تبليغاتX
QUALITY & TRAINING -B N
QUALITY & TRAINING -B N
کیفیت - آموزش - مشاوره : ( کام )
قدرت ضمیر ناخودآگاه

قدرت ضمیر ناخودآگاه

 

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید،

 باید بدانید که ذهن ناخودآگاهتان به چه صورت کار می کند و از خود واکنش نشان می دهد. باید به این امر اعتقاد داشته باشد که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و  آرزوها دیر نیست.


"هیچ گاه برای تبدیل شدن به آن فردی که می خواهید، دیر نیست." جرج الیوت


مغز انسان به دو قسمت تقسیم می گردد: خودآگاه و ناخودآگاه. شاید تا کنون بارها از زبان دانشمندان شنیده باشید که افراد تنها از 10% ذهن خودآگاه خود استفاده مینمایند. باید توجه داشت که ضمیر ناخودآگاه بسیار بزرگ تر و نیرومند تر عمل می کند و در حدود 90% دیگر از واکنش های ذهنی ما را نیز همین قسمت تحت کنترل خود دارد. آیا می دانید ممکن است در زندگی شما چه اتفاقاتی روی دهد اگر بتوانید به طور کامل از ضمیر ناخودآگاه ذهن خود استفاده کنید؟ بله می توانید از قدرت جادویی آن برای پیشبرد و ارتقای زندگی خود بهره بگیرید.


عملکرد ضمیر ناخودآگاه

ضمیر ناخودآگاه در محل استقرار خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می دارد. هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه مان احساس می کنیم ، تمام چیزهایی را که می بینیم، می شنویم، حس می کینم، می چشیم و بو می کنیم برای تحلیل و بررسی های آتی به ذهن فرستاده می شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهد شد.
در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست میشود. فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره آن واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد. اگر در هر زمان دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک آن خاطره منفی را به یاد می آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می فرستد. کلیه خاطرات گذشته را به یاد شما می آورد و به شما آموزش می دهد که چگونه می توانید با در نظر گرفتن کلیه احساسات و افکارتان به آن پاسخ دهید.


یک نمونه مناسب که می توان در این زمینه مطرح کرد، مثال همان کتری پر از آب در حال جوشیدن است. اگر دست شما یک مرتبه با کتری بسوزد در ذهن شما حک میشود که کتری داغ بوده و می تواند دست شما را بسوزاند و به شما آسیب وارد سازد. اگر یک چنین قابلیتی را نداشتیم، آنوقت به تکرار اشتباهات خود ادامه میدادیم.

ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در آن واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش های بیشماری را بررسی کند. در عین حال شما می توانید راه بروید، تنفس کرده، و قلبتان ضربان خود را داشته باشد و ... کلیه این وقایع در ذهن فرد ثبت می شود.

لازم به ذکر است که ذهن انسان به صورت 24 ساعته در حال فعالیت می باشد، یکسره و بدون توقف و استراحت.

یکی دیگر از نمونه های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی است. زمانیکه شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی دهید، بلکه همه ی کارها را به صورت اتوماتیک وار انجام می شوند، شما فقط رانندگی می کنید.

نکته مثبتی که در مورد ضمیر ناخواگاه وجود دارد این است که ما را قادر می سازد تا آرزوها و اهداف خود را عملی کنیم. می توانید ذهن خود را طوری برنامه ریزی کنید که سبب موفقیت شما در تمام عرصه های زندگی گردد.

کلیه افکار، رفتار، و تجربیاتی که از طریق ذهن خودآگاه درک می گردند، در ضمیر ناخودآگاه شما ثبت و ضبط می شوند، اما نکته جالبی که باید در این زمینه به خاطر داشت آن است که ضمیر ناخوآگاه هیچ گونه تفاوتی میان واقعیت ها و تصورات ذهنی فرد قائل نمی شود. برای ضمیر ناخودآگاه فرد محدودیتی در زمینه زمان و مکان وجود ندارد.

یکی از بهترین تکنیک هایی که از طریق آن می توانید ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این است که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید. این کار به شما کمک می کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که آنها را میخواهید. به این منظور می بایست تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید. این تجسم هم شامل احساسات شما می شوند و هم افکارتان.

فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت همچنین می تواند ضمیر ناخودآگاه رادر رسیدن به موفقیت ترغیب کند. شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید. باید نسبت به چیزهایی که فکر می کنید، آگاه بوده و آنها را به طور کنترل تحت کنترل خود در آورید. به هر چیزی که فکر می کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخوداگاه فرستاده می شود و ضمیر ناخودآگاه نیز آنرا به عنوان یک حقیقت می پذیرد. هیچ گاه به خودتان نگویید که: "من شکست می خورم"، "توانایی انجام این کار را ندارم"، و یا "قابلیت انجام چنین کاری را ندارم"؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت آنرا باور کرده و به عنوان یک حقیقت آنرا می پذیرد.

باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، و سلامت و عشق فکر کند.

با استفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه، و هر چیز دیگری را که فکرش را بکنید به زندگی خود وارد کنید. میتوانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید. زمانی هم که آنها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و آنها راحس کرده و لذت ببرید.

ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاهمان وجود دارد، پا به دنیا می گذاریم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم تا بیشترین حد از آن استفاده نماییم.

اگر شما تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منسه ظهور برسانید.

تهیه و تنظیم : بابک نظری

تیر ماه  1387

|+| نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 17:22  توسط بابک نظری  | 

آقایان-خانم ها

چرا آقایون زودتر از خانم ها
می میرند؟
 

این سوالی است که برای قرن های متمادی بی پـاسـخ مـانـده اسـت... اما حالا ما می خواهیم پاسخ آنرا به شما بدهیم
اگر خانمتان را بر بالای یک سکو بگذارید و از او در مقابل موش ها محافظت کنید... شما یک مرد هستید
اگر در خانه بمانید و کارهای خانه را انجام بدهید... شما یک مرد لوس و مامانی هستید
اگر به شدت کار کنید... برای او اهمیت قائل نیستید که برایش وقت صرف نمی کنید
اگر به اندازه کافی کار نکنید... مفت خوری هستید که به درد هیچ چیز نمی خورید
اگر او یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشد... شما قصد بهره کشی اقتصادی از او را دارید
اگر شما یک کار ملال آور با حقوق پایین داشته باشید... بهتر است تنبلی را کنار بگذارید و کار مناسب تری پیدا کنید
اگر شماشغل بهتری گرفتید... پارتی بازی شده
اگر او شغل بهتری بگیرد... به خاطر توانایی های بالایش بوده
اگر به او بگویید که چقدر زیباست... این نشان دهنده خواست های جنسی شماست
اگر سکوت کنید و چیزی نگویید... این بی اهمیتی شما را نسبت به او می رساند
اگر گریه کنید... آدم بی عرضه ای هستید
اگر گریه نکنید... بی احساس و بی عاطفه هستید
اگر بدون مشورت با او تصمیم بگیرید... شما یک متعصب خودخواه هستید
اگر او بدون مشورت با شما تصمیم بگیرد... یک خانم لیبرال و آزادمنش است
اگر از او خواهش کنید که به خاطر شما کاری را که دوست ندارد انجام دهد... این امر سلطه جویی و دیکتاتور بودن شما را می رساند
اگر او از شما یک چنین درخواستی داشته باشد... انجام آن لطف و مرحمت شما را می رساند
اگر از آنها بخواهید که هیکل خود را روی فرم نگه دارند... شما یک مرد شهوتران هستید
اگر نخواهید... شما اصلا رمانتیک نیستید
اگر به خودتان برسید... خودبین و از خودراضی هستید
اگر این کار را انجام ندهید... یک فرد ژولیده و نا مرتب هستید
اگر برای او گل بخرید... این کار را برای دستیابی به چیزهای دیگر انجام داده اید
اگر نخرید... احساسات او را درک نمی کنید
اگر به پیشرفت های خود افتخار کنید... انسان جاه طلبی هستید
اگر این کار را نکنید... اصلا بلندپرواز نیستید
اگر او سر درد داشته باشد... خسته است
اگر شما سر درد داشته باشید... می خواهید به او بفهمانید که دیگر دوستش ندارید
اگر او را زیاد بخواهید... شهوتران هستید
اگر نخواهید... پس حتما پای یک خانم دیگر در میان است
در نهایت... مردها زودتر می میرند چون خودشان اینطور می خواهند

