تبليغاتX
QUALITY & TRAINING -B N
QUALITY & TRAINING -B N
کیفیت - آموزش - مشاوره : ( کام )
چگونه يك رئيس خوب باشيم‌؟

 

--- قدرداني و تجليل‌هاي خالصانه و واقعي را از ياد نبريد.
---
اشتباهات ديگران را غيرمستقيم به آنان گوشزد كنيد.
---
قبل از سرزنش ديگران‌، درباره خطاهاي خود صحبت كنيد.
---
به جاي اين كه مستقيماً دستور بدهيد، آنها را در قالب سؤال مطرح كنيد.
---
آبروي ديگران را حفظ كنيد.
---
چنان چه كوچكترين پيشرفتي در عملكرد سايرين مي‌بينيد، از آنها تمجيد كنيد. در تصديق كردن‌هايتان‌، خالص و در تمجيدهايتان بي‌مضايقه عمل كنيد.
---
ديگران را به نيكي ياد كنيد تا آنها نيز بتوانند در زندگي خودشان را بالا بكشند.
---
به كارمندان خود دلگرمي بدهيد.
---
اگر ديگران به پيشنهادتان عمل كردند با رفتار مناسب خود آنها را شاد كنيد

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 13:19  توسط بابک نظری  | 

شخصيت

انواع و اقسام پرسشنامه‌هاي شخصيتي معتبر وجود دارند كه مي‌توانند ته‌وتوي شخصيت شما را بريزند روي كاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان ياري دهند. اما جالبي پرسشنامه‌ زير به اين است كه علاوه بر رو كردن برخي ويژگي‌هاي شخصيتي‌ شما، مي‌تواند پيش‌بيني كند كه آيا شما مستعد بيماري‌هاي قلبي هستيد يا نه! چرا؟ اول تست را بزنيد؛ تا بعد!


كافي است در مقابل هر يك از 25 عبارتي كه در زير مي‌خوانيد، موافقت يا مخالفت خودتان را با «بله/خير» مشخص كنيد. تا جايي كه مي‌توانيد، از «نمي‌دانم» اجتناب كنيد. ناسلامتي شما مي‌خواهيد شخصيت خودتان را بشناسيد!

1. آيا در مكالمات روزمره‌ي خود روي برخي كلمات تاكيد مي‌كنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
2. آيا سريع غذا مي‌خوريد و سريع حرف مي‌زنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
3. به نظر شما بايد به كودكان آموزش داد تا هميشه بهترين باشند؟
بلي خير نمي‌دانم
4. آيا وقتي كسي كند و آهسته كار مي‌كند، بي‌حوصلگي نشان مي‌دهيد؟
بلي خير نمي‌دانم
5. آيا وقتي ديگران حرف مي‌زنند، آنها را وادار به تند حرف زدن مي‌كنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
6.آيا وقتي احساس مي‌كنيد محدود شده‌ايد يا بايد در رستوران، منتظر خالي‌شدن ميز باشيد، از فرط عصبانيت ديوانه مي‌شويد؟
بلي خير نمي‌دانم
7. آيا وقتي كسي براي شما حرف مي‌زند، همچنان افكار شخصي خودتان را دنبال مي‌كنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
8. آيا سعي مي‌كنيد در حال اصلاح صورت يا آرايش، صبحانه هم بخوريد؟
بلي خير نمي‌دانم
9. آيا اتفاق مي‌افتد كه در تعطيلات نوروزي يا تابستاني كار كنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
10. آيا هميشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقه‌ي خودتان را دنبال مي‌كنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
11. آيا اگر وقت‌گذراني كنيد، خودتان را گنهكار مي‌دانيد؟
بلي خير نمي‌دانم
12. آيا آن قدر مشغول كار هستيد كه متوجه اطراف خودتان يا مثلا متوجه تغيير دكوراسيون خانه نمي‌شويد؟
بلي خير نمي‌دانم
13. آيا با ماديات بيشتر از مسايل اجتماعي درگير هستيد؟
بلي خير نمي‌دانم
14. آيا سعي مي‌كنيد فعاليت‌هاي خود را در كمترين زمان برنامه‌ريزي كنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
15. آيا هميشه به‌موقع سر قرار حاضر مي‌شويد؟
بلي خير نمي‌دانم
16. آيا اتفاق افتاده است كه براي بيان نظر خودتان مشت گره كنيد يا مشت بزنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
17. آيا موفقيت‌هاي خود را به توانايي سريع كار كردنتان نسبت مي‌دهيد؟
بلي خير نمي‌دانم
18. آيا احساس مي‌كنيد كارها بايد همين حالا و خيلي سريع انجام گيرد؟
بلي خير نمي‌دانم
19. آيا براي انجام‌دادن كارهاي خود، هميشه سعي مي‌كنيد ابزارهايي را به كار ببريد كه بيشترين بازده را دارند؟
بلي خير نمي‌دانم
20. آيا هنگام بازي، آن‌چه برايتان بيش از هر چيز ديگري اهميت دارد، اين است كه برنده بازي باشيد؟
بلي خير نمي‌دانم
21. آيا معمولا حرف ديگران را قطع مي‌كنيد؟
بلي خير نمي‌دانم
22. آيا وقتي ديگران تاخير مي‌كنند، عصباني مي‌شويد؟
بلي خير نمي‌دانم
23. آيا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر ميز يا از سر سفره بلند مي‌شويد؟
بلي خير نمي‌دانم
24. آيا هميشه احساس مي‌كنيد عجله داريد؟
بلي خير نمي‌دانم
25. آيا از عملكرد فعلي خود ناراضي هستيد؟
بلي خير نمي‌دانم

تفسير آزمون


حالا با توجه به جدول ذيل نوع شخصيت خود را پيدا كنيد.
تعداد بله=بيشتر از 20 تيپ شخصيتي=A


ويژگي‌هاي اخلاقي=خيلي مبارزه‌جو، رقابت‌طلب، بي‌حوصله، پرخاشگر، خصومت‌جو، تحمل نداريد ديگري كار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نيستيد


مستعد بيماري قلبي و عروقي

تعداد بله=كمتر از 5 تيپ شخصيتي=B


آرام، آسان‌گير، كيفيت زندگي براي شما مهم‌تر از كميت آن است

در معرض بيماري قلبي نيستيد


تعداد بله= 20-13 متمايل به تيپ A


تعداد بله= 13-5 متمايل به تيپ B

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

اين را هم درگوشي از ما داشته باشيد كه اگر شما مثل آدم‌هاي تيپ A فكر مي‌كنيد اما مثل افراد تيپ B رفتار مي‌كنيد، روان‌شناسان به شما مي‌گويند تيپC. يعني اين‌كه شما دوست داريد مثل تيپ A رفتار كنيد اما حرص مي‌خوريد و به قول معروف، مي‌ريزيد توي خودتان. شما مستعد بيماري سرطانيد. پس بهتر است شما هم سري به يك روان‌شناس بزنيد

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 13:14  توسط بابک نظری  | 

قانون علت و معلول

قوانين جهاني موفقيت

قانون علت و معلول
هر چيزي به علتي روي ميدهد. براي هر علتي معلولي هست وبراي هر معلولي علت ويا علتهاي بخصوصي وجود دارد چه از آنها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد، چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد.
درزندگي هر کاري که بخواهيد ميتوانيد انجام دهيد به شرط آنکه:
1- تصميم بگيريد که دقيقاً چه ميخواهيد.
2- همان کاري را بکنيد که کساني که در اين راه موفق شده اند انجام داده اند.

قانون ذهن
همهً علت و معلولها ذهني هستند. افکار شما تبديل به واقعيت ميشوند، افکار شما آفريننده اند. شما تبديل به همان چيزي ميشويد که در مورد آن بيشتر فکر ميکنيد. هميشه دربارهً چيزهايي فکر کنيد که بيشتر طالب آن هستيد و از فکر کردن دربارهً چيزهايي که خواستار آن نيستيد اجتناب کنيد.

قانون رابطه مستقيم
زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست. بين طرز فکر و احساسات دروني شما از يک طرف وعملکرد و تجارب دروني شما از طرف ديگر رابطهً مستقيم وجود دارد.
روابط اجتماعي، وضعيت جسماني، شرايط مالي و موفقيت اجتماعي شما بازتاب دنياي دروني شماست.

قانون باور
هر چيزي را که عميقاً باور داشته باشيد برايتان به واقعيت تبديل ميشود شما آنچه را که ميبينيد باور نميکنيد بلکه آن چيزي را ميبينيد که به عنوان يک باور انتخاب کرده ايد. پس بايد:
1- باورهاي محدود کننده را که مانع موفقيت شما هستند شناسايي کنيد.
2- آنها را از بين ببريد.

قانون ارزش
نحوهً عملکرد شما هميشه با زير بنايي ترين ارزشها و اعتقادات شما هماهنگ است.
آنچه که براستي ارزشهايي را که واقعاً به آن اعتقاد داريد بيان ميکند ادعا هاي شما نيست بلکه
گفته ها، اعمال و انتخابهاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است.

قانون انگيزه
هر چه ميگوييد يا انجام ميدهيد از تمايلات دروني خواسته ها و غرايز شما سرشمه ميگيرد. اين کار ممکن است بصورت خود آگاه يا ناخود آگاه انجام شود.
رمز موفقيت دو چيز است:
1- تعيين هدف و برنامه ريزي براي آنها.
2- مشخص کردن انگيزه ها.

قانون انتظارات
اگر با اعتماد بنفس انتظار وقوع چيزي را داشته باشيد در جهان پيرامونتان امکان وقوع پيدا ميکند، شما هميشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل ميکنيد و انتظارات شما بر رفتار و طرز بر خورد اطرافيانتان تاثير ميگذارد.

قانون تمرکز
هر چيزي که ذهن خود را به آن مشغول سازيد در زندگي واقعيت پيدا ميکند. هر چيزي که روي آن تمرکز کنيد و مرتباً به آن فکر کنيد در زندگي واقعي شکل ميگيرد و گسترش ميابد بنا بر اين بايد فکر خود را بر چيزهايي متمرکز کنيد که در زندگي واقعاً طالب آن هستيد.

قانون انتخاب
زندگي شما نتيجهً انتخابات شما تا اين لحظه است. چون هميشه در انتخاب افکار خود آزاد هستيد، کنترل کامل زندگي و تمامي آنچه برايتان اتفاق مي افتد در دست شماست.

قانون تغيير
تغيير غير قابل اجتناب است و چون دانش با سرعت غير قابل قياس با گذشته در حال حرکت است، کار شما اين است که استاد تغيير باشيد نه قرباني آن.

قانون خدمت
پاداشهايي که در زندگي ميگيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هر چه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران کار و مطالعه کنيد و توانائيهاي خود را افزايش دهيد، در عرصه هاي مختلف زندگي خود نيز پيشرفت بيشتري به دست مي آوريد.

قانون تاثير تلاش
همهً اميدها، روياها، هدفها و آرمانهاي شما در گرو سخت کوشي شماست. هر چه بيشتر تلاش کنيد، بخت و اقبال بهتري پيدا ميکنيد.
هيچ راه ميان بري وجود ندارد.

قانون آمادگي
شانس در واقع بهم پيوستنن موقعيت و آمادگي است. عملکرد خوب نتيجه آمادگي کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها، ماهها و سالها قبل آغاز ميشود.
در هر حوضه موفقترين افراد آنهايي هستند که همواره در مقايسه افراد نا موفق وقت بيشتري را صرف آمادگي براي انجام کار ميکنند.

قانون احساس
شما در فکر کردن، درک کردن و تصميم گرفتن صد در صد احساسي عمل ميکنيد. با احساساتتان تصميم ميگيريد و با عقلتان توجيه ميکنيد.
از انجايي که کنترل افکارتان در دست خودتان است، خوشبختي شما نيز بستگي به ميزان ارادهً شما در کنترل افکارتان دارد.

قانون خوشبختي
کيفيت زندگيتان را احساس شما در هر لحظه تعيين ميکند و احساس شما را تفسير شما از وقايع پيرامونتان تعيين ميکند نه خود وقايع.
هرگز براي اينکه تجربهً خوشي از دوران کودکي داشته باشيد دير نيست. کافي است گذشته را مرور کنيد و روشي را که براي تفسير تجربيات خود داشته ايد تغيير دهيد.

قانون عکس العمل
افکار و احساسات شما تعيين کنندهً اعمال شماست و اعمال شما نيز به نوبه خود تعيين کنندهً افکار و احساسات شماست.
اگر برخوردي مثبت، خوشايند و خوشبينانه داشته باشيد، فردي مثبت، خوشايند و خوش بين خواهيد شد.

قانون تعهد
کيفيت عشق و طول مدت يک دوستي رابطهً مستقيم با عمق تعهد هر دو نفري دارد که ميخواهند با يکديگر رابطهً موفقي داشته باشند.
نسبت به کساني که برايشان اهميت زيادي قايل هستيد از صميم قلب و بي قيد و شرط متعهد باشيد.

قانون تلاش معکوس
هر چه بيشتر تلاش کنيد که به زور رابطهً خوبي با ديگران ايجاد کنيد کمتر موفق خواهيد شد.
براي ايجاد يک رابطهً خوب کافي است فقط راحت باشيد، خودتان باشيد و از لحظاتي که با ديگران هستيد لذت ببريد.

قانون پذيرش واقعيت
مردم تغيير نميکنند. آنها را همانطور که هستند بپذيريد. سغي نکنيد ديگران را عوض کنيد يا انتظار داشته باشيد تغيير کنند، شما نتيجهً نگرش خود را ميبينيد.
کليد داشتن روابط خوب با ديگران پذيرش آنها به همان صورتي است که هستند.

قانون ارزش واقعي
ارزش هر چيز در چشم بيننده است. براي هر چيز ارزش از پيش تعيين شده اي وجود ندارد. ميزان ارزش هر چيز بهايي است که کسي حاضر است برايش بپردازد. کسي که حاضر است در مقايسه با ديگران بالاترين بها را براي چيزي بپردازد ارزش نهايي آن را تعيين ميکند.

قانون اشتياق
از طرفين معامله، آنکه اشتياق بيشتري از خود نشان ميدهد امکان کمتري براي بدست آوردن بهترين قيمت دارد. شما تنها در صورتي ميتوانيد بهترين معامله را انجام دهيد که بتوانيد در صورت نا مطلوب وبودن قيمت از خير معامله بگذريد.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 13:12  توسط بابک نظری  | 

خدا

 

هروقت دلت گرفت ؛ هروقت آسمون برات مثل همیشه آبی نبود ؛ هر وقت احساس کردی داری زیر بار مشکلات خورد میشی ؛ هروقت حس کردی دیگه به درد هیچ کاری نمیخوری ؛

هروقت حس کردی که خیلی بی مصرف و پوچی ،

هروقت حس کردی خیلی تنها شدی ،

 

                                       به اون بالا نگاه کن .

