بگيرد و يا حتي از جبر استفاده نمايد (2 برابر چه عددي به‌علاوه 3 مي‌شود 7؟). فاينمن، آموزگاران را تشويق مي‌كند تا به بچه‌ها نشان دهند كه چگونه مي‌توان به كمك سعي و خطا، به چند روش مختلف راجع به يك مسأله فكر كرد.

انحراف توسط منشور تجربيات گذشته

نكته قابل‌توجه اينست كه تفكر بازآفرين، جمود فكري افراد را تشديد مي‌كند. در واقع ما به همين علت غالبا" در برخورد با مسايل جديدي كه مشابه تجربيات گذشته است ولي عمق ساختاري آن با مسايلي كه قبلا" با آن‌ها مواجه شده‌ايم، متفاوت است، با شكست مواجه مي‌شويم. تفسير اين‌گونه مسايل از دريچه منشور تجربيات گذشته (طبق تعريف)، باعث سردرگمي ما خواهد شد. تفكر بازآفرين ما را به ايده‌هاي معمولي مي‌رساند نه به ايده‌هاي اصيل. اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به‌دست مي‌آوريد كه تا بحال كسب كرده‌ايد.

در سال 1968 سوئيسي‌ها همانند چندين قرن گذشته، صنعت ساعت را در سيطره خود داشتند و البته همين سوئيس بود كه در موسسه نيوكاتل خود، جنبش ساعت‌هاي الكترونيكي نوين را آغاز كرد. اما در همان سالي كه اين اختراع جديد براي اولين بار در همايش جهاني ساعت معرفي شد، از سوي تمامي ساعت‌سازان سوئيسي رد شد. آنان برمبناي تجربيات گذشته خود معتقد بودند كه ساعت‌هاي الكترونيكي، نمي‌توانند ساعت‌هاي آينده باشند؛ چرا كه اين ساعت‌ها با باتري كار مي‌كردند و ياتاقان، شاه‌فنر و چرخدنده نداشتند. اما شركت الكترونيكي سيكو در ژاپن، چشم از اين اختراع جديد برنداشت و كوشيد تا آينده بازار جهاني ساعت را متحول نمايد.

در طبيعت نيز، مجموعه ژنهايي كه قابليت تغيير نداشته باشند، نمي‌توانند خود را با محيط و شرايط در حال تغيير وفق دهند. زماني ممكن است خِردي كه به‌صورت ژنتيكي به رمز درآمده است (نهادينه‌شده)، به حماقت مبدل گردد و عامل نابوده كننده حيات آن موجود گردد. فرآيند مشابهي مي‌تواند در وجود ما، به‌عنوان انسان، رخ دهد. همگي ما، مجموعه‌اي غني از ايده‌ها و مفاهيم در وجود خود داريم كه بر پايه تجربيات گذشته‌مان شكل گرفته‌اند و ما را قادر مي‌سازند تا زنده بمانيم و بدرخشيم. ولي اگر ما نيز خود را براي تغيير مهيا نكنيم، ايده‌هاي معمول‌مان به مرور زمان كهنه مي‌شوند و مزاياي خود را از دست مي‌دهند. نهايتاً اينكه، در ميدان رقابت از حريفان شكست مي‌خوريم و از ميدان بيرون مي‌رويم.

وقتي چارلز داروين، از سفر جزاير گالاپاگوس به انگلستان بازگشت، نمونه فنچ‌هايي را كه با خود آورده بود در اختيار جانورشناسان حرفه‌اي گذاشت، تا به‌درستي تعيين هويت شوند. يكي از برجسته‌ترين خبرگان، جان گولد بود. مهمترين نكته قابل توجه در اينجا، آن چيزهايي است كه براي داروين رخ داد اما براي گولد رخ نداد.

نوشته‌هاي داروين نشان مي‌دهد كه گولد او را به سراغ تمامي پرندگاني كه نامگذاري كرده بود، برد. گولد، دائماً راجع به تعداد گونه‌هاي مختلف فنچ چانه مي‌زد. تمامي اطلاعات آنجا بود ولي او گيج شده بود كه بـايد چه بكند. فـرض وي اين بود كه خداوند يـك مـجموعه از پرندگان را آفريده است، پس بايستي نمونه‌هاي يك‌گونه پرنده از نواحي مختلف جهان، همه يكسان باشند. او هيچگاه به‌دنبال تفاوت‌هاي آن‌ها (به‌خاطر شرايط زيستي متفاوت) نگشت. گولد فكر مي‌كرد پرندگاني كه اين‌قدر متفاوت هستند، لاجرم بايد از گونه‌هاي مختلفي باشند.

آنچه قابل‌توجه است، تأثيرات كاملاً متفاوت اين مسأله بر دو فرد است. گولد فكر كرد در مواجهه با شرايطي قرار گرفته است كه بايد به‌عنوان يك جانورشناس و رسته‌شناس خبره عمل كند، نه اينكه كتاب ناگشوده تكامل را كه در برابرش قرار دارد، ببيند. واقعيت اين است كه داروين هم نمي‌دانست كه آن پرندگان، فنچ هستند. اما فردي كه داراي هوش، دانش و تخصص بود، نتوانست آن چيز نو را ببيند. در عوض، داروين كه دانش و خبرگي كمتري داشت، توانست با ايده‌اي كه از ذهنش تراوش كرد، نوعِ نگاه جديدي به عالم را خلق كند، كه ما كاري به درستي يا نادرستي آن نداريم.

راهبردهاي فكري نوابغ

نبوغ را مي‌توان همانند تكامل بيولوژيكي دانست كه نيازمند نسلي غني و غيرقابل پيش‌بيني از گزينه‌ها و احتمالات متنوع است. به اين ترتيب، اين فكر است كه باعث استمرار بهترين ايده‌ها در راستاي توسعه و ارتباطات آينده مي‌شود. جنبه مهم اين نظريه اين است كه شما بايستي ابزارهايي براي ايجاد تنوع در ايده‌هايتان در اختيار داشته باشيد و براي اثربخشي واقعي، اين تنوع بايد "كور" باشد. اين تنوع كور باعث عزيمت از دانشِ بازآفريني (حفظي) به آفرينشگري مي‌شود.

پـژوهشگران فـراواني قـصد تـوصيف و مستندسـازي روش تـفكـر نـوابـغ را داشته‌اند. آنـان بـا مطالعه و بـررسي دفـترچـه‌هاي خاطـرات، ارجـاعات، مكالـمات و ايـده‌هاي بـزرگترين متفكران جـهان كـوشيده‌اند تـا راهبـردهاي ويژه تـفكر نوابغ و الگوهاي فـكري آنـان را كه مي‌تواند گستره‌ي حيـرت‌انگيزي از ايده‌هـاي بـكر و اصـيل را بيـافريند، كشـف نمايند.

هشت راهبرد مورد استفاده ابرخلاقان

اكنون، هشت مورد از راهبردهايي را كه در الگوهاي انديشه نوابغ خلاق (در تاريخ علم، هنر، و صنعت) مشترك است، شرح مي‌‌دهيم:

1. نوابغ از دريچه‌هاي مختلف به مسأله نگاه مي‌كنند. نوابغ اغلب به دنبال يافتن نگرشي نو هستند كه تاكنون ديگران آن‌ها را برنگزيده‌اند. لئوناردو داوينچي معتقد بود كه براي كسب دانش راجع به قالب يك مسأله، بايد ياد بگيريم كه چگونه آن را از راههاي گوناگون، بازسازي كنيم. او اعتقاد داشت كه اولين نگرش ما به يك مسأله، به‌شدت متأثر از نگرش معمول و روزمره‌مان است. او مسأله خود را ابتدا از يك نگاه، بعد از نگاهي ديگر و بعد از نگاههاي ديگر بازسازي مي‌كرد. با هر تغيير، درك او از مسأله عميق‌تر و به‌همان اندازه به فهم اصل مسأله نزديك‌تر مي‌شد.

نظريه نسبيت انشتين، اساسا"، توصيف تعاملات بين چند نگاه مختلف است. روش تحليلي فرويد نيز به‌دنبال يافتن جزئياتي است كه با نگاه سنتي نمي‌توان آن‌ها را ديد. در حقيقت فرويد همواره در جستجوي يافتن زاويه نگرش كاملاً جديدي بوده است.