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 15:45  توسط بابک نظری  | 

تئوری محدودیت ها

 


تفكر ناب دروازه ورود به سرزمين سيگماها(σ )

" مقايسه ايي توصيفي بين ابزارهاي حل مسئله شش سيگما( Six Sigma) ، تفكر ناب ( Lean Thinking )و تئوري محدوديتها ( Theory Of Constraints ) "



با گذار از سيگماهاي پايين تر به سيگماي بالاتر كانون توجه طرح هاي بهبود سازمان بر فرايند ها منعطف مي گردد . متدولوژي شش سيگما اين امكان را به سازمانها مي دهد كه با بهره گيري از اين متدولوژي ، خطاي فرايندها را به حداقل رساند از طرفي تئوري محدوديتها( TOC ) معتقد است كه هر سيستم ( متشكل از يك يا چند فرايند ) دست كم داراي يك محدوديت است و وجود محدوديتها نشان دهنده پتانسيل براي رشد و انجام تغييرات نتيجه بخش مي باشد . تمركز اصلي تئوري محدوديتها از طرفي بر افزايش بهره وري ازطريق مديريت محدوديتها و از طرف ديگر افزايش كمي و كيفي خروجي فرايند هاست . پياده سازي ، بكار گيري و بهره مندي توامان نظام تفكر ناب ، متدولوژي شش سيگما و مدل تئوري محدوديت ها ، بعنوان طرح هاي هاي بهبود ( improvement programs ) مي تواند برنامه راهبردي اغلب سازمان ها و بنگاههاي اقتصادي جهت نيل به هدف بنيادين خود يعني ايجاد ارزش براي مشتري باشد .


مثال محدوديت بازار:
در مثال قبل، تصور كنيد به طريقي ظرفيت توليد مراحل 5 گانه فرايند ، مطابق شكل زير افزايش يابد . ولي تقاضاي بازار براي محصول همان 15 قطعه در روز باشد . در اين سيستم عدم كشش بازار محدوديت و گلوگاه اين فرايند مي باشد


"محدوديت كشش بازار "


تعريف محدوديت و ذكر انواع و اقسام محدوديتهاي سازمان (Types Of Constraint )
محدوديت عبارت است از هر عاملي كه كارايي سيستم را در ارتباط با هدف يا مقصود از پيش تعيين شده محدود مي كند . انواع و اقسام محدوديت هايي كه سازمانها ممكن است با آن ها روبرو شوند بشرح ذير است :

1.
محدوديت بازار (The market)
2.
محدوديت ظرفيت توليد (Capacity )
3.
محدوديت منابع (Resources )
4.
محدوديت تامين كنندگان (Supplier)
5.
محدوديت سرمايه گذاري و مالي (Finance )
6.
محدوديت مربوط به دانش يا صلاحيت مديران (Knowledge or Competence )
7.
محدوديت خطي مشي ها و سياستگذاري ها (Policy)


قلمرو بكارگيري تئوري محدوديت ها ( TOC APPLICATION ) :
از تئوري محدوديتها در زمينه متفاوتي نظير موارد ذيل مي توان بهره برداري نمود :

1.
توليد (Production) .
2.
توزيع و زنجيره تامين (Distribution and Supply Chain ).
3.
مديريت مالي (Financial Management ).
4.
بازاريابي (Marketing) .
5.
برنامه ريزي استراتژيك (Strategic Planning ) .
6.
مديريت پروژه (Project Management ) .