 

ته دلت با اون خلوت کن . اونی که همیشه همراهته ، ولی تو نمی بینیش .

اونی که همیشه مراقبته ولی تو بی خبری .

اونی که طاقت نمیاره تو یه گوشه غمگین بشینی .

اونی که فقط صفتش بخششه و سراسر صفاست .

به اونی فکر کن که برات بارون میفرسته تا تو زیر بارون قدم بزنی و تازه بشی .

به اونی فکر کن که هر روز رنگ آسمونو عوض میکنه تا برات یکنواخت نباشه

به اونی فکر کن که نمیزاره تنها بمونی .

از اون بخواه . فقط از اون کمک بگیر .

به چیزهای قشنگی که برات هدیه فرستاده فکر کن .

به پدر و مادر و دوستای خوبت .

 

                    ببینم چند وقته به چشمای مادر و پدرت خیره نشدی ؟

وقته که صورتشونو نبوسیدی ؟

چند وقته که صداشون نکردی ؟

چند وقته که تنهایی  رو خودت برای خودت ساختی ؟

                                        

                                       بی حرکت نشستی !!

چی بشه ؟

تا کی؟

تا خودت نخوای هیچوقت تغییری نمیکنی

تا خودت نخوای که به مشکلات غلبه کنی هیچ کس نمیتونه کمکت کنه .

پاشو .

یه یاعلی بگو و آستین هاتو بالا بزن .

پاشو به دورو برت خوب نگاه کن .

اینهمه قشنگی .

اینهمه زیبایی .

اینهمه کسانی که میتونی حداقل تنهاییتو با اونها قسمت کنی . اما تو نمی خوای .

تو میخوای فقط یه گوشه کز کنی و بگی این سرنوشت منه ؟

سرنوشت توی دستای من و توست .

سر نوشت با همت خودمون رقم زده میشه .

پاشو . وقت داره میگذره .

عمر رفته برای هیچ کس بر نگشته و برای تو هم هیچ وقت بر نمیگرده .

به مشکلات نیشخند بزن قبل از اینکه توی چنگالش اسیر بشی .

دستتو محکم به ریسمانی که خدا برات میفرسته گره بزن .

نترس

برو جلو

هر وقت از هر چیز ترسیدی برو سمتش .

برو توی دلش . ایتطوری دیگه ترس برات معنی نداره .

فقط بجنب .

                                              

              وقت کمه .

 

               

 

 اما اگه بخوای و همت کنی توی این وقت کم خیلی هم وقت زیاد میاری .

فقط پاشو .

زودتر .

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 13:8  توسط بابک نظری  | 

زبان بدن-bodylanguage

bodylanguage

چشمها


سطح چشمها: در یک گـروه، مـعمـولا فـردی کـه سطح دیـد چشمانش از سایرین بالاتر است رهبر محسوب میگردد. هنگامی که شما ایـستـاده باشید و دیگران نشسته قطعا شما را در موضع قدرت قرار میدهد.

مالش چشم: زمانی که فردی چشمش را با انگشت اشاره مالش می دهـد نـشـانـگر فریب و نیرنگ می باشد. از آنجایی که فرد میـخواهد تماس دیداری را قطع کند بهانه ای بدست می آورد که به این طرف و آن طرف نگاه کند. ایـن حـرکت غیر ارادی یـک افــشـاگر حسابی است که فرد دارد دروغ می گوید.

چشم برگرداندن: این معمولا یک علامت مسلم از نیرنگ، گناه و دروغگویی است.

چشمان بسته: هرگاه چشمان یک فرد برای لحظه ای طولانی تـر از چـشم بر هم زدن متعارف بسته و ابروها نیز برخاسته شود پیـام چنـیـن اسـت: "بـه حرف زدن خود خاتمه بده."

حرکت چشم به سمت بالا: این نشانه غضب و عصبانیت است.

نگاه مختصر به اطراف: این ژستی خـجـالت گـونه و عشوه گرانه است. فرد جسورانه خیره میشود در حالیکه سرش را پایین انداخته و به سمت مخالف کج میکند. اشـاره بـر کمرویی بی باکانه دارد.

نگاه ممتد: این بی تردید یک نشانه گرایش جنسی است. شخصی که تماس چشمی برقرار می کند، چشم برگردانده، سپس مجددا به چشمان شما نگاه می کند میـگویـد: "مایلم با شما بیشتر آشنا شوم"

نگاه خیره شدید: این نشانه خلق تهاجمی، سلطه جویانه و تهدید آمیز است.

نگاه به بالا و پایین: هنگامی که آقایی نگاهش را به سر تا پای یک خانم میاندازد به او می فهماند که به اندام فیزیکی وی علاقه مند است.

چشمک: چشمک یک علامت غـرض آلود است. نـشانـگر آن اسـت کـه رمز و رازی میـان فردی که چشمک میزند و فردی که به او چشمک زده می شود برقرار است.

بالا انداختن همزمان دو ابرو: در میان یک اتاق شلوغ، مفهوم آن کاملا واضح و روشن است: مایلم با شما ملاقات کنم.

بالا انداختن یک ابرو: زمانی که یک ابرو بالا انداخته میشود در حالی که ابرو دیگر پایین باقی میماند مفهومش این است: حرف شما را باور نمیکنم.

ابروهای گره خورده: زمانی که هر دو ابرو به سمت همدیگر کشیده میشود باعث پدید آمدن شیار بین آن دو می شـود که دلالت بر اضطـراب، درد، تـرس و یـا آمـیـزه ای از ایــن هیجانات دارد.

پوشاندن صورت: زمانی که دست بر روی صورت می آید مـفـهومش چنین است: شوکه شده ام. این ژست بین فرد و موقعیت مزاحم و مـتـجاوز فاصله می اندازد.

 


 

 

دهان

خنده زورکی: این نیشخند کنترل شده تا چشمها گسترش نمی یابد.

دهان کجی: گوشه لبها را مانند پوزخند به عقب برده و دندانها را نمایان میگرداند.

تبسم با دهان گشوده: دندانهای بالا نمایان شده و بـه شـخـصـی کـه بـا شـما گفتگو میکند می فهماند که مایل هستید بیشتر با او آشنا شوید.

تبسم با لبان بسته: این لبخند تنها برای ادای احترام و ادب و نزاکت است.

در هم کشیدن لبها: هرگاه فردی لبهایش را در هم کشید به مفهوم آن است که طرف مقابلش را جذاب و دلربا یافته.

لبهای سفت و جمع شده: دال برتنش و عدم پذیرش است.

جویدن لبها: وقتی فردی لب پایین خود را جویده و سرش را تکان میدهد نشانگر خشم فرد است.

تماس با لب 1: هرگاه انگشت اشاره بطور عمودی برای لحظه ای به طرف بالا آید میگوید: ساکت باش.

تماس با لب 2: ولی هرگاه انگشت اشاره به لب پایین تماس پیدا کند و دهـان انـدکـی باز شود مفهومش چنین است: "می خواهم با شما صحبت کنم"



 


 


سر


سر تکان دادن (بالا و پایین): کمک میکند دیگران آرامش بیابند و نـشانگر توافق است.

سر تکان دادن(چپ و راست): تکان دادن ســر از یک سو به سوی دیگر دال بر مخالفت و بی علاقگی است.

تکیه دادن چانه:
گذاشتن دستها زیر چانه می گوید: "من حوصـله ام سـر رفـتـه". فرد ممکن است بخواهد خود را مشتاق جلوه دهد اما پیام واقعی آن چنین است: "من قادر نیستم روی سخن شما تمرکز کنم"

مالش گردن: مالش گردن تردید را در مورد مـوضـوع گفته شده و یا شنیده شده آشکار می سازد. این ژست معمولا توسط انگشت اشاره روی کنار گردن درست زیر گوش پدید می آید.

نوازش چانه: این علامت نوید دهنده نـشانگر آن است که توجه شنونده با دقت کامل و مشتاقانه به تک تک واژه هایی است که شما می گویید. این حرکتی متفکرانه است که معمولا توسط مردی که ریش ندارد انجام می شود.

مالش چانه: این ژست اندکی متـفاوت بـوده و تـوسط حرکت انگشت اشاره بر سراسر پایین چانه انجام میگیرد و میتواند نشانگر آن باشد که شنونده حرف شما را باور ندارد.

خمیازه کشیدن: خواب آلودگی تنها علت خمیازه نمی باشد بلکه "خمیازه اجتماعی" نیز وجود دارد. خمیازه ای که در یک موقعیت استرس زای خفیف پدید می آید. هنگامیکه مردد هستید چه کاری میخواهید انجام دهید خمیازه روشی است برای خریدن زمان
 

 


 

 

دست ها (از مچ تا سر انگشتان)

دست دادن محکم: فردی که دستش را دراز کرده و سـپـس دسـتـانـش را بـه طـریقی می چرخاند که دستش بالا و کف دستش پایین قرار می گیـرد، سـعی در توفق و برتری جویی دارد. این نوع دست دادن اغـلب اوقـات در مـوقـعـیـت هـای سیـاسی و دیپلماتیک کاربرد دارد.

دست دادن بسیار محکم: نشانگر شور و اشـتیاق و سلطـه گـری اسـت. بـی تـردیــد میتوان فهمید چه کسی اینجا فرمان میدهد.

دست دادن شل: فردی که تـنـها انگشتان دستـش را دراز میکند و یا دستهایش مانند ماهی شل است، می گوید: مایل نیستم به مـن دسـت بزنید، من صمیمیت را دوست ندارم. همچنین آن نشانه ضعف، انقیاد و مطیع و تسلیم بودن نیز میباشد. هر گاه آقایی در یک موقعیت کاری از این دست دادن استفاده میکند امکان دارد چنین برساند که قصد دارد مخفیانه اعمال نفوذ در موقعیت نماید.

دست دادن با هر دو دست: هرگاه از دست چپ برای در برگرفتن و پوشاندن دستهای فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستکش وار نامیده شده و راستی و صمیمیت زیاد را می رساند مانند یک در آغوش گرفتن کوچک و ظریف.

حرکت انگشت: ضربه آهسته، مضراب زدن و یا ریتم یکنواختی را با انگشتان نواختن، دلالت بر بی تابی و ناشکیبایی دارد. یک حرکت نمادین گریز میباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بی حرکت است انجام میدهند.

دستهای پـنهان: این ژست مرموز و آب زیر کاهانه است. فرد میگوید: مایل به گفتگو با شما نمیباشم. خصوصا در مورد دستهایی که عمیقا در جیــب ها فرو شده باشد جایی که برای تماس و گرفتن دست و یا هر گونه رابطه صمیمانه وجود نخواهد داشت.

دستها به روی زانو: وقتی کف دستها بـه طـرف بـالا بـاشـد، شـخص گـشـاده رو و پـذیـرا می باشد. وقتی کف دستها پایین باشـد مـمکـن اسـت پـای فـریبکاری و تعرض در میان باشد.

مناره کردن انگشتان: هنگامی که فردی انگشتان خود را به هم فشرده و چـانـه و دهان را روی سر انگشتان قرار میدهد نـشانگر تفکر عـمـیق است. مانند زمانی که شخص به امید شنیدن جواب می باشد. همچنین حایلی اسـت بـرای مـحـافـظـت کـردن از قفسه سینه، پایین صورت و دهان.

مشت پوشیده شده با دست باز: فـرد در ایـن حـالت خشـمگین است اما می کوشد که آرام بماند. به اصطلاح خود را کنترل کند.اما مراقب این فرد باشید چون امکان دارد هر موضوع کوچکی منجر به آن گردد که کنترلش را از دست بدهد.

پرتاب دست: شـخصـی کـه مـی خـواهـد عـقایدش را به اجبار تحمیل کند ممکن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب کند. درحالت پرخاشگرانه خفیفتر تنها از انگشتان استفاده میگردد.

قلاب کردن دستها پشت سر: این یک ژست متکبرانه میباشد. خصوصا زمانی که فرد به عقب تکیه داده باشد. او میگوید: من آنقدر بر شما سلطه دارم که نیاز به دفاع کردن از خودم ندارم.

بازی کردن با حلقه ازدواج: این علامت عصبی بودن و نـشـانگر آن است که مشکلی در ارتباط وجود دارد. خصوصا زمانی که فرد همزمان در مـورد هـمسـرش در حـال صحبت کردن میباشد.

تکان بیقرار دستها: این تلاش بدن برای رهایی می باشد. هـورمـون آدرنـالیـن در حال ترشح شدن است اما فرد نمی داند چگونه رهایی یابد. کلـنـجار رفـتـن بـا سـر آسـتـیـن پیراهن و یا جواهر آلات روی مچ به دیگران میـگوید که: شما احتیـاج بـه تـوجـه داریـد. در کـافه ایـن عمل جایز و مناسب است اما در جلسات کاری منحرف کننده و موجب حواس پرتی میگردد.

دست زدن به کراوات: این رفتار مردانه می گوید:می خواهم تاثیر خوبی از خودم بجا بگذارم. این روش اوست که می خواهـد بـه شـما بـفـهــماند شدیدا" در تـلاش اسـت تـا خوشنودتان سازد.

دست کشیدن در میان موها: وقتی افراد نمی دانـنـد چه چیز باید بگویند اغلب اوقات دستشان را میان موها می کشند. نـاظـری که قـادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است که فرد در مورد کاری که می خواهد انجام دهد و یا چیزی که میخواهد بگوید تردید دارد

 


 

دستها(تمام دست)

خم کردن بازوها: این کار میگوید: "من پر زور و نیـرومند هستم." بالا آوردن یـک بازو نیز راهی برای جلب توجه میبـاشد. هر دو دسـت را بـجلو دراز کردن ژست خوش آمد گویی میباشد.

دستها به پشت: وقتی دستها به پشت کمر قلاب میگردند مفهومش این است که فرد وضعیت را تحت کنترل خود دارد. میگوید: "من راحت هستم" مشابه حرکتی که سربازان زمانی که در حالت خبردار نیستند به خود میگیرند.

دستها به جلو: هنگامی که ما مضطرب می باشیم تمایل به نگاه داشتن دستهـای خود در جلوی بدن خود داریم تا بتوانیم یک سد حفاظتی ایجاد گردانیم.