يك انديشمند، براي حل خلاقانه يك مسأله، بايد در ابتدا رويكرد اوليه خود را كه برخاسته از تجربيات گذشته است، كاملا" رها كند و مسأله را مجدداً تصور و تخيل نمايد.  نوابغ با اجتناب از نگاه يك سويه فقط به حل مسائل موجود (همچون ابداع يك سوخت سازگار با محيط‌زيست) نمي‌انديشند، بلكه به كشف مسائل جديد نيز مي‌پردازند.

2. نوابغ افكار خود را به تصوير مي‌كشند. انفجار خلاقيت در عصر رنسانس به‌شدت متأثر از تدوين و توزيع دانش عظيم و گسترده نقاشي، طراحي و نمودارهايي همچون نمودارهاي مشهور داوينچي و گاليله بود. گاليله در زماني كه اكثر معاصران وي همچنان از رويكردهاي متعارف رياضي و گويشي استفاده مي‌كردند، با نمايش  تفكرات خود بر صفحه كاغذ ، انقلابي در علم ايجاد كرد.

نوابغ بعد از آنكه حداقل توانايي‌هاي خاص گويشي را به‌دست مي‌آورند، به‌دنبال افزايش مهارت‌هاي تصويري (ديداري) و تجسمي خود مي‌روند تا بتوانند، اطلاعات را به روش‌هاي مختلف نمايش دهند. وقتي انشتين با مسأله‌اي مواجه مي‌شد، همواره لازم مي‌ديد تا موضوع خود را به تمامي روش‌هاي ممكن (همچون نمودارها) فرموله نمايد. او ذهني بسيار تصويري داشت؛ و به‌جاي انديشيدن در چارچوب‌هاي خشك استدلال‌هاي رياضي و گويشي، در قالب گزاره‌هاي تصويري و فضايي فكر مي‌كرد. در واقع، او معتقد بود كه كلمات و اعداد (آن‌گونه كه آن‌ها را مي‌خوانيم يا مي‌نويسيم)، چندان نقشي در فرآيند تفكرش بازي نمي‌كنند.

3. نوابغ توليد مي‌كنند. يكي ديگر از ويژگي‌هاي متمايز نوابغ، باروري و استعداد توليد سرشار آنان است. توماس اديسون، 1093 اختراع ثبت نموده و همچنان سرآمد مخترعين است. او براي تضمين بهره‌وري گروهش، براي همه اعضا سهميه ايده تعيين كرده بود. سهميه شخصي خود او، حداقل يك اختراع كوچك در هر 10 روز و يك اختراع بزرگ در هر 6 ماه بوده است.

باخ، هر هفته‌ يك آواز مي‌سرود، حتي اگر مريض يا بي‌حال بود. موتزارت، بيش از 6000 قطعه موسيقي خلق كرد. انشتين هم اگرچه بيشتر به‌خاطر مقاله خود در باب نسبيت مشهور است، ولي 248 مقاله ديگر نيز منتشر كرده است. تي‌اس اليوت، چندين پيش‌نويس براي "برهوت" تهيه كرد كه ملقمه‌اي از پيام‌هاي خوب و بدي بود كه به‌ناگاه به شاه‌قطعه تبديل شدند.مطالعه‌اي كه دين كيت سايمونتون از دانشگاه كاليفرنيا روي 2036 دانشمند انجام داد، نشان‌ داد كه معتبرترين دانشمندان، فقط آثار گرانقدر خلق نكرده‌اند، بلكه انبوهي از كارهاي بد و نامطلوب نيز داشته‌اند و از حجم عظيم و كميت كار آنان، كيفيت نيز سر برآورده است.

4. نوابغ، تركيباتي بديع مي‌آفرينند. سيمونتون دركتاب "نابغه علمي" خود (1989)، تصريح مي‌كند كه نوابغ، به‌جاي اينكه صرفاً كارها را بر اساس ذوق و استعداد انجام دهند، بيشتر تركيبات بديع و نو مي‌آفرينند. يك نابغه نيز همچون يك كودك بسيار بازيگوش كه با مجموعه‌اي از بلوك‌هاي ساختماني سرگرم مي‌شود، دايماً در حال تجزيه و تركيب ايده‌ها، تصاوير و افكار به روش‌هاي مختلف در ضميرهاي خودآگاه وناخودآگاه خويش است.

معادله انشتين را در نظر بگيريد: E=mc2. انشتين مفاهيم انرژي، جرم و سرعت نور را اختراع نكرد. در عوض، با تركيب اين مفاهيم در قالبي نو، توانست جهاني را كه ديگران نيز مي‌ديدند، به روشي متفاوت ببيند. قوانين وراثت كه علم ژنتيك نوين بر پايه آن بنا شده، برخواسته از نظرات يك كشيش اتريشي بنام گروگر مندل است كه رياضيات و زيست‌شناسي را تركيب كرد تا علمي نو بيافريند.

5. نوابغ، روابط را تقويت مي‌كنند. اگر الگويي از تفكر، نشانگر نبوغي خلاقانه باشد، همانا متأثر از توانايي كنار هم گذاشتن موضوعات نامرتبط است. اين توانايي در بهم ربط دادن مقولات مجزا، نوابغ را قادر مي‌سازد تا چيزهايي را ببينند كه ديگران نمي‌توانند ببينند.

داوينچي سعي كرد تا رابطه‌اي بين صداي زنگ و سنگي كه در آب مي‌افتد، ايجاد كند. اين نكته، باعث كشف اين اصل شد كه صدا همچون موج حركت مي‌كند. درسال 1865، اف.‌اي. ككوله، شكل حلقوي مولكول بنزن را در خيالات خود، در قالب ماري تجسم كرد كه دُم خود را گاز مي‌گيرد. ساموئل مورس، به‌خاطر ناتواني در توليد سيگنال‌هاي تلگرافي كه بتوانند از يك قاره به قاره ديگر برسند، به‌ستوه آمده بود. تا اينكه روزي مشاهده كرد كه اسب‌هاي چاپار را در ايستگاهها تعويض مي‌كنند و كوشيد تا ارتباطي بين ايستگاههاي اسب‌هاي چاپار و سيگنال‌هاي قوي پيدا كند.

6. نوابغ به تضادها مي‌انديشند. فيزيكدان و فيلسوف معروف، ديويد بوهم، معتقد بود كه نوابغ از اين جهت قادرند افكاري متفاوت داشته باشند كه مي‌توانند دمدمي مزاجانه بين مقولات متضاد يا موضوعات ناسازگار حركت نمايند. آلبرت روتنبرگ محقق معروف در زمينه فرآيند خلاقيت، نيز متذكر وجود همين توانايي در اكثر نوابغ ـ همچون انشتين، موتزارت، اديسون، پاستور، كونراد و پيكاسو ـ شده است و آن را در كتاب خود، "الهه نوظهور: فرآيند خلاقيت درهنر، علم و ساير زمينه‌ها" (1990) شرح مي‌دهد.

فيزيكدان معروف، نيلز بوهر اعتقاد داشت كه وقتي شما همزمان خود را در مواضع متضاد نگاه مي‌داريد، افكار خود را معلق كرده و نتيجتاً ذهنتان به سطحي جديد منتقل مي‌شود. معلق بودن ذهن، امكان مي‌دهد تا ذكاوتي فراي تفكر ساده وارد عمل شود و قالبي نو خلق نمايد. اين چرخش و گردش مابين تضادها، شرايطي را ايجاد مي‌كند كه ذهن شما آزادانه به زواياي ديد جديد دست يابد. توانايي بوهر در تصور دوگانه نور در قالب ذره و موج، باعث شد تا او به درك و تدوين "اصل مكملي" برسد. اختراع يك سيستم عملي روشنايي توسط توماس اديسون، ناشي از تركيب سيم‌پيچي مدارات موازي با رشته‌هاي مقاومت بالا در لامپ‌هايش بود ـ چيزي كه در نظر ديگر انديشمندان، غيرممكن تلقي مي‌شد. در حقيقت ديگران چنين تركيبي را عملاً ناسازگار فرض مي‌كردند. از آنجا كه اديسون مي‌توانست پرش بين دو چيز ناسازگار را بپذيرد، توانست رابطه‌اي را ببيند كه سرانجام منجر به كشف بزرگ او شد.

7.نوابغ، استعاري مي‌انديشند. ارسطو، استعاره را نشانه نبوغ مي‌دانست و معتقد بود فردي كه مي‌تواند شباهت‌هاي دو مقوله متفاوت هستي را درك كرده و بين آن‌ها پيوند برقرار كند، گوهري گرانقدر در اختيار دارد. اگر چيزهايي نامشابه، از چند منظر و رويكرد، مشابه باشند،از مناظر ديگر نيز مي‌توانند مشابه‌ تلقي‌شوند.