اجراي موفق تئوري محدوديتها مستلزم اجراي الگوريتمي با 5 گام اساسي زير است :

قدم اول - شناسايي محدوديتها ( Identify Constraint )
محدوديت هاي سازمان ( فرايند ) بايد كاملا شناسايي شوند .
قدم دوم بهره برداري از محدوديت ها) Exploit Constraint ):
ارائه طرحي براي بهره برداري كامل از محدوديتهاي سازمان ، در اين مرحله از روشهاي مختلفي چون از بين بردن ظرفيت مازاد در صورت داشتن محدوديت فروش، قراردادن ذخيره موقت پيش از محدوديت و انجام بازرسي و كنترل كيفيت قبل از محدوديت مي توان استفاده كرد .
قدم سوم پشتيباني ساير فرايندها (Subordinate processes ) :
بررسي و اطمينان از اينكه تمام وظايف غيرمحدوديتي، اجراي قدم دوم را به طور همزمان پشتيباني مي كنند
قدم چهارم - بالابردن سطح محدوديت) (Elevate the Constraint:
منظور با لا بردن سطح منابع و امكانات مي باشد .
قدم پنجم تكرار چرخه ( قدم اول تا چهارم ) (repeat cycle ) :
هنگامي كه محدوديت شكسته شد به مرحله 1 بازگرديد


ابزارهاي موردنياز براي كاربرد تئوري محدوديتها :

ابزارهايي كه گلدرات براي كاربرد تئوري محدوديتها ايجاد كرد، عبارت از پنج درخت منطقي و قوانين حاكم بر آنهاست كه عبارتند از: درخت واقعيتهاي جاري، نمودار رفع ناسازگاري؛ درخت واقعيت آتي، درخت پيش نياز و درخت انتقال .

1 -
درخت واقعيتهاي جاري –) (CRT : Current Reality Tree :
ابزاري براي تحليل مسئله و بررسي وضعيت جاري با منطق علت و معلولي است. پس از بررسي وضعيت فعلي، به تعداد محـــدودي علت اصلي و ريشه اي دست پيدا مي كنيم.
2 -
نمودار رفع ناسازگاري – (CRD : Conflict Resolution Diagram) :
اين نمودارمي تواند به عنوان موتوري خلاق براي ايجاد راه حلهاي نو و بنيادين براي مشكلات عمل كند و مبتني بر اين عقيده است كه مشكلات اصلي و مزمن سازمان به دليل برخي از ناسازگاريها و تضادهاي زيربنايي و نهفته كه راه حل مستقيم و مشخص براي آنها امكان پذير نيست، به وجود مي آيند.
3 -
درخت واقعيتهاي آتي- (FRT : Future Reality Tree) :
اين مرحله با دو هدف عمده به وجود مي آيد، نخست صحت مطلوب بودن نتيجه حاصل از تغيير و دوم بررسي اثرات نامطلوب احتمالي جديد و تلاش در جلوگيري از ايجاد و گسترش آنها.
4 -
درخت پيش نياز – ( PRT : Prerequiste Tree ):
اين مرحله چگونگي انجام تغيير را در اختيار ما قرار مي دهد و در به اجرا درآوردن مراحل عملي تصميم اتخاذشده كمك مي كند، اين ابزار موانع را تعيين كرده و بهترين راه حل را ارائه مي نمايد، علاوه بر آن توالي عمليات ضروري براي انجام مراحل را نيز مشخص مي كند.
5 -
درخت انتقال - (TT : Transition Tree) :
ارائه دستورالعمل قدم به قدم اجراي مراحل به اين وسيله صورت مي گيرد و نقشه جزئي تري از مسير به سمت مقصد است و چگونگي انجام تغيير را مشخص مي سازد.

"
فرايند بكارگيري ابزارهاي مورد استفاده در تئوري محدوديت ها "


توجه داشته باشيم كه گلوگاهها ظرفيت حقيقي كارخانه را معين مي كنند، شناخت آنها اولين گام براي پذيرش تغييرات ناشي از تئوري محدوديتها خواهدبود.