دستهای قلاب شده: بر خـلاف دسـت به سـینه بودن که دستها بطور متقاطع به روی سینه قرار میگیرند، این ژست در افرادی مشاهده میشود که در شرایط اضـطراب آمـیزی قرار دارند. در واقع چنین به نظر می آید برای حفظ جانشان به خودشان دست آویخته اند.

دستهای تا شده: زمانیکه دستها مقابل بدن همدیگر را قطع میکنند، مـعـمـولا نشانگر وضعیت تدافعی میباشد. فرد میگوید: من تمایل ندارم به هرچیزی که با عقایدم در تضـاد می باشد گـوش دهـم. اغـلب مردم از مانعی که این طرز ایستادن پدید می آورد آگاهی ندارند. اما بـی تـردیـد بـرای سـد کـردن هـر گونه تعدی و مزاحـمت بکار گرفته می شـود. خصوصا وقتی که لبهای درهم و اخم نیز با آن همراه گردد.

دراز کردن دست : زمانی که یک مرد نشسته و دست خود را دراز کرده، او میـگوید: "من اینجا را تحت کنترل خود دارم". اما اگر یک زن این کا را انجام دهد، مـردها معمولا اینگونه می پندارند که او از حد و حدود خود تجاوز کرده است. هر چنـد زمـانـی که تنها یک دست را روی صندلی مجاور قرار میدهد میگوید: "میخواهم مانند شما(مردها) باشم"

دست به کمر بودن: دستها دو طرف کمر به طوری که آرنج به طرف خارج بدن قرار مـیـگیرد فرد میگوید: از من فاصله بگیر. این یک عمل نا آگاهانه می باشد که مـا هـرگاه احساس جامعه ستیزی داشته باشیم و یا در محل پر ازدحامی قرار داریم و تـمایـل نداریم دیگران نزدیک به ما شوند اعمال میکنیم.

شانه بالا انداختن: شانه ها بر آمده گشته و کف دستها به سمت خارج میچرخنـد. پیام روشن و واضح می باشد: من شما را نمی شناسم . و یا من نمی تـوانم به شما کمک کنم. دلالت بر احساس درماندگی فردی است که این ژست را به خود میگیرد.


 


 


پاها

تکان دادن پاها: وقتی فردی طوری نشسته که یک پا را روی پـای دیـگر انـداخته و یک پا را در هوا تکان می دهد پیام این است: من حوصله ام سـر رفته. حـرکات نـشـانـگر گـریز است اگرچه بدن فرد ساکن و بدون حرکت می باشد.

انداختن پاها روی هم در ناحیه زانو:
این حالت متداول بطور یـکسان در مردان و زنان رایج می باشد. مفهومش این است که: من بـسـیار آسـوده خاطر هستم.

قوزک پا روی زانو: این معمولا عملی مردانه می باشد. میگوید: من قاطعانه از حقوقم دفاع می کنـم اما بـا آرامـش هسـتم. این همان ژست اصیل "پا روی پا اندازی کابویی" است.

انداختن پا روی هم در ناحیه قوزک: این ژسـت در مـردها بیش از زن ها مورد استفاده قرار می گیرد. می گوید: "من مودبانه در آرامش هستم."

به هم پیچیدن پاها: این ژست در خانمها رایج می باشد. زن پاهایش را به هم می پیچانـد طوری که یک پایش را به پشت قوزک پای دیگرش قلاب میکند. مردها انجام دادن این کار را دشوار می پندارند. بـه هم فشردگی این حالت برداشت " در آغوشگیری" و نوعی تمایل جنسی را در ذهن تداعی می سازد.

قفل کردن پاها: این نیز نمونه ای از ژست زنانه میباشد. او در حالی که ایستاده یک پا را به پشت پای دیگر قفل می کند. این عمل معمولا به مفهوم آن است که فرد عصبی و ناراحت می باشد.

 


 

وضعیت اندامی


نشستن: افرادی که ولو و تن پرورانه می نشنیند را می شناسید؟ آنها پـاهـایـشـان را باز نموده و دستهایشان به پشت صندلی مجاور می اندازد و به همه اعلام می کنند که در آنجا حضور دارند و تمام مکان را به اشغال خود در آورده اند.

پاها بروی هم در ناحیه ران: این یک نمونه از حرکات مردانه می بـاشـد کـه ضـمنـا در زنانی که شلوار به پا میـکنند دیـده میشود. این وضع و برخورد، خیره سری و لجاجت را میرساند. و مفهومش این است که: "مـن عقیده ام را تغییر نخواهم داد پس به خودتان زحمت ندهید".

در آغوش گرفتن پاها: زن ها بیشتر این عمل را انجام می دهند. اغـلـب اوقـات بـه روی صندلی و یا نیمکت می نشینند و خودشان را مثل یک توپ فشرده، جمع و حلقه کرده و پاهایشان را در آغوش می گیرند. هر چند که این رفتار خود-شیفته ایـنطور به نظر می آید که زن خود را بداخل میکشاند اما او در واقع به دنبال یک ملاقات و رویارویی رمانتیک است.

روی لبه صندلی: هرگاه فردی روی لبه دسته صندلی بنشیند شما می توانید اینگونه برداشت کنید که فرد گوش به زنگ، مـصـمـم و مشتاق به در مـیـان گـذاشـتـن عـقـایـد و احساسات خود میباشد. هر چند که با عقاید شما کاملا در مغایرت باشند.

قلاب کردن زانو ها: هنگامی که فردی به جلـو خـم شده و زانـوها را قلاب می کـنـد ایـن علامت هـشـدار دهـنـده ای بـرای شـما مـی بـاشـد که ســریع تر صحبت کنید. شنونده در آستانه پریدن از جای خود و رفتن است.

صاف نشستن: مصمم، مصر و با پشتکار پیام افرادی است که اینگونه می نـشـیـنـنـد. رسیدن به ظاهرشان برایشان اهمیت دارد و حاظر هستند همه چیز را به منظور رسیدن به اهدافشان قربانی کنند.

خم شدن به عقب: آنان به صندلی کج کن ها نیز مشهور میباشند. این افراد ماجراجو و شیطنت کار هستند و میل به ریسک کردن دارند. مانند واژگون شدن از عقب که برخی اوقات نیز روی میدهد.

خم شدن به جلو: نشستن در این وضع نشانه علاقه وافر شنونده میباشد. می گوید: "توجه من به شماست". وقتی این اتفاق میافتد گوینده معمولا به عقب خم میشود که بیانگر آن است که گوینده مسلط بر کارش میباشد.

به جلو خمیده شدن: هنگامی که فرد روی صندلی به جـلو خـمیـده شـده بـاشـد ممکن است معذب به نظر آید. اما عکس آن صادق می باشد. این حالت غیر رسمی و خودمانی بیانگر اعتماد به نفس در تمام عرصه های اجتماعی میباشد.

هر دو پا بروی زمین: افرادی که اینگونه می نشینند، واقع بـیـن، مـستقل، عمل گرا و منظم هستند. آنها مایلند شما آگاه باشید که وضعیت را تحت کنترل خود دارند. پیام این گروه چنین است: " اطراف من مراقب حرکاتت باش، من جدی هستم."

میان دو پا قرار دادن صندلی: چرخـانـدن صـنـدلـی و نـشستن روی آن همچون سوار شدن بروی اسب یک نمونه مشخص از رفتار مردانه است. نـشانگر یک فرد حکم کننده و سلطه جو میباشد. وقـتی که یک زن این ژست را به خود میگیرد میگوید: "میخواهم مانند مردان باشم.

 




بدن

راست قامت ایستادن: حالت ایستادن افراشته میگوید شما انسان با اعتماد به نفس، صادق و موفقی هستید. حتـی اگـر کـوتـاه قـد باشید، گرفتن یک ژست مطمئن و بی پروا شما را پر ابهت نشان خواهد داد.

گامهای کوتاه-بلند: استفاده از تمام طول پا در هنگام راه رفتن، گامهای بلند برداشتن و کمر را راست و سر را بالا نگاه داشتن بیانگر یک حالت مطمئن و با صراحت می باشد. برعکس گام های ریز و با شانه های قوز کرده فرد را ترسو و آسیب پذیر مینماید.

احوالپرسی دوستانه: با اندک بالا آوردن ابرو زمانیکـه بـرای نـخستین بار شخصی را ملاقات می کنید، شما را علاقه مند، با نشاط و هوشیار می نماید.

رویارویی نزدیک: هر فردی مجاز و نیازمند مقدار معینی حـریـم شـخـصـی در پـیـرامـون خودش میباشد. معمولا آن حریم شخصی 180-90 سانتیمتری شمـا امـتـداد مـی یـابد. محدوده صمیمی و خودمانی 50 سانتیمتر امتداد دارد. زمانیکه فردی خیلی نزدیک به جلو می آید منجر به مزاحمت و ناراحتی می گـردد. این یـک عـمل تـجاوز کارانه می باشد که مرزها و حدود دیگران را رعایت نکرده و احترامی برای آنها قائل نمی باشد. این طرز رفتار می تواند سبـب شود تا یـک فـرد مـنـفعـل و بی اراده، احساس آسیب پذیری کرده و حالت تدافعی به خود گیرد. تا زمانی که از شما در خواست نشده عقب بمانید.

بی رغبتی: اگر میخواهید برتر از دیگران جلوه کنید، پشت به دیوار تکیه زده و دست به سینه بایستید. پیام روشن است: "مزاحم نشوید."

گرفتن گردن: هنگامیکـه دسـت بـه طرف بالا تاب خورده و خودش را به پشت گردن قلاب می کند نشانه خشم می باشد. در دوران بدوی این ژست به ضربت سختی بر سر فرد مقابل منجر می گشت. اما در جامعه متمدن میباید از این عمل اجتنـاب ورزیـد. افرادیکه زبان بدن را متوجه میشوند از توانمندی این عمل آگاه هستند.

بی قراری(وول خوردن): در موقعیت اجـتمـاعی هرگاه با پول خرد داخل جیبتان بازی کنید و صدای جیرینگ جیرینگ آن را درآورده یا با موها و یا لباستان کلنجار رویـد، علامت واضحی است که شما عصبی، بی قرار و هیجان زده می بـاشـیـد. بـرای گـذاشتن تاثیر خوب بر روی دیگران سعی کنید این حرکات تهییج آمیز و بیتاب گونه را در خود فرو نشانید.

کشیدن شلوار: این عمل در مردان بیش از زنان انجام میشود. چون مردها هستند که اغلب اوقات شلوار به تن می کنند. پارچه شلوار یک پا به نشانه نـابـاوری بـه بــالا کشیده میشود. مانند این میماند که پایش را روی یک چیز ناخوشایند گـذاشـته و میکوشد آن را از روی شلوارش بتکاند.

به دیوار تکیه زدن: زمانیکه شما به دیوار و یا درب ورودی با آرامش خاطر بسیار، تـکیه می دهید، به دیگران می گویید که بمانند. این روشـی اسـت برای طولانی کردن گفتگو خصوصا وقتی که در موقعیتهای اجتماعی قرار دارید.

ارتباط نزدیک: دو فردیکه با هم گفتگو کرده و همدیگر را در یک جایگاه و همسو مییابند، انس و علاقه متقابل را نمایان میکند. افرادیکه برای مدت زمان مدیدی با یکدیگر بوده اند حرکات یکدیگر را تـقـلـیـد و تـکرار کـرده و حـتـی کلمات و الفاظ یکسانی را همزمان بیان میکنند.

نزاع: هنگامی است که دو فرد رو در روی هم، اما برخـلاف مـورد قـبلـی می ایستند که بیانگر خشونت و تند خویی شدید میباشد. در شرایط عادی هر دو فرد در هنگام صحبت کردن اندکی از یکدیگر فاصله میگرند. امـا هرگاه بخواهند با یکدیگر زورآزمایی و نزاع کنند خود را در حالت بینی به بینی قرار میدهند که تقابل بسیار خطرناکی است.

تعظیم کردن: این ژست ادای احترام دنیای کهن، دیگر کاربردی جـز در محافل دیپلماتیک و موقعیت های رسمی ندارد. هر چند که در زمانهای گذشته بـه عنوان ادای احـترام و درود فرستاندن متعارف بکار می رفته است، اما اکنـون در اغـلـب اوقـات تـوسـط هـنرمـندان و مجریان بر روی سن مورد استفاده قرار میگیرد.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 13:6  توسط بابک نظری  | 

تاریخچه ی عدد صفر

یکی از معمول ترین سئوالهائی که مطرح می شود این است که: چه کسی صفر را کشف کرد؟ البته برای جواب دادن به این سئوال بدنبال این نیستیم که بگوئیم شخص خاصی صفر را ابداع و دیگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند.
 
 اولین نکته شایان ذکر در مورد عدد صفر این است که این عدد دو کاربرد دارد که هر دو بسیار مهم تلقی می شود یکی از کاربردهای عدد صفر این است که به عنوان نشانه ای برای جای خالی در دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) بکار می رود. بنابراین در عددی مانند 2106 عدد صفر استفاده شده تا جایگاه اعداد در جدول مشخص شود که بطور قطع این عدد با عدد 216 کاملاً متفاوت است. دومین کاربرد صفر این است که خودش به عنوان عدد بکار می رود که ما به شکل عدد صفر از آن استفاده می کنیم.
 
 هیچکدام از این کاربردها تاریخچه پیدایش واضحی ندارند. در دوره اولیه تاریخ کاربرد اعداد بیشتر بطور واقعی بوده تا عصر حاضر که اعداد مفهوم انتزاعی دارند. بطور مثال مردم دوران باستان اعداد را برای شمارش تعداد اسبان، ... بکار می برند و در اینگونه مسائل هیچگاه به مسئله ای برخورد نمی کردند که جواب آن صفر یا اعداد منفی باشد.
 
 بابلیها تا مدتها در جدول ارزش مکانی هیچ نمادی را برای جای خالی در جدول بکار نمی بردند. می توان گفت از اولین نمادی که آنها برای نشان دادن جای خالی استفاده کردن گیومه (") بود. مثلاً عدد6"21 نمایش دهنده 2106 بود. البته باید در نظر داشت که از علائم دیگری نیز برای نشان دادن جای خالی استفاده می شد ولیکن هیچگاه این علائم به عنوان آخرین رقم آورده نمی شدندبلکه همیشه بین دو عدد قرار می گیرند بطور مثال عدد "216 را با این نحوه علامت گذاری نداریم. به این ترتیب به این مطلب پی می بریم که کاربرد اولیه عدد صفر برای نشان دادن جای خالی اصلاً به عنوان یک عدد نبوده است.