الكساندر گراهام‌بل، عملكرد داخلي گوش را با يك پرده محكم فلزي لرزان مقايسه كرد و اين مقايسه به اختراع تلفن انجاميد. انشتين بسياري از قوانين مجرد خود را از رخدادهاي مشابه طبيعي برداشت مي‌كرد و توضيح مي‌داد؛ رخدادهايي همچون پاروزدن در يك قايق يا ايستادن در ايستگاهي كه قطاري از آن مي‌گذرد.

8. نوابغ خود را براي فرصت‌ها مهيا مي‌كنند. ما هرگاه مبادرت به انجام كاري مي‌كنيم و شكست مي‌خوريم، به‌ناگاه با شرايطي نو مواجه مي‌شويم. اين اولين اصل حادثه خلاق است. ممكن است از خود بپرسيم چرا من در اين كار شكست خوردم؛ كه البته سوالي منطقي است. ولي حادثه خلاق، سوال متفاوتي را پيش‌روي ما مي‌گذارد: ما چه كرده‌ايم؟ پاسخ به اين پرسش از طريقي نو و غيرمنتظره، اقدامي خلاقانه و اساسي است. اين، خوش‌شانسي نيست، بلكه بينشي خلاقانه در بالاترين مرتبه است.

الكساندر فليمينگ، اولين پزشكي نبود كه در مطالعه باكتري‌هاي كشنده، متوجه كپك‌هاي ظرف كشت ميكروب (كه در محيط باز قرار گرفته بود) شد. كمتر پزشك خوش‌شانسي پيدا مي‌شود كه به‌جاي دور ريختن اين ظرف، آن را "جذاب" بداند و به آن به ديده يك "فرصت" بنگرد. اين نگرش علاقه‌مندانه‌ي او، به كشف پني‌سيلين منتهي شد. اديسون، وقتي در حال تفكر عميق راجع به چگونگي ساخت يك رشته كربني بود، ناخواسته با تكه‌اي از خمير بتونه سرگرم شده بود، آن را مي‌چرخاند و دور انگشتانش مي‌پيچيد، لحظه‌اي كه نگاهش به انگشتانش افتاد، برق از چشمانش پريد و گفت: "كربن را مانند يك رشته بپيچ!". بي‌اف‌اسكينر، اين‌گونه بر اولين اصل روش‌شناسان علمي تكيه مي‌كند: "وقتي چيزي برايتان جالب است، همه‌ چيز را رها كنيد و به مطالعه آن بپردازيد". وقتي فرصتي در مي‌زند و ما مجبور به اتمام كاري از پيش تعيين‌شده هستيم، شكست‌هاي ناخواسته‌ي بسياري در زندگي‌مان رخ مي‌دهد. نوابغ خلاق، منتظر دستاوردهاي شانسي نمي‌نشينند، بلكه فعالانه به‌دنبال اكتشاف تصادفي مي‌گردند.

اين راهبردها را به‌كار بگيريد

نوابغ خلاق مي‌دانند كه چگونه ازاين راهبردهاي فكري استفاده كنند و به ديگران نيز بياموزانند كه از آن‌ها استفاده كنند. جامعه‌شناس معروف، هريت زوكرمن، متوجه شد كه شش نفر از شاگردان انريكو فرمي (برنده جايزه نوبل)، همانند خود او موفق به دريافت جايزه نوبل شدند. ارنست لاورنس و نيلز بوهر نيز هر يك چهار شاگرد برنده جايزه‌ي نوبل داشتند. جِي‌جِي تامسون و ارنست رادرفورد نيز مشتركاً 17 برنده جايزه نوبل را تربيت نمودند. اين برندگان نوبل، تنها نابغه نبودند؛ بلكه قادر بودند نبوغ را به ديگران نيز بياموزانند. بررسي‌هاي زوكرمن نشان مي‌دهد تأثيرگذارترين بزرگان، علاوه بر محتواي فكري،الگوها و راهبردهاي تفكر را نيز آموزش مي‌دادند. بنابراين واضح است كه راهبردهاي فكري را مي‌توان آموخت.

درك، تشخيص و به‌كارگيري راهبردهاي فكري مشترك بين نوابغ خلاق، شما را قادر مي‌سازد تا در زندگي كاري و شخصي خود، خلاقانه رفتار كنيد

 برگردان: بابک نظری

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:43  توسط بابک نظری  | 

فرد جدي نمي تواند بخندد

فرد جدي نمي تواند بخندد


مشرب خوش، در حكم مغناطيسي است كه همه ‎ي گوش‎ها و اذهان را به خود جلب مي‎كند. و خنده، زباني جهاني است كه وقتي كلمات از عهده بر نمي ‎آيند، از موانع فرهنگي عبور مي‎كند. مسلماً «كوزينس» اولين كسي نبود كه از مشرب خوش به عنوان روشي مقابله ‎‎اي استفاده نمود. انسان از روزي كه احساس كرد اگر خودش را غلغلك بدهد خنده ‎اش مي‎گيرد، از مشرب خوش استفاده كرده است. يونانيان قديم، مشرب خوش را يك فضيلت مي‎دانستند. از جمله افلاطون معتقد بود كه مشرب خوش، پرورش دهنده ‎ي روح و روان است و آن را به عنوان عاملي التيام بخش توصيه مي‎كرد. از يونان باستان بود كه تئاتر و از جمله كمدي شكل گرفت كه تا به امروز نيز ادامه دارد. در بسياري از مذاهب و اديان الهي، به مشرب خوش تأكيد شده است. در واقع مشرب خوش به عنوان دارويي التيام بخش در تمامي فرهنگ‎هاي روي زمين ريشه دوانده است، از بوميان آفريقا گرفته تا سرخپوستان آمريكا، همگي به مشرب خوش بها مي‎دادند. چنين به نظر مي‎رسد كه مشرب خوش و ويروسي كه در اثر اين مشرب نابود مي‎شود، هر دو واگيردار هستند.
    دكتر «ريموند مودي»، تحت تأثير قدرت التيام بخشي مشرب خوش و بذله در سال 1978 اقدام به مطالعه كتاب‎هاي مختلفي در همين زمينه نمود. از جمله اطلاعاتي كه به دست آورد مطلبي است كه در ادامه شرح داده ‎ايم.
    در سال 1260، يك پزشك روشنفكر و پيشرفته ‎ي فرانسوي به نام «هانري دوموندويل» به رابطه ‎ي مهمي ميان احساسات مثبت و سلامتي پي برد. او به بستگان و دوستان و بيمارانش توصيه مي‎كرد كه براي آن‎ها لطيفه بگويند، با آ‎ن‎ها مزاح كنند و آن‎ها را بخندانند.
    پادشاهان اروپايي نيز در سال‎هاي دور، هميشه كساني را در قصر خود داشتند كه آن‎ها را مي‎خنداندند. شايد مشهورترين اين بذله‎ گويان، «ريچارد تارلتون» بود كه در دربار ملكه اليزابت اول خدمت مي‎كرد و مي‎گويند كه او بيش از گروه پزشكي ملكه، به سلامتي او كمك كرد.
    
    گونه هاي مشرب خوش و شوخ طبعي
    به رغم بررسي‎هاي مختلفي كه درباره‎ ي مشرب خوش به عمل آمده، هنوز ميان كارشناسان، بر سر اين‎ كه مشرب خوش به راستي چيست، وحدت نظري وجود ندارد. در واقع هنوز تعريف واحد و جامعي از آن ارائه نشده است. به اعتقاد اغلب صاحب‎نظران، مشرب خوش، به خودي خود يك احساس مثبت نيست، اما مي‎تواند منجر به احساسات خوب شود كه از جمله‎ ي آن‎ها مي‎توان به شادي، سعادت، خوشي، عشق، اميد، ايمان و قدرت اراده اشاره كرد مشرب خوش يك رفتار نيست، گر چه مي‎تواند اقدامات و رفتارهايي از قبيل تبسم و خنده را به وجود آورد. با اين حال مي‎توان گفت كه مشرب خوش و بذله، يك ادراك و تصور است؛ به اين علت كه ممكن است كسي از يك حرف بامزه خنده ‎اش بگيرد و ديگري به همان حرف نخندد.
    با اين حال، با توجه به بعضي از تعاريفي كه درباره ‎ي مشرب خوش ارائه شده، مي‎توان گفت كه مشرب خوش داراي دو جنبه ‎ي اصولي است كه به زبان ساده نوعي بده و بستان هستند. يكي آن‎ كه بذله و مشرب خوش را مي‎توان جذب نمود يا آن را تجربه كرد و ديگر اين كه مي‎توان آن را ابراز كرد و با ديگران در ميان گذاشت. هر كسي به گونه ‎اي داراي مشرب خوش است، هر چند ممكن است كسي با توجه به تجارب خود منكر اين كيفيت باشد. در ميان كساني كه درباره‎ ي مشرب خوش مطالعه كرده ‎‎اند. «مك گي» به سه عاملي اشاره مي‎كند كه بايد وجود داشته باشند تا مشرب خوش شكل بگيرد:
    1- منبعي كه بتواند محرك بالقوه ‎‎‎اي به حساب آيد.
    2- شناختي كه بتواند اين بذله يا مشرب را درك كند.
    3- پاسخي كه خنده ‎‎دار بودن رفتار يا گفتار را نشان دهد.
    