طرح بهبود


شش سيگما SIX SIGMA


تفكر ناب Lean thinking


تئوري محدوديت ها

Theory of Constraints

تئوري


كاهش خطا ها

Reduce variation


حذف اتلافات

Remove waste


مديريت محدوديت ها

Manage constraints

فاز هاي اجرايي


1.
فاز تعريف(define)
2.
فاز اندازه گيري (measure)
3.
فاز تجزيه و تحليل (analyze)
4.
فاز بهبود (improve)
5.
فاز كنترل (control)


1.
تعيين ارزش(identify value)
2.
شناسايي جريان ارزش(identify value stream)
3.
ايجاد حركت (flow)
4.
ايجاد سيستم كششي (pull)
5.
تعقيب كمال (perfection)


1.
شناسايي محدوديتها (Identify Constraint)
2.
بهره برداري از محدوديتها(Exploit Constraint)
3.
پشتيباني ساير فرايندها(Subordinateprocesses)
4.
بالابردن سطح محدوديت (ElevateConstraint)
5.
تكرار چرخه ( قدم اول تا چهارم) (repeat cycle)

كانون توجه

focus


تمركز بر مشكلات

Problem focused


تمركز بر جريان

Flow focused


محدويت هاي سيستم

System cnstraints

فرضيات


1.
وجود مسئله ( مشكل ) محرز است
2.
خطاها قابل اندازه گيري و سنجش است
3.
خروجي سيستم بهبود مي يابد اگر خطا ها در تمام فرايند ها كاهش يافته باشند


1.
حذف اتلافات ، كارائي كسب وكار را بهبود مي بخشد .
2.
ايجاد چندين بهبود كوچك در نهايت بهبود بزرگي را تحقق خواهد بخشيد .


1.
تكيه بر سرعت و حجم كار.
2.
استفاده از خروجي سيستمها .
3.
وابستگي فرايندها به يكديگر .

نتايج اوليه


يكسان شدن خروجي فرايند ها

Uniform process output


كاهش زمان جريان ( افزايش سرعت فرايند (

Reduce flow time


افزايش سرعت / توان عملياتي ( بازده كلي(

Fast throughput

نتايج ثانويه


1.
كاهش اتلافات
2.
افزايش توان عملياتي
3.
كاهش سطح موجودي ها
4.
ارتقاء كيفيت


1.
كاهش خطا ها
2.
يكسان شدن خروجي پروسس ها
3.
كاهش سطح موجودي ها
4.
ايجاد سيستم حسابداري نوين
5.
ارتقا‍ء كيفيت


1.
كاهش موجودي ها و اتلافات
2.
براورد هزينه توان عملياتي
3.
سيستم اندازه گيري ( توان عملياتيكارائي (
4.
ارتقاء كيفيت

نقاط ضعف


بهبود يافتن فرايندها بطور مستقل


تكنيك هاي اماري واندازه گيري كاربرد چنداني ندارد


·
كمينه كردن خروجي ها ( فعاليتهاي كاري (
·
عدم ارزش گذاري بر تجزيه تحليل اطلاعات


"
جدول مقايسه اجمالي سه ابزار حل مسئله شش سيگما ( six sigma) ، تفكر ناب(lean thinking ) و تئوري محدوديتهاTOC"