 

البته یونانیان هم خود را از اولین کسانی می دانند کهدرجای خالی ,صفر استفاده می کردند اما یونانیان دستگاه اعداد (جدول ارزش مکانی اعداد) مثل بابلیان نداشتند. اساساً دستاوردهای یونانیان در زمینه ریاضی بر مبنای هندسه بوده و به عبارت دیگر نیازی نبوده است که ریاضی دانان یونانی از اعداد نام ببرند زیر آنها اعداد را بعنوان طول خط مورد استفاده قرار می دادند.

البتهبعضى ازریاضی دانان یونانی ثبت اطلاعات نجومی را بر عهده داشتند. در این قسمت به اولین کاربرد علامتی اشاره می کنیم که امروزه آن را به این دلیل که ستاره شناسان یونانی برای اولین بار علامت 0 را برای آن اتخاذ کردند، عدد صفر می نامیم. تعداد معدودی از ستاره شناسان این علامت را بکار بردند و قبل از اینکه سرانجام عدد صفر جای خود را بدست آورد، دیگر مورد استفاده قرار نگرفت و سپس در ریاضیات هند ظاهر شد.

هندیان کسانی بودند که پیشرفت چشمگیری در اعداد و جدول ارزش مکانی اعداد ایجاد کردند هندیان نیز از صفر برای نشان دادن جای خالی در جدول استفاده می کردند.

اکنون اولین حضور صفر را به عنوان یک عدد مورد بررسی قرار می دهیم اولین نکته ای که می توان به آن اشاره کرد این است که صفر به هیچ وجه نشان دهنده یک عدد بطور معمول نمی باشد. از زمانهای پیش اعداد به مجموعه ای از اشیاء نسبت داده می شدند و در حقیقت با گذشت زمان مفهوم صفر و اعداد منفی که از ویژگیهای مجموعه اشیاء نتیجه نمی شدند، ممکن شد. هنگامیکه فردی تلاش می کند تا صفر و اعداد منفی را بعنوان عدد در نظر بگیرید با این مشکل مواجه می شود که این عدد چگونه در عملیات محاسباتی جمع، تفریق، ضرب و تقسیم عمل می کند. ریاضی دانان هندی سعی بر آن داشتند تا به این سئوالها پاسخ دهندو در این زمینه نیز تا حدودى موفق بوده اند .

این نکته نیز قابل ذکر است که تمدن مایاها که در آمریکای مرکزی زندگی می کردند نیز از دستگاه اعداد استفاده می کردند و برای نشان دادن جای خالی صفر را بکار می برند.

بعدها نظریات ریاضی دانان هندی علاوه بر غرب، به ریاضی دانان اسلامی و عربی نیز انتقال یافت. فیبوناچی، مهمترین رابط بین دستگاه اعداد هندی و عربی و ریاضیات اروپا می باشد.


|+| نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 18:21  توسط بابک نظری  | 

چگونه فردی جذاب، با نفوذ و تاثیرگذار باشیم؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بیشتر اوقات زندگی روزمره ما به مراوده و گفتگو و تعامل با دیگران میگذرد. در منزل، محل کار، خیابان، تاکسی، مغازه، کلاس درس و … در این میان همیشه عده‏ای انگشت شمار از افراد در میان دیگران برتر بوده و نامشان زبانزد دیگران است. همچنین همیشه باعث جذب سایرین شده و در کل افرادی پرنفوذ و تاثیرگذار هستند. البته جذابیت شخصیتی با جذابیت زیبا بودن فرق دارد. جذابیت و گیرایی شخصیتی کاملا اکتسابی است و آگاهانه و یا ناآگاهانه کسب میشود. اینگونه افراد هیچ فرقی با دیگران ندارند؛ مثلا ستاره داشته و یا اینکه جادوگری بدانند بلکه به صورت دانسته و یا ناخودآگاه یک سری قوانین را همیشه رعایت می‏نمایند که همین قوانین عامل برتری و جذب دیگران و عامل نفوذ در اذهان است. ما نیز می‏توانیم اینطور باشیم. در اینجا به بعضی از این عوامل اشاره‏ای مختصر می‏نمایم :

1- کمتر حرف بزنیم : این بدان معنا نیست که حرف نزنیم و یا سرمان در لاک خودمان باشد. بلکه هرجا نیاز به صحبت کردن بود خود را نشان داده و نظر خود را ایراد کنیم. متاسفانه بعضی افراد اینطور برداشت می‏نمایند که کم گویی یعنی هیچ‏گویی و همین امر باعث منزوی شدن و دور شدن از اجتماع می‏گردد.

2- قبل از شروع صحبت حداقل ۳۰ ثانیه فکر کنیم : فکر کردن قبل از شروع صحبت هر چند کم و کوتاه باعث گزیده‏گویی شده و از هرگونه گاف زدن و همچنین بیهوده گویی و با عجله صحبت کردن جلوگیری می‏کند. حتما دیده‏اید افرادی که پس از شنیدن حرفی یا سوالی مدت زمانی کوتاه آنرا حلاجی نموده و سپس بیان می‏نمایند و اکثر اوقات جواب آنها بسیار متین و درست است و هیچ جای ایراد نیست. اما امان از افرادی که آنچه به ذهنشان می‏آید را بیان می‏نمایند، بدون اینکه حتی لحظه‏ای در مورد آن فکر کنند. به اصطلاح با صدای بلند فکر ‏می‏کنند و اکثر اوقات حرفهایی می‏زنند که باعث پشیمانیشان می‏گردد. فکر کردن آسان است. تمرین کنیم.

3- با صدای بلند نخندیم : خنده با صدای بلند شخصیت انسان را زیر سوال می‏برد. هیچ انسان گرانمایه‏ای را نخواهید دید که با صدای بلند خندیده و یا قهقهه بزند. از بازیگران معروف سینما (در زندگی شخصی) گرفته تا بزرگان و دانشمندان. با صدای بلند خندیدن باعث جلب توجه دیگران شده و با توجه به اینکه دیگران نمی‏دانند مطلب شما چقدر خنده‏دار است، باعث سوء برداشت آنها می‏شود.

4- لبخند بزنیم : یک لبخند کوچک باعث جذب می‏شود. هر انسان دارای کودک درونی است که آن کودک درون به آنچه که خود بخواهد جذب می‏شود چه بخواهیم و چه نخواهیم. اخلاق کودک درون دقیقا مانند کودکان است و به چیزهای زیبا عکس العمل مثبت نشان می‏دهد. پس همانطور که یک کودک جذب یک لبخند می‏شود، ما نیز جذب چهره‏های بشاش و خنده‏رو می‏شویم. همچنین لبخند باعث زیباشدن چهره می‏شود.

5- در امور دیگران دخالت نکنیم : برایتان چقدر پیش آمده که با تلفن همراه یا شخصی دیگر صحبت می‏کرده ‏اید که دقیقا پس از پایان صحبت، یک نفر دیگر آمده وگفته "چی شده؟"؟ حتما برایتان پیش آمده است که این قضیه کمی باعث تنفر شما شده است. امور دیگران به ما ربطی ندارد زیرا اگر ربط داشت، با ما نیز در میان گذاشته می‎‏شد. دخالت در امور دیگران باعث دفع آنها شده و نوعی دورشدن را ایجاد می‏نماید. زیرا با توجه به شناختی که افراد از شخص فضول دارند، از رفت و آمد و حتی صحبت مقابل وی خودداری می‏کنند.

6- شوخ طبع باشیم ولی بسیار بسیار کم شوخی کنیم : شوخی هرقدر هم کوچک می‏تواند باعث رنجش شود مگر اینکه این شوخی با فکر قبلی و بررسی بیان شده و یا انجام شود. مثلا شوخی‏هایی که با شخصیت افراد رابطه دارد باعث قتل شخصیت می‏شود. شوخی اگر در حد یک لبخند کوچک و ملیح باشد، بسیار شیرین است و نه بیشتر. شوخی فراوان انرژی ذهنی را کاسته و جذابیت را از بین می برد. چراکه شوخی بتدریج پرده های حرمت را پاره کرده و کم کم موجب بی احترامی می شود. با این حال تبسم به چهره جذابیتی عمیق می بخشد. در تبسم سنگینی و متانت موج می زند ولی در خنده زیادی و شوخی سبکی و کاهش جذابیت نهفته است.

7- آنچه هستیم باشیم : از بیان حرفهای بیخودی و دروغ و بزرگ کردن خود بپرهیزیم. آنچه که هستیم باشیم به این معنا که خود را بزرگتر از آنچه هستیم جلوه ندهیم و سعی نکنیم خود را به زور در دل مردم جای دهیم.

8- به وضع ظاهری خود برسیم : یکی از عواملی که باعث تاثیرگذاری در بین سایرین می‏شود، خوش لباسی، خوشبویی و خوش صورتی است. مطمئنا هیچ کس دوست ندارد با شخصی که دهان او بوی بد می‏دهد و یا لباسش پاره است دمخور شود. ضمن اینکه هماهنگی و پاکیزگی ناخودآگاه باعث جذب مردم می شود. البته باید دقت شود که لباس های عجیب و غریب باعث جذب نمی شود. تمیزی و اطوی لباس، موهای مرتب، دهان خوشبو مجذوب کننده است. اما آراستگی ظاهری فقط به پوشش داخل و خارج خلاصه نمی شود بلکه حرفهای زیبا، جملات مثبت، اعمال درست نیز باعث جذب است.

9- سکوت را تمرین کنیم : بعضی افراد می پندارند که هر چه شلوغتر و پر صداتر باشند بیشتر جذب می شوند ولی اینطور نیست. سکوت تاثیری ذهنی در افراد می گذارد. هنگام سکوت، در اطراف خود ایجاد خلاء می نماییم و این خود باعث جاذبه است. ضمن اینکه سکوت انسان را عاقلتر و با تجربه تر نشان می دهد، زمینه ای مناسب برای صمیمیت است. البته سکوت ناشی از ترس و عدم اعتماد بنفس، باعث کاهش جذابیت است. همچنین نرم و با ملایمت صحبت کنیم چراکه جیغ، داد و هوار، بلند صحبت کردن و خشن و عصبی بودن باعث قطع اعتماد مردم می شود.

10- فرد محترمی باشیم : به خود و دیگران احترام بگذاریم. بی ادبی در کلام و گفتار و رفتار از جذابیت بسیار می کاهد. باید در ظاهر آراسته و در باطن وارسته بود. شخص مودب و متین و محترم بی تردید جذاب تر از بی ادبان است. هتاکی و ناسزا گفتن حتی به افراد بدصفت و بی شخصیت و همچنین تحقیر و تمسخر و غیبت و بدگویی مخالف با احترام است.

11- در رفتار و کلام قاطعیت داشته باشیم : سست عنصر نبودن و پای تصمیمات و تعهدات ماندن موجب جذابیت است. افرادی که شخصیتی قاطع دارند هدفهای مشخص و ارزشهای معینی و برنامه های مدونی دارند و بلااستثنا جذابند. قدرت "نه" گفتن به درخواست های بی ارزش دیگران موجب رویش جذابیت است. بعضی افراد خود را فدای این و آن می کنند و هرکار مثبت یا منفی را قبول میکنند و اینطور می خواهد در دل دیگران رخنه کنند که نمی شود. جذابیت یعنی مصمم بودن و قاطعیت در رفتار و گفتار.

12- مراقب امیال و غرایز شخصی خود باشیم : افراد دارای شخصیت مسلط و چیره بر غرایز و امیال، دارای تسلط بیشتری هستند. کسانی که بر میل جنسی، میل غذا خوردن، عواطف و هیجانات خود مسلط هستند، جذابیت معنوی دارند. تاثیر روانی گذاشته و انرژی مثبت از وجودشان فوران می کند. کسانی که غریزی و هوی هوسی هستند و مدام در پاسخ به امیال خود به سر می برند و نمی توانند خود را کنترل نمایند و خصوصا به زبان و نگاه خود مسلط نیستند، هیچگاه به جذابیتی که انتظار دارند دست نخواهند یافت و مسلما بدون کسب جذابیت از تاثیرگذاری هم خبری نیست.

|+| نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 18:19  توسط بابک نظری  | 

بهبود روابط در محیط کار

ده روش برای بهبود مهارت‌های بین فردی

ارتباط

امروزه خیلی از افراد اعم از زن یا مرد شاغل هستند و ساعت زیادی از وقت خود را در محیط کار می گذرانند پس موفقیت در محیط کار و داشتن وجه ای مناسب و آرامش در محیط کار برایشان بسیار مهم است .اهمیت مهارت‌های بین فردی در محیط کار را دست‌کم نگیرید.

اینکه همکاران، چه تصویری از شما در ذهن دارند، نقش بزرگی را در شادمانی و نشاط روزانه در محیط کار و مهم‌تر از آن در موفقیت و کارایی شغلی شما دارد.

اگر نتوانید با اطرافیان، ارتباط موثر و خوبی برقرار کنید ، با وجود همه‌ی این قابلیت‌ها، در زندگی شخصی و حرفه‌ای با مشکل روبه رو می‌شوید.

اگر شاغل هم نباشید می توانید از این مهارت ها در ارتباطات خانوادگی خود استفاده کنید.با به کارگیری توصیه‌های موجود در این مقاله ، می‌توانید مهارت‌های اجتماعی خودتان را ارتقاء دهید؛ می توانید با همکاران، صمیمی‌تر شده و در نهایت با رعایت این‌ توصیه‌ها می‌توانید در دنیای کاری امروز، موفق شوید:

 1- لبخند بزنید:

افراد، کمتر دور شخص اخمو، جمع می‌شوند. اگر می‌خواهید با همکاران خود رابطه‌ی شاد و دوستانه‌ای داشته باشید، سعی کنید همیشه نگرش مثبت و خوبی نسبت به کار و زندگی داشته باشید. اغلب وقت‌ها لبخند بزنید ، با این کار به دیگران، انرژی مثبت منتقل می‌کنید.

همیشه به دنبال یافتن یک نکته یا ویژگی مثبت در دیگران باشید و به آنان بگویید که چه ویژگی‌های خوبی دارند. سخاوتمند باشید و با کلمه‌های محبت‌آمیز، دیگران را تشویق کنید.

2- قدرشناس باشید:

همیشه به دنبال یافتن یک نکته یا ویژگی مثبت در دیگران باشید و به آنان بگویید که چه ویژگی‌های خوبی دارند. سخاوتمند باشید و با کلمه‌های محبت‌آمیز، دیگران را تشویق کنید. وقتی کارمندی را صدا می‌زنید تا به اتاق شما بیاید ، به او خوش آمد بگویید تا احساس خوبی داشته باشد . اگر دیگران بدانند که قدردان آنان هستید ، آنگاه بهترین کارهایی را که دوست دارید ، برای شما انجام می‌دهند.