    انواع بذله و مشرب خوش
    بذله ‎گويي و زدن حرف‎هاي بامزه و نشان دادن مشرب خوش، انواع مختلفي دارد كه در بسياري از موارد با يكديگر همپوشي‎ هايي پيدا مي‎كنند. در ادامه ‎ي مطلب، به انواع بذله ‎ها اشاره كرده ‎ايم.
    1- تقليد و اداي كسي را درآوردن: مي‎‎توان با تقليد از كسي يا چيزي سبب خنده شد. ثابت شده است كه اين رفتار مي‎تواند در برخورد و مقابله با استرس مفيد واقع گردد، مشروط بر آن كه به عزت نفس خدشه ‎اي وارد نكند. برخورد مبالغه ‎آميز با رفتارها و ويژگي‎هاي شخصيتي، نمونه‎ هايي هستند كه مي‎توان به آن اشاره كرد.
    2- طنز: در حالي كه تقليد و طنزگويي وجوه مشترك فراوان دارند، طنز معمولاً حالت نوشته دارد كه اشكالات اجتماعي و شخصي را بيان مي‎كند.
    3- دلقك ‎بازي: در روزگار گذشته، بسياري از بازيگران سينما با ادا درآوردن و با دلقك ‎بازي درصدد خنداندن اشخاص بودند. سر خوردن روي پوست موز، پرتاب كردن بشقاب خامه و بستني به صورت ديگران نمونه‎ هايي بود كه براي خنداندن ديگران از آن استفاده مي‎شد.
    4- مسخره ‎بازي: نوع ديگر مشرب خوش و بذله، مسخره ‎بازي و رفتارهاي چرند است. مثل اين كه فيلمي تهيه كنيم كه در آن مثلاً پلنگ بستني بفروشد، يا گاوها پشت فرمان اتومبيل رانندگي كنند.
    

 

5- رويدادهاي شگفت‎ انگيز، طنز و طعنه: اشاره به دو رويدادي است كه به اتفاق، بذله‎‎ اي را مي‎سازند. مثل اين كه كسي براي شما پاكتي بفرستد، آن را باز كنيد و ببينيد كه يك اسكناس يك صد دلاري به شما هديه كرده است و لحظه ‎اي بعد پاكت ديگري به دستتان برسد كه نشان بدهد مبلغ يك صد دلار از حساب بانكي شما برداشت شده است.
    6- ايهام و جناس: صحبت‎ها و رفتارهاي بامزه ‎اي هستند كه به شكلي مدبرانه، در قالب ايهام بيان مي‎شوند. استفاده از يك كلمه با معاني مختلف، نمونه‎اي است كه مي‎توان به آن اشاره كرد.
    7- زخم زبان و تمسخر: زخم زبان، نوعي بذله‎ گويي است كه با خود، نيشي به همراه دارد و در واقع خشمي را بيان مي‎كند. در واقع مي‎توان گفت كه زخم زبان نوعي انتقام كلامي است. كسي كه زخم زبان مي‎زند، مي‎خواهد به طرزي اجتماع پسند، منظور و ناراحتي خود را بيان كند. خيلي‎ها پس از آن كه حرفشان را در قالب زخم زبان زدند، مي‎گويند: «شوخي مي‎كنم.»
    8- طنز تلخ: و بالاخره مي‎توان به طنز تلخ اشاره كرد كه معمولاً به شكلي با حادثه ‎ي مرگ در ارتباط است. بعضي‎ها به طنز تلخ «لاس زدن با موضوع مرگ» مي‎گويند. توجه داشته باشيد كه مرگ، يكي از هراس‎هاي انسان است و معمولاً سعي مي‎شود با حرف‎‎هاي خنده ‎دار با آن برخورد شود تا از شدت نگراني‎ ناشي از آن بكاهد.
    
    شوخ طبعي
    درست همان طور كه صاحب‎نظران به انواع مختلف مشرب خوش و بذله‎ توجه كرده‎ اند، مي‎توان به انواع مختلف شوخ طبعي‎ها نيز اشاره كرد. همه به شكلي و در زمينه‎اي شوخ طبعي دارند، اما ياد دادن شوخ طبعي به ديگران ساده نيست. دكتر «ريموند مودي» در كتاب «خنده بعد از خنده» به چهار نوع شوخ طبعي اشاره كرده است:
    1- مرسوم و سنتي: در نظام شوخ طبعي مرسوم و متعارف، دو يا چند نفر موضوع مضحك و خنده ‎داري پيدا مي‎كنند، به اتفاق درباره ‎اش حرف مي‎زنند و مي‎خندند.
    2- شوخي و شوخ طبعي در مهماني‎ها: در بسياري از مهماني‎ها كساني پيدا مي‎شوند كه نقل محفل مي‎شوند و با حرف‎ها و حركات خنده ‎دار خود ديگران را مي‎خندانند. لطيفه و مزاح‎گويي در مجالس و مهماني‎ها، نمونه ‎اي است كه مي‎توان به آن اشاره كرد.
    3- شوخ طبعي خلاق: نمونه ‎اش را در كساني مي‎يابيم كه كارشان نوشتن بذله و لطيفه است. اين اشخاص اغلب بسيار بانمك، خوش مشرب وبه شدت خلاق هستند. اين‎ها مي‎توانند در هر مطلب و هر موضوعي نكته‎‎ ي بامزه ‎اي پيدا كنند.
    4- آزاده و ورزشكار: و بالاخره به كساني بر مي‎خوريم كه مي‎توانند به كارهاي خودشان بخندند و از انسان بودن خودشان لذت ببرند. آن‎ها با خنديدن به اشكالات و عيوب خود، اغلب در موقعيت شادي به سر مي‎برند.
    