نتيجه گيري
شش سيگما ( six sigma) ، تفكر ناب(lean thinking ) و تئوري محدوديتهاTOC ، هر سه از ابزارهاي حل مسئله هستند . بكارگيري صحيح اين ابزارها ، مي تواند به طور اثر بخشي در رفع مشكلات ، همچنين ايجاد بهبود در وضعيت سازمان نقش داشته باشد . به اين منظور سازمانها بايستي درك درستي از مسائل و مشكلات خود داشته باشند همچنين از ماهيت و شيوه عملكرد اين ابزارها نيز اطلاع داشته باشند . در عرصه كنوني كسب و كار ، توصيف سازمان دگرگون شده است با نگرش جديد ،سازمان مجموعه اي از فرايندهايي است كه هدف آنها ايجاد ارزش براي مشتري است و مستلزم ايجاد ارزش براي مشتري ، آفرينش ارزش در خود سازمان است . برنامه ريزي سازماني كه مي خواهد رويكرد فوق را دنبال كن در وهله اول ورود به حوزه سيگما هاست و در مرحله بعد طي مراحل بهبود تا رسيدن به سطح شش سيگما( six sigma) يعني 3.4 خطا در يك ميليون فرصت مي باشد . مفهوم بنيادي تفكر ناب ، در ريشه کن كردن اتلاف و آفرينش ارزش در سازمان نهفته است . تفکر ناب نگرشي است ، برای افزايش بهره وري و ارزش آفريني مستمر و حداقل کردن هزينه ها و اتلافات به اين ترتيب مي توان دروازه ورود به حوزه سيگما ها را ، رفع عيوب ، اتلافات و خطاهاي مشهود از طريق روشهاي سريع نظير مفاهيم و تكنيك هاي تفكر ناب( lean thinking ) دانست . چرا كه براي افزايش نرخ سيگما نياز است افزايش نمايي در كاهش عيوب و اتلافات بوجود آيد . با گذار از سيگماهاي پايين تر به سيگماي بالاتر كانون توجه طرح هاي بهبود سازمان بر فرايند ها منعطف مي گردد . متدولوژي شش سيگما اين امكان را به سازمانها مي دهد كه با بهره گيري از اين متدولوژي ، خطاي فرايندها را به حداقل رساند ازطرفي تئوري محدوديتها معتقد است كه هر سيستم ( متشكل از يك يا چند فرايند ) دست كم داراي يك محدوديت است و وجود محدوديتها نشان دهنده پتانسيل براي رشد و انجام تغييرات نتيجه بخش مي باشد . تمركز اصلي تئوري محدوديتها از طرفي بر افزايش بهره وري ازطريق مديريت محدوديتها و از طرف ديگر افزايش كمي و كيفي خروجي فرايند هاست . پياده سازي ، بكار گيري و بهره مندي توامان نظام تفكر ناب ، متدولوژي شش سيگما و مدل تئوري محدوديت ها ، بعنوان طرح هاي هاي بهبود مي تواند برنامه راهبردي اغلب سازمان ها و بنگاههاي اقتصادي جهت نيل به هدف بنيادين خود يعني ايجاد ارزش براي مشتري باشد .


_________________
    ترجمه : بابک نظری

BK_NAZARI@YAHOO.COM

|+| نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1387ساعت 16:28  توسط بابک نظری  | 

هفت سین مدیران

هفت سین مدیران

 

طرح و ارائه:  بابک نظری

 

مدیران باید مفاهیم، ویژگی ها و کاربرد هفت سین را بدانند:

 

 

 

 

7 ORDER FOR MANAGERS:

 

DESIGN BY : BABAK NAZARI

BK_NAZARI@YAHOO.COM

 

 

ردیف

 

سین

توضیح

ORDER

NO

۱

ساختار

 

هر مدیری می بایست نسبت به شناخت ساختار سازمانی مطابق با ویژگی های سازمان تحت مدیریت خود اهتمام ورزد.

 

STRUCTURE

1

۲

سلسله مراتب

 

شناخت سلسله مراتب و اصول مترتب بر آن و اشاعه و آموزش  آن در سازمان برای مدیران واجب است.

 

HIERARCHICAL

2

۳

سازماندهی

 

مدیران باید شیوه های تقسیم کار میان افراد و گروه های کاری و هماهنگی میان آنان را به منظور کسب اهداف سازمانی بدانند. که این فرآیند در واقع مفهوم سازماندهی است.

 

ORGANIZE

3

۴

سامانه

 

داشتن تفکر سیستمی ضرورتی انکار ناپذیر برای مدیران می باشد. بکارگیری سیستم های مطابق با شأن ونیاز سازمان برای مدیران مهم است.

 

SYSTEM

4

۵

سکوت

 

اگر خرد ده مرحله داشته باشد نه مرحله ی آن سکوت است. خیلی از مواقع مدیران با سکوت به موقع زمینه های موفقیت را فراهم می سازند.

 

SILENCE

5

۶

سپاسگزاری

 

تشکر و سپاسگزاری به موقع از کارمندان و مرئوسین ضمن افزایش انگیزش آن ها زمینه های تعالی سازمان را فراهم می سازد.

 

THANKSGIVING

6

۷

سخت کوشی

 

کوشش و تلاش و پیگیری های مجدانه ضامنِ انکار ناپذیر دستیابی به موفقیت در زندگانی است.