 

3- به دیگران توجه کنید:

به آنچه در زندگی دیگران اتفاق می‌افتد ، توجه کنید. رویدادهای مهم شادی‌بخش (تاریخ تولد ، ازدواج) دیگران را به آنان تبریک بگویید و در شرایط ناگوار مانند بیماری و فوت عزیزان، با آنان هم‌‌دردی کنید.

با افراد، تماس چشمی برقرار کنید و با حالت صمیمیت ، دیگران را در صورت امکان به اسم کوچک صدا بزنید.  به نظرهای افراد گوش داده و به آنان اهمیت بدهید.

دو گوش ویک دهان

4- گوش دادن موثر را تمرین کنید:

گوش‌ دادن، روشی است که می‌خواهید به دیگران نشان دهید که به‌طور واقعی نظرهای آنان را می‌شنوید. «گوش دادن موثر» یعنی به زبان خودتان، آنچه را که دیگران می‌گویند، بازگو کنید. وقتی به حرف‌های همکاران خود، دقیق گوش می‌‌دهید، آنان شما را تحسین می‌کنند.

5- افراد را دور هم جمع کنید:

محیطی به وجود آورید که دیگران به کار گروهی تشویق شوند. با همه‌ی افراد به عدالت و مساوی رفتار کنید و از تبعیض و پارتی‌بازی خودداری کنید.

 

6- تضادها را حل کنید:

وقتی افراد ، دور هم جمع می‌شوند ، اگر تضادی به وجود آمد ، آن را حل کنید. یاد بگیرید یک میانجی خوب باشید. اگر همکاران، راجع به مسائل کاری، جروبحث کردند ، جلسه‌ای با حضور آنان برگزار کنید و مشکل‌ها را حل کنید. اگر این‌چنین نقش رهبری را ایفا کردید ، مورد احترام و تحسین اطرافیان قرار می‌گیرید.

یک ارتباط‌گر روشن و شفاف، کمتر با همکاران خود ، دچار سوء‌تفاهم و اختلاف می‌شود. نفوذ کلام و بلاغت، نشان از فراست، هوش و بلوغ فکری شما می‌دهد و این ارتباطی به سن شما ندارد.

7- ارتباط شفاف برقرار کنید:

توجه خاصی به آنچه که می‌گویید و اینکه چطور می‌گویید ، داشته باشید. یک ارتباط‌گر روشن و شفاف، کمتر با همکاران خود ، دچار سوء‌تفاهم و اختلاف می‌شود. نفوذ کلام و بلاغت، نشان از فراست، هوش و بلوغ فکری شما می‌دهد و این ارتباطی به سن شما ندارد. اگر به آنچه که می‌گویید ، توجه نکنید ، دیگران نیز به حرف‌ها و عقیده‌های‌تان اهمیتی نمی‌دهند.

 

8- شوخ طبع باشید:

نترسید از این که با دیگران، شوخی و بذله‌گویی می‌کنید. بسیاری از افراد ، گرد کسانی جمع می‌شوند که بتوانند شادی را برای آنان فراهم کنند و لبخند بر لبان‌شان بنشانند.اما اینکار را از حد نگذرانید تا به شخصیتتان لطمه نزند و البته مراقب حد ارتباط با نامحرم نیز باشید.

 

9- از دریچه‌ی چشم دیگران به موضوع‌ها بنگرید:

هم‌دلی به معنی این است که : خودتان را جای دیگران بگذارید و احساس آنان را درک کنید و سعی کنید حادثه‌ها را از چشم‌انداز دیگران ببینید. شما می‌توانید با حس کردن هیجان‌های خودتان، وضعیت روانی خود را حفظ کنید . در حالی که اگر از درک هیجان‌های دیگران، غافل شوید ، نمی‌توانید توجه آنان را جلب کنید. افرادی که از شناخت، درک هیجان‌ها و احساس‌های دیگران عاجزند ، در ابراز هم‌دلی با دیگران نیز ناتوانند.

 

10- شکایت نکنید و نق نزنید:

هیچ‌چیز بدتر از یک شاکی یا نق‌زن حرفه‌ای نیست. اگر به سادگی راجع به هر موضوعی عصبانی شوید ، دیگر روز خوشی برای شما باقی نمی‌ماند. سعی کنید همیشه نسبت به اطرافیان، گذشت داشته باشید و موضوع‌ها را آسان بگیرید تا از این طریق، بر اعتبار و محبوبیت خود نزد دیگران بیفزایید

|+| نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 18:10  توسط بابک نظری  | 

نفوذ درقلب دیگران بدون جراحی!

جام جم  آنلاین-دیدن، شنیدن و گفتن 3 وسیله مهم برای برقراری ارتباط با اطرافیان است. در نگاه اول همه چیز بسیار ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌رسد، اما شاید تعجب کنید اگر بدانید ده‌ها و احیانا صدها کتاب در زمینه ی چگونگی به‌کارگیری این حواس برای ایجاد ارتباطی موثر نوشته شده است.

مدیریت احساسات خود را به دست گیرید

«اگر می‌خواهید شاد باشید، شادمانه رفتار کنید».

احساسات هر فرد قبل از هر چیز روی خود او تاثیر خواهد گذاشت. شما می‌توانید از این خاصیت به نفع خود بهره ببرید. اگر احساسات منفی شما را اذیت می‌کنند، با مدیریت و کنترل آنها می‌توانید از شر آنها رهایی پیدا کنید. وضعیت بدن خود را تغییر دهید (اگر حرکت می‌کنید، بنشینید و بلند شوید)‌ و مطابق با احساسی که دوست دارید رفتار کنید. اگر با اطرافیان خود با روحیه‌ای شاد و مثبت برخورد کنید، تاثیر بهتری روی آنها خواهید داشت.

کمی از منطق فاصله بگیرید

«در برخورد با مردم به خاطر داشته باشید آنها بیش از آن که منطقی باشند، احساساتی‌اند».

این یک نکته کلیدی است. منطق بسیار خوب است، اما در برخوردها و در زندگی روزمره، ما موجوداتی احساساتی هستیم. ما احساسات خود را به اطرافیان خود انتقال می‌دهیم و متقابلا احساسات آنها را دریافت می‌کنیم. این یکی از دلایلی است که گفته می‌شود در ارتباط با مردم زبان بدن (حالت‌های چهره و وضعیت بدن) و تن صدا بیش از 93 درصد کار را انجام می‌دهد.

معانی عمیقی در زیر کلماتی که به کار می‌بریم نهفته‌اند ،اما زبان، بدن و تن صدا، احساسات و افکار واقعی ما را آشکار می‌سازند. به این دلیل است که توانایی تغییر و کنترل احساسات و داشتن روحیه‌ای مثبت در حین برقراری ارتباط اهمیت پیدا می‌کند. روحیه و احساسات شما تاثیر بسزایی بر نحوه گفتار و حالت‌های چهره و در نهایت بر روابط شما با اطرافیان دارد.

 

بهتر است از سه چیز اجتناب کنید

«هر نادانی می‌تواند انتقاد، محکوم و عیبجویی کند، اما صبور و بخشنده بودن نشانه شخصیت و خویشتنداری شماست».

ممکن است نتوان براحتی از هر سه این موارد اجتناب کرد. اغلب برخوردها یا حتی ارتباطات ما از طریق این سه مورد منفی ایجاد شده و ادامه می‌یابد. انتقاد، عیبجویی و محکوم کردن نوعی لذت غیرعادی ایجاد می‌کند. با این کارها ممکن است احساس کنید اهمیت بیشتری دارید، اما در نهایت این سه مورد  ،رفتاری منفی هستند که روابط شما را محدود می‌سازند.

یادآوری نکات منفی و اغراق در آن روحیه، انگیزه و سلامت روانی شما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، و این می‌تواند شما را در دام یک چرخه ی منفی از عیبجویی و انتقاد مداوم گرفتار سازد و در نتیجه همیشه به دنبال یافتن یک مقصر باشید.  با چنین روحیه‌ای اشاعه‌دهنده و دریافت‌کننده ی احساسات منفی نیز خواهید بود، اما مردم به طور کلی به دنبال احساسات خوب هستند، بنابراین چنین رفتاری می‌تواند موانعی جدی در روابط شما با اطرافیان ایجاد کند.

 

چه چیز اهمیت دارد؟

«راه اصلی برای تسخیر قلب انسان این است که با او درباره چیزهایی که بیشترین اهمیت را برایش دارند، صحبت کنید».

یک پند بسیار مفید و عالی: زیاد درباره خود و زندگیتان صحبت نکنید. به جای این کار ، به صحبت‌های بقیه گوش دهید، اما اگر آنها حرف‌های نامربوط می‌زنند، اگر متقابلا به حرف‌های شما گوش نمی‌دهند و علاقه‌ای به داستان زندگی شما ندارند، می‌توانید محیط را ترک کنید. چیزهایی که مردم اغلب به آنها اهمیت می‌دهند، عبارتند از عقاید، کودکان، یک سرگرمی مخصوص، شغل و...

 

به اطرافیان خود بیشتر توجه کنید

«اگر مردم را دوست داشته باشید، در مدت 2ماه خیلی بیشتر از آن دوست پیدا خواهید کرد، تا این که 2 سال سعی کنید دیگران را نسبت به خود علاقه‌مند سازید».

بسیاری از مردم روش دوم را به کار می‌گیرند ، یعنی تلاش می‌کنند دیگران آنها را دوست داشته باشند، اما این راه چندان موثر نیست. این روش به این دلیل جذاب است که باعث رضایت دائمی از من، من و من می‌شود، اما دوست داشتن دیگران، شاید به این دلیل که قانون رابطه ی متقابل در مردم قوی است، تاثیر بیشتری دارد. مردم همان گونه با شما رفتار می‌کنند که شما با آنها رفتار می‌کنید. آنها را دوست داشته باشید ، آنها شما را دوست خواهند داشت.

مایلم در اینجا این نکته را نیز اضافه کنم که موضوع مهم در این زمینه این است که صمیمانه و صادقانه به سایرین عشق بورزید. علاقه خالصانه شما از طریق زبان بدن و تن صدای شما انتقال می‌یابد.

 

 

سکان زندگی را به دست گیرید

«به جای این که نگران باشید مردم درباره شما چه می‌گویند، چرا سعی نمی‌کنید کاری انجام دهید که تحسین آنها را برانگیزد.»

اهمیت دادن بیش از اندازه به آنچه مردم می‌گویند، یک غول خیالی از آنها در ذهن شما می‌سازد. برای مثال ممکن است فکر کنید هر کاری را انجام دهید مردم شما را محکوم خواهند کرد. ممکن است این طور باشد، اما مردم اغلب درگیر گرفتاری‌های زندگی خود هستند و چندان به کارهای شما اهمیت نمی‌دهند. اگرچه ممکن است این وضعیت ناامیدکننده باشد، اما از طرف دیگر باعث راحتی خیال خواهد شد و به شما کمک خواهد کرد موانع داخلی را که شما را از انجام کارهایتان باز می‌دارد کنار بزنید.

همان طور که کم‌کم یا در یک حرکت ناگهانی این موانع را کنار می‌گذارید، بیشتر به خود اهمیت خواهید داد، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهید کرد و شانس بیشتری برای موفقیت خواهید داشت، در نتیجه احساسات مثبت بیشتری در وجود شما ایجاد شده و احساسات منفی برطرف خواهدشد. در این صورت در ایجاد رابطه با اطرافیان موفق‌تر عمل می‌کنید و مهارت‌های اجتماعی شما ارتقا پیدا خواهد کرد.

 

چه نفعی به حال من دارد؟

«تنها یک راه وجود دارد که هر چیزی را می‌خواهیم به دست آوریم و آن این که سایرین را به آنچه می‌خواهیم علاقه‌مند سازیم.»

اگر می‌خواهید کسی کاری برای شما انجام دهد، ببینید آیا او به انگیزه شما برای انجام آن کار اهمیت می‌دهد؟ شاید او اصلا علاقه‌ای به آنچه که شما می‌خواهید نداشته باشد.  او می‌خواهد بداند این کار چه نفعی برایش دارد. پس برای این که به خواسته خود برسید، مزایای انجام آن کار را توضیح دهید.

سعی کنید این کار را صادقانه و با نگرشی مثبت انجام دهید. اگر دلیل شما برای این کار موجه نباشد یا به صورتی قاطعانه و با اعتماد به نفس بیان نشود، ممکن است طرف شما را متقاعد نسازد و بنابراین هر دوی شما از مزایای انجام آن کار محروم شوید.

 

چگونه در یک بحث پیروز شویم‌

«بهترین راه برای پیروز شدن در یک بحث و جدل این است که از آن اجتناب کنید.»

درگیر شدن 2 نفر در یک بحث و این که هردو بخواهند از مواضع خود جداگانه دفاع کنند، رابطه آنها را دچار مشکل خواهد کرد. تنها نتیجه‌ای که از یک مشاجره عاید خواهد شد، این است که تا مدت‌ها پس از آن هر دوی شما احساسی منفی نسبت به یکدیگر خواهید داشت و هر دوی شما در این دید منفی نسبت به یکدیگر غرق خواهید شد. خودداری از بحث‌ها و مشاجرات غیر ضروری مهمترین پیروزی خواهد بود.

 

سخنان شما بیش از آنچه فکر کنید، اهمیت دارند

«تنها و تنها 4 راه برای برقراری ارتباط با دنیا وجود دارد. ما از طریق این 4‌وسیله ارتباطی ارزیابی و طبقه‌بندی می‌شویم: چه‌کار می‌کنیم، چگونه نگاه می‌کنیم، چه می‌گوییم و چگونه می‌گوییم.»

با وجود اهمیتی که هر کدام از این 4 مورد دارند، اما بیشتر روی سومین آنها  یعنی این که چه می‌گوییم - تاکید می‌شود.

اغلب مردم در اولین ملاقات خود با سایرین به شکلی ناخودآگاه آنها را ارزیابی می‌کنند. ذهن به این ترتیب مردم و چهره‌ها را سازماندهی می‌کند. بنابراین درباره نحوه نگاه خود و این که اولین احساسی که ایجاد می‌کنید چگونه خواهد بود فکر کنید. درباره زبان بدن و این که جملات را چگونه بیان می‌کنید بیندیشید.

درباره این که چه احساسی دارید فکر کنید ، به این دلیل که احساس شما بر دنیای اطرافتان تاثیر می‌گذارد و دنیا نیز تاثیر متقابلی بر شما دارد

|+| نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 17:53  توسط بابک نظری  | 

ایست، لطفا جدی باشید!!!