    مراحل استفاده از مزاح درماني
    1- بياموزيد كه زندگي را بيش از اندازه جدي نگيريد: سرپرستار بخش سرطان يكي از بيمارستان‎هاي بزرگ، به كمك بنياد “هايت”، مأموريت يافت تا در بخش سرطان بيمارستاني كه در آن كار مي‎كرد از مشرب خوش براي كمك به درمان بيماران سرطاني استفاده كند. او مي‎گويد: «در طبقه ‎اي كه من در آن كار مي‎كنم، از سياست به خصوصي پيروي مي‎كنيم. ما مي‎گوييم كارتان را جدي بگيريد اما به خودتان سخت نگيريد.» او معتقد است كه بايد به خودتان بيش از كارتان بها بدهيد.
    2- براي هر روز خود يك موضوع فرح بخش در نظر بگيريد: اگر خوب نگاه كنيد، مي‎بينيد همواره در پيرامونتان موضوع‎هاي مضحك و خنده ‎دار هست كه مي‎توانيد به آن‎ها بخنديد. البته مواقعي هست كه خنديدن درست و مطلوب نيست. در لحظات و مواقع جدي، خنده‎ و مزاح مي‎تواند بي‎ادبي تلقي شود. از اين رو به هنگام خنديدن و مزاح كردن، رعايت احتياط را بكنيد.
    3- قوه ‎ي تخيل و خلاقيت خود را افزايش دهيد: مشرب خوش و مزاح كردن و لطيفه گفتن، هميشه اقدامي خلاق است. به اين موضوع توجه كافي داشته باشيد.
    الف_ براي افزايش قوه ‎ي تخيل خود بيشتر كتاب بخوانيد و كمتر تلويزيون تماشا كنيد.
    ب_ هر زمان كه مي‎توانيد داستان يا لطيفه ‎اي بنويسيد
    ج_ با بچه ‎ها بازي كنيد. بچه ‎ها از قوه ‎ي تخيل بسيار زيادي برخوردارند. ممكن است برخي از تخيلات آن‎ها به شما هم منتقل شود.
    د_ به سياحت و كشف و اكتشاف بها بدهيد. كارهاي شجاعانه بكنيد. به موزه برويد و هنرهاي زيبا را تماشا كنيد.
    ه_ چيزي از خود خلق كنيد. كتاب آشپزي بخريد و آشپزي كنيد. براي روز تولد امسالتان، شخصاً هديه‎ اي بسازيد. برنامه بريزيد و به اكناف دنيا سفر كنيد. سرگرمي و تفريح جديدي را شروع كنيد. دنيا را به مكان بهتري براي زندگي تبديل كنيد.
    4- به هنگام توصيف يك ماجرا، يا يك حكايت، از روش‎هاي مبالغه ‎آميز استفاده كنيد: از استعاره ‎ها استفاده‎  كنيد. استفاده مبالغه ‎آميز از استعاره مي‎‎تواند توليد خنده بكند.
    5- يك كتابخانه از مزاح‎ها و شوخي‎ها تهيه كنيد: يكي از لازمه‎ هاي مقابله، استفاده از منابع موجود است كه مي‎‎تواند شامل همه چيز بشود. براي لطيفه‎ درماني، منابع، شامل استفاده ‎ي همه جانبه از كتاب‎ها، نوارها، ويديوها و حتي اسباب ‎بازي‎ها و مثلاً تفنگ‎هاي آب‎پاش مي‎شود. بخشي از اتاق يا منزلتان را به كتابخانه ‎اي براي شوخي درماني اختصاص دهيد.
    مي‎توانيد دفترچه ‎اي بخريد و درآن هر لطيفه ‎اي را كه به نظرتان جالب مي‎رسد يادداشت كنيد. سواي مطالب نوشتني، مي‎توانيد از كارتون‎ها، نوشته‎ هاي جالب، روزنامه ‎ها، اشعار عاشقانه و عكس‎هاي مختلف استفاده نماييد.
    6- از انواع مشرب‎هاي خوش استفاده كنيد: لطيفه گفتن و بذله‎ گويي، تنها يك اقدام براي داشتن مشرب خوش است، هر چند اولين مطلبي است كه با شنيدن موضوع مشرب خوش به ياد آن مي‎افتيم. اما مشرب خوش، تنها محدود به گفتن لطيفه نيست. هر چه دسترسي به انواع مطالب شوخ طبعانه بيشتر باشد، بهتر مي‎توان از اين ابزار براي مقابله با استرس استفاده نمود. از جمله ساير روش‎هاي رسيدن به مشرب خوش مي‎توان به سينما، تئاتر، كتاب‎ها، موسيقي، تلويزيون و كمدي اشاره كرد. مشرب خوش و سرگرمي، در ضمن بسيار سازگار هستند، هر چند ممكن است هميشه با هم يكي نباشند. سعي كنيد و گوش به زنگ باشيد تا انواع اشكال شوخ طبعي را به زندگيتان راه دهيد.
    7- به شبكه‎ ي شوخ طبعي دسترسي داشته باشيد: بارها اتفاق مي‎افتد كه در جريان زندگي روزانه، روحيه ‎تان را از دست مي‎دهيد. به اين لحظات توجه داشته باشيد. اغلب آن‎ها زودگذر هستند و مي‎توانيد فكري به حالشان بكنيد. اما اگر افسردگي و احساس كسالت طولاني‎تر شد،‌ احتمالاً لازم است كه از افراد ديگر و كساني كه مي‎توانند در اين زمينه به شما كمك كنند، مساعدت بگيريد. همه ‎ي ما، كساني را مي‎شناسيم كه مي‎توانند ما را بخندانند. حتي گاه، وقتي اسم اين اشخاص را مي‎‎شنويم و يا به زبان مي‎آوريم، خنده‎م ان مي‎گيرد. از سوي ديگر تا حد امكان از معاشرت با اشخاص بدبين و بدخلق خودداري نماييد. مجبور نيستيد با كشتي آن‎ها به اعماق درياها برويد.
    8- بر عزت نفس خود بيفزاييد: خنديدن در شرايطي كه عزت نفس پايين است، دشوار مي‎نمايد. مواقعي هست كه همه ‎ي ما خودمان را چاق، زشت، يا احمق و خرفت ارزيابي مي‎كنيم. در اين مواقع مسلماً خنديدن و مزاح كردن دشوار مي‎شود. در اين‎جا بد نيست كه به قانون اينشتين توجه كنيد كه همه چيز را نسبي مي‎داند. حقايق را از افسانه‎ ها جدا كنيد. همه روزه به خودتان تأييدهاي مثبت بدهيد. خودتان را دوست بداريد و بر توان‎مندي‎هاي خود ارج بگذاريد.

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:32  توسط بابک نظری  | 

يشه هاي رواني و پيام هاي نهفته در بيماري ها

ريشه هاي رواني و پيام هاي نهفته در بيماري ها

برخي از درمانگران معنيگرا معتقدند و درواقع مصرند كه هر بيماري داراي معناي مشخصي است. از نظر اين متخصصان بيماري انعكاسي است از بينشها و روحيات منفي انسان. در اين شيوة درماني،‌ با فهرستي از بيماريها مواجه ميشويم كه هر كدام از آنها محصول انديشهها و اعتقادات مخرب انسان است. جالب اينكه، بسياري از افراد، با عمل به اين شيوة معنيگرايي در برخورد با بيماريهاي خود به نتايج درخشاني رسيدهاند. هم اكنون بعضي از مراكز درماني،‌ در آمريكا و اروپا، براساس اين روش، به درمان بيماريها و ناراحتيهاي مراجعان خود ميپردازند. از ميان دهها نوع بيماري مختلف، سعي كردم بعضي از شايعترينها و معمولترين ناراحتيها و نارساييها را انتخاب كنم و خلاصهاي از معاني نهفته در آنها را بياورم.

 

درد: نياز به محبت، احساس گناه (و گناه همواره جوياي مجازات است)

ناراحتي‌هاي پوستي: اضطراب، ناپاكي مدفون شده گذشته، احساس تهديد

لخته شدن خون: مسدود كردن جريان شادماني

 

سردردها: خود را بياعتبار پنداشتن، انتقاد از خود

 

خستگي (مفرط و مزمن): مقاومت، ملال، بيعلاقگي نسبت به كاري كه انجام ميدهيد

 

فشار خون: مشكل عاطفي دراز مدتي كه حل نشده

 

حافظه: ترس، فرار از زندگي،‌ ناتواني براي دفاع از حق خود

 

تهوع (عادتي): ترس، ‌نپذيرفتن انديشه يا تجربهاي (خاص)

 

ناراحتي‌هاي تنفسي: ترس از فرو دادن كامل زندگي، براي خود حق زندگي قايل نشدن

 

بي‌خوابي: عدم اعتماد به فرايند زندگي

 

بي‌اشتهايي: نپذيرفتن خود، نفرت از خود، نفي زندگي خود

 

اعتيادها: هنگاميكه ندانيم چگونه خود را دوست بداريم، فرار از خود

 

پراشتهايي: نياز به حمايت، داوري دربارة عواطف

 

زخم در دهان: دشنام و كلام نكوهيده، سرزنش و ملامت

 

ديابت: هيچ چيز شيريني بهجا نمانده

 

زخم معده: چه چيز شما را ميخورد

 

سفيد شدن (زود هنگام) مو: فشار،‌ اعتقاد به فشار

 

يبوست: در گذشته ماندن، گاه نشانه خست

 

گرسنگي مفرط: نفرت مفرط از خود، وحشت و درماندگي

 

گلودرد: كلام خشمناك را در حلق نگه داشتن

 

ناراحتي‌هاي قلب: مشكلات درازمدت هيجاني و عاطفي، عدم شادماني

 

ناراحتي‌هاي غدد: عدم فعاليت ذهني، خود را عقب نگه داشتن

 

عصبي بودن: ترس، تقلا، شتابزدگي، عدم اعتماد به فرايند زندگي

 