 

WORKINH HARD

7

 

|+| نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 18:22  توسط بابک نظری  | 

حسادت

مطمئناً شما هم تا حالا با یکی از آن پولدارهای همه چیز تمام

برخورد داشته اید. بله درست است! حسادت داشتن به کسی

که همۀ آن چیزهایی که شما می خواهید را یکجا دارد شما را به هیچ کجا نمی رساند.

از حسادت چه چیزی یاد می گیرید؟

 مطلقاً هیچ چیز، درمقابل، اگر با خودتان بگویید که این آدمها

 حتماً در زندگیشان درست عمل کرده اند و بنابراین من هم

باید زندگی آنها را برای خودم الگو قرار دهم، آنوقت است که

 یک چیز یاد گرفته اید.

با منفی بودن و حسودی کردن به پولدار بودن کسی، فقط

دور خودتان سد درست میکنید. با قبول کردن این نوع عقاید،

 تضمین می کنید که هیچ وقت یکی از آن آدم های پولدار

 نمی شوید.

 

واقعاً وقتی درمورد آن فکر می کنید، به نظرتان عالی نمی آید

 که آنها به همچنین مال و منالی رسیده اند؟ آیا دنیا به خاطر

 خدمت هایی که مایکروسافت کرده، چیزی عایدش نشده؟

 بله، آدم های پولدار برای دنیا واقعاً مفید هستند. آقای بیل گیتس ثروت افسانه ای خودش را به خدمت جامعه درآورده است.

 پس به نظرتان نباید خوشحال باشیم که این آدمها به چنین ثروتی دست پیدا کرده اند؟ به جای اینکه حسودی کنیم، باید تلاش های آنها را تحسین کنیم و سعی کنیم از آنها تقلید کنیم.

حسود نباشید....همه چیز زندگی پول نیست.

مغز بیزنس داشتن به نظر من درست مثل این است که استعداد

 خواندن یا نقاشی کردن داشته باشید. بیزنس هم استعدادی است که با آن زاده می شوید. اما درست مثل نقاشی و خوانندگی،

 قابل یادگیری است.

آموزش مطمئناً کمک می کند اما طبیعتی که با آن به دنیا می آیید، همیشه باشماست.

اما حسادت و کینه ورزی بدترین خصوصیات اخلاقی است که در

 یک فرد می تواند وجود داشته باشد چون این صفات است که

جلوی پیشرفت را می گیرد و فرد قادر نخواهد بود همه توانایی های خود را به عرصه عمل بکشاند.

این آدم ها به جای اینکه تلاش کنند،  زندگی خود را با حسادت کردن به این و آن می گذرانند، این و آنی که برای بالا بردن سطح زندگی خود و خانواده اش روز و شب تلاش میکند.

خنده دار است اما پول مثل یک شمشیر دولبه است.

همه ما به آن نیاز داریم اما به دلایل مختلف، وقتی حتی به

 اندازه کافی پول برای زندگی کردن داشته باشید، طمع داشتن

بیشتر و بیشتر به سراغتان می آید.

خیلی از پولدارها را دیده ام که پول را مقیاسی برای اندازه گیری

موفقیت خود در کارشان می دانند. این خیلی ناراحت کننده است.

 چون موفقیت جنبه های مختلف دارد: رضایت، برنده شدن، پیشرفت، و ...

و البته یک نیروی انگیزه دیگر هم هست :

ü                سعی کردن برای موفق شدن در هر کاری که انجام می دهید،       و سعی کردن برای بهترین بودن.

من اولین بار طعم موفقیت را وقتی چشیدم که فهمیدم با پولی که در می آورم می توانم راحت و آزاد زندگی کنم:

 اینکه میتوانم به مادرم کمک مالی کنم،

 قبض ها را به موقع پرداخت کنم و درعین حال کمی هم در بانک پس انداز کنم.

اما اگر دوستان و خانواده ای دارید که دوستتان دارند و به شما احترام می گذارند، به خاطر  موفقیتی است که به هیچ وجه با پول قابل خریداری نیست...

|+| نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 18:19  توسط بابک نظری  | 

 

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین



دریافت كد ساعت
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جستجوگر گوگل
دریافت كد