اگر می‌خواهید در محل کار همه به شما احترام بگذارند و عقاید و ایده‌هایتان را بپذیرند، باید اطمینان حاصل کنید که اطرافیانتان شما را جدی تلقی می‌کنند.
می‌دانید که دست یافتن به چنین موقعیتی نیازمند تلاش بسیار، صداقت و راستی است. در اینجا راهکارهایی به شما پیشنهاد می‌کنیم که با استفاده از آنها می‌توانید در کارتان از همه جلو بیفتید.


۱) همه چیز را بدون چون و چرا قبول نکنید
افراد بله قربان‌گو خیلی زود چهره واقعیشان معلوم می‌شود. آنچه از این کار نصیب شما می‌شود کوتاه‌مدت، ناپایدار و توخالی است. اگر با چیزی مخالفت دارید، باید افکار و دیدگاه‌هایتان را بدون ترس از چیزی ابراز کنید؛ اما به خاطر داشته باشید استدلالات خود را سنجیده و منطقی بیان کنید و همیشه به عقاید و دیدگاه‌های دیگران احترام بگذارید.


۲) خوب صحبت کنید
با وجود این که بعضی از مدیران دستشان رو شده است، اما هنوز مورد احترام هستند، زیرا شخصیتی منحصر به فرد دارند و می‌توانند از زیر آن شانه خالی کنند. برای صحبت کردن همیشه از زبانی مودبانه استفاده کنید. بدون هیچ گونه تغییر موضعی رک و راست صحبت کنید، ولی توجه داشته باشید که نباید به هیچ وجه وسط حرف دیگران بپرید و نیازی نیست همه افکارتان را به زبان بیاورید. در عوض به حرف‌ها و عقاید دیگران گوش بسپارید و به نظرات آنها توجه کنید. لازم نیست خیلی زود به عکس‌العمل دیگران پاسخ دهید. قبل از حرف زدن حتما تک‌تک کلماتتان را بررسی کنید و بعد به زبان بیاورید.


۳) وقت‌شناس باشید
اگر همیشه همه را منتظر خود نگاه دارید، کم‌کم احترامتان را از دست می‌دهید و چون نمی‌توانند به سر قرار آمدن شما اطمینان کنند، برای پروژه‌های بزرگ رویتان حساب نمی‌کنند. با احترام گذاشتن به برنامه‌ها و وقت دیگران، باعث خواهید شد که آنها نیز به شما احترام بگذارند.


۴) دست از مطالعه و یادگیری برندارید
ندانستن یکی از غیرقابل‌قبول‌ترین کلمات در دنیای حرفه‌ای است، اگر ندانید درباره چه چیزی صحبت می‌کنید، حتما جدی گرفته نمی‌شوید. اگر می‌خواهید روی ایده‌ها و نظراتتان حساب کنند، باید بکوشید از همه بااطلاع‌تر باشید. هیچ گاه دست از یادگیری برندارید و در این زمینه از همه سبقت بگیرید. قبل از این که عقیده خود را بگویید، حتما درباره آن اطلاعات جامع کسب کنید.


۵) سفیری لایق باشید
اگر از طرف شرکت جایی فرستاده می‌شوید، در واقع سفیر شرکت شده‌اید. کدام سفیر اطلاعات محرمانه میهنش را برای کشوری دیگر بازگو می‌کند؟ اگر می‌خواهید شرکتتان همیشه بهترین باشد، شما هم باید بهترین به نظر برسید. درخصوص کارفرمای خود با تحسین و غرور صحبت کنید.


۶) نتیجه نشان دهید
سخنگویان بزرگ در اول سخنرانی تاثیر می‌گذارند، اما این تاثیر مثبت را فقط تا زمانی می‌توانند نگاه دارند که سخنرانی‌شان نیز جالب توجه باشد. اگر به توانایی‌هایتان ایمان دارید، نترسید و روی آنها کار کنید. گفته‌های خود را با عمل همراه کنید. افرادی که بالاتر از گفته‌هایشان عمل می‌کنند، همیشه مورد احترام و تحسین هستند.


۷) از خود تعریف نکنید
ممکن است کارهای زیادی انجام داده باشید، اما از خود تعریف نکنید. بگذارید دیگران ارزش‌های شما را کشف و تحسین‌تان کنند. اگر بخواهید از خود و دستاوردهایتان تعریف کنید، فقط دشمنی بقیه را به خود جلب خواهید کرد.


۸) خونسردی خود را حفظ کنید
رهبران بزرگ افرادی هستند که هنگام استرس و فشار زیاد، قادرند خونسردی خود را حفظ کنند. در این مواقع باید عزمتان را جزم کنید و به دنبال راه‌حل باشید، هر اتفاقی هم بیفتد نباید عصبانی شوید و کنترلتان را از دست بدهید. فقط خونسردی‌تان را حفظ کنید تا بتوانید اداره امور را در دست داشته باشید.


۹) خوب لباس بپوشید
از آنجا که معمولا افراد تا حد زیادی از روی ظاهر درباره دیگران قضاوت می‌کنند، کیفیت لباس‌های شما نقش اساسی در قضاوت آنها خواهد داشت. از طرز لباس پوشیدن محل کارتان پیروی، اما آن را به بهترین نوع بپوشید. سعی کنید همیشه تمیز و منظم باشید.


۱۰) زندگی خصوصی‌تان را پوشیده نگاه دارید
شما به محل کار آمده‌اید که کار کنید نه روان‌شناسی. اگر بخواهید زندگی خصوصی خود را برای همه بازگو کنید، مطمئن باشید قادر نخواهید بود تصویری جدی از خودتان در ذهن آنها ایجاد کنید. تا می‌توانید بکوشید درباره موضوعات زیر در محل کار با کسی گفتگو نکنید: مذهب، سیاست، مشکلات در روابط، آخر هفته شما با دوستانتان. همچنین اگر در محل کار با کسی مشکل دارید، دلیل نمی‌شود دراین‌باره با همه کارکنان گفتگو کنید. بکوشید موضوع را محرمانه با کارفرما یا خود شخص مطرح کنید.
جدی باشید تا جدی گرفته شوید. با رعایت نکات یاد شده متوجه شدید که چگونه نکاتی بسیار ریز می‌تواند احترام بیشتری برای شما کسب کند. احترام بیشتر هم باعث خواهد شد تا دیگران شما را جدی تلقی کنند. احترام دیدن، در نتیجه احترام گذاشتن به دیگران و جدیت در کار به وجود می‌آید.
 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 17:51  توسط بابک نظری  | 

خلاقیت برتر از پرهوشی


دکتر فرهاد الوردی- آیا افراد خلاق دارای ویژگیهای خاصی هستند؟ بررسی ها نشان می دهد که هر چند افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردار هستند،اما برای اینکه فرد بسیار خلاق باشد ضرورتا نباید نابغه باشد.

افراد خلاق تازگی و بدیع بودن را ترجیح می دهند، پیچیدگی مسائل توجه آنان را جلب می کند و به قضاوتهای مستقل می پردازند(بارون هارنیگتون ). علاوه بر آن توانایی تمام کردن، کامل کردن و یکی کردن افکار گوناگون در این افراد بیش از دیگران است .

علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ویژگیهای دیگری نیز دارند که آنها را از سایر افراد متمایز می کند این ویژگیها عبارتند از:

1-افراد خلاق، بخش عمده ای از وقت خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود می کنند و از این طریق سوژه های جدیدی برای فکر کردن پیدا می کنند.

2-افراد خلاق بسیار کنجکاو بوده و به طور مستمر در جستجوی موضوعات پیچیده ،جدید و ناشناخته و عجیب هستند. به همین سبب آنها در مقایسه با افرادی که از توانایی خلاقیت کمتری برخوردار هستند، سوالات بیشتر و پیچیده تری را مطرح می کنند.این ویژگی را به سادگی در بچه ها می توان تشخیص داد

افراد خلاق بیشتر به وسیله علایق درونی خود نسبت به کارهای خلاق برانگیخته می شوند تا عوامل بیرونی نظیر شهرت ،پول یا تایید دیگران.

3- حل مشکلات و مسائل توسط افراد خلاق از اصالت خاصی برخوردار است.

4- افراد خلاق انعطاف پذیر هستند و در ارائه راه حل و اندیشه بکر و بدیع آمادگی بسیار دارند(گلیفورد )آنها با استفاده از این ویژگی ،توانایی تعقیب و دستیابی به راه حل مشکل را از راه های مختلف دارا هستند.

5- افراد خلاق به استقلال و ناهمنوایی تمایل دارند و در مواردی که دستورهایی بر خلاف میل و یا اعتقادات خود دریافت کنند به سرپیچی از آنها تمایل نشان می دهند به این سبب اعمال مدیریت در مورد افراد خلاق بسیار دشوار است . آنها اگرچه به دستور گرفتن از دیگران اعتقاد ندارند، نیاز مبرم به مورد پذیرش واقع شدن دارند، زیرا این احساس برای آنها آرامش خاطر دلپذیری را ایجاد می کند. ضمنا آگاهی به این مطلب که اندیشه هایشان مورد قبول واقع شده ،اتکاء به نفس زایدالوصف در آنان ایجاد می کند.

 

6- بر اساس نظریه وایت افراد خلاق علی رغم استنباط دیگران ، بسیار فعال نبوده، دذ مقایسه با دیگران از هوش و ذکاوت خارق العاده نیز برخوردار نیستند. هوش یکی از پیش نیاز های خلاقیت است و پایین بودن درجه هوشی فرد معمولا به پایین قرار گرفتن ویژگی خلاقیت منجر می شود ،اما هوش سرشار نیز دلالت بر خلاق بودن شخص نمی کند.  افراد دارای هوش پایین عموما از نظر خلاقیت نیز ناتوانند و خلاقیت در افراد دارای هوش کمی بالاتر از میانگین بیشتر مشاهده شده است . اشخاص باهوش و ذکاوت خوب در مدارج تحصیلی ،بسیار خوب عمل می کنند ولی شاهد کیفی که دلالت بر خلاقیت آنها بکند بسیار کم است.

7- این نوع شخصیت مسائل و وضعیت هایی را می بیند که قبلا مورد توجه قرار نگرفته است و فکرهای بکری را ارائه می دهد.

اصولا یک فرد خلاق بی تفاوت از کنار مسائل نمی گذرد و محیط پیرامون را همیشه با دقت مورد توجه قرار می دهد.

8- ایده ها و تجربیات حاصل از منابع گوناگون را به هم ربط می دهد و آنها را بر مبنای مزیتشان مورد بررسی قرار می دهد.چراکه ارائه فکر مشکل نیست بلکه ارائه فکر و ایده های سودآور،مفید،باصرفه و... مشکل خواهد بود.

9- یکی از مهمترین ویژگی افراد خلاق داشتن سلاست فکر است. به طوری که همزمان در مورد یک مساله چندین فکر و راه حل را داشته باشد.

10- نسبت به پیش فرضهای قبلی تردید می کنند و محدود به رسم و عادت نمی شوند.

مدیران امروزی ما باید به این نکته توجه داشته باشند که موانعی برای بروز خلاقیت وجود دارد که بحث مفصلی را می طلبد و پرداختن به آنها خارج از این مقاله است اما مهمترین آنها عبارتند از :  عدم اعتماد به نفس ،  ترس از انتقاد و شکست ،  تمایل به همرنگی و همگونی ،  عدم تمرکز ذهنی و...

افراد خلاق ، مسائل پیچیده را به مسائل ساده ترجیح می دهند و با علاقمندی بسیار برای یافتن راه حل می کوشند.

باید این نکته را قبول کنیم که همگی ما عادت زده ایم بنابراین مدیریت سازمان ها باید همیشه از بروز ایده ها و فکر های جدید استقبال نماید و افراد خلاق را تشویق کند. برای اینکه خلاقیت به وقوع بپیوندد، باید چنان نگرشی وجود داشته باشد تا از پیشنهادهایی که مبتنی بر تغییر شرایط موجودند،استقبال کند. ملاک اصلی برای پیشنهاد دهنده ،آن چیزی است که مدیر در عمل انجام می دهد،نه سخن او. متاسفانه در نظام اداری ما کم نیستند مدیرانی که خود را عقل کل می دانند و کارمندان را افرادی که مجبورند دستورات غیر منطقی آنها را اجرا کنند.این مدیران یکی از مهمترین موانع خلاقیت و نوآوری در نظام اداری هستند

|+| نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 17:48  توسط بابک نظری  | 

باورهای موفق ترین انسانهای روی زمین
باورهای موفق ترین انسانهای روی زمین

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آیا هیچ وقت آدم های شاد و موفقی را که به رویاهایشان رسیده اند، دیده اید؟ تا حالا دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری می بینند؟

سال هاست که درخصوص افراد استثنایی که در تجارت، ورزش و دیگر رشته ها موفقند، تحقیق می شود. در این سال ها بعضی باورهای مهم و اساسی درباره این انسان های موفق سالم و شاد به اثبات رسیده است. اگر شما هم دوست دارید شادتر باشید و زندگی در کنترل خودتان باشد، بهتر است با ما همراه شوید و چند هفته ای را با این 5 باور مهم طی کنید. باورهای ما پنجره ای هستند که ما از آن به دنیا نگاه می کنیم. آنها تمام زمینه های زندگی مان را شکل می دهند. اگر تصمیم بگیرید با نظر مثبت به زندگی نگاه کنید، دیدگاه شما خوش بینانه و قدرتمند می شود و خیلی زود از این طرز برخورد با دنیای اطرافتان بهره می برید.

خودتان بهتر از هر کسی خودتان را می شناسید :
مردی یک شب کلید خانه اش را گم کرده بود و نمی توانست وارد خانه شود. او بیرون منزل در نور چراغ کوچه دنبال کلیدش می گشت. کمی بعد همسایه اش او را دید و به کمک او آمد تا با هم کلید را پیدا کنند. اما بی فایده بود. پس از کلی جستجو همسایه از او پرسید: اگر تو کلید را در منزل گم کرده ای، چرا در خیابان دنبال آن می گردی؟ مرد پاسخ داد: چون در خیابان نور بیشتر است! حالا تصور کنید شما جهت و معنای زندگی را گم کرده اید. اگر از مردم بپرسید اهداف شما در زندگی چه باید باشد، درست مثل این است که در خیابان دنبال کلیدی بگردید که در خانه جا گذاشته اید. هیچ کس به شما نمی تواند بگوید چطور به زندگی تان معنا ببخشید. روش دیگران به درد شما نمی خورد. شما باید درون خودتان را جستجو کنید. حتی اگر یک عمر برای یافتن پاسخ های خود جای دیگری را جستجو کرده اید، به محض این که به درون خودتان رجوع کنید، می بینید که پاسخ سوال های زندگی برای شما روشن می شود.