بيماري‌هاي مزمن: نپذيرفتن دگرگوني، ترس از آينده، احساس ناامني

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:31  توسط بابک نظری  | 

راههای کسب آرامش

راههای کسب آرامش

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.
2- افراد آرام دائم به خود می گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی توان انجام داد پس باید از ادامه زندگی لذت
برد.
3- حداقل روزی 15 دقیقه را در سکوت کامل بگذرانید و به آنچه که می خواهید در زندگی به دست آورید فکر کنید.
4- هنگامی که احساس می کنید ذهنتان پر از افکار گوناگون است و هیچ جای خالی در آن وجود ندارد با قدم زدن
سعی کنید ذهن خودتان را خالی کنید.
5- به کودکان نگاه کنید و ببینید چگونه از زندگی لذت می برند. زندگی با آرامش را از کودکان یاد بگیرید.
6- سعی کنید به داشته های خود قناعت کنیدو در این صورت احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهید کرد.
7- اکسیژن باعث می شود مغز شما بهتر فعالیت کند. پس در محل زندگی و کار خود گیاه نگاه دارید.
8- این همه عجله برای چیست؟ به یاد داشته باشید سرعت حرکت شما با احساس شما رابطه مستقیمی داردو
پس سعی کنید عجول و شتابزده نباشید.
9- شوخی روش خوبی برای رسیدن به آرامش است . پس شوخی طبع باشید.
10- لحظات زیبای زندگیتان را بایگانی کنید. سعی کنید از این لحظات فیلم و عکس تهیه کنید و در لحظات ناراحتی
به آن نگاه کنید تا به یاد
بیاورید زندگی همیشه برای شما تلخ و دشوار نبوده است.
11- آرام سخن گفتن باعث می شود ظربان قلب و تنفس شما کم شود و این پایین آمدن ضربان قلب آرامش
بیشتری به شما می دهد.
12- شاد کردن دیگران باعث می شود احساس و انرژی مثبتی به شما منتقل شود.
15- هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و اجاره بدهید از شر فشار زمان نجات پیدا کنید.
16- مسافرت به شما کمک خواهد کرد تا برای مدتی فکر شما آزاد باشد واثرات مسافرت پس از برگشت به
خوبی در زندگی روزمره شما نمایان خواهد شد.
17- دیگران را ببخشید. زیرا بخشش و شاد کردن دیگران یکی از مسائل زندگی بخش است.
18- سعی کنید در هنگام عصبانیت خود را به گونه ای تخلیه کنید . مثلا به بالای پشت بام بروید و فریاد بکشید
19- لباسهای راحت و گشاد باعث آرامش می شوند.
20- سعی کنید به موقع غذا بخورید و از غذا خوردن لذت ببرید. زیرا غذا خوردن باعث آرامش سیستم عصبی می شود.

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:30  توسط بابک نظری  | 

خوشبختي واقعي زماني حاصل مي شود كه ...

 

1. خوشبختي واقعي زماني حاصل مي شود كه خود را وقف رسيدن به هدفي كنيم.

2. خوشبخت ترين و كارآمدترين انسان ها كساني هستند كه كاري را انجام مي دهند كه احساس مي كنند واقعاً تغييري در دنيا ايجاد مي كند.

3. زندگي خود را آسان كنيد.؛ مدام به دنبال راه هاي حذف كارها و فعاليت هاي غير ضروري باشيد.

4. مردم درست به همان اندازه خوشبخت اند كه خودشان تصميم مي گيرند.

5. سعي و سعادت دو چيز هستند كه هميشه در پي هم مي آيند.

6. زندگي را آن طور كه هست ببينيد نه آن طور كه دوست داريد باشد.

7. شادي و خوشبختي ، پيشرفت مستمر در تحقق يك هدف يا ايده ارزشمند است. هر روز براي دستيابي به هدف هاي خود قدمي برداريد.

8. اگر فكر مي كنيد براي شادي و خوشبختي شما بايد فرد ديگري تغيير كند محكوم به شكست هستيد.

9. بخش عظيمي از شادي و خوشبختي شما ناشي از داشتن روابط خوب با ديگران است. مراقب نحوه معاشرت خود با ديگران باشيد.

10. ميزان خوش بيني شما بستگي به اين دارد كه مسائل را چطور براي خود توجيه مي كنيد . تفكر مثبت داشته باشيد تا احساس خوشبختي كنيد.

11. دوست داشتن بدين معناست كه خوشبختي خودمان را در خوشبختي ديگران بدانيم .

12. آنچه معمولاً ما را به تدريج سست مي كند و خوشبختي مان را مسموم مي سازد اين است كه احساس مي كنيم به زودي خسته مي شويم و به پايان آنچه برايمان جذاب است مي رسيم.

13. از زندگي خشنود باشيد، زيرا به شما فرصت دوست داشتن، كاركردن، بازي كردن و نگاه كردن به ستارگان را مي دهد.

14. خوشبختي وقفه اي است دربين دوره هاي تيره روزي.

15. اعمال خودرا خالص كنيد تا سعادتمند شويد.

16. تفكر، انسان را به نيكي و نيكوكاري دعوت مي كند.

17. كوشش كنيد زندگي را با شادي و شعف سپري ساخته و شگفتي هاي آن را لمس و احساس كنيد.

18. وقت گرانبهاي خود را صرف اين پرسش نكنيد كه چرا جهان بهتر از اين نيست؟ اين كار فقط اتلاف وقت است. از خود بپرسيد كه چگونه مي توانم آن را بهتر كنم؟ و با جواب دادن به آن ، راه رسيدن به خوشبختي را هموار كنيد.

19. بزرگ ترين ثروت زندگي سرور است. زيرا با سرور مي توانيم بهترين خدمت را به خدا و همچنين به خودمان بكنيم. شايد بتوان گفت كه سرور تنها هدف زندگي و مايه خوشبختي ماست.

20. بيم ، آنجا است كه دلبستگي باشد. از دلبستگي چشم بپوش تا نيك بخت شوي .

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:29  توسط بابک نظری  | 

چطور افسرده می‌شویم؟

 



افسردگی از شایع‌ترین بیماری‌ها در قرن ماشینی است که در آن زندگی می‌کنیم.
کار به جایی رسیده است که هر جایی را که نگاه می‌کنیم متوجه افراد گوشه‌گیر یا افسرده‌ای می‌شویم

که در اطرافمان حضور دارند. در محل کار، بین اعضای خانواده و یا حتی در اتوبوس.
قرص‌های ضد افسردگی اولین راه درمان (پس از مشاوره با روانشناس) برای افرادی است که به بیماری موذی افسردگی دچار شده‌اند. سالانه حدود 50 بیلیون دلار پول تنها صرف خرید قرصهای ضد افسردگی می‌شود و این نشان دهنده آن است که مصرف این قرص‌ها در سراسر دنیا و به خصوص در آمریکا بسیار بالاست.
بسیاری از پرشکان برای جلوگیری از این بیماری، مصرف این قرص‌ها را که انواع و اقسام آنها در دسترس قرار دارند را مفید می‌دانند و بسیاری دیگر معتقدند که این قرص‌ها بر اعصاب اثرهایی می‌گذارند که در طولانی مدت جبران ناپذیرند.
اما برای بسیاری از مردم کم تحمل، تنها راه کنترل روی احساسات در زمانه‌ای که فشارهای مختلف و

متفاوت از هر سو به انها هجوم می‌آورد پناه بردن به قرص‌هایی است که می‌تواند لااقل در کوتاه مدت حالشان را بهتر کند.[چطور با افسردگي مقابله كنيم؟]
افسردگی بیماری است که در هر سنی حتی 5 سالگی نیز ممکن است بروز کند و در سنین 25 تا 44

سالگی بیشترین تاثیر خود را نشان می‌دهد.
این بیماری شایع می‌تواند به شکل‌های مختلف در افراد بروز کند که بدترین شکل آن همان است که به خودکشی در افراد می‌انجامد.
افسردگی نشانه‌ها فیزیکی و روحی مختلفی دارد که به شکل‌های زیر در افراد نمایان می‌شود:
احساس ناراحتی
از دست دادن انگیزه
بهم خوردن خواب
خستگی مفرط
چاقی یا لاغری ناگهانی
از دست دادن امکان تفکر،تمرکز و تصمصم‌گیری
یکباره‌ به‌ گریه‌ افتادن‌ بدون‌ توضیح‌ مشخص‌

این نشانه‌ها ممکن است علائم بیماری‌های دیگری همچون بی‌قراری، دیابت و مشکلات قلبی هم باشند

و از آنجایی که برای تشخیص بیماری افسردگی هیچ آزمایش خونی نمی‌توان انجام داد در نهایت می‌توان گفت فردی که این نشانه‌ها را دارد اگر به بیماری‌های فوق مبتلا نیست مطمئنا افسردگی دارد.

علت افسردگی چیست؟
برای‌ بیماری‌ افسردگی‌ هیچ‌ علت‌ یگانه‌ و روشنی‌ نمی‌توان‌ متصور بود. بعضی‌ از عوامل‌ زیست‌شناختی‌

مثل‌ بیماری‌های‌ جسمی‌، اختلالات‌ هورمونی‌، یا بعضی‌ داروها می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.

عوامل‌ اجتماعی‌ و روانی‌ نیز می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند و اختلالات‌ ارثی‌هم می‌توانند مؤثر باشند.
اما عوامل تشدید کننده این بیماری ،عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد،داشتن‌

شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌ ،سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌،

مرگ‌ یا فقدان‌ یکی‌ از عزیزان‌ و یا حتی گذر از یک‌ مرحله‌ از زندگی‌ به‌ مرحله‌ای‌ دیگر، مثلاً یائسگی‌ یا بازنشستگی‌ هستند.
محققان در مورد علل علمی این بیماری روی مواد شیمیایی خاص در بدن همچون"سروتنین"

و "نورادرالین" در مغز تمرکز کرده‌اند.
این مواد هستند که در بدن احساسات روزانه را تعیین می‌کنند و به هم خوردن آنها می تواند

علت اصلی ابتلا به این بیماری باشد. نداشتن این مواد در مغز و یا حتی به هم خوردن تعادل آنها

 در قسمتی ار مغز علت احساسات بیگانه و غریبی است که به افسردگی می‌انجامد.

قرص‌های ضد افسردگی
بعضی‌ از افراد که‌ افسردگی‌ طولانی‌مدت‌ یا نسبتاً شدید دارند می‌توانند از قرص‌های

ضدافسرگی استفاده کنند و لیتیم‌ برای‌ مواردی‌ که‌ دوره‌هایی‌ از سرخوشی‌ غیرطبیعی‌ و

 افسردگی‌ متناوباً رخ‌ می‌دهند استفاده می‌شود.
فلوکستین نیز یکی از رایج‌ترین داروهایی است که برای پیشگیری از افسردگی حاد و

 احساس خوشحالی در افراد تجویز می‌شود که به گفته برخی از پرشکان عوارض بسیاری

 نیز در دراز مدت دارد که می‌تواند برای فرد جبران‌ناپذیر باشد.
اما در حالت کلی قرص‌های ضد افسردگی که در انواع متنوع در بازار موجود هستند می‌توانند

 مقدار موجود "سروتنین" و "نورادرالین" در مغز را متعادل کرده و در نهایت فرد را به حالت عادی

 بازگردانند. اما عوارض زیادی هم از مصرف آنها عاید می‌شود که بالا رفتن فشار خون متداولترین آنهاست.
علت بالا رفتن فشار خون عدم تعادل بین مواد موجود در این داروها با موادی است که در غذاهای فرد پیدا می‌شود .
به طور مثال به افرادی که داروی ضدافسردگی قوی مصرف می‌کنند معمولا توصیه می‌شود که

از غذاهایی که حاوی سوسیس پنیرهای کپک زده و سس سویا هستند پرهیز کنند زیرا عملیات شیمیایی

این مواد در بدن با قرصها سبب بالا رفتن فشار خون در فرد می‌شود.
معمول آن است که افرادی که دچار افسردگی هستند معمولا علاوه بر مصرف دارو تحت مشاوره پزشکی

نیز قرار می‌گیرند تا احتمال خودکشی که بسیار متداول است،در آنها کاهش پیدا کند.
با وجود گسترگی این بیماری و عوارض بسیار بد ناشی از مصرف دارو آنچه توصیه شده است آن است که

فرد به محض احساس خطر در روحیات خود به سرعت به کمک به خود بشتابد.
دوری از محیط‌‌ های پر تنش و استرس و برخورد درست با مشکلات می‌تواند کمک بسیاری به افرادی کند

 که در خود احساس افسرده می‌کنند.


آخرین تحقیقات نیز نشان‌دهنده آن است که مصرف ماهی می‌تواند بر افسردگی تاثیر داشته باشد و

شاید به همین خاطر است که در کشورهایی همچون چین که مصرف روزانه ماهی بسیار بالاست تعداد مبتلایان به افسردگی از کشورهایی نظیر آمریکا بسیار کمتر است.
 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:28  توسط بابک نظری  | 

چند نصيحت از بزرگان

 

۱.نهال دوستي واقعي آهسته رشد مي کند.

۲.بزرگتر از آرامش فکر هيچ خوشبختيي نيست.

۳.سخت نگيرييد.بر غم ها و نگراني هاي خود بخنديد تا ببينيد چگونه دود مي شوند و به هوا مي روند.

۴.هر وقت بتوانيم بعد از شکست لبخند بزنيم شجاع خواهيم بود.

۵.مايوس مباش زيرا ممکن است آخرين کليدي که در جيب داري قفل را بگشايد.

۶.اگر تورا دشمني مي باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمني نباشدبي قدر و بها مي باشد.

۷.براي کسي که آهسته و پيوسته راه مي رود هيچ راهي دور نيست.

۸.زندگي خيلي جدي تر از آن است که بخواهيد درباره اش جدي صحبت کنيد.

۹.بهترين درمان براي قلب هاي شکسته اين است که دوباره بشکند.

۱۰.خوشبخترين انسان کسي است که خوشبختي را درون خانه ي خود جستجو کند.

۱۱.بهترين انتقام ها فراموشي و بخشش است.

۱۲.عالي ترين سلاح براي مغلوب کردن دشمن خونسردي است.

۱۳. عشق کد زندگي ست.

۱۴.عاشق شدن هنر نيست عاشق ماندن هنر است.

۱۵.زندگي به سه چيز پايدار است:اميد.صبر و گذشت.کسي که هر يکي اينها را داشته باشد هرگز فرو نمي ريزد.

۱۶.صبر کليد پيروزي است.

۱۷.اين شکست ها هستند که مو فقيت ها را جذاب مي کنند.

۱۸. هميشه اميد داشته باش چون هميشه فردايي هست.

۱۹. شوخي شوخي به گذشته ها نگاه کنيد و جدي از آنها درس بگيريد.

۲۰. دوست آن نيست که يک دل به صد يار دهد دوست آن است که صد دل به يک يار دهد.

۲۱.محبت خرجي ندارد در حالي که مي تواند همه چيز را خريداري کند.

۲۲.انسان تا زماني که طعم تلخي ها را نچشد معناي خوشبختي را درک نمي کند

۲۳.غرور انسان را نابود مي کند.

۲۴.رازت را به کسي نگو ! وقتي خودت نمي تواني آن را حفظ کني چگونه از ديگران انتظار داري که آن را برايت حفظ کنند؟

۲۵.از زندگي هر آنچه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آنچه آرزويش را داريم.
 

 

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:26  توسط بابک نظری  | 

تبديل تاريخ شمسي به ميلادي و قمري و بالعكس

 

براي تبديل سال شمسي به ميلادي چنانچه روز مورد نظر بين اول فروردين تا 11 دي باشد عدد 621 و اگر روز مورد نظر بين 11 دي تا آخر اسفند باشد.عدد 622را به سال شمسي مي افزاييم تا سال ميلادي به دست آيد.
مثلا 22 بهمن (برابر با 11 فوريه) سال 57 شمسي مطابق با 1979=622+1357 ميلادي مي باشد.
14
خرداد (برابر با 4 ژوئن) سال 1368 شمسي برابر با 1989=621+1368 ميلادي مي باشد.

تبديل تاريخ ميلادي به شمسي
روز مورد نظر بين اول ژانويه تا 21 مارس باشد عدد 622 و اگر روز مورد نظر بين 22 مارس تا آخر دسامبر باشد عدد 621 را از سال ميلادي كسر مي كنيم.
مثلا 26 ژانويه (6 بهمن) 1978 ميلادي برابر است با 1356=622- 1978 شمسي
يا 6 آگوست (15 مرداد) 1945 ميلادي برابر است با 1324=621- 1945 شمسي

تبديل سال قمري به شمسي و بالعكس
هر سال قمري تقريبا 10 روز و 21 ساعت از سال شمسي كوتاه تر است يعني هر 33 سال شمسي برابر 34 سال قمري است بنا بر اين براي تبديل سال شمسي به قمري عدد سال شمسي را بر 33 تقسيم كرده حاصل را با عدد سال شمسي جمع ميكنيم .
مثال
سال 1373 شمسي برابر است با 1414 قمري 1414=14+1373 41=33 ÷ 1373
براي تبديل سال قمري به سال شمسي عدد سال قمري را بر 34 تقسيم كرده حاصل را از عدد سال قمري كم ميكنيم
مثال
سال1414 قمري برابر است با 1373 شمسي 1373=41 - 1414 41=34 ÷ 1414