اگر گام به گام پیش بروید، به هر چه بخواهید می رسید :
حقیقت این است که هر نوع مهارتی را می توان یاد گرفت، هر مشکلی را می شود حل کرد و هر کاری را می توان به نتیجه رساند، فقط اگر مرحله به مرحله پیش بروید و کارهای بزرگ را به قسمت های کوچک تر تقسیم کنید. وقتی یک کار بزرگ را به چند مرحله کوچک تر تقسیم کنید، انجام آن آسان تر می شود و دیگر به نظرتان سنگین نیست. ما ناخودآگاه در بسیاری موارد این کار را انجام می دهیم. مثلا وقتی قرار است یک شماره تلفن را به خاطر بسپاریم، اعداد آن را 3 تا 3 تا یا 2 تا 2 تا حفظ می کنیم. نکته مهم آن است که اگر می خواهید دیوار بین خود و رویاهای زندگی تان را بردارید، بهترین کار آن است که آجر به آجر پیش بروید تا به هدفتان برسید.

اگر روش شما جوابگو نیست، آن را عوض کنید :
دکتر اسپنسر جانسون، نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدم ها و موش ها را این طور توصیف می کند. وقتی یک موش حس می کند تلاش هایش به نتیجه نمی رسد، روش خود را عوض می کند، اما وقتی آدم ها حس می کنند کاری که انجام می دهند به نتیجه نمی رسد، عصبانی و خسته می شوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند. حتی گاهی اگر کسی راهکار تازه ای را به آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می گیرند و می گویند: "من همیشه این کار را همین طور انجام داده ام. "یا" من آدمی این مدلی هستم." در اصل این آدم ها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن می ترسند و حس می کنند ترسشان به این معناست که دیگر روش ها اشتباه است. همیشه آنچه به نظر ما طبیعی و صحیح به نظر می رسد، در اصل محصول باورهایتان است و به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امکانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از توانایی هایمان است. اگر واقعا می خواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیده اید، پا را فراتر بگذارید و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنید.

شکست هرگز وجود ندارد :
تنها شکستی که در زندگی وجود دارد، این است که دست از یادگیری بردارید. جز این مورد هر نتیجه ای که پیش رویتان می آید، بازتابی است که به شما می گوید آیا راهکار انتخابی شما را به هدف نزدیک تر کرده یا دورتر. آدم هایی که به اهدافشان می رسند، یک خصوصیت مشترک دارند، آنها از شکست و اشتباه نمی ترسند، چون می دانند هر اشتباه یا شکست فرصتی است برای یادگیری که باید از آن استفاده کرد شکست، لازمه یاد گرفتن است.

شما همین حالا در حال شکل دادن آینده تان هستید :
تفاوت بارزی که میان افراد موفق و ناموفق وجود دارد، این است که افراد موفق در حال زندگی می کنند اما افراد ناموفق در گذشته سیر می کنند. اگر دائم به گذشته بچسبید، تمام زیبایی ها و فرصت هایی را که زندگی در حال حاضر به شما ارزانی کرده از دست می دهید. اگر هم در حال زندگی کنید بسرعت می توانید فرصت های رسیدن به اهدافتان را صید کنید. مهم نیست در گذشته چقدر تلاش کرده اید. هر لحظه از هر روز زندگی فرصت تازه ای است تا به خوشبختی و موفقیت نزدیک تر شوید. اگر بار دیگر ترس های قدیمی و باورهای محدودکننده مانع شادی و موفقیت شما شدند، آنها را در ذهن تان متوقف و در درون تان افکار مثبت و خوش بینانه را جایگزین افکار منفی کنید. قدرت باورهای مثبت آنقدر زیاد است که می توانید به کمک آنها از تمام لحظات زندگی پلی برای موفقیت بسازید.
 

|+| نوشته شده در  سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 17:44  توسط بابک نظری  | 

سهراب سپهری

مشهد اردهال - حوالی نیاسر کاشان - علاوه بر جاذبه‌های طبیعی، میزبان یک انسان بزرگ است؛  بافت سنتی و معنوی آن محل به حدی زیباست که انسان را سر شوق می‌آورد. بر سر آرامگاه سهراب که رسیدم، جوّ گیر شدم و گفتم:

 نرم و آهسته بیایید که مهتاب اینجاست‌
خانه‌ی دوست همین‌جا و خودش خواب اینجاست

پا مکوبید مبادا که ترک بردارد‌
چینی نازک تنهایی سهراب اینجاست

آن گلستانه که بوی علفش می‌سازد
ذوق را دربه‌در و سرکش و بی‌تاب اینجاست

بیشه و چشمه و آبادی و ییلاقی که
گفت از دیدنشان شعر تــَر و ناب اینجاست

کوچه باغی که بوَد سبزتر از خواب خدا
چشم باران زده و شسته و سیراب اینجاست

مرگ پایان کبوتر نبوَد، باور کن
شاعر پنجره و آینه و آب اینجاست

|+| نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 17:44  توسط بابک نظری  | 

تولید ناب (lean production)

 

«ناب»بودن انجام بیشتر و بهتر در کنار حداقل هاست (Lean is about doing more with less ) زمان کمتر، موجودی، فضا، نیروی کار و پول کمتر. تولید ناب یک تعهد برای حذف ضایعات و ساده سازی رویه های کاری و افزایش سرعت تولید است.

  

تولید ناب حذف سیستماتیک ضایعات ( waste ) از سیستم تولید است. میزان انتظار، حمل و نقل و موجودی زاید. تولید ناب اجرا و  پیاده سازی مفاهیم جریان پیوسته ( continuous flow ) و کشش مشتری ( customer pull ) را به همراه دارد.

۵ حوزه ای که توسط تولید ناب پیش برده میشود:

۱.هزینه

۲.کیفیت

۳.تحویل

۴.ایمنی

۵.روحیه

  

همانطور که تولید انبوه ( mass production ) به عنوان سیستم تولید در قرن بیستم در ذهن ها هست؛ تولید ناب ( lean production ) به عنوان    سیستم  تولیدی   قرن  بیست و یکم    مد نظر می باشد.

منافع تولید ناب:

۱.کاهش ضایعات تا ۸۰٪

۲.کاهش هزینه های تولید تا ۵۰٪

۳.کاهش زمان سیکل تولید تا ۵۰٪

۴.کاهش نیروی انسانی مورد نیاز تا ۵۰٪

۵.کاهش موجودی تا ۸۰٪ ضمن افزایش سطح خدمت ( service levels ) به مشتریان

۶.افزایش ظرفیت تسهیلات موجود تا ۵۰٪

۷.کیفیت بهتر

۸.افزایش انعطاف پذیری سیستم در واکنش به تغییرات در جهت بهبود های مدنظر

۹.تمرکز استراتژیک بیشتر

۱۰.بهبود جریان نقدی از طریق افزایش فروش و صورتحساب های متوالی

   

نگرش تولید ناب:

- فعالیت های بدون ارزش افزوده یا ضایعات از طریق فعالیت های بهبود مستمر حذف میشوند.

-در تمامی زنجیره ارزش ( value chain )، فراتر از نتایج، تمرکز بر بهبود مستمر فرایند هاست.

-جریان تولید پیوسته از طریق چیدمان فیزیکی  و  مکانیزم های  کنترل و ساختار سیستمی  تحقق  می یابد.

-بسته ها (  lot ) تولید، کوچک اند و از طریق تجهیزاتی که زمان راه اندازی کمی  دارند  تحقق می یابند.

-گرایش به نگهداری و تعمیرات و تمیز نگهداشتن محل کار وجود دارد.

-دارای سیستمی کششی ( Pull system ) می باشد.

ترجمه شده از سایت: http://www.1000ventures.com

|+| نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 17:14  توسط بابک نظری  | 

زمین در آغاز شکل گیری
زمین ، سومین سیاره نزدیک به خورشید و بزرگترین سیاره در میان سیارات درونی است. ساختار درونی زمین مثل سایر سیارات درونی از یک هسته داخلی و یک هسته خارجی به همراه لایه‌های مذاب و نیمه مذاب و سنگی جامد تشکیل یافته است. هسته داخلی فلزی و جامد بوده و توسط هسته خارجی که فلزی و مذاب است، احاطه شده است.



img/daneshnameh_up/e/e8/Mehvarezamin.jpg
فاصله متوسط از خورشید 60.149 کیلومتر
قطر استوا 12756 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 93.23 ساعت
مدت حرکت انتقالی 26.365 روز
سرعت حرکت انتقالی 79.29 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 55 تا 70 درجه سانتیگراد
جرم (زمین = 1) 00.1
چگالی متوسط (آب = 1) 52.5
جاذبه (زمین = 1) 1
تعداد قمر 1






زمین شرایط بسیار منحصر بفردی دارد. هیچکدام از سیارات دیگر آب مایع و جو پر اکسیژن نداشته و حیات در آنها وجود ندارد. تکامل تدریجی زمین که 4.5 میلیارد سال طول کشیده است، همچنان بطور طبیعی و نیز بر اثر فعالیتهای انسان ادامه خواهد داشت. همچنین چگالی زمین از تمام سیارات دیگر بیشتر است.

زمین در آغاز شکل گیری

  • در اوایل پیدایش منظومه شمسی ، ذرات ریز غبار موجود در قرص خورشید که عمدتا از گاز و غبار تشکیل شده بود، پس از برخورد به هم چسبیده و اجسام بزرگ و بزرگتری را بوجود آوردند. بدین ترتیب چهار سیاره درونی از این ذرات شکل گرفتند.

  • 4.5 میلیارد پیش ، زمین دارای سطحی داغ ، قرمز و نیمه مذاب بود. پس از گذشت میلیونها سال ، سطح زمین شروع به سرد شدن نمود و پوسته جامدی ، به دور زمین بوجود آمد. گازهای داغ و مواد مذاب از لایه‌های زیرین و از طریق دهانه‌های آتشفشانی بیرون زده و جو ضخیم زمین را بوجود آوردند. در همین مدت شهاب سنگهای زیادی به سطح زمین خوردند و هزاران گودال شهاب سنگی را در سطح زمین بوجود آورد. و مقدار زیادی غبار به جو زمین اضافه کردند.

  • پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن اقیانوس شدند. کره زمین به تدریج به شکل کنونی درآمده است.



img/daneshnameh_up/7/7e/Atashfeshan.jpg
زمین در آغاز شکل گیری
با سرد شدن زمین ، شرایط لازم برای
پیدایش حیات در آن فراهم شدند.

نحوه پیدایش و تکامل زمین

زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد بسیار داغ و نیمه مذاب بوده که به تدریج عناصر سنگین‌تر ته‌نشین شده و هسته فلزی را به وجود آوردند ، و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت میلیاردها سال زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت، جو زمین شکل گرفت، و اقیانوسها بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز ادامه دارد. پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده و دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.

مشخصات زمین

  • زمین سیاره‌ای است منحصر بفرد ، دارای آب مایع و جوی که قسمت اعظم آن از نیتروژن و اکسیژن تشکیل شده که تداوم حیات را ممکن می‌سازند. در منظومه شمسی ، زمین پنجمین سیاره از لحاظ بزرگی و سومین سیاره نزدیک به خورشید است. چگالی زمین از تمامی سیارات بیشتر است.

  • زمین در منظومه شمسی دو نوع حرکت ، وضعی و انتقالی دارد. در حرکت وضعی زمین در یک شبانه روز به دور خودش می‌چرخد و در حرکت انتقالی در یک سال مداری بیضی شکل حول خورشید را طی می‌کند (مدار زمین).



img/daneshnameh_up/6/6b/Zaminemeghnatisi.jpg

کره مغناطیسی

  • با چرخش زمین به دور خودش ، چرخه‌هایی در هسته خارجی آن که از آهن مذاب تشکیل شده بوجود آمده ، جریانهای الکتریکی تولید می‌کنند. این جریانها باعث ایجاد یک میدان مغناطیسی در فضای اطراف زمین شده و پوششی محافظ در اطراف آن ایجاد می‌کنند (کمربند تشعشعی زمین). این میدان که کره مغناطیسی نامیده می‌شود، زمین را در برابر جریانهای سریع ذرات باردار بادهای خورشیدی محافظت می‌کند.

  • بعضی از این ذرات در دو نقطه میدان مغناطیسی به نام کمربندهای «وان آلن» به دام می‌افتد. کره مغناطیسی بیشتر بادهای خورشیدی را از زمین دور می‌کند، اما جریانهای ذرات باد خورشیدی آنقدر قوی هستند که قسمت جلویی کره مغناطیسی را مسطح نموده و باعث کشیدگی عقب آن می‌شوند.



img/daneshnameh_up/0/04/Sakhtarezamin.jpg

آینده زمین

از آنجا که حیات در زمین) وابسته به خورشید است، آینده کره زمین نیز به آینده خورشید وابسته خواهد بود. حدود 5 میلیارد سال دیگر ذخایر انرژی خورشید تمام شده و خورشید به یک غول سرخ تبدیل می‌شود و افزایش حجم می‌دهد. گرمای شدید حاصل از افزایش حجم باعث آب شدن یخ مناطق قطبی و بالا آمدن آب اقیانوس می‌شود. سپس جو زمین شروع به تبخیر می‌کند و گیاهان خشک آتش می‌گیرند. در چنین شرایطی امکان حیات در زمین کلا از بین می‌رود.

انتظار نجومی

  • شاید انسان در آینده بتواند قبل از وقوع فاجعه‌های فوق زمین را به جایی دورتر از خورشید منتقل کند.
  • شاید امکانات آینده ، انسانهای آن زمان به سیاره قابل سکونت دیگری کوچ کنند.
  • شاید بشر بتواند مانع از وقوع فاجعه‌های فوق در خورشید و زمین شود.
  • باید پنج میلیارد سال انتظار کشید.
|+| نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 18:16  توسط بابک نظری  | 

کره زمین
زمین کره‌ای است که روی آن زندگی می‌کنیم. بنا به باورهای دینی از خاک آن آفریده شده‌ایم و روزی دوباره به خاک آن باز می‌گردیم. این کره خاکی یکی از نه سیاره منظومه شمسی است که مانند سایر سیارات در مداری به دور خورشید می‌گردد. زمین سیاره‌ای منحصر بفرد در منظومه شمسی است که در آن آب و اکسیژن و نیتروژن که برای حیات ضروری‌اند، وجود دارد.
img/daneshnameh_up/5/55/EARTH004.GIF




تاریخچه زمین

زمین در بدو پیدایش بصورت کره‌ای از مواد داغ و نیمه مذاب بود. بتدریج عناصر سنگینتر ته‌نشین شده و هسته فلزی را بوجود آوردند و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت چند میلیارد سال ، زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت ، جو زمین شکل گرفت و اقیانوس بوجود آمدند. تکامل زمین هنوز هم ادامه دارد: پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده ، دائما بر اثر زمین لرزه‌ها و حرکتهای قاره‌ای در حال تغییر و تحول است. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.