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:25  توسط بابک نظری  | 

موفقیت امیدکردستانی در گوگل

امید کردستانی، معاون ارشد گوگل

 

اميد كردستاني،در بهار سال ۱۹۹۹ از کمپاني NetScape به پرسنل ۱۱ نفره کارمندان گوگل پيوست و مدير ارشد بازاريابي و توسعه بين المللي گوگل شد. امید که در حال حاضر معاون ارشد رئيس گوگل است در زمينه ارايه خدمات جهاني خريد و فروش كالا، سود فراواني را نصيب بخش خصوصي اين سايت اينترنتي كرده است.
هفته نام تایم در سال 2004 از قول لورا لاک ، نویسنده این مجله نوشت : تلاش هاي مهندس کردستانی ، بزرگترين سايت جستجوگر دنيا را به داغ ترين بازار تبليغاتي شبكه اي تبديل كرده كه فقط در ظرف ۱۸ ماه توانسته است از بيش از ۱۰۰ هزار آگهي كننده تبليغاتي سبقت بگيرد. طبق محاسبات تحليل گران، ماليات بر درآمد حاصل از اين آگهي هاي تبليغاتي ، يك ميليارد دلار سود مالي نصيب گوگل خواهد كرد. گفتنی است امید کردستانی فوق لیسانس MBA (مدیریت اجرایی تجاری) دارد و از مغزهای ارشد گوگل به شمار می آید.

 

 

 

یک آغاز برای امید کردستانی در زندگی

کردستاني که حالا 43 ساله است هميشه از خودنمايي در رسانه ها خودداري کرده و در پس پرده امپراطوري گوگل بوده: در سن 14 سالگي ، چند سال پس از فوت پدرش بخاطر سرطان، از ايران به شهر سن خوزه در ايالت کاليفرنياي امريکا مهاجرت کرد و مهندسي برق را از دانشگاه دولتي سن خوزه، و فوق ليسانس مديريت بازرگاني را از دانشگاه استانفورد امريکا، جاييکه که بنيانگذاران گوگل و ياهو درس مي خواندند، گرفت. خووقتي به گوگل آمد دوازدهمين کارمند گوگل شد. صاحبکار سابقش در NetScape ، آقاي مايک هومر، مي گويد که کار و اموزش سخت در NetScape  به  موفقيت  کردستاني در گوگل کمک بسيار کرد. وقتي در NetScape بود توانست تنها در عرض 18 ماه فروش فصلي (سه ماهه) اين کمپاني را از 20  ميليون به 55 ميليون دلار برساند.دش هميشه مي‌گويد که خوش‌بيني و اميدواري به آينده ، که از خصلت هاي مهاجرين است، نقش موثري در موفقيت شغلي اش داشته است.

 

دوازدهمين کارمند گوگل

وقتي به گوگل آمد دوازدهمين کارمند گوگل شد. صاحبکار سابقش در NetScape ، آقاي مايک هومر، مي گويد که کار و اموزش سخت در NetScape  به  موفقيت  کردستاني در گوگل کمک بسيار کرد. وقتي در NetScape بود توانست تنها در عرض 18 ماه فروش فصلي (سه ماهه) اين کمپاني را از 20  ميليون به 55 ميليون دلار برساند.

 

استخدام کردستانی درگوگل

مصاحبه شغلي کردستاني در گوگل براي تصدي شغل مدير فروش و توسعه، حول يک ميز پينگ پنگ در يک اتاق کنفرانس  و توسط سرگي برين (يکي از دو بنيانگزار گوگل) انجام شد: ابتدا سرگي سوالاتي از اميد کرد و سپس با اعتراف به عجز و ناتواني در انجام مصاحبه با يک آدم پروفشنال (يعني اميد ) ، تمامي پرسنل ۱۱ نفره اش را که همگي مهندس بودند به ميز فراخواند و خلاصه آنها  تا پنج ساعت اميد را سوال باران کردند ،و در پايان، اميد همگي را به صرف شام در رستوراني برد و در انجا بود که استخدام شد.

 

 

 

کردستانی شیک پوش و عجیب غریب

 کردستاني را در گوگل بخاطر طرز لباس پوشيدن رسمي و در آغوش گرفتن همکاران و رئیس‌هايش مي شناسند. او نيمي از ساعات کارش را در مسافرت و بيرون است يکبار هم که با خانم شريل سندبرگ (معاون فروش و خدمات آنلاين گوگل) در آلمان بودند و شريل در صندلي جلو در خواب بود وقتي چشمانش را باز کرد اميد را پشت فرمان با گوشي موبايل بر گوش و لپ تاپ بر زانو و در حال رانندگي با 150 کيلومتر در ساعت ديد. اميد به آرامي به شريل گفت دارم تلفن مهمي را جواب ميدم .

 

دیپلماسی امید کردستانی

کردستاني را در گوگل بعنوان يک ديپلمات هم مي شناسند: در فضاي استرس آلود و شتابنده چنين شرکتي تقريبا هر روزه در اتاق مديران ارشد جر و بحث هاي شديدي در مي گيرد و اميد هميشه  ميانجي و قاضي است. براي امثال گوگل،  وجود چنين خصلت هايي در يک کارمند ، در  لحظات بحراني بسيار ارزشمند و حساس است.  شعار هميشگي کردستاني: ايجاد رابطه، اعتمادسازي، انجام وعده و قول ها ، و نهايتا پولدارتر کردن سهامداران و شرکا است .

 

نگرش امید

وقتي هم کردستاني مي خواهد کسي را استخدام /يا با او همکاري کند يک نوع airport test  از او مي گيرد: منظورش اينه که اگر من و اين شخص در يک فرودگاه مجبور به توقف چند ساعته بشيم من دوست دارم که هم از اين چند ساعت عمرم لذت ببرم و هم يک صحبتهاي روشنفکرانه و خوبي با هم داشته باشيم . از خودم مي پرسم که آيا اين آدم داراي يک چنين خصوصياتي هست يا نه؟

 

تئوری های امید کردستانی

کردستاني حتي وقتي که يک خانه 16 هزار فوت مربعي در منظقه atherton به قيمت تقريبا 18 ميليون دلار خريد، هم، بر ارزش زمين‌هاي آن منطقه تاثير گذاشت و نرخ ها بالا رفت .  او تئوري حراج - auction theory  - و تمرکز بر نيازهاي مشخص هر صاحب آگهي را - از مثلا يک لوله کش ساده تا بزرگترين اگهي دهندگان بين المللي-  به گوگل تزريق کرده و اگر خيلي ها سرگي برين و لري پيج را بنيانگذاران گوگل بدانند بايد اميد کردستاني را بنيانگذار مالي-بيزينسي business founder گوگل بدانيم .  بعنوان دوازدهمين کارمند گوگل شروع بکار کرد و فروش آن را از تقريبا صفر به سه ميليارد دلار رساند.

 

 

کردستاني در  اولين نگاه به گوگل  فهميد که ترافيک زياد اين سايت مهمترين دارايي آن است . از اين ترافيک استفاده کرد و آگهي هاي تکي و کوچکي که يکي يکي با کرديت کارتهاي  کوچک  به گوگل پرداخت مي شدند را به ميليونها دلار رساند طوريکه امروزه 99 درصد درآمد گوگل از همين آگهي ها است . بتدريج  همکاران سابقش در NetScape  را هم به همکاري در گوگل طلبيد. با صاحبان آگهي هاي NetScape  هم تماس گرفت و به آنها گفت بياييد يک آگهي ۳-۵ هزار دلاري کوچک در گوگل بزاريد و امتحان کنيد ببينيد خوشتون مياد يا نه ... ضرري هم نداره ... آنها هم پذيرفتند و بتدريج با نتايج بسيار خوبي که از کليکهاي ميليوني کاربران گوگل گرفتند اکثرا مشتري پروپاقرص گوگل شدند .   

کردستاني امروزه، در دنياي ميليارد دلاري رقابت تبليغات تلويزيوني، نه تنها با صاحبان کوچک آگهي ، بلکه با انواع آژانس‌هاي بازاريابي/تبليغاتي که براي مشتريان خود حسابي چانه مي‌زنند هم قرارداد مي نويسد. در باره نخستين ملاقاتش با لري و سرگي، مي‌گويد که احساس کردم که اين دو آدم اعتماد به نفس، عزم و اراده و ايده هاي بلندپروازانه بسياري دارند و حتي اگر بجاي اينترنت، مي خواستند مثلا بيزينس لحاف فروشي هم باز کنند باز هم موفق مي شدند . اينگونه بود که به تيم آنها پيوستم

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:24  توسط بابک نظری  |