حرکت زمین به شکل یک پوسته سنگی متشکل از 12 صفحه مجزاست. هر یک از قاره‌ها روی یک یا چند صفحه قرار گرفته‌اند. این صفحات با سرعتی شبیه به سرعت رشد ناخنهای انسان در حال حرکت هستند. صفحه‌های جامد ، روی سنگهای نیمه مذاب به حالت شناور هستند که خود این سنگهای نیمه مذاب توسط جریانهای داغی که از هسته فلزی زمین فوران می‌کنند، تکان خورده و باعث حرکت صفحه‌ها در سطح زمین می‌شوند.
img/daneshnameh_up/2/2b/EARTH001.GIF




چهره متغیر زمین

250 میلیون سال پیش ، سه تکه بزرگ خشکی بهم نزدیک شدند و یک خشکی بزرگ بنام پانجیا را بوجود آوردند. بعد از مدتی دریای تتیس این خشکی عظیم را به دو قسمت لوراسیا و گندوانلند تقسیم کرد. 120 میلیون سال پیش اوراسیا از هم شکافت و آمریکای شمالی از اروپا جدا شد. گنوانلند نیز شکافته شد و در نتیجه هندوستان به سمت جنوب آسیا حرکت کرد. قاره‌ها همچنان به حرکت خود ادامه داده و به این شکل کنونی که می‌بینیم در آمدند. ظرف چند میلیون سال آینده قاره آمریکا به حرکت خود در سمت غرب ادامه داده و قاره آفریقا به اروپا و آسیا ملحق خواهد شد.

حیات در زمین

اولین موجودات زنده حدود 3.8 میلیارد سال پیش و اولین دایناسورها حدود 150 میلیون سال پیش در زمین ظاهر شدند. حدود 65 میلیون سال پیش نسل داینوسورها از بین رفت(انقراض دایناسورها). یکی از عوامل انقراض داینوسورها برخورد یک شهاب سنگ به زمین و پر شدن جو زمین از غبار بود. در چنین شرایطی نور و گرما به زمین نرسیده و یک دوره کوتاه یخبندان باعث مرگ داینوسورها بر اثر سرما و گرسنگی شده است. اگر همه تاریخچه زمین را در 24 ساعت خلاصه کنیم، نخستین انسانها در 2 ثانیه مانده به نیمه شب ظهور خواهند کرد.
img/daneshnameh_up/a/a9/earths_magnetism.gif




زمین و عقاید

یونانیها که پیشروان علم بودند، در قرن ششم قبل از میلاد ، زمین را کروی و ثابت فرض می‌کردند و اکثر تمدنها معتقد بودند که جهان ، زمین مرکز است. ولی بطلیموس ستاره شناس یونانی بیشتر از سایرین بر این اندیشه معروف معتقد بوده است. در جهان زمین مرکز ، زمین در مرکز عالم قرار داشته و خورشید و سیارات و ستارگان حول آن می‌گردند. سالها بعد معدودی از متفکران یونانی مخصوصا آریستار خوس اندیشه زمین مرکزی بودن دنیا را زیر سوال بردند. ولی کتاب بطلمیوس المجسی بر علم آن زمان سیطره داشت و مانع از قبول نظر آریستارخوس شد. تا اینکه در سال 1543 نیکلا کپرنیک ستاره شناس لهستانی ، مرکزیت را از زمین گرفته و به خورشید داد.


|+| نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 18:7  توسط بابک نظری  | 

۱۰بـــــرج معـــــــــــروف تــهــــران

 

در دو دهه اخیر گرانی زمین و محدودیت فضا و منابع، شرایط متفاوتی را بر فعالیت‌های ساختمانی و احداث مجتمع‌های مسکونی در تهران تحمیل کرده و در نتیجه رشد افقی شهر، در مناطق مختلف از طريق برج‌سازي به رشد عمودی مبدل شده است.
ساخت برج از حدود پانزده سال پیش و در پی افزایش نجومی قیمت ساختمان و رشد روزافزون تقاضا، رونق گرفت تا جایی که امروز تقریبا بخش بزرگی از شمال شهر تهران و مناطقی از شمال غربی شهر مملو از برج‌هایی است که بسیاری از آنها از برج‌های دوران پیش از انقلاب هم بلندتر و چشمگیرتر هستند.

سامان
HasanArabi☺►Borj-Saman.jpg


برج‌های دوقلوی 21 طبقه «سامان» واقع در بلوار کشاورز، احتمالا اولین برج‌های مسکونی تهران به شمار می‌‌روند که در سال ۱۳۴۹ ساخته شدند. کل بنای این برج دو قلو در ۲۱۰ روز ساخته شد، یعنی هر ۱۰ روز یک طبقه. این ساختمان از معدود تجارب مهندسی کشور در استفاده از قطعات پیش‌ساخته محسوب می‌شود.


ساختمان آلومينيوم
HasanArabi☺►Borj-Aluminum.jpg


«
ساختمان آلومینیوم» واقع در خیابان جمهوری، نرسیده به پل حافظ، قدمتی ۴۵ ساله دارد. وقتی به تابلوی سردر ورودی این ساختمان ۱۲ طبقه نگاه می‌‌کنی، به سختی می‌شود از پشت غبار و جرم گرفتگی، سال ۱۹۶۲ حک شده روی آن را تشخیص داد. تمام طبقات ساختمان آلومینیوم تجاری است و بیشتر به مرکز تعمیر لوازم خانگی شهرت دارد.


آ.اس.پ
HasanArabi☺►Borj-ASP.jpg


سه برج بلند آ.اس.پ از جمله ساختمان‌های بلندی هستند که در اوایل دهه ۵۰ خورشیدی، به دنبال برنامه‌های «مدرنیزاسیون پایتخت» به همراه چند برج دیگر سر به آسمان سپردند. گروه سازنده این برج‌ها اکنون مشغول ساخت برج بین‌المللی تهران است.


بورس
HasanArabi☺►Borj-Bors.jpg


تالار بورس اوراق بهادار تهران، یکی از معروف‌ترین برج‌های قدیمی تهران، ساختمانی در جنوب پل حافظ است که امروز به سالن بورس اوراق بهادار تهران اختصاص یافته است در آغاز بهره برداري اين ساختمان محل« بانك كار» بود.


برج ميلاد
HasanArabi☺►Borj-Milad.jpg


برج مخابراتی میلاد از هر جای تهران دیده می‌شود. این برج در مجموعه ‌ای به نام مرکز ارتباطات بین‌المللی تهران، در تپه‌های کوی ‌نصر (گیشا) واقع شده است. برج میلاد با ۴۳۵‌متر ارتفاع بعد از برج‌های سی‌ان‌تاور (تورنتو)، استانکینو (مسکو) و مروارید شرقی (شانگ‌های) بلندترین برج جهان محسوب می ‌شود. این نخستین بار است که سازه‌ای با این مشخصات بدون حضور حتی یک کارشناس خارجی اجرا می‌شود.


برج مخابرات
HasanArabi☺►Borj-Mokhabrat.jpg


برج مخابرات تهران واقع در میدان امام خمینی (توپخانه) اولین تجربه کارشناسان ایرانی در ساخت برج‌سازی مخابراتی محسوب می‌شود.


پلاسكو
HasanArabi☺►Borj-Plasco.jpg


ساختمان پلاسکو واقع در چهارراه استانبول از برج‌های تجاری است که ۵۰ سال پیش تقریبا همزمان با ساختمان آلومینیوم و توسط یک نفر ساخته شد. این پاساژ هم اکنون یکی از مراکز معروف برای تهیه پوشاک محسوب می شود.


سه يال تهران
HasanArabi☺►Borj-3bal.jpg


«
برج بین المللی تهران»، در محدوده اتوبان‌های کردستان، رسالت و شیخ بهایی واقع است. این برج با ارتفاع ۱۶۲‌متر، بلندترین برج مسکونی تهران است که از شهریور ماه عملیات تکمیلی آپارتمان‌هایش انجام می ‌شود. این بنای عظیم بیش از ۲۲۰‌هزار ‌مترمربع زیربنا را در سه يال پهناور و در ۵۶ طبقه در خود جای داده است. این برج توانسته رکورد قیمت برج‌های مسکونی تهران را بشکند. طبقه اول تا دهم این برج را می‌‌توانید ‌مترمربعی حدود ۳‌میلیون تومان بخرید، طبقه یازدهم تا بیستم را ‌مترمربعي تقریبا۳‌میلیون و نیم تومان طبقه بیست و یکم تا سی‌ام‌ متر‌مربعي ۴‌میلیون تومان، طبقه سی و یکم تا چهلم‌ مترمربعي ۴ و نیم‌میلیون تومان و در نهایت برای خرید طبقه چهل و یکم تا چهل و هفتم باید‌متر مربعي حدود ۴‌میلیون و هفتصد‌هزار تومان بپردازید. قیمت طبقات بالاتر از ۴۷ طبقه که به صورت سه طبقه «تریپلکس» ساخته شده است به صورت نجومی بالا می رود.


سپهر
HasanArabi☺►Borj-Sepehr.jpg


برج سپهر، این برج، ساختمان مرکزی بانک صادرات است که معماری ساده‌ای به شکل مکعب مستطیل دارد. برج سپهر واقع در خیابان‌سمیه، با ۴۹۰۲‌متر مربع مساحت و ۳۳طبقه، یکی از ساختمان‌های بلند تهران است.

قد بلندهاي شهرك غرب
HasanArabi☺►Borj-shahrakGharb.jpg


قبل ازپيروزي انقلاب اسلامي، دولت وقت برنامه‌هایی را با عنوان «مدرنیزاسیون پایتخت» به اجرا گذاشت که برج‌هایی که در ضلع شمال شرقی میدان صنعت (شهرک غرب) دیده می‌شوند و به برج‌هاي شهرك غرب معروف است، ثمره آن برنامه‌ها است

.

|+| نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 17:26  توسط بابک نظری  | 

مرگبارترين جانوران روي زمين !

 


 
 
جام جم آنلاين: اين جانوران كه تصاويرشان را مشاهده مي كنيد لزوما براي انسان ها مرگبار و خطرناك نيستند اما هر يك از آنها در جهان خودشان يك شكارچي فوق العاده و مانند يك ماشين مرگ هستند. گزارشي تصويري از 10 جانور مرگبار كره زمين. 8 خرداد 88 . منبع : بي بي سي : گزارش : بهرام افتخاري.

تصوير تلفيقي 10 جانور از مرگبارترين جانوران كره زمين كه در سريال تلويزيوني « ددلي 60 » كانال لايو بي بي سي معرفي شدند.

تصوير يك لاك پشت گونه (Alligator Snapping Turtle ) كه يادگاري از دوره دايناسورها بوده و فقط در آب هاي رودخانه هاي جنوب ايالات متحده زندگي مي كند. اين لاك پشت گوشتخوار از خوردن هيچ نوع گوشتي رويگردان نيست و حتي قادر به كشتن تمساح هاي كوچك است.

اسب آبي برخلاف ظاهر آرام وبي خطرش يكي از مهاجم ترين جانوران قاره آفريقا است. هر سال تعداد انسان هايي كه توسط اسب هاي آبي در آفريقا كشته مي شوند بيش از قربانيان ساير پستانداران وحشي است.

تصوير چشم هراس آور يك كروكوديل آب شور يكي از بزرگترين گونه هاي كروكوديل در جهان. اين جانور غول پيكر قادر به كشتن هر گونه جانور و يا انساني است كه در قلمرواش پيدا شود.

تصوير يك مار مامبا سياه كه برخلاف نامش رنگي نقره اي دارد. اين مار علي رغم جثه كوچك و باريكش داراي يكي از مرگبارترين زهر ها در دنياي مارها است و در نيش زدن به هر موجودي لحظه اي ترديد نمي كند.

راسوي مشهور به « هاني بجرز» جسورترين و بي باكترين جانور روي زمين است كه از اين نظر نامش در كتاب ركوردهاي گينس ثبت شده است. اين جانور گوشتخوار از هيچ حيوان ديگري بيم ندارد. اين گونه راسو به راحتي آب خوردن شاه كبرا را شكار مي كند و با جسارت به جانوراني كه به مراتب بزرگتر از خودش هستند، حمله مي كند.

تصوير يك افعي گونه (saw - scaled viper ) كه علي رغم جثه كوچكش و حداكثر 90 سانتي متري بيش از هر مار ديگري در هند قرباني مي گيرد.

تصوير يك گونه سخت پوست به نام (Mantis shrimp ) كه در آبهاي اقيانوس آرام در نزديك سواحل گينه پاپوا زندگي مي كند. اين سخت پوست يك شكارچي مرگبار است و حتي جانوران بزرگتر نيز به او حمله نمي كنند.

شاهين پريگرين سريع ترين موجود زنده روي كره زمين است و سرعت پرواز او به 322 كيلومتر در ساعت مي رسد. اين پرنده در فضاهاي باز و گسترده شكار كرده و مانند يك بلاي آسماني بر سر طعمه اش فرود مي آيد.

سگ هاي وحشي آفريقايي از ماهرترين شكارچيان دشت هاي آفريقا محسوب مي شوند. اين جانور به صورت گروهي به شكار مي رود و به دليل نيروي خستگي ناپذيرش شكار خود را كه ممكن است يك ويلبيس و يا يك گورخر باشد به اندازه اي تعقيب كرده و هر از چند گاه به آن حمله مي كند كه طعمه بخت برگشته از جان سير شده و تسليم آنها مي شود . حتي كفتارها نيز قادر نيستند علي رغم چثه بسيار بزرگترشان شكار سگ هاي وحشي را از چنگ آنها به در آورند.

كوسه ببري پس از كوسه سفيد بزرگترين كوسه شكارچي است. كوسه ببري لزوما به انسان حمله نمي كند اما اين ماشين شكار از حمله به ساير گونه هاي كوسه ترديدي به خود راه نمي دهد.

|+| نوشته شده در  شنبه 9 خرداد1388ساعت 17:17  توسط بابک نظری